به مناسبت درگذشت بی‌بی‌کینگ، اسطوره موسیقی بلوز

پیام‏آور سُرور و شادی

شماره روزنامه: ۳۵۰۳ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۲۸۷۷۳۶ ویژه-نامه

محمدامین عاشوری بی‌بی‌کینگ، خواننده و یکی از بزرگ‏ترین نوازندگان گیتار چشم از جهان فرو بست. او تقریبا در تمام مدت فعالیت طولانی خود، همواره بر روال و سبک خود و شناسنامه‏ هنری پُربارش پافشاری داشت و دهه‏های متعددی به آفرینش هنری پرداخت. او تحسین‏کنندگان بسیاری یافت و البته منتقدانی نیز. در نقدهای اروپایی‏ها گاهی او را در خط درست بلوز نمی‏دیدند. او در لباس رسمی اسموکینگ نوازندگی می‏کرد. به شکل آشکاری نوازنده‏‌ای موفق در ارتباط با شنوندگانش بود. بی‌بی‌کینگ، با وجود پایبندی به اصل موسیقی آفریقایی تبار آمریکا، اما تفاوت بارزی با سنت نوازندگان و خوانندگان سیاه‏پوست آمریکایی - آفریقایی‏تبار داشت.

پیام‏آور سُرور و شادی

محمدامین عاشوری بی‌بی‌کینگ، خواننده و یکی از بزرگ‏ترین نوازندگان گیتار چشم از جهان فرو بست. او تقریبا در تمام مدت فعالیت طولانی خود، همواره بر روال و سبک خود و شناسنامه‏ هنری پُربارش پافشاری داشت و دهه‏های متعددی به آفرینش هنری پرداخت.او تحسین‏کنندگان بسیاری یافت و البته منتقدانی نیز. در نقدهای اروپایی‏ها گاهی او را در خط درست بلوز نمی‏دیدند. او در لباس رسمی اسموکینگ نوازندگی می‏کرد. به شکل آشکاری نوازنده‏‌ای موفق در ارتباط با شنوندگانش بود. بی‌بی‌کینگ، با وجود پایبندی به اصل موسیقی آفریقایی تبار آمریکا، اما تفاوت بارزی با سنت نوازندگان و خوانندگان سیاه‏پوست آمریکایی - آفریقایی‏تبار داشت. درگیر الکل و مواد مخدر نبود. روال زندگی‏اش، با ثبات و منظم بود. به‌صورت حیرت‌انگیزی در اجرای صحنه مصمم بود و علاقه‏مند. در سال بیش از 200 کنسرت برگزار می‏کرد. برای اجرای موسیقی، به اقصی نقاط جهان سفر می‏کرد اما پاتوق همیشگی او «کلوب بی‌بی‌کینگ» بود. جایزه‏های بسیاری ربود. به پشتوانه‏ این همه بود که توانست جایگاه ساز گیتار را تثبیت کند... دو بار ازدواج کرد. هر دو بار به علت مسافرت‏های بسیارش، زندگی خصوصی‏اش از هم پاشید. با این همه، دارای پانزده فرزند و تا 2005 صاحب حدود پنجاه نوه بود. در همین حدود هم (50) آلبوم منتشر کرد.
نوازندگی بی‌بی‌کینگ ریشه در یک سنت قوی و دیرپای نوازندگی آفریقایی - آمریکایی داشت. او در یک مزرعه‏ بزرگ پنبه در می‌سی‌سی‌پی آمریکا به دنیا آمد و در همان‏جا رشد یافت. مدتی در کلیسای روستای‏شان نوازندگی و خوانندگی کرد. برای تکمیل دانسته‎‏هایش به نزد پسر عموی نابینایش مهاجرت کرد و به کمک و راهنمایی او بود که استعداد موسیقایی‏اش شکوفا شد. در بیست و شش سالگی نخستین گروه موسیقی‏اش را تشکیل داد. در رادیوهای محلی برنامه اجرا کرد و به مرور، شناخته شد. از اواخر دهه‏ چهل میلادی به ضبط تک ترانه‏هایش اقدام کرد. نزدیک به هفت دهه، نوازندگی بی‌وقفه‏ کینگ، تاثیر ماندگاری بر سبک گیتارنوازی نسل‏های بعدی گذاشت. این تاثیر منحصر به بلوز نبود و حتی نوازندگان سبک راک را نیز تحت تاثیر خود قرار داد و بر غنای آن سبک افزود.
وی در عرصه‏های اجتماعی نیز فعالیت‏هایی داشت. به دنبال ترور مارتین لوتر‌کینگ در ۱۹۶۸ او به همراه چند خواننده‏ دیگر کنسرتی را در حمایت از کارزار دفاع از ایده‏های مارتین لوتر‌کینگ برگزار کرد. در دهه‏ ۷۰، برای دفاع از حقوق زندانیان در آمریکا تلاش‏های بسیاری کرد، انجمنی برای دفاع از حقوق آنان تاسیس کرد و در زندان‏های متعددی برای زندانیان گیتار نواخت و آواز خواند. در تبلیغات برای مبارزه با بیماری دیابت، شرکت فعال داشت.
می‏توان پرسید که او چه شیوه‌ای در نوازندگی و نیز خوانندگی داشت و چه مقدار از آثار او تقلید از پیشینیانش بوده و چه مقدار ناشی از ابتکارات و ابداعات خود اوست؟ شیوه‏ گیتارنوازی بی‌بی‌کینگ در جوانی، بیشتر تحت تاثیر نوازندگان پیشین قرار داشت. او در این سال‏ها، ساعت‏های بسیاری از روز را به شنیدن موسیقی‏های پخش شده از رادیوهای محلی می‏گذراند و تلاش می‏کرد آن‏ها را بنوازد. در این سال‏ها او تنها در شیوه‏ بلوز خودش را محصور نکرد، بلکه به خودآموزی در سبک‏های مختلف، از جمله جاز نیز پرداخت. در این دوره، بیشتر تحت تاثیر خلاقیت‏های هنری چارلی کریستین (۱۹۴۲- ۱۹۱۶) نوازنده‏ بزرگ گیتار در سبک جاز قرار داشت. با این همه، او با علاقه‏ای بسیار، پیگیر فعالیت‏های دیگر هنرمندانی بود که به سبک بلوز به خصوص در شیکاگو فعالیت داشتند. شیوه‏ و سبک نوازندگی بی‌بی‌کینگ، نقطه تلاقی همه‏ این سبک‏ها بود. سبکی فاخر، آرامش‏بخش، با پرش‏های زیبای انگشتان روی دسته‏ گیتار همراه با حسی بسیار قوی که شنونده را مسحور می‏کرد. البته، بدون نمایش‏های کمیک روی دسته‏ گیتار. سبکی که از سال‏های پایانی دهه‏ ۵۰ و سال‏های نخست دهه۶۰ میلادی شکل گرفت، قوام یافت و تا پایان عمرش تدوام یافت. هر چند در واپسین دهه‏ زندگی‏اش، دیگر نه از آن صلابت طنین محزون صدایش خبری بود و نه از استواری انگشتانش روی دسته‏ گیتار. لرزش دستان و صدایش، نشان از چیرگی کهولت بر جسم او داشت. اما روح ناآرام او همچنان در تکاپو و شیدایی بود. سال‏های دور در ترانه‏ای که یادآور گذشته‏ها و گذشتنی‏ها بود با حزنی جانسوز خوانده بود: «هیجان‏ها فروکش می‏کند، همه چیزی پایان می‏پذیرد.» اکنون، خود او نیز پایان یافت و به خاطره‏ها پیوست و در خاطرها ماندگار شد، اما سبکی که او هفتاد سال در آن نواخت، مردمان بی‏شماری را در چهار گوشه‏ دنیا به خود جلب کرد، روایتی توانمند بود از دردها و غم‏های روزگار و هستی بشری. اما پسر سیاه بلوز، پیام‏آور سرور و شادی و امید نیز بود. در گفت‌وگویی گفته بود که انسان وجوه مختلفی دارد و من تلاش می‏کنم که با موسیقی‏ام این وجوه رنگارنگ و متنوع انسان را به تصویر بکشم. غم و شادی را، ترس و هیجان را و نیز، امید و یأس را.
بی‌بی‌کینگ از کشتزارهای تفته‏ پنبه و از محیطی فقرزده برخاست، نزدیک به هفتاد سال به‌طور مستمر و خستگی ناپذیر خواند و نواخت. بیش از ۱۵ هزار کنسرت برگزار کرد و زمانی که روی در نقاب ‌خاک کشید، جهانی را تسخیر کرده بود. بی‌بی‌کینگ، هرگز ریشه‏های خود را فراموش نکرد. هر سال به ایندیانوولا، در می‌سی‌سی‌پی، شهر کوچکی که در آن زاده شده و بالیده بود، سفر می‏کرد و کنسرتی اجرا می‏کرد. همان‏جایی که حالا، موزه‏ بی‌بی‌کینگ در آن قرار دارد. در ۲۰۰۵ به مناسبت ۸۰ سالگی بی‌بی‌کینگ، شرکت معروف سازنده‏ گیتار، گیبسن، هشتاد گیتار با نام لوسیل تولید کرد. نامی که بی‌بی‌کینگ پنج دهه پیش از آن به گیتار خود داده بود و برای او یکی از ترانه‏های معروفش را خوانده بود:
«صدایی که می‌شنوید از گیتار من است. نام او لوسیل است، من دیوانه‌وار عاشق اویم. او مرا از کشتزارها برکَند و برایم شهرت آوَرد....وقتی بخواهم پاپ بخوانم، لوسیل مرا همراهی نمی‌کند. او به غیر از بلوز، چیز دیگری نمی‌خواهد بنوازد... وقتی که تنها هستم، لوسیل با صدای مسحور‌کننده‏اش، مرا از تنهایی نجات می‌دهد و احساسی برایم به ارمغان می‏آورد که به وصف در نگنجد. گاهی فکر می‌کنم که او دارد برایم گریه ساز می‌کند.»

مشاهده اخبار بیشتر در آخر هفته

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن