شکست مذاکرات غولهای معدنی
پیشینه این مذاکرات به سالها تلاش ایوان گلازنبرگ، مدیرعامل سابق گلنکور، بازمیگردد، که همه تمرکز خود را بر ادغام با ریو تینتو گذاشته بود. هدف نهایی او ایجاد یک شرکت غولپیکر معدنی با کنترل بخشهای اصلی بازار جهانی بود. اما، این شکست ناشی از اختلاف بر سر هدایت شرکتها یا غرور مدیران نبود؛ بلکه مساله اصلی قیمت و سهم هر شرکت در ارزش ترکیبی بوده است.
در نخستین واکنش، گلنکور اعلام کرد که ریو تینتو اصرار داشته هر دو سمت مدیرعامل و رئیس هیاتمدیره را حفظ کند.
با این حال، از نگاه گلنکور مساله اصلی نه ساختار مدیریتی، بلکه الگوی مالکیتی پیشنهادی ریو تینتو بود؛ الگویی که حتی پیش از اعمال هرگونه اختیار خرید اضافی بهطور معناداری ارزش نسبی سهام گلنکور در شرکت ادغامی را کمتر از واقع برآورد میکرد. بهگفته تحلیلگران، اختلاف واقعی نه بر سر رهبری شرکت، بلکه بیانگر شکافی عمیق در ارزشگذاری و تعیین سهم هر یک از طرفین بود. ریو تینتو با تکیه بر این واقعیت که ارزش بازار آن بیش از دو برابر گلنکور است، وارد مذاکرات شد و انتظار داشت هر ادغامی این برتری را بهروشنی منعکس کند. در مقابل، گلنکور بر مدلی متوازنتر پافشاری میکرد؛ مدلی که در آن یکی از شرکتها رئیس هیاتمدیره و دیگری مدیرعامل را معرفی کند تا معامله بیشتر شبیه یک ادغام برابر باشد تا یک تصاحب کامل. در نهایت، این تقابل چیزی جز تلاش گلنکور برای دفاع از ارزش واقعی خود نبود.
آغاز تنشها میان دو شرکت
تنشها درست یک روز پیش از ضربالاجل ریو تینتو برای ارائه پیشنهاد رسمی به اوج رسید؛ زمانی که روشن شد گلنکور از خواسته خود برای در اختیار داشتن حدود ۴۰ درصد از مالکیت شرکت ادغامی عقبنشینی نخواهد کرد.
با توجه به اینکه ایوان گلازنبرگ بزرگترین سهامدار گلنکور بود، انتظار انعطافپذیری چندانی در این زمینه وجود نداشته است. از منظر راهبردی، هر دو طرف انگیزههای قدرتمندی برای ادامه مذاکرات داشتند. گلنکور در دهه گذشته با افت بیش از ۴۰ درصدی تولید مس مواجه شده بود، آن هم در شرایطی که قیمت این فلز به سطوح بیسابقهای رسیده است. مدیریت شرکت در تلاش بود تا سرمایهگذاران را متقاعد کند که کسبوکار دوباره وارد مسیر رشد شده است. همزمان، ریو تینتو بهدنبال کاهش وابستگی به سنگآهن است؛ بازاری که با افزایش عرضه و افت نسبی تقاضا روبهرو شده و در مقابل، میتوانست از ظرفیت رشد سبد مس گلنکور بهرهمند شود.
یک ادغام بالقوه میتوانست ماهیتی تحولآفرین داشته باشد. ریو تینتو این امکان را پیدا میکرد که از بیاچپی پیشی بگیرد و به بزرگترین شرکت معدنی جهان تبدیل شود؛ شرکتی که در آن عملیات زغالسنگ، مس و تجارت گلنکور در کنار قدرت سنگآهن ریو قرار میگرفت. افزون بر این، تولید مس ریو تقریبا دو برابر میشد و این شرکت را به بزرگترین تولیدکننده مس جهان بدل میکرد.
نقطه اصلی اختلاف
پیش از آغاز مذاکرات، تقسیم ارزش پیشنهادی بین شرکتها به گونهای بود که حدود ۶۹ به ۳۱ درصد به نفع ریو بود، درحالیکه گلنکور خواهان سهمی نزدیک به ۴۰درصد بود. این اختلاف، محور اصلی مخالفتها شد.
از دید گلنکور، تقسیم ۶۹ به ۳۱درصد به شکلی ناعادلانه ریو را تقویت میکرد، زیرا این ارزیابی در زمانی صورت گرفته بود که قیمت زغالسنگ پایین و قیمت سنگآهن به دلیل تنشهای بین بیاچپی و دولت چین به شکل غیرمعمول بالا بود. گلنکور معتقد بود که سهم ۴۰درصدی بهتر ارزش بلندمدت سبد داراییهای آن، به ویژه ۱۰پروژه توسعه مس، را منعکس میکند. اگر ریو تینتو بهدنبال کنترل کامل معامله، شامل در اختیار گرفتن همزمان سمتهای رئیس هیاتمدیره و مدیرعامل بود، گلنکور انتظار داشت این سطح از کنترل با پرداخت حقالشرط تصاحب همراه شود. ارزش ترکیبی دو شرکت حدود ۲۳۲میلیارد دلار برآورد شده است، اما اختلاف بین آنچه ریو حاضر به پرداخت بود و ارزش مورد انتظار گلنکور، غیرقابل حل به نظر میرسید.