ریشههای ناآرامیهای یک دهه گذشته چیست؟
بازخوانی اعتراضات در سه پرده
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد؛ مرور تاریخ دو نقطه دیگر را در برای ما برجسته میکند؛ آبانماه ۹۸ و شهریور ۱۴۰۱. زمانی که بار دیگر شاهد گسترش نارضایتیها در بطن جامعه بودیم. به همین بهانه در این گزارش به بررسی ریشههای شکلگیری اعتراضات در این دو تاریخ و نحوه برخورد با آن پرداخته ایم.
پرده اول؛ تصمیم بنزینی
دهه 90 را شاید بتوان نقطه آغازی برای نارضایتی از شرایط اقتصادی کشور بدانیم. سالهای ابتدایی این دهه، با تشدید آثار تحریمها بر اقتصاد ایران و جهشهای ارزی، ضربههایی بر پیکر اقتصاد ایران وارد شد. هرچند کمی بعد با امضای برجام و ازسرگیری روابط سیاسی و اقتصادی با غرب این بار از روی دوش جامعه برداشته شد ولی عمر این ماه عسل کوتاه بود و با ورود ترامپ به کاخ سفید و خروج یکجانبه آمریکا از برجام بار دیگر سایه سنگین تحریمها بازگشت. با اعمال محدودیتهای دوباره بر فروش نفت ایران؛ درآمدهای دولت کاهش یافت و کسری بودجه و به دنبال آن تورم که میتوان آن را بیماری مزمن اقتصاد ایران عنوان کرد پدیدار شد.
یک سال بعد، در پاییز 1398 اصلاحاتی که سال ها با سرریز دلارهای نفتی به خزانه دولت به تعویق افتاده بود، به دلیل فشار تحریم بر بودجه دولت، روی میز سیاستگذار قرار گرفت؛ «اصلاح قیمت حاملهای انرژی». تصمیمی که بامداد جمعه 24 آبان 1398 با اعلام افزایش قیمت بنزین به 3هزارتومان اعلام شد و دقایقی پس از آن محمدباقر نوبخت؛ رئیس سازمان برنامه و بودجه وقت از واریز یارانه نقدی جدید از محل منابع حذف یارانه قیمتی بنزین خبر داد.
طرح حمایتی جدیدی که البته پیش از اعلام قیمتهای جدید وعده آن از سوی دولت داده شده بود، اما در آن زمان مشخص نبود این طرح، پیوست طرح اصلاح قیمت بنزین است یا خیر. در آن زمان قرار بر این شد که یارانه 45هزار و 500 تومانی که یادگار اجرای طرح هدفمندسازی یارانهها و افزایش قیمت بنزین در سال 1389 بود، افزایش یابد و این بار خانوارهای 7دهک اول جامعه براساس بُعد خود بین 55 تا 205هزارتومان در ماه یارانه دریافت کنند.
واکنشها به این اتفاق متفاوت بود. در وهله نخست بسیاری به نحوه اطلاعرسانی آن، انتقادهای بسیاری وارد کرده و آن را با افزایش قیمت بنزین در اواخر دهه 80 مقایسه کردند که هرچند محاسبات و نحوه اجرای اصلاح قیمت حاملهای انرژی در آن زمان کاستیهای بسیاری داشت و در نهایت تطابق نداشتن یارانه پرداختی با درآمدهای حاصل از آن سیاست، با تحمیل بار مالی سنگین به دولت به افزایش تورم دامن زد، اما بسیاری معتقد بودند حداقل اطلاعرسانی در مورد آن و دادن اطمینان و آگاهی به جامعه به نحو بهتری اجرایی و مانع از بروز واکنش تند جامعه نسبت به این اقدام شد.
نارضایتی از افزایش ناگهانی قیمت بنزین با آن نحوه اطلاع رسانی، با اظهارات حسن روحانی رئیس جمهور وقت که عنوان کرد وی نیز مانند بقیه مردم صبح روز جمعه از این ماجرا مطلع شده، پررنگتر شد. مردم احساس کردند از تصمیمگیریهای مهم که بر معیشت و زندگی آنها اثر مستقیم میگذارد، کنار گذاشته شده اند و این موضوع خشم عمومی را برانگیخت.
البته کمی بعد روحانی در دیدار با مسؤولان به ارائه توضیحات بیشتری در رابطه با تصمیم بنزینی دولت پرداخت. او این سیاست جدید را به نفع اقشار فرودست جامعه دانست و تاکید کرد ریالی از عواید آن به خزانه دولت نخواهد رفت بلکه مستقیم و در قالب یارانه به دست مردم خواهد رسید. به گفته او و براساس محاسبات دولت، بین 18 تا 19میلیون خانوار و معادل حدود 60میلیون نفر از طرح حمایتی جدید دولت برخوردار میشدند.
اما این صحبتها چندان در ترمیم اعتماد جامعه مؤثر نبود؛ مردم که فشارهای اقتصادی را با بازگشت تحریمها حس میکردند نارضایتی خود را نسبت به تصمیم جدید بنزینی اعلام کردند. از روز جمعه اعتراضاتی در واکنش به این موضوع در برخی از شهرهای کشور و همچنین بزرگراههای پایتخت آغاز شد. مردم معترض با خاموش کردن ماشینهای خود سعی در رساندن صدای اعتراض خود داشتند، اما در برخی موارد این اعتراضات به خشونت کشیده شد و مورد سوء استفاده برخی عناصر قرار گرفت. دادستان کشور نیز در آن زمان به کسانی که از این شرایط سواستفاده کرده بودند هشدار داد.
یکی دیگر از تصمیماتی که آن زمان اتخاذ شد کندی اینترنت کشور بود که ابتدا به صورت محدود صورت گرفت، اما کمی بعد به سراسر کشور گسترش یافت. این کندی و در مواردی قطعی اینترنت تا 30 آبانماه ادامه یافت و پس از آن به تدریج دسترسی مردم به شبکه جهانی اینترنت میسر شد و شرایط تا حدودی به قبل از تصمیم بنزینی دولت بازگشت. از ابتدای آذر نیز طرح حمایتی جدید دولت به حساب خانوارهای مشمول واریز شد. یارانهای که با تشدید تورم در سالهای بعد از 1398 ارزش خود را به مرور از دست داد. اما اعتراضات و نارضایتیهای آبانماه 98 و وقایعی که رخ داد از حافظه جمعی مردم و حتی مسؤولان پاک نشد و موجب شد هرگونه اصلاح دوباره قیمتی حاملهای انرژی به دیده تردید و بدگمانی نگریسته و به معضل تبدیل شود.
پرده دوم؛ یک مرگ مشکوک
هرچند از سال 98 تا شهریور 1401 که در این بخش گزارش به آن میپردازیم شاهد ناآرامی و نارضایتیهای چندانی از سوی مردم نبودیم، اما اعتراضات صنفی به شرایط متلاطم اقتصادی همواره در جامعه به چشم میخورد. اما آنچه جرقه ناآرامیها در آخرینروزهای تابستان 1401 را زد بیش از آنکه مانند سال 98 ریشه در معیشت داشته باشد؛ اجتماعی بود و مطالبه خاصی داشت.
عصر سهشنبه 22 شهریورماه خبر به کما رفتن مهسا امینی، دختری که توسط ماموران گشت ارشاد به دلیل آنچه آنها بدحجابی او توصیف کردند دستگیر شده بود، و انتقال او به بیمارستان منتشر شد. این موضوع واکنش های زیادی را برانگیخت و به نگرانی از حال مهسا دامن زد، تا در نهایت متاسفانه در روز جمعه 25 شهریور، خبر تلخ درگذشت مهسا، دختر جوانی که از کردستان با خانوادهاش برای تفریح به تهران آمده بود اعلام شد. این موضوع واکنش فراوان مردمی را که سالها از برخوردهای سلبی با مساله حجاب و حضور ماموران در خیابان ناراضی بودند، برانگیخت و تبدیل به اعتراضاتی با شدت بیشتر نسبت به آنچه در آبان 98 شاهدش بودیم، شد.
واکنشها نیز ابعاد گستردهای داشت؛ از تکذیب اولیه تا دستور قاضی القضات به پیگیری ویژه مرگ مشکوک مهسا امینی. تماسهایی نیز از سوی مسؤولان و حتی مرحوم ابراهیم رئیسی؛ رئیس جمهور وقت با خانواده امینی گرفته شد. ولی اعتراضات تا اوایل مهرماه ادامه یافت. هشدار نسبت به برخی سوءاستفاده ها از احساسات مردم با چاشنی اختلال شدید در اینترنت و خطهای موبایل وقایع دیگری است که از آن ایام در خاطرهها مانده است.
4 مهرماه بود که صداوسیما تعداد کشته شدههای این وقایع را حدود 40 نفر اعلام کرد که البته برخی معتقد بودند آمار غیررسمی از این تعداد فراتر بوده است. اخبار این اتفاقات ناگوار و حوادث پس از آن تا اواسط مهرماه نیز در صدر خبرهای رسانهها قرار داشت. نکته مهم دیگری که این اعتراضات را با وقایع آبان 98 متفاوت میکرد، علاوه بر مطالبات مطرح شده در آن، حضور پررنگ جوانان دهه هشتادی یا نسل زدیها بود که تا پیش از این کمتر در خیابانها برای اعلام نارضایتی حضور داشتند. مرگ تلخ مهسا امینی، دختر جوانی که به نماد اعتراضات مردم در سال 1401 بدل شد با خود تغییراتی را در جامعه به دنبال داشت که مهمترین آن کاهش برخوردهای سختگیرانه با مقوله حجاب و بروز تفاوتهایی در پوشش بانوان بود.
پرده سوم؛ انباشت نارضایتیها
و در نهایت به نقطه فعلی میرسیم. دیماه 1404 و جایی که مجددا نارضایتیها و اعتراضات بروز یافته است. اعتراضاتی که با جهش قیمت دلار و افزایش قیمتهای ناشی از برخی اصلاحات قیمتی جرقه خورد؛ برخی تحلیلگران معتقدند این بار اعتراضات با چاشنی نارضایتیهای سیاسی و اجتماعی شدیدتر از سالهای قبل متبلور شده است.
در روزهای ابتدایی که نارضایتیهایی از سوی کسبه و اصناف ابراز شد، پذیرش این اعتراضات از سوی بدنه دولت مشهود بود. اما کمی بعد با گسترش ناآرامیها در پنج شنبه، 18 دیماه اینترنت به صورت سراسری خاموش شد. موضوعی که واکنشهای بسیاری را برانگیخت و بار دیگر یادآور سالهای گذشته بود. این بار حتی خطهای تلفن نیز در ساعاتی از شب قطع شد و برقراری ارتباط را به طور کامل غیرممکن ساخت. تجمعات اعتراضی جمعه شب نیز ادامه یافت و هرچند در شبهای بعد از آن اندکی فروکش کرد اما در لحظه نگارش این گزارش، قطعی اینترنت وارد ششمین روز خود شده است.
در سوی مقابل، برخی شواهد حاکی از آن است که افراد و جریانهای خارجی از این فضا سوء استفاده کرده و اقدامات خرابکارانه را در دستور کار قرار داده اند. با توجه به قطعی اینترنت شاید ارائه تحلیلی فراگیر از آنچه ایران طی هفتههای گذشته شاهد آن بود، هنوز میسر نباشد اما نمیتوان نقش پررنگ مشکلات معیشتی و اقتصادی را که طی سالهای گذشته انباشته شده است، در این وقایع نادیده گرفت.
بررسی پژوهشهایی نیز که تاکنون منتشر شده نشان می دهد «نابرابری» همواره عامل مهمی در شکلگیری ناآرامیهای سیاسی-اجتماعی بوده است. همچنین دو متغیر تورم و بیکاری نیز میتوانند به نابرابری و بیثباتی دامن بزنند. در پایان میتوان گفت کاهش معنادار فواصل میان اعتراضات در ایران طی یک دهه گذشته، اهمیت اتخاذ تدابیر لازم را بیش از پیش پررنگ میسازد. ترکیبی از تغییر رویکردها در سیاستهای خارجی و داخلی و رقم زدن اصلاحات توسط سیاستگذار می تواند چشمانداز آینده را روشن تر ترسیم کند، در غیر این صورت احتمال بروز وقایع مشابه دور از انتظار نیست. //