معرفی کتاب

شماره روزنامه: ۴۱۹۷ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۳۱۶۵۵۷ کتاب
معرفی کتاب

روایت خواستگاری بن لادن*

در فرهنگ من [نجوه، همسر اسامه بن لادن] اکثر دخترها در سنین پایین شوهر می‎کنند. حول و حوش وقتی که نوجوان شدم، دل مشتاق و پرتلاطمم من را به فکر ازدواج با اسامه انداخت. درحالی‌که از زندگی بزرگسالی چیز زیادی نمی‎دانستم، از همه‌چیزش، از نگاه‎هایش گرفته تا رفتار و سلوک آقامنشانه و شخصیت راسخش، خوشم می‎آمد.  شوهر کردن زن‌های مسلمان به عمو و عمه و خاله و دایی‌زاده‌هایشان موضوع پیش‌پاافتاده‌ای است؛ چنین پیوند و وصلت‌هایی خیلی طرف توجه و مرحمت فامیل قرار دارند چون خانواده‌ها را دست‌نخورده و یکپارچه حفظ می‎کند، بدون تهدیدی برای ثروت موروثی، در صورتی‌که مال و منال خانوادگی مساله باشد.

 آن‌طور که اسامه نگاهم می‎کرد، باور داشتم که او هم دلش با من بود، ولی هنوز حرف و حدیث به‌خصوصی راجع به مهر و علاقه یا ازدواج مطرح نشده بود. سر و صحبت جدی از عشق و ازدواج بین ما دو نفر کار بیجا و ناشایستی محسوب می‎شد تا زمانی که والدینمان رضایت داده و موافقتشان را بیان ‌کنند. ولی اسامه سفت و سخت سر رفتار بجا و مناسبش باقی ماند! واقعیتش، وقتی با صحبتی سردستی نامزدم کرد، به‌نظر مشکل خودش را ابراز می‎کرد. خاطرم هست خیره چشم‌های مهربانش می‎شدم، سریع پیش خودم می‎گفتم که پسرعمه‎ام از «باکره محجوبه» هم کم‌روتر بود.

 سرانجام، چهارده ساله که شدم، اسامه جراتش را پیدا کرد. موضوع به بعد از سفر و اقامت طولانی تابستانی عمه‎ام در سوریه و منزل ما برمی‌گردد که هر روز پیش همدیگر به‌سر می‎بردیم. زمانی که خانواده آنها به عربستان سعودی مراجعت کردند، اسامه فکر و نیت نامزدی را با مادرش مطرح می‎کند. عمه عالیه از چشم‌انداز ازدواج بین پسرش و دختر برادرش خشنود شد، وصلتی که دو خانواده را نزدیک‎تر هم می‎ساخت.  در دنیای مسلمانی من، زن‌ها هستند که فرآیند غالبا کسل‌کننده ترتیب دادن عروسی و ازدواج را دست می‎گیرند. از موقعی که پسری متولد می‎شود، مادرش با فکر و نیت یافتن عروس مناسب در مراسم اجتماعی زنانه حضور می‎یابد. مادر ملاحظه‌کار فقط دختری از خانواده معتبر و خوشنام را در نظر می‎گیرد، که سالم و تندرست و به لحاظ جسمی خوش‌اندام و جذاب باشد. زمانی که چشم‌انداز احتمالی درخور پیدا شد، دو مادر بحث و گفت‌وگوهای ازدواج را راه می‎اندازند. اگر مادرها راضی شوند، پدرها سر تعیین جهیزیه حرف می‎زنند که شامل جواهرات یا حتی پول می‎شود. در مراحلی عروس و داماد بالقوه از همدیگر می‎شنوند. از آنجاکه اولاد پسر و دختر معمولا به رای و تصمیم والدینشان بابت همسر زندگی اعتماد دارند، نه گفتن برای فرزند امر نادری است؛ منتها اگر پیشامد کرد، والدین نبایست روی موضوع زور و اجبار کنند.

 خوشبختانه، این‌طور نقشه و برنامه‌ریزی مفصل در مورد ما ضرورت نداشت. نه‌تنها من و اسامه از همان کودکی پیش همدیگر بودیم، بلکه عمه عالیه هم مایل بود به پسر مصمم و سرسختش اجازه دهد خودش برای ازدواجش تصمیم‌گیری کند. عمه عالیه ایده این ازدواج را با والدینم در میان گذاشت که خبرش را به هم رساندند. از جزئیات و مشخصات آن گفت و شنید حرفی زده نشد و پرسیدنش نوعی بی‌ملاحظگی منظور می‎شد. شگفتا که درحالی‌که با لذت دل دل می‎کردم که اسامه می‎خواست من را بگیرد، مادرم علیه این وصلت سازش را کوک می‎کرد. عدم اشتیاقش از سر دوست نداشتن اسامه و این حرف‌ها نبود، بلکه به‌خاطر موضوع اساسی‌تری بود: دلش نمی‎خواست جای خیلی دوری نقل مکان کنم.  مادر التماس می‌کرد: «نجوه، خواهش می‎کنم به این وصلت رضا نده. دلم می‎خواهد نزدیکم باشی دختر. اگر بروی عربستان، دیدارهایمان به کمیابی گوهرهای گرانبها می‎شود.»

لحظه‌ای بدون واکنش خیره مادرم شدم. راست می‎گفت؛ همین‌که وقتی مقیم عربستان سعودی می‎شدم، دیدارهای خانه و زادگاهم به‌ندرت اتفاق می‎افتاد، برای اینکه آن ایام مردم مثل حالا مرتب مسافرت نمی‎رفتند. حزن و دلتنگی مادرم را متوجه می‎شدم، همان‌طور که از حظ‌های بزرگ هر مادر عربی دیدن مرتب و منظم اولاد و نوه‎هایش است.  زن اسامه شدن به معنای این هم بود که زندگی‎ام به طرق مهیج و دیدنی‎تر دیگری تغییر می‎یافت. بعد از عزیمت به عربستان سعودی، باید روبنده می‎زدم. و اسامه آنقدر سنتی و امل بود که پشت پرده یا منزوی هم زندگی کنم و به‌ندرت از حد و مرزهای خانه جدیدم پا بیرون بگذارم. با اینکه می‎دانستم جوابم مادرم را خشنود نمی‎سازد، چنین سفت جواب دادم: «زندگی من است، مادر. من تصمیم می‎گیرم. دوستش دارم. زنش می‎شوم.» همیشه سر تصمیم‌گیری برای هراقدامی قرص و محکم بوده‌ام. کسی من را از ازدواج با اسامه بازنداشت و این‌طور شد که سال ۱۹۷۴ ازدواج کردم، پانزده سالم بود، منتها به‌زودی شانزده سالم می‎شد. شوهرم هفده سال داشت.

* برگرفته از کتاب «بن لادن: پدری که تروریست شد» نوشته جین ساسون، ترجمه مهریار میرنیا، انتشارات دنیای اقتصاد

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن