فرصتهای شغلی به میزان ۵۳درصد کاهش یافت
بازار کار زیر سایه جنگ
فائزه پوزش: براساس گزارش منتشرشده از سوی «جابویژن»، بازار کار ایران پس از ناآرامیهای دیماه و آغاز تنشها از اسفندماه، وارد فاز رکودی شده است، فازی که در آن افت تقاضای نیروی کار در کنار تداوم فعالیت حداقلی بنگاهها بهطور همزمان دیده میشود. در این دوره، تهران و شیراز بیشترین کاهش فرصتهای شغلی را تجربه کردهاند و در صدر شهرهای آسیبدیده قرار گرفتهاند. همزمان، مشاغل اینترنتی نیز تحت فشار قرار گرفته و بخشی از آنها بهصورت موقت یا دائمی از چرخه فعالیت خارج شدهاند. با این حال، آمارها نشان میدهد از اول جنگ تا آخر هفته دوم اردیبهشت، ۲۰ هزار موقعیت شغلی جدید ثبت شده که ۷۵درصد آن مربوط به دو هفته آخر این بازه بوده است، اما در مجموع بازار کار نسبت به مدت مشابه سال قبل با افت ۵۳ درصدی مواجه بوده است؛ نشانهای از بازاری که هنوز از رکود خارج نشده و به تعادل پیشین بازنگشته است.
بازار کار ایران امروز در چه وضعیتی قرار دارد؟ کدام شغلها در ماههای اخیر بیشترین آسیب را دیدهاند؟ کدام گروههای شغلی با کاهش درآمد بیشتری روبهرو شدهاند و کدام کسبوکارها ناچار شدهاند فعالیت خود را موقتا متوقف کنند یا برای همیشه از بازار خارج شوند؟ آیا آنچه امروز در بازار کار دیده میشود نوسانی کوتاهمدت است یا نشانه تغییری عمیقتر در فضای اقتصادی کشور به شمار میرود؟ بازار کار فقط محل پیدا کردن شغل نیست؛ یکی از مهمترین شاخصهای ثبات اقتصادی و اجتماعی هر کشور است. تغییرات این حوزه، خیلی زود خود را در معیشت خانوارها، تصمیمهای اقتصادی بنگاهها و سطح امید اجتماعی نشان میدهد.
از اواخر سال گذشته تا امروز، بازار کار ایران دورهای دشوار و پرتنش را پشت سر گذاشته است. افزایش نااطمینانی، کاهش ثبات اقتصادی و محتاطتر شدن فعالان اقتصادی، شرایطی ایجاد کرده که هم کارفرمایان و هم جویندگان کار با فشار بیشتری روبهرو شوند. ناآرامیهای دیماه و سپس آغاز جنگ از اسفندماه ۱۴۰۴ این وضعیت را پیچیدهتر کرد و بر فعالیت بنگاهها و روند اشتغال اثر مستقیمی گذاشت. در پی این تحولات، بخشی از کسبوکارها به طور دائمی تعطیل شدند و بخشی دیگر نیز به صورت موقت فعالیت خود را متوقف کردند؛ اتفاقی که به کاهش ظرفیت جذب نیرو، عقب افتادن استخدامها و افزایش نااطمینانی در فضای اشتغال انجامید. با این حال، برای تحلیل شرایط کنونی بازار کار نباید به برداشتهای شتابزده بسنده کرد. نه میتوان از کنار فشارها و آسیبهای ماههای اخیر ساده عبور کرد و نه میتوان بازار کار ایران را کاملا فروپاشیده و فاقد ظرفیت بازیابی دانست. آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، داشتن تصویری دقیق، دادهمحور و واقعبینانه از وضعیت موجود است؛ تصویری که بتواند مبنای تصمیمگیری سیاستگذاران، کارفرمایان، فعالان منابع انسانی و جویندگان کار قرار گیرد. برای درک بهتر این موضوع باید به گزارش منتشر شده از سوی«جاب ویژن» با عنوان «تاثیر جنگ بر بازار کار» نگاهی انداخت.
افت ۵۳ درصدی فرصتهای شغلی
بازار کار ایران در هفته دوم اردیبهشت ۱۴۰۵ همچنان در وضعیت رکودی محسوسی قرار دارد؛ بهطوریکه حجم فرصتهای شغلی در مقایسه با میانگین سالهای گذشته حدود ۵۳ درصد کاهش را نشان میدهد. این افت قابلتوجه بیانگر آن است که روند بازگشت بازار به تعادل معمول هنوز تکمیل نشده و فضای استخدام همچنان با احتیاط و تردید همراه است. بر اساس گزارش«جاب ویژن»، بررسی روند ماههای اخیر تصویری پرنوسان اما اغلب کاهشی ارائه میدهد. آذرماه با ثبات نسبی آغاز شد و بازار فاصله چندانی با الگوی معمول خود نداشت. با ورود به دیماه، نشانههای افت بهتدریج آشکار شد و بازار کار وارد مسیر نزولی شد. در بهمنماه بخشی از این کاهش جبران شد و نشانههایی از بهبود به چشم آمد، اما این روند دوام نیاورد و به یک بازگشت پایدار منجر نشد.
با آغاز جنگ، مسیر ترمیم متوقف شد و بازار بار دیگر در مدار افت قرار گرفت؛ روندی که تا پایان فروردین ادامه یافت. در هفته دوم اردیبهشت نیز، با وجود برخی تلاشهای مقطعی برای احیا، فاصله بازار کار با سطح متعارف سالهای گذشته همچنان قابلتوجه باقی مانده است. در مجموع، دادههای این دوره بیش از آنکه یک نوسان مقطعی را نشان دهد، از کاهش عمیقتر در پویایی بازار کار حکایت دارد؛ بهگونهای که هرچند بخشی از افتها تا حدی جبران شده، اما بازگشت به وضعیت نرمال هنوز محقق نشده است.
۲۰هزار موقعیت شغلی زیر سایه جنگ
با وجود فشارهای ناشی از جنگ و اختلال در روند طبیعی فعالیتهای اقتصادی، بازار کار ایران در پایان هفته دوم اردیبهشت ۱۴۰۵ همچنان نشانههایی از تداوم فعالیت را نشان میدهد. دادههای «جاب ویژن» درباره ثبت فرصتهای شغلی جدید نشان میدهد که از اول جنگ تا آخر هفته دوم اردیبهشت، ۲۰ هزار موقعیت شغلی جدید ثبت شده که ۷۵درصد آن مربوط به دو هفته آخر این بازه بوده و همزمان حدود ۷۳۰۰ سازمان بهعنوان کارفرمای فعال در چرخه استخدام حضور داشتهاند. در نگاه نخست، این اعداد از جریان داشتن نسبی بازار کار خبرمیدهند، اما با قرار گرفتن در متن تحولات اخیر، تصویر دقیقتری شکل میگیرد. بازار کار نه در وضعیت توقف قرار میگیرد و نه به سطح پایداری پیشین بازمیگردد؛ بلکه در یک وضعیت میانی حرکت میکند که در آن، فعالیتها ادامه پیدا میکند اما شدت و شتاب آن کاهش مییابد.
مرور روند ماههای گذشته نشان میدهد بازار کار پیش از این مقطع، وارد دورهای نوسانی شده بود. این دوره ابتدا با ثبات نسبی آغاز میشود، اما بهتدریج تحت تاثیر شوکهای اقتصادی و سپس افزایش نااطمینانی ناشی از جنگ، از مسیر رشد فاصله میگیرد. در چنین شرایطی، ثبت ۲۰ هزار فرصت شغلی بیشتر از آنکه نشانه گسترش تقاضا باشد، بیانگر ادامه یافتن حداقلی جریان استخدام در فضای محدود فعلی است. از سوی دیگر، حضور ۷۳۰۰ سازمان فعال نیز نشان میدهد موتور استخدام در اقتصاد خاموش نمیشود، اما با ظرفیت کامل نیز کار نمیکند. بسیاری از بنگاهها تصمیمهای توسعه نیروی انسانی را با احتیاط بیشتری تنظیم میکنند و در عوض، اولویت را به حفظ وضعیت موجود و مدیریت ریسک میدهند.
کدام مشاغل بیشتر کاهش یافتند؟
گزارشهای آماری از وضعیت بازار کار در شرایط بحرانی نشان میدهد که فرصتهای شغلی در بیشتر بخشها با افتی جدی، بین ۴۱ تا ۸۰ درصد، روبهرو شده است؛ با این حال، این کاهش بهصورت نامتوازن میان حوزههای شغلی مختلف توزیع شده است. در صدر صنایع آسیبدیده، حوزههایی قرار دارند که به تقاضای غیرضروری، رفتارهای مصرفی اختیاری و ثبات روانی بازار وابسته هستند. گردشگری، بازاریابی و تبلیغات با سقوطی تا ۸۰ درصد و همچنین تجارت الکترونیک با افت ۷۵ درصدی، بیشترین میزان ریزش فرصتهای شغلی را تجربه کردهاند؛ تا جایی که بخشی از این کاهش، ناشی از اختلال در زیرساختها و کانالهای ارتباطی آنلاین نیز بوده است. همچنین گزارش «جاب ویژن» نشان میدهد که در مقابل، مشاغلی که با نیازهای اساسی و روزمره جامعه گره خوردهاند، تابآوری بیشتری از خود نشان دادهاند. حوزههایی مانند دارو با کاهش ۴۱ درصدی، خردهفروشی با ۴۳ درصد و کشاورزی با ۴۵ درصد افت، اگرچه از فشار بحران مصون نماندهاند، اما نسبت به سایر بخشها ثبات بیشتری داشته و کمتر دچار ریزش فرصتهای شغلی شدهاند.
دارو و بانکداری، ستونهای مقاوم بازار کار
تحلیل رفتار بازار کار در مواجهه با تنشهای اخیر نشان میدهد که تابآوری صنایع بههیچوجه یکسان نیست و شکافی عمیق میان بخشهای حیاتی و خدماتیِ مدرن شکل گرفته است. در این میان، صنایعی که به طور مستقیم با نیازهای بیولوژیک و زیرساختی جامعه پیوند دارند، از جمله دارو، بانکداری و کشاورزی، نهتنها کمترین افت را در تقاضای نیروی کار تجربه کردهاند، بلکه با سرعتی قابلتوجه وارد فاز بازیابی شده و به سطح پایدارتری از فعالیت بازگشتهاند. این ثبات نسبی، ریشه در جایگاه غیرقابلحذف این خدمات در سبد مصرفی خانوار دارد؛ خدماتی که حتی در اوج بحران نیز نقش ضربهگیر اقتصادی را ایفا میکنند. در نقطه مقابل، بخشهایی که بر پایه تقاضای اختیاری، فراغت و زیرساختهای ارتباطی نوین شکل گرفتهاند، بیشترین آسیب را متحمل شدهاند. حوزههایی مانند گردشگری، بازاریابی و تجارت آنلاین با ریزش شدید تقاضا روبهرو شده و مسیر احیای آنها نیز کند، پیچیده و پرهزینه پیش میرود. این وضعیت نشان میدهد که اختلال در زیرساختهای ارتباطی و کاهش امنیت روانی بازار، مستقیما پاشنه آشیل صنایع با ارزش افزوده مدرن را هدف قرار داده است. در مجموع، بازار کار در شرایط کنونی وارد یک الگوی دوقطبی شده است؛ الگویی که در آن سرعت بازگشت به ثبات، رابطهای معکوس با میزان وابستگی صنعت به رفاه، مصرف اختیاری و پایداری شبکههای ارتباطی دارد.
تهران و شیراز، پیشتازان نزول بازار کار
بررسی ابعاد جغرافیایی بازار کار نشان میدهد که بحرانهای نظامی، ضربههای نامتقارن به کلانشهرهای اقتصادی وارد میکنند و شدت این شوک در همه نقاط کشور یکسان توزیع نمیشود. در میان شهرهای بزرگ، شیراز و تهران بیشترین فشار را تجربه کردهاند و با افت ۸۰ تا ۸۲ درصدی در فرصتهای شغلی، در صدر شهرهای آسیبدیده قرار گرفتهاند. با این حال، مسیر بازگشت در این دو شهر یکسان شکل نگرفته است. تهران پس از آتشبس توانسته بخشی از فاصله خود را با شرایط عادی جبران کند و افت را به حدود ۵۷ درصد کاهش دهد، اما شیراز همچنان در وضعیت شکننده باقی مانده و با افت نزدیک به ۷۹ درصد، نشانههای روشنی از بازیابی پایدار را بروز نداده است. در نقطه مقابل این طیف، قم و مشهد قرار میگیرند که در دوره درگیری، کاهش محدودتری در فرصتهای شغلی را تجربه کردهاند، اما در مرحله پس از بحران مسیر متفاوتی را طی کردهاند. برخلاف انتظار، این شهرها به جای بازگشت به سطح قبلی، با افت بیشتری در تقاضای نیروی کار مواجه شدهاند و روند ترمیم در آنها با وقفه همراه شده است.
در این میان، تبریز الگوی متفاوتی را ثبت کرده است؛ بهطوریکه این شهر پس از تجربه افت حدود ۷۵ درصدی، توانسته بخشی از این کاهش را جبران کند و سطح افت را به ۵۳ درصد برساند و در نتیجه سریعترین مسیر بازگشت را در میان شهرهای بررسیشده به ثبت برساند. بررسی وضعیت بازار کار در شهرهای مختلف نشان میدهد بین «شدت آسیب» و «سرعت احیا» رابطهای معکوس و گاه متناقض شکل گرفته است. کلانشهرهایی مثل تهران، تبریز و کرج با وجود اینکه در ابتدا با افت شدید تقاضای نیروی کار مواجه شدند، اما خیلی سریعتر وارد مسیر بازیابی شدهاند و توانستهاند بخشی از افت را جبران کنند؛ موضوعی که از انعطافپذیری بالای اقتصاد این شهرها حکایت دارد. در مقابل، شهرهایی مانند مشهد و قم اگرچه در آغاز بحران افت کمتری را تجربه کردند، اما روند احیای آنها کند بوده و حتی نشانههایی از ادامه رکود در بازار کارشان دیده میشود. در همین حال، اصفهان و شیراز در وضعیت دشوارتری قرار دارند؛ جایی که هم کاهش فرصتهای شغلی قابلتوجه بوده و هم نشانه روشنی از بازگشت سریع بازار دیده نمیشود.
پشتپای سیاستگذار به مشاغل اینترنتی
قطع یا اختلال در دسترسی به اینترنت، در عمل یکی از پرهزینهترین شوکها برای اقتصاد دیجیتال محسوب میشود؛ زیرا بخش قابلتوجهی از اشتغال مدرن، بهویژه در حوزههای خدماتی و خلاق، بر بستر آنلاین شکل گرفته است. دادههای بازار کار نشان میدهد هرگونه محدودیت در دسترسی پایدار به اینترنت، بلافاصله خود را در قالب سقوط فرصتهای شغلی در مشاغلی مانند دیجیتال مارکتینگ، سئو، تولید محتوا و طراحی گرافیک نشان میدهد؛ حوزههایی که اساس فعالیت آنها به اتصال مستمر به شبکه جهانی وابسته است. در شرایط بحران، انتظار از سیاستگذار این است که با حفظ پایداری زیرساختها، بهویژه اینترنت، از کسبوکارهای آنلاین حمایت کند؛ چون بخش مهمی از اشتغال مدرن به این حوزه وابسته است. اما در دوره تنشهای اخیر، اختلال و قطع گسترده اینترنت باعث شد بسیاری از کسبوکارهای دیجیتال با افت شدید فعالیت و کاهش درآمد مواجه شوند؛ موضوعی که از نگاه منتقدان، عملا خلاف جهت حمایت از اقتصاد دیجیتال در شرایط بحران ارزیابی میشود. تحلیل دادههای«جاب ویژن» نشان میدهد در دوران جنگ، فرصتهای شغلی در تمام گروهها کاهش یافته، اما شدت این ریزش بهطور مستقیم با میزان وابستگی مشاغل به اینترنت و زیرساختهای آنلاین گره خورده است.
تیر قطعی اینترنت به مشاغل دیجیتال
در این میان، مشاغل دیجیتال در خط مقدم سقوط قرار گرفتهاند. حوزههایی مانند «دیجیتال مارکتینگ و سئو» با افت ۸۳ درصدی، «طراحی گرافیک» با ۸۲ درصد و «ترجمه و تولید محتوا» با ۷۹ درصد کاهش، بیشترین ریزش فرصتهای شغلی را تجربه کردهاند. اختلال در دسترسی به ابزارها و بسترهای آنلاین، عملا چرخه فعالیت این گروهها را متوقف یا بهشدت محدود کرده است. در نقطه مقابل، مشاغلی که به عملیات روزمره و فیزیکی کسبوکارها گره خوردهاند، تابآوری بیشتری از خود نشان دادهاند. گروههایی مانند «نگهبانی» و «بهداشت، ایمنی و محیطزیست» با حدود ۵۰ درصد و همچنین «فروشنده و بازاریاب» با ۵۷ درصد کاهش، کمترین افت را در این دوره ثبت کردهاند.