وزن سنگین سرپناه در بودجه خانوار ایرانی/ سهم پول پیش و اجاره مسکن در مناطق مختلف چقدر است؟ +فیلم

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۴۳۰۷۲۲۵ سایت خوان

اکوایران : هزینه اجاره یک آپارتمان فقط به مبلغی که ماهانه پرداخت می‌کنید محدود نمی‌شود؛ بلکه میزان پول پیش و نسبت آن به اجاره ماهانه هم بخش مهمی از معادله بازار مسکن است.

وزن سنگین سرپناه در بودجه خانوار ایرانی/ سهم پول پیش و اجاره مسکن در مناطق مختلف چقدر است؟ +فیلم

در «تیتر یک» امروز، از تغییرات سیاست پولی بانک مرکزی تا تحولات بازارهای جهانی و فشار هزینه‌های زندگی را بررسی می‌کنیم. پرونده روز این قسمت به افزایش نرخ بهره بین‌بانکی و تغییر دالان بازار باز اختصاص دارد؛ تصمیمی که پرسش‌های مهمی درباره فاصله نرخ‌های رسمی با واقعیت اقتصاد ایران، هزینه تأمین مالی و مسیر آینده تورم مطرح می‌کند. در کنار این پرونده، نگاهی داریم به واکنش بازار اوراق آمریکا به پیروزی دموکرات‌ها، سهم مسکن در بودجه خانوارهای ایرانی، تفاوت الگوی رهن و اجاره در مناطق تهران، گلوگاه‌های تولید معدن و تبدیل قدرت صنعتی چین به ابزار ژئوپلیتیک.

در «تیتر یک» یکشنبه ۱۷  آبان  ۱۴۰۵ ببینید:

پیروزی دموکرات‌ها به نفع سرمایه‌گذاران است؟

پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، معادلات سیاسی واشنگتن را تغییر داده است؛ اما اثر این تحول فقط به رقابت‌های حزبی محدود نمی‌شود. بازار اوراق قرضه آمریکا نیز از همان ابتدا به این نتیجه واکنش نشان داد؛ بازاری که یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها برای سنجش انتظارات سرمایه‌گذاران درباره تورم، رشد اقتصادی و وضعیت مالی دولت است.

در نگاه نخست، کاهش بازده اوراق پس از پیروزی دموکرات‌ها می‌توانست نشانه‌ای از خوش‌بینی بازار باشد. سرمایه‌گذاران امیدوار بودند که تغییر توازن قدرت در کنگره، اجرای برخی برنامه‌های اقتصادی ترامپ، از جمله افزایش هزینه‌های دولت و کاهش مالیات‌ها را دشوارتر کند؛ برنامه‌هایی که می‌توانند کسری بودجه و نیاز دولت به استقراض را افزایش دهند.

اما این واکنش چندان پایدار نبود. بازده اوراق دوباره افزایش یافت و عوامل دیگری به معادله اضافه شدند: احتمال کاهش تنش‌های تجاری و ژئوپلیتیک، افت قیمت انرژی، نگرانی درباره آینده سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های هوش مصنوعی و البته مسیر احتمالی نرخ بهره فدرال رزرو.

در واقع، بازار اوراق هم‌زمان با چند نیروی متفاوت روبه‌روست؛ نیروهایی که برخی به کاهش هزینه استقراض دولت کمک می‌کنند و برخی دیگر می‌توانند فشار صعودی بر بازده اوراق ایجاد کنند.

با این حال، واکنش محدود بازار نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران هنوز درباره پیامدهای اقتصادی این تحول سیاسی به جمع‌بندی نرسیده‌اند. انتخابات توازن قدرت را تغییر داده، اما سرنوشت بازار اوراق را سیاست‌هایی تعیین می‌کنند که پس از آن اجرا خواهند شد.

آیا سیاست پولی با واقعیت اقتصاد همگام می‌شود؟

افزایش اخیر دالان نرخ بهره بین‌بانکی، بار دیگر شکاف میان نرخ‌های رسمی نظام بانکی و نرخ‌های رایج در اقتصاد ایران را به موضوعی مهم تبدیل کرده است. پرسش اصلی این است: آیا این افزایش توانسته فاصله میان هزینه رسمی تأمین مالی و واقعیت بازارهای اعتباری را کاهش دهد؟

چند نشانه از وجود این شکاف حکایت دارد. در آخرین حراج اوراق دولتی، نرخ بازده تا سررسید اوراق حدود ۴۰ درصد بود؛ در حالی که تا هفته گذشته نرخ بهره بین‌بانکی در محدوده ۲۴ درصد قرار داشت. این اختلاف نشان می‌دهد دولت برای تأمین مالی با هزینه‌ای به‌مراتب بالاتر از نرخ رسمی بازار بین‌بانکی مواجه است.

از سوی دیگر، تورم سالانه مهرماه به حدود ۸۰ درصد و تورم نقطه‌به‌نقطه به نزدیک ۸۹ درصد رسیده است. در چنین شرایطی، نرخ‌های پایین تأمین مالی می‌توانند تقاضای اعتبار را افزایش دهند و تعادل میان عرضه و تقاضای منابع بانکی را برهم بزنند.

بازار باز نیز نشانه دیگری از این وضعیت است. در ماه‌های گذشته، تقاضای بانک‌ها برای اعتبار بارها از میزان پذیرش بانک مرکزی فراتر رفت. اما در عملیات ۱۱ آبان، نرخ توافق بازخرید به ۳۲ درصد رسید و حجم پذیرش درخواست‌ها نیز به حدود ۱۶۶ همت افزایش یافت؛ تغییری که از تعدیل شرایط تأمین اعتبار حکایت دارد.

حالا دالان نرخ بهره بین‌بانکی به محدوده ۲۶ تا ۳۴ درصد رسیده است؛ با این حال، این نرخ همچنان از بازده حدود ۴۰ درصدی اوراق دولتی پایین‌تر است.

مسئله فقط افزایش یک نرخ نیست؛ بحث بر سر هماهنگی نرخ‌های پولی با واقعیت اقتصاد است. تا زمانی که نرخ سود سپرده و تسهیلات با شرایط تورمی و هزینه تأمین مالی در بازار فاصله داشته باشد، نمی‌توان انتظار داشت منابع اعتباری به تعادل پایداری برسند. آیا افزایش اخیر آغاز اصلاحی گسترده‌تر در سیاست پولی است؟

اجاره‌نشینی در تهران؛ سهم پول پیش و اجاره در مناطق مختلف چقدر است؟

هزینه اجاره یک آپارتمان فقط به مبلغی که ماهانه پرداخت می‌کنید محدود نمی‌شود. میزان پول پیش و نسبت آن به اجاره ماهانه هم بخش مهمی از معادله بازار مسکن است؛ ترکیبی که می‌تواند از منطقه‌ای به منطقه دیگر و حتی از یک موجر به موجر دیگر تفاوت زیادی داشته باشد.

در گزارش این هفته، با بررسی بیش از ۱۴۰ هزار آگهی رهن و اجاره در تهران، به سراغ دو پرسش رفتیم: اجاره هر مترمربع آپارتمان در مناطق ۲۲گانه چقدر است و موجران در هر منطقه چه سهمی از ارزش اجاره را به‌صورت پول پیش مطالبه می‌کنند؟

نتایج نشان می‌دهد منطقه یک با میانه اجاره ماهانه یک میلیون و ۳۵۰ هزار تومان به ازای هر مترمربع، گران‌ترین منطقه تهران است. در مقابل، منطقه ۱۸ با ۳۴۰ هزار تومان کمترین رقم را دارد.

اما تفاوت فقط به سطح قیمت‌ها محدود نمی‌شود. در مناطق ۲۰ و ۲۱، میانه سهم ودیعه از ارزش اجاره به ۶۰ درصد می‌رسد؛ در حالی که این نسبت در منطقه یک فقط ۳۳ درصد است. به بیان دیگر، در مناطق گران‌تر، سهم اجاره ماهانه در ترکیب پرداخت‌ها می‌تواند بیشتر باشد.

با این حال، بررسی آماری آگهی‌ها رابطه خطی معناداری میان سطح اجاره‌بها و سهم پول پیش نشان نمی‌دهد. بنابراین نمی‌توان گفت هرچه منطقه‌ای گران‌تر باشد، الزاماً موجران آن اجاره نقدی بیشتری مطالبه می‌کنند.

این گزارش تصویری از تفاوت الگوی رهن و اجاره در مناطق مختلف پایتخت ارائه می‌دهد؛ تفاوتی که برای مستأجران، فقط یک انتخاب قراردادی نیست و مستقیماً بر میزان نقدینگی موردنیاز آن‌ها اثر می‌گذارد.

وزن سنگین سرپناه در بودجه خانوار ایرانی

لید: بررسـی داده‌هـای آمـاری هزینـه و درآمـد خانوارهای شهری حاکی از آن است که در سال گذشته، ۷۲.۱ درصد از کل مخارج خانوار به اقلام غیرخوراکی اختصاص یافته که این امر گویای وزن غالب هزینه‌های سرپناه در سبد مصرفی است

تحلیل ساختار هزینه‌های خانوار شهری نشان می‌دهد که در سال گذشته، به‌طور میانگین ۷۲.۱ درصد از کل هزینه‌های خانوار به اقلام غیرخوراکی اختصاص یافته است. بررسی این شاخص به تفکیک دهک‌های درآمدی، تبیین‌کننده تفاوت در الگوی تخصیص منابع است؛ به‌طوری‌که سهم هزینه‌های غیرخوراکی از کل سبد خانوار در دهک اول معادل ۶۷.۳ درصد و در دهک دهم ۷۸ درصد گزارش شده است.

اگرچه سهم نسبی هزینه‌های غیرخوراکی در دهک‌های بالا بیشتر است، اما ترکیب این هزینه‌ها حاکی از نابرابری ساختاری است. خانوارهای واقع در دهک‌های پایین درآمدی، بخش عمده‌ای (تا ۷۳ درصد) از هزینه‌های غیرخوراکی خود را صرف تأمین مسکن و اجاره‌بها می‌کنند، که این امر انعطاف‌پذیری بودجه آن‌ها را در مواجهه با شوک‌های قیمتی به حداقل می‌رساند. در مقابل، دهک‌های بالای درآمدی سهم قابل‌توجهی از مخارج غیرخوراکی خود را به بخش‌هایی نظیر حمل‌ونقل (۱۱ درصد در برابر ۵ درصد دهک اول) و خدمات تخصیص می‌دهند.

این الگو در سطح گروه‌های شغلی و تعداد اعضای شاغل خانوار نیز مشهود است؛ کارمندان خدماتی و فروشندگان سهم بالاتری از بودجه خود را معطوف به مسکن می‌سازند. این داده‌ها دلالت بر آن دارد که پایداری معیشت خانوارهای کم‌درآمد و مزدبگیر به‌شدت تحت تأثیر تورم بخش مسکن و کالاهای غیرخوراکی قرار دارد و سیاست‌گذاری‌های کلان اقتصادی نیازمند بازنگری در حوزه کنترل هزینه‌های پایه است.

هشدار درباره گلوگاه‌های تولید معدن

افزایش قیمت و محدودیت دسترسی به نهاده‌های مورد نیاز بخش معدن، در حالی به یکی از چالش‌های تولید در سال جاری تبدیل شده که تداوم این وضعیت می‌تواند در پنج ماه پایانی سال، فعالیت معادن و زنجیره صنایع وابسته را با اختلال مواجه کند. مهرداد اکبریان، رئیس انجمن سنگ‌آهن ایران، در گفت‌وگو با «اکوایران» با اشاره به نقش بالادستی معدن در تأمین مواد اولیه صنایع مختلف، هشدار داد که کمبود نهاده‌های کلیدی از جمله مواد ناریه می‌تواند به گلوگاهی جدی برای تداوم عملیات معدنی و تحقق برنامه‌های تولید تبدیل شود.

 چین چگونه اقتصاد را به سلاح ژئوپلیتیک تبدیل می‌کند؟

چین سال‌ها با تکیه بر تجارت آزاد، سرمایه‌گذاری صنعتی و گسترش زنجیره‌های تأمین، جایگاه خود را در اقتصاد جهانی تثبیت کرد. اما حالا این کشور از موقعیت مسلط خود در تولید و تأمین کالاهای راهبردی، به‌عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی استفاده می‌کند.

محدودیت صادرات ماشین‌آلات صنعتی، عناصر معدنی کمیاب و فناوری‌های پیشرفته، بخشی از راهبرد تازه پکن است؛ راهبردی که هدف آن حفظ وابستگی دیگر کشورها به ظرفیت‌های صنعتی چین است. حتی کالاهایی مانند ماشین‌آلات حفاری تونل نیز می‌توانند در این معادله نقش پیدا کنند؛ به‌ویژه وقتی پای اختلافات مرزی و ملاحظات نظامی در میان باشد.

این رویکرد با تغییر نگاه شی جین‌پینگ به اقتصاد چین ارتباط دارد. در این نگاه، تجارت، فناوری و تولید دیگر صرفاً ابزارهایی برای رشد اقتصادی نیستند؛ بلکه باید در خدمت رقابت راهبردی با غرب و تضمین موقعیت جهانی چین قرار بگیرند.

در سوی دیگر، آمریکا و اروپا نیز با سیاست‌هایی مانند محدودیت صادرات فناوری و بازگرداندن زنجیره‌های تولید، به دنبال کاهش وابستگی خود به چین هستند.

اما این رقابت یک تناقض اساسی دارد: وقتی منطق امنیت و سیاست بر منطق اقتصادی غلبه می‌کند، سودآوری و کارایی بنگاه‌ها تحت فشار قرار می‌گیرد. شاید کشورها در کوتاه‌مدت بتوانند هزینه این تقابل را تحمل کنند، اما در بلندمدت، سیاسی شدن اقتصاد می‌تواند به بهای تضعیف همان ظرفیت تولیدی تمام شود که قرار است قدرت ملی را تقویت کند. 

آیا اقتصاد جهانی در حال ورود به عصر تازه‌ای است که در آن وابستگی صنعتی، مهم‌ترین ابزار قدرت سیاسی خواهد بود؟

دانا وایت؛ گزینه غیرمنتظره ترامپ برای سخنگویی کاخ سفید

دونالد ترامپ با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروث، پیشنهاد حضور دانا وایت، مدیرعامل UFC، در جایگاه سخنگوی کاخ سفید را مطرح کرد؛ موضوعی که بار دیگر روابط دیرینه این دو را در مرکز توجه رسانه‌ها قرار داد.

رابطه ترامپ و وایت از همکاری‌های تجاری در اوایل دهه ۲۰۰۰ آغاز شد و به‌تدریج ابعاد سیاسی پیدا کرد. وایت در سال‌های گذشته از حامیان انتخاباتی ترامپ بوده و در گردهمایی‌های حزب جمهوری‌خواه نیز حضور داشته است.

او که از سال ۲۰۰۱ در رأس مدیریت UFC قرار گرفت، در گسترش فعالیت‌های این سازمان و تبدیل آن به یکی از کسب‌وکارهای ورزشی جهان نقش داشته است.

پس از انتشار پیام ترامپ، وایت تصویری ساخته‌شده با هوش مصنوعی از حضور خود پشت تریبون کاخ سفید منتشر کرد؛ اقدامی که گمانه‌زنی‌ها درباره آینده سیاسی او را افزایش داد.

بااین‌حال، هنوز خبری از انتصاب رسمی منتشر نشده است. شبکه CNN نیز گزارش داده که وایت پیشنهاد ترامپ را نپذیرفته، هرچند او تاکنون رد این پیشنهاد را به‌صورت رسمی تأیید نکرده است.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن