هر سال با آغاز فصل سرد، محدودیت گاز صنایع به تیتر اول رسانهها بازمیگردد و صنعت پتروشیمی، بهویژه واحدهای متانول و اوره، در کانون انتقادها قرار میگیرد. در این فضا، اغلب بهجای تحلیل ریشهای مساله ناترازی انرژی، شاهد شکلگیری روایتهایی سادهانگارانه هستیم که پتروشیمی را عامل بحران معرفی میکنند. این نوع مواجهه، بیش از آنکه به حل مساله کمک کند، خطر اتخاذ تصمیمات سیاستی پرهزینه و بعضا برگشتناپذیر را افزایش میدهد. واقعیت آن است که قطعی گاز پتروشیمی نه علت، بلکه نشانهای از ضعف حکمرانی انرژی در کشور است و تمرکز صرف بر صنایع گازپایه، صورتمساله را مخدوش میکند.