خطر واقعی ترامپ برای اروپا

گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-محمدامین مکرمی؛ ماجرای گرینلند بیش از آنکه یک اختلاف جغرافیایی باشد، نمادی از نوع نگاه ترامپ به نظم بین‌الملل و به‌ویژه متحدان سنتی آمریکا است. او سال‌هاست که گرینلند را در کانون توجه خود قرار داده و این‌بار نیز با بی‌اعتنایی آشکار به ناتو و نقش اروپا، بار دیگر شکاف عمیق میان دو سوی آتلانتیک را نمایان کرد. از نگاه بسیاری از تحلیلگران، این رفتار نه یک انحراف مقطعی، بلکه بخشی از یک راهبرد بلندمدت برای بازتعریف روابط آمریکا با متحدانش است.

براساس سرمقاله اکونومیست، یکی از درس‌های اصلی بحران اخیر این است که ترامپ در برابر فشار عقب می‌نشیند، اما از اهداف نهایی خود دست نمی‌کشد. اروپا در این دور خوش‌شانس بود؛ چراکه موضوع اختلاف، سرزمینی بود که ارزش راهبردی محدودی برای آمریکا دارد و هزینه‌های سیاسی و اقتصادی تصاحب آن بسیار بیشتر از منافعش است. تهدید به اعمال تعرفه‌ها با واکنش متقابل برخی کشورهای اروپایی و حساسیت بازارها روبه‌رو شد و حتی کنگره آمریکا نشانه‌هایی از مقاومت نشان داد.

با این حال، مشکل اصلی پابرجاست. نگاه بدبینانه ترامپ به جهان، بی‌اعتمادی عمیق او به نهادهای چندجانبه و روایت تحریف‌شده‌ای که از تاریخ ناتو ارائه می‌دهد، پایه‌های اتحاد آتلانتیک را سست کرده است. او مدعی است که آمریکا «تمام هزینه ناتو» را پرداخته و چیزی در مقابل نگرفته، درحالی‌ که واقعیت تاریخی چیز دیگری می‌گوید. اروپا در دوران جنگ سرد سد اصلی در برابر گسترش شوروی بود و پس از ۱۱ سپتامبر نیز این متحدان اروپایی بودند که برای دفاع از آمریکا به افغانستان رفتند.

ناتو بر اساس منافع متقابل و ارزش‌های مشترک شکل گرفت، اما در نگاه ترامپ، متحدان، بیشتر باری بر دوش آمریکا هستند تا یک سرمایه راهبردی. چنین برداشتی دیر یا زود به تقابل‌های جدید منجر خواهد شد؛ چه بر سر گرینلند و چه در پرونده‌های دیگر. اروپا باید خود را برای جهانی آماده کند که در آن اتکای کامل به چتر امنیتی آمریکا دیگر بدیهی نیست.

از این منظر، بحران گرینلند تنها «نوک کوه یخ» است. اگر این روند ادامه یابد، خطر فروپاشی تدریجی ناتو و بازگشت رقابت تسلیحاتی در اروپا و آسیا جدی خواهد بود. شاید زمان آن رسیده باشد که اروپا، در کنار تلاش برای حفظ اتحاد فراآتلانتیک، سناریوی دنیای بدون ناتو را نیز به‌طور جدی روی میز بگذارد./

AM 2