فعالان بخش خصوصی نسبت به فرسایش زیرساختهای انرژی هشدار میدهند
پایداری شبکه در گرو سرمایهگذاری
تابآوری صنعت برق در بحران
حمیدرضا صالحی، عضو کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به الزامات اداره صنعت برق در شرایط جنگی گفت: صنعت برق بهعنوان یکی از مهمترین زیرساختهای کشور همواره ماموریت تامین برق مطمئن، پایدار و ایمن را بر عهده دارد، اما با بروز شرایط جنگی، سطح این مسوولیت بهمراتب پیچیدهتر و حساستر میشود و شرکتهای فعال در این حوزه ناچار میشوند در وضعیت آمادهباش دائمی قرار بگیرند.
او با تاکید بر اینکه در چنین شرایطی، رویکرد بهرهبرداری از شبکه برق به سمت اقدامات پیشگیرانه تغییر میکند، توضیح داد: شرکتهای برق منطقهای، نیروگاهها و مجموعههای انتقال و توزیع، ناگزیرند پیش از وقوع هرگونه آسیب، سناریوهای مختلف را پیشبینی کنند و تجهیزات مورد نیاز را برای تعمیرات اضطراری از قبل تامین و ذخیرهسازی کنند تا در صورت بروز خسارت، بتوانند در کوتاهترین زمان ممکن شبکه را به حالت پایدار بازگردانند.
به گفته او، یکی از مهمترین مصادیق این آمادهسازی، تامین قطعات یدکی و تجهیزات موسوم به «اسپیر پارت» است که در نقاط حساس شبکه از جمله پستهای فشار قوی، خطوط انتقال و واحدهای تولیدی نیروگاهی مورد استفاده قرار میگیرد و نبود آنها میتواند زمان بازسازی شبکه را بهطور قابلتوجهی افزایش دهد و تبعات گستردهای برای مصرفکنندگان به همراه داشته باشد.
صالحی با اشاره به محدودیتهای ناشی از جنگ در حوزه تامین تجهیزات افزود: بخشی از تجهیزات صنعت برق در داخل کشور تولید میشود، اما حتی همین تولیدات داخلی نیز وابسته به مواد اولیهای است که گاه از خارج تامین میشود و در شرایط جنگی، زنجیره تامین این مواد با اختلال مواجه میشود و هزینه و زمان دسترسی به آنها افزایش پیدا میکند.
او ادامه داد: برای مثال، تولید تابلوهای برق که در بخشهای مختلف شبکه کاربرد دارد، نیازمند ورقهای فولادی است که تامین آنها در شرایط عادی از طریق تولیدکنندگان داخلی انجام میشود، اما در صورت آسیب دیدن زیرساختهای صنعتی یا اختلال در تولید داخلی، ناچار به واردات این اقلام میشویم که خود با چالشهای جدی در حوزه حملونقل، بیمه و امنیت مسیرهای تجاری همراه است.
این عضو کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران با اشاره به مشکلات لجستیک در شرایط کنونی گفت: محدودیتهای تردد، بستهشدن مسیرهای حملونقل و افزایش ریسکهای امنیتی باعث میشود واردات تجهیزات و مواد اولیه با هزینههای بهمراتب بالاتری انجام شود و حتی در برخی موارد، امکان انتقال کالا با تاخیرهای طولانی یا عدم قطعیت در تحویل مواجه شود که این موضوع برنامهریزی عملیاتی صنعت برق را با دشواری روبهرو میکند.
او با تاکید بر اینکه این چالشها محدود به صنعت برق نیست، بلکه بسیاری از صنایع کشور را در برمیگیرد، تصریح کرد: با این حال، حساسیت صنعت برق بهدلیل نقش حیاتی آن در تداوم فعالیتهای اقتصادی، خدماتی و درمانی بسیار بالاتر است، بهگونهای که هرگونه اختلال در تامین برق میتواند به توقف فعالیت صنایع، اختلال در خدمات بیمارستانی و ایجاد نارضایتی عمومی منجر شود.
صالحی در ادامه با اشاره به نقش دولت در مدیریت این شرایط گفت: در بسیاری از کشورها، دولتها در زمان بروز بحرانهای امنیتی و جنگی، حمایتهای ویژهای از صنایع زیرساختی بهویژه صنعت برق به عمل میآورند و با تخصیص منابع مالی، تسهیل واردات تجهیزات و ایجاد ذخایر راهبردی، تلاش میکنند سطح آمادگی این صنعت را افزایش دهند.
او افزود: در ایران نیز ضروری است که سیاستگذار با درک پیچیدگیهای این صنعت، منابع لازم را برای تامین تجهیزات، توسعه انبارهای استراتژیک و پشتیبانی از شرکتهای فعال در این حوزه فراهم کند تا آنها بتوانند در شرایط اضطراری، بدون وقفه به ایفای نقش خود ادامه دهند.
این فعال بخش خصوصی در پایان تاکید کرد: کارکنان صنعت برق در شرایط جنگی با مسوولیت سنگینی در صحنه حضور دارند و در هر نقطهای که آسیبی به شبکه وارد شود، بهسرعت برای رفع آن اقدام میکنند، اما تداوم این عملکرد نیازمند پشتیبانی موثر، دسترسی به تجهیزات و همکاری نزدیک میان دولت و بخش خصوصی است تا از بروز خاموشیهای گسترده و تبعات منفی آن جلوگیری شود.
صنایع انرژیبر در فضای نااطمینانی
یکی از مدیران یک شهرک صنعتی در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به وضعیت تامین برق واحدهای تولیدی گفت: آنچه در هفتههای گذشته در این شهرک صنعتی تجربه شده، نشان میدهد که برخلاف نگرانیهای اولیه، اختلال جدی و گستردهای در تامین برق واحدها رخ نداده و قطعیها عمدتا محدود، مقطعی و در برخی موارد خاص، حداکثر در حدود یک ساعت بوده است.
او با اشاره به شرایط خاص این دوره توضیح داد: کاهش نسبی فعالیت برخی واحدهای صنعتی و همچنین افت جمعیت در شهر تهران که به کاهش مصرف برق در بخش خانگی انجامیده، باعث شده فشار بر شبکه برق تا حدی تعدیل شود و در نتیجه، واحدهای مستقر در شهرک صنعتی با محدودیتهای کمتری نسبت به پیشبینیها مواجه شوند.
به گفته این فعال صنعتی، روند معمول مدیریت مصرف برق در فصل گرم هر سال از اردیبهشتماه آغاز میشود و انتظار میرود امسال نیز همان الگو دنبال شود، با این حال تا این مقطع زمانی، نشانهای از وارد آمدن آسیب جدی به فعالیت بنگاههای تولیدی مشاهده نشده است.
او همچنین با اشاره به چشمانداز پیشرو تاکید کرد: تداوم این وضعیت قطعی نیست و با افزایش دما و رشد مصرف، احتمال تغییر شرایط وجود دارد، بهگونهای که دورنمای فعالیت برای بنگاههای صنعتی همچنان با عدمقطعیت همراه است و فعالان این حوزه با احتیاط به ماههای آینده نگاه میکنند.
افزایش هزینهها در صنعت برق
وقتی از آسیبهای جنگ به صنعت برق سخن گفته میشود، تمرکز صرف بر خاموشیها تصویر صحیحی از واقعیت ارائه نمیدهد، زیرا بخش قابلتوجهی از خسارتها در لایههای زیرساختی، سرمایهگذاری و هزینههای پنهان انباشته میشود و آثار آن در میانمدت و بلندمدت نمایان میشود.
در یکی از مجموعههای بزرگ معدنی کشور که بخشی از زیرساختهای انرژی خود را بهصورت مستقل توسعه داده، آسیب به پروژههای نیروگاهی بهعنوان یکی از مهمترین پیامدهای جنگ قابل مشاهده است، بهگونهای که طرح احداث نیروگاه سیکل ترکیبی با ظرفیت بیش از ۹۰۰ مگاوات و همچنین پروژه نیروگاه خورشیدی با ظرفیت نهایی ۶۰۰ مگاوات که بخشی از آن به بهرهبرداری رسیده بود، با اختلال در اجرا، تامین تجهیزات و افزایش هزینهها مواجه شده و برنامهریزی برای تامین برق پایدار در زنجیره تولید را با چالش روبهرو کرده است.
این وضعیت نشان میدهد که حتی پروژههایی که با هدف کاهش وابستگی به شبکه سراسری و افزایش تابآوری طراحی شدهاند نیز در برابر شوکهای جنگی مصون نیستند، زیرا زنجیره تامین تجهیزات، تامین مالی و حتی امنیت فیزیکی پروژهها تحتتاثیر قرار میگیرد و زمانبندی بهرهبرداری از آنها دچار انحراف میشود.
در سطح شبکه سراسری نیز ابعاد خسارت قابلتوجه است، بهطوری که آسیب به حدود ۲هزار نقطه از زیرساختهای برق و تحمیل هزینهای در حدود ۳۵ هزارمیلیارد تومان، بیانگر گستردگی فشار واردشده بر این صنعت است و نشان میدهد که حتی با وجود تداوم خدمترسانی، شبکه برق با هزینهای سنگین بازسازی و سرپا نگه داشته شده است.
در یکی از استانهای کلیدی کشور نیز گزارشها حکایت از آسیب به صدها نقطه شبکه، دهها پست برق و بیش از صد کیلومتر خطوط انتقال دارد، با این حال سرعت عمل در بازسازی باعث شده میانگین زمان خاموشی در بسیاری از مناطق به کمتر از یک ساعت محدود شود و این موضوع بیانگر ظرفیت عملیاتی بالای صنعت برق در مدیریت بحران است، هرچند این مدیریت سریع به معنای نبود هزینه نیست و فشار مالی و استهلاک تجهیزات را بهشدت افزایش میدهد.
بنابراین، یکی از مهمترین پیامدهای جنگ برای شرکتهای فعال در حوزه برق، افزایش هزینههای سرمایهگذاری و نگهداری است، زیرا شرکتها ناچار میشوند علاوه بر برنامههای توسعهای، منابع قابلتوجهی را به خرید تجهیزات یدکی، ایجاد ذخایر استراتژیک و تامین امنیت زیرساختها اختصاص دهند و این موضوع نرخ بازگشت سرمایه پروژهها را تحتتاثیر قرار میدهد. نیروگاهداران خصوصی نیز در این میان با ریسک مضاعفی مواجه میشوند، زیرا از یکسو با افزایش هزینههای تامین تجهیزات و تعمیرات روبهرو هستند و از سوی دیگر، به دلیل ساختار قیمتگذاری برق، امکان انتقال این هزینهها به مصرفکننده نهایی را ندارند و همین موضوع میتواند انگیزه سرمایهگذاری در این بخش را کاهش دهد. از سوی دیگر، توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر که میتوانست بهعنوان یکی از راهکارهای افزایش تابآوری شبکه مطرح شود، در شرایط جنگی با چالشهای اجرایی و تامین مالی مواجه میشود، هرچند برخی پروژههای کوچکمقیاس میتوانند بهعنوان بخشی از راهحل در مدیریت بار شبکه ایفای نقش کنند.
در مجموع، صنعت برق در شرایط جنگی توانسته از منظر عملیاتی، پایداری نسبی شبکه را حفظ کند و از بروز خاموشی جلوگیری کند، اما این پایداری به بهای افزایش قابلتوجه هزینهها، فرسایش سرمایه و تعویق پروژههای توسعهای به دست آمده است.