مسافرت به معجون جاذبهها
دنياي اقتصاد- فاطمه باباخاني : فاصله یزد تا اردکان کمتر از یک ساعت رانندگی است. اگر ۶۰ کیلومتر به سمت غرب استان برانید، به اردکان میرسید؛ شهری که برای تبدیل شدن به یک مقصد گردشگری چیزی کم ندارد. با این حال چنان سایه یزد بر سایر شهرهای این استان سنگینی میکند که اردکان در حاشیه مانده است. شهری که از آن به یونان کوچک یاد میکنند و میگویند روزگاری نه چندان دور آنقدر دانشمند و حکیم و مجتهد در این شهر زندگی میکردند که اردکان را به این نام میخواندند. اردکان هم بافت تاریخی دارد، هم هنرهای دستی، هم سوغات، هم اقامتگاههای بومگردی، هم سیستمهای سنتی آبیاری مانند قنات، هم محله زرتشتینشین و آتشکدهها، اطرافش هم بناهای مقدس زرتشتیان قرار گرفته که روزهایی از سال، جامعه زرتشتیان از سایر شهرها و کشورها برای برگزاری مراسم به آنجا میآیند. جمع همه این جاذبهها هم باعث شد گروهی از فعالان صنعت گردشگری دست به کار شوند و بخواهند با نوشتن از این شهر هشتگ «اردکان» را در شبکههای اجتماعی داغ کنند. هشتگی که اگر آن را در اینستاگرام جستوجو کنید به بیش از ۵۰۰ هزار گزینه برمیخورید.
زمستان که فصل سرماست بخشهای مرکزی و جنوبی ایران گزینه مناسبی برای سفر است. اردکان به واسطه قرارگیری در مرکز میتواند یکی از مقاصد مطلوب سفر باشد. برای سفر به این شهر چند گزینه دارید، هم میشود با وسیله نقلیه شهری به این شهر سفر کرد، هم با قطار و هم با اتوبوس. بیش از ۶ ساعت در راه خواهید بود تا به اردکان برسید، البته میتوانید برنامه سفرتان را طوری طراحی کنید تا ابتدا در یزد باشید، سپس اردکان یا اینکه یزد را در انتهای سفر قرار دهید. فرض بگیریم شما به اردکان رسیدهاید، با چمدانی در دست و کولهای بر دوش! طبیعی است که نیاز به محل اقامت دارید. البته رزرو محل اقامت باید پیش از انجام سفر انجام شده باشد. شما در این شهر با دو گزینه مواجهید، هتل یا اقامتگاه بومگردی! هتل این شهر گرچه چندان از بافت قدیمی دور نیست، ولی نیاز به گرفتن تاکسی یا ماشین برای بازدید از بافت تاریخی دارید. اقامتگاههای این شهر در این بافت قرار دارند، خانههایی که صاحبانشان در آنجا پذیرایی را با انواع و اقسام غذاها و خوراکهای سنتی را انجام میدهند. نمونه این خوراکهای محبوب آش «شولی» است. اگر از یک اردکانی بپرسید میگوید آنچه این روزها در این شهر تحت عنوان آش شولی سرو میشود آش شولی واقعی نیست. البته چنین گفتهای به معنای آن نیست که آش شولی با طعم واقعی آن خوشمزهتر است. «شولی» غذایی است که با کمترین مواد غذایی یعنی اسفناج و آرد پخته میشده ولی امروزه شولی تمام اقلام مرتبط با آش را داراست و حتی در مواردی به آن رشته هم اضافه میکنند. یکی از راهنمایان گردشگری این شهر البته معتقد است زنان هر چه در طول هفته باقی مانده بود را با هم میپختند و اگر میپرسیدند چه میپزید میگفتند: آش شولی. از دیگر خوراکهای میانوعده «مشتک» یا «مشتوک» است. چرا نام این عصرانه را «مشتک» گذاشتهاند. چون با دست آن را ورز میدهند. در این خوراک فوقالعاده جذاب اردکانی هم نان خشک محلی هست، هم پنیر، هم سبزی، هم پودرتخم گشنیز و پیاز و هم گردو و ارده. ترکیبی که گرچه به نظر عجیب میآید اما طعمی فوقالعاده دارد.
چنانچه از بخش غذا و خوراک بگذریم و بخواهیم سراغ بافت تاریخی برویم، باز میبینیم اردکان معجونی از همه جاذبههاست. از ساباطهای (معبر و گذرگاهی مسقف است که در مسیرهای طولانی بالای سر رهگذران قرار گرفته و مانع از تابش آفتاب میشود) طولانی گرفته تا کارگاههای پارچهبافی، از موزه فرش گرفته تا عصاریها (شیوه و نیز پیشه سنتی تولید شیره و روغن از دانههای گیاهی). در این شهر میتوان تجربه گام برداشتن در قنات را هم تجربه کرد، تجربهای که در آن استادان مقنی توضیح میدهند چرا لباس سفید برای وارد شدن به قنات بر تن میکنند. لباسی که به گفته خودشان حکم کفن را دارد و بدان معناست که واقف و آگاهند هر فرورفتنی در قنات میتواند به فاجعهای منجر شود. نگران نشوید، آنجا که استادان مقنی برای کار میروند، همان جایی نیست که شما به عنوان گردشگر بروید. اگر از قدم زدن و دیدن اینهمه جاذبه در اردکان خسته شدهاید، بهتر آن است که به هتل یا اقامتگاه برگردید، آنجا که از شما با خوراک محلی پذیرایی میشود، میتوانید در آنجا با آسودگی کفش را از پایتان خارج و به معماری شگفتانگیز آن بنگرید در حالی که آسمان شهری کویری را بالای سر دارید.