در سال‌هایی که بسیاری از صنایع کشور تحت تأثیر تحریم‌ها، نوسانات ارزی و محدودیت‌های بازار داخلی با کاهش حاشیه سود مواجه شده‌اند، شرکت نفت سپاهان مسیر متفاوتی را انتخاب کرد؛ مسیری که بر توسعه صادرات، تمرکز بر محصولات با ارزش افزوده بیشتر و بازآرایی سبد فروش استوار بود. بررسی عملکرد سه‌ساله و دوره فعلی مدیریتی  این شرکت نشان می‌دهد همین تغییر رویکرد، یکی از مهم‌ترین عوامل جهش سودآوری و تبدیل شدن نفت سپاهان به سودآورترین شرکت صنعت روانکار کشور بوده است.  

در ادبیات مدیریت صنعتی، یکی از مهم‌ترین راهکارهای افزایش سودآوری، تغییر ترکیب محصولات و حرکت به سمت بازارهایی با ارزش افزوده بالاتر است؛ راهبردی که طی سه سال گذشته در نفت سپاهان به شکل محسوسی دنبال شده و نتایج آن در صورت‌های مالی شرکت قابل مشاهده است.

مطابق اطلاعات منتشرشده، فروش روغن پایه به عنوان مهم‌ترین محصول صادراتی شرکت از حدود ۷۴ همت در سال ۱۴۰۲ به ۱۸۲ همت در سال ۱۴۰۴ رسیده که نشان‌دهنده رشد ۱۴۶ درصدی است. این در حالی است که فروش محصولاتی مانند روغن موتور که عمدتاً در بازار داخلی عرضه می‌شوند، طی همین دوره رشد بسیار پایین‌تری را تجربه کرده‌اند.  

کارشناسان معتقدند تفاوت اصلی این دو گروه محصول، تنها در میزان فروش نیست؛ بلکه در حاشیه سود آنهاست. روغن پایه صادراتی به دلیل دسترسی به بازارهای جهانی، ارزش افزوده بیشتری ایجاد می‌کند و همین موضوع سبب شده است درآمدهای صادراتی نقش پررنگی در افزایش سود خالص شرکت ایفا کنند.

از سوی دیگر، نفت سپاهان صرفاً به افزایش حجم صادرات اکتفا نکرده، بلکه همزمان سبد فروش داخلی خود را نیز اصلاح کرده است. گزارش عملکرد شرکت نشان می‌دهد حتی در بازار داخلی نیز تمرکز بر محصولات با حاشیه سود بالاتر موجب افزایش سودآوری شده است. به بیان دیگر، استراتژی جدید شرکت بر فروش «بهتر» استوار بوده، نه صرفاً فروش «بیشتر».  

نتیجه این رویکرد، رشد قابل توجه سود خالص شرکت است. سود خالص نفت سپاهان از حدود ۴۱ همت در سال ۱۴۰۱ به بیش از ۱۶۹ همت در سال ۱۴۰۴ رسیده است؛ رشدی ۴۰۹ درصدی که در میان شرکت‌های هم‌گروه کم‌نظیر به شمار می‌رود.  

مقایسه عملکرد نفت سپاهان با سه شرکت بزرگ دیگر صنعت روانکار نیز برتری این راهبرد را نشان می‌دهد. بر اساس اطلاعات مالی سال ۱۴۰۴، حاشیه سود خالص نفت سپاهان به ۴۳.۸ درصد رسیده، در حالی که این شاخص در سایر رقبا حدود ۱۶ تا ۲۵ درصد بوده است. این فاصله قابل توجه، بیانگر اثرگذاری سیاست‌های صادرات‌محور و مدیریت سبد محصولات است.  

البته توسعه صادرات بدون مدیریت هزینه‌ها نمی‌توانست چنین نتیجه‌ای به همراه داشته باشد. همزمان با افزایش درآمدها، شرکت موفق شده هزینه‌های عملیاتی را کنترل کند و رشد هزینه‌ها را پایین‌تر از رشد درآمدها نگه دارد؛ موضوعی که باعث شده بخش قابل توجهی از درآمدهای جدید به سود خالص تبدیل شود.  

نکته قابل توجه دیگر آن است که این دستاوردها در شرایطی حاصل شده که اقتصاد کشور طی سال‌های اخیر با محدودیت‌های ناشی از تحریم، نوسانات بازار ارز و افزایش هزینه‌های تولید مواجه بوده است. با این حال، نفت سپاهان با تغییر مدل کسب‌وکار و حرکت از بازار صرفاً داخلی به بازارهای صادراتی، توانسته از این تهدیدها فرصتی برای رشد بسازد.

بررسی عملکرد سه‌ساله نفت سپاهان نشان می‌دهد رمز موفقیت این شرکت صرفاً افزایش تولید یا رشد فروش نبوده، بلکه انتخاب یک راهبرد اقتصادی مبتنی بر صادرات، اصلاح ترکیب محصولات و تمرکز بر بازارهای سودآورتر بوده است. تجربه‌ای که می‌تواند برای بسیاری از بنگاه‌های صنعتی کشور به عنوان یک نمونه موفق از مدیریت استراتژیک در شرایط پیچیده اقتصادی مورد توجه قرار گیرد.