بازار شوک واقعی عرضه را دستکم گرفته است؛
توهم قیمتی در بازار نفت
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد؛ بازار جهانی نفت این روزها در وضعیتی متناقض قرار گرفته است؛ از یکسو یکی از بزرگترین شوکهای عرضه در تاریخ معاصر شکل گرفته و از سوی دیگر قیمتها هنوز با واقعیتهای جدید فاصله دارند. اگرچه در روزهای اخیر قیمت نفت جهش قابلتوجهی داشته، اما آنچه در بازارهای آتی دیده میشود نشان میدهد معاملهگران همچنان به بازگشت سریع شرایط عادی خوشبیناند؛ خوشبینیای که ممکن است هزینهساز باشد.
در هفتههای گذشته، بسته شدن تنگه هرمز عملا بخش عظیمی از عرضه نفت جهان را مختل کرده است؛ مسیری که روزانه حدود ۱۴ میلیون بشکه نفت از آن عبور میکند. با چنین اختلالی، انتظار میرفت قیمتها بهسرعت به سطوح بسیار بالاتر، حتی بیش از ۱۵۰ دلار برسد. با این حال، تا اواسط آوریل قیمتها همچنان زیر ۹۰ دلار باقی مانده بود و تنها با افزایش تنشها، بازار واکنش جدیتری نشان داد و قیمتها به بالای ۱۲۵ دلار رسید.
براساس سرمقاله اکونومیست، مشکل اصلی اینجاست که بازار هنوز بهطور کامل پیامدهای این شوک را درک نکرده است. نهتنها قیمتهای فعلی ممکن است همچنان پایینتر از سطح تعادلی باشند، بلکه بازارهای آتی نیز نشان میدهند که معاملهگران انتظار دارند قیمت نفت در ماههای آینده کاهش یابد و تا پایان سال به حدود ۸۸ دلار برسد. چنین پیشبینیای بهطور ضمنی بر سه فرض استوار است: دستیابی سریع به توافق میان ایران و آمریکا، بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت سریع عرضه سوخت به بازار جهانی؛ فرضهایی که هر سه با عدمقطعیت جدی مواجهاند.
واقعیت فیزیکی بازار نفت اما داستان دیگری روایت میکند. در آغاز جنگ، بخشی از عرضه از طریق ذخایر و نفتکشهای در حال حرکت تامین میشد، اما این منابع موقتی بودهاند و بهتدریج تخلیه شدهاند. اکنون سطح ذخایر نفتی در حال نزدیک شدن به پایینترین میزان خود از زمان آغاز رصد ماهوارهای در سال ۲۰۱۸ است. همزمان، موجودی فرآوردههایی مانند بنزین، گازوئیل و سوخت جت در دریا بهشدت کاهش یافته و نشانههای کمبود در حال ظهور است. این وضعیت در حالی است که با نزدیک شدن به تابستان، تقاضای سوخت افزایش مییابد.
ابعاد این بحران نیز بهمراتب گستردهتر از نوسانات معمول بازار است. صنایع پتروشیمی آسیا بخشی از ظرفیت خود را متوقف کردهاند و قیمت سوختهای کلیدی در مناطق مختلف جهان جهش قابلتوجهی داشته است. برخلاف بازارهای مالی که میتوانند مدتی بر پایه انتظارات و هیجانات حرکت کنند، بازار نفت بهشدت به واقعیتهای فیزیکی عرضه و تقاضا وابسته است. اگر عرضه کاهش یابد، قیمتها ناگزیر برای ایجاد تعادل افزایش خواهند یافت و نشانههایی مانند فروش گازوئیل با قیمتهای بسیار بالا، تاییدی بر همین واقعیت است.
با این حال، دلایلی برای خوشبینی نیز وجود دارد. از یکسو، فشارهای اقتصادی بر ایران میتواند انگیزهای برای دستیابی به توافق ایجاد کند و از سوی دیگر، آمریکا نیز تمایل دارد از افزایش بیش از حد قیمت نفت جلوگیری کند. در چنین شرایطی، برخی تحلیلگران معتقدند که منافع مشترک دو طرف میتواند به کاهش تنشها منجر شود.
اما همین خوشبینی نیز با تردیدهای جدی همراه است. تجربه نشان داده که بازارها در ارزیابی ریسکهای ژئوپلیتیک عملکرد دقیقی ندارند و اغلب پیچیدگیهای تجارت فیزیکی نفت را دستکم میگیرند. حتی اگر توافقی در کار باشد، دستیابی به آن زمانبر خواهد بود و ممکن است هر دو طرف در محاسبات خود دچار خطا شوند.
از سوی دیگر، پویاییهای سیاسی نیز بر پیچیدگی اوضاع میافزاید. ایران در گذشته نشان داده که میتواند در برابر فشارهای اقتصادی مقاومت کند و در صورت لزوم، برای دستیابی به امتیازات بهتر زمان بخرد. در مقابل، آمریکا نیز با ملاحظات داخلی، از جمله انتخابات، مواجه است، اما این به معنای عقبنشینی سریع نیست. حتی ممکن است سیاستهایی برای کنترل قیمتها در داخل اتخاذ شود که خود بر بازار جهانی اثر بگذارد.
حتی در صورت دستیابی به توافق، بازگشت به شرایط عادی به این سادگی نخواهد بود. بازگشایی کامل تنگه هرمز، پاکسازی مسیرهای دریایی، بازگشت نفتکشها به مسیرهای قبلی و احیای ظرفیت تولید و پالایش، همگی زمانبر و پرهزینه هستند. علاوه بر این، ریسکهای امنیتی و هزینههای بیمه میتواند مانعی جدی برای بازگشت سریع عرضه باشد.
در سطح کلان، جهان ممکن است با دومین شوک تورمی بزرگ در یک دهه اخیر مواجه شود؛ شوکی که پس از بحران کرونا، بار دیگر بانکهای مرکزی را در موقعیت دشواری قرار میدهد. برخی کشورها در آسیا اقداماتی مانند کاهش ساعات کاری را در دستور کار قرار دادهاند و اروپا نیز احتمالا ناچار به تغییر رویکرد از حمایت از تقاضا، به مدیریت کمبودها خواهد شد.
شاید مهمترین نکته این باشد که بازارها هنوز بهطور کامل عمق بحران را درک نکردهاند. تجربه سالهای اخیر، از بهبود سریع پس از کرونا تا سازگاری اروپا با شوک انرژی، باعث شده نوعی اعتماد به «حل شدن خودکار مشکلات» در میان سرمایهگذاران شکل بگیرد. اما این بار، شرایط متفاوت است. سناریویی که تحلیلگران نفتی سالها از آن هشدار میدادند، اکنون در حال تحقق است؛ سناریویی که نهتنها ساده نخواهد بود، بلکه میتواند یکی از پرهزینهترین دورههای بازار انرژی را رقم بزند.//