در اقتصاد ایران کمتر مفهومی را میتوان یافت که به اندازه «تراستی» محل سوءبرداشت، ابهام و قضاوتهای یکسویه باشد. در سالهای اخیر، هرگاه سخن از فساد ارزی، گم شدن منابع یا تخلفات ناشی از نقلوانتقال پول به میان آمده، نام تراستیها نیز در کنار آن قرار گرفته است؛ گویی تمام آسیبهای تجارت خارجی کشور در این شبکه خلاصه میشود. این در حالی است که تراستیها علت شکلگیری اقتصاد تحریمی نیست و معلول آن است. تا زمانی که بستر شکلگیری این پدیده مورد توجه قرار نگیرد، نه میتوان درباره نقش واقعی آن قضاوت منصفانهای داشت و نه راهکاری برای اصلاح آن ارائه کرد.