پول همه چیز است؟
حتما مثال واکنش قورباغهها با ظرف آب گرم را شنیدهاید. قورباغه اول بهمحض تماس با ظرف آب جوش از آن بیرون میپرد هرچند که شاید دچار سوختگی هم نشود اما قورباغه دوم که از شنا در ظرف آب سرد لذت میبرد بهمرور و با گرم شدن آب (درحالیکه فکر میکند شرایط عادی است) دچار مرگ تدریجی شده تا اینکه جان خود را از دست میدهد. واکنش تعداد زیادی از افراد در مواجهه با شرایط سخت مالی به ویژه پسانداز، مشابه همین وضعیت است. آنچه برای شما اتفاق میافتد به این شرح است: شما عادت به پسانداز منظم ندارید، حساب اضطراری را راه نیفتاده قربانی میکنید، درآمد که مشخصترین صورت مالی شما است بهصورت مبهم در ذهن شما وجود دارد چه برسد به مخارج.

حتما مثال واکنش قورباغهها با ظرف آب گرم را شنیدهاید. قورباغه اول بهمحض تماس با ظرف آب جوش از آن بیرون میپرد هرچند که شاید دچار سوختگی هم نشود اما قورباغه دوم که از شنا در ظرف آب سرد لذت میبرد بهمرور و با گرم شدن آب (درحالیکه فکر میکند شرایط عادی است) دچار مرگ تدریجی شده تا اینکه جان خود را از دست میدهد. واکنش تعداد زیادی از افراد در مواجهه با شرایط سخت مالی به ویژه پسانداز، مشابه همین وضعیت است. آنچه برای شما اتفاق میافتد به این شرح است: شما عادت به پسانداز منظم ندارید، حساب اضطراری را راه نیفتاده قربانی میکنید، درآمد که مشخصترین صورت مالی شما است بهصورت مبهم در ذهن شما وجود دارد چه برسد به مخارج. روزی روزگاری ۵ میلیون در یک حساب بانکی برای سود ۲۲ درصدی آن گذاشته و اسم آن را پسانداز میگذارید. نمیدانید چند درصد از حقوق را بابت قسط و وام و بدهی میدهید و زمانی که کیف پول خود را با چند چکپول ۵۰ هزار تومانی میبینید، خوشحال میشوید و انکار میکنید که دچار تناسب مالی نیستید. در مقابل با خود میگویید: مگر همه انسانها هرروز حسابوکتاب زندگی رادارند؟ من هم یکی از آنها! کشف بهترین مشاور
مالی!
یکی از اولین گامها برای دست یافتن به یک جریان مالی رو به رشد این است که تضادهایی که با همسر خود در مورد مسائل مالی و اقتصادی خانواده دارید حل کنید، چراکه در غیر این صورت تلاش بیهودهای برای رسیدن به یک وضعیت مالی با ثبات دارید.آیا میخواهید بدانید بهترین مشاور مالی شما کیست؟ پدر شما؟ رئیس شما؟ مشاوران حسابداری؟ وبلاگ؟ پاسخ به تمامی این سوالات منفی است. مطابق با دیدگاه کارشناسان اقتصاد خانواده بهترین مشاور مالی شما همسرتان است چون بدون هماهنگی با او، به توافق رسیدن بر سر اهداف مالی و همگام شدن در مسیر استقلال مالی کار بسیار سختی است. چه چیزی بیشترین زمان گپ و گفتهای شما با همسرتان را به خود اختصاص میدهد؟ بر سر چه مسائلی بیشتر جر و بحث میکنید؟ شاید چنین دیدگاهی را برخیها نپذیرند اما به گفته کارشناسان با حل مسائل مالی، بسیاری از بحثهای بیپایان ختم میشود. اولویتهای شما با همسرتان فرق دارد. شاید اولویت شما خرید تلویزیون و پس انداز بازنشستگی باشد اما اولویت همسرتان خرید مبل و کاغذ دیواری است. این اختلاف میتواند منشأ اختلافهای بزرگتری شود اما میتوان با راهکارهای زیر به نتیجه مطلوب رسید:
گام نخست: اهداف مالی را به طورمشترک بنویسید: مهمترین اقدام این است که بدون تحمیل نظرات با همسر خود نشسته و اهداف مالی خود را مشترکا و با توافق بنویسید تا تعهد کافی برای انجام آن در هر دو نفر شما وجود داشته باشد. اما نکته مهم این است که سعی نکنید از یکدیگر غلط بگیرید بلکه از آن بهعنوان فرصتی برای اشتراک ایدهها و اهداف استفاده کنید. اولویتهای زندگیتان را مشخص کنید. کارشناسان اقتصاد خانواده اعتقاد دارند صحبت با همسر هم برای سلامت جسمی، هم سلامت روابط و هم سلامت حساب بانکی هر فردی اهمیت دارد.
گام دوم: بودجه خود را به تصویب هر دو طرف برسانید: پس از تعیین اهداف مالی بودجه ماهیانه خود را نوشته، پرینت گرفته (یا بهصورت مرتب روی کاغذ با قلم و خودکار نوشته) و آن را امضاء کنید. بر سر بندها بحث کنید اما به توافق برسید. ماهیانه دو بار در دوازدهم و بیست و چهارم هر ماه روند مخارج را بررسی کرده و مراقب باشید دچار کسری بودجه نشوید. توافق اساس کار است.
گام سوم: به خود و همسرتان بودجه جداگانهای با عنوان خواستنیها اختصاص بدهید: با توجه به اختلاف سلایق و علاقهمندیها خوب است که درصدی از پول ماهیانه را بهصورت جداگانه برای خواستنیها در نظر بگیرید. با توافق میتوان هر دو بودجه را به یک موضوع اختصاص داد اما هر فردی میتواند پول خود را به هر شیوهای که تمایل دارد خرج کند و مورد انتقاد طرف مقابل قرار نگیرد.
در این میان چند نکته مهم وجود دارد که در تدوین بودجه خانواده باید حتما مورد توجه قرار گیرد. نکته اول آنکه برای جلسه تصویب بودجه تاریخ در نظر بگیرید. این زمان بهتر است روزی باشد که حقوق خود را گرفتهاید یا هر زمان دیگری که میدانید حقوق ماهیانهتان چقدر است. نکته دوم آنکه هنگام عصبانیت، صبح زود و بلافاصله پس از برگشتن از محل کار در مورد پول صحبت نکنید. نکته سوم اینکه این جلسه باید در زمانی باشد که مزاحم ندارید، همچنین باید از کسالت در آن جلوگیری کرد. آن را با خنده و سرگرمی برگزار کنید. نکات خنده دار صرفهجویی در پول را برای هم بگویید و بخندید. اگر این روش را تجربه کردید و طی چندین ماه شاهد اثرات مثبت آن در زندگی خود بودید به دیگران هم پیشنهاد دهید.
پول همهچیز است؟
پول شاید در دسترسترین چیزی باشد که در زندگی داریم. پول همیشه بیشترین وقت ما را به خود اختصاص داده است. قسمت عمده روز خود را برای به دست آوردن و خرج کردن آن میگذرانیم. شاید بیش از هر چیز دیگری راجع به آن خیالپردازی میکنیم. دغدغه بسیاری از ما پول است و انگار که پول همهچیز است. اما پول همهچیز نیست. همه ما میدانیم که اگر سلامتی خود را از دستداده باشیم، اگر در رابطه با همسر یا فرزندان دچار مشکل جدی شویم یا اگر شغل پردرآمد ما محلی برای جنگ اعصاب و تنش و توهین شده باشد، پول آرام به گوشهای خزیده و برای حل این مسائل زیاد به ما کمک نمیکند. از سوی دیگر همه ما تخفیف را دوست داریم. طراحی فروشگاههای بزرگ بر همین اساس است تا با القای حس برنده شدن، اجناسی را که نیاز نداریم بخریم. در انتهای خرید و مشاهده صورتحساب از اینکه بیست هزار تومان روی خرید ۲۰۰ هزارتومانی خود تخفیف گرفتهایم احساس رضایت میکنیم غافل از اینکه سبد ما با کالاهایی پرشده که شاید اصلا نمیخواستیم.
صرفهجویی و زندگی رؤیایی
صرفهجویی کاهش مخارج است و البته تعریف هوشمندانه آن کاهش مخارج روی اقلام غیرضروری است تا پول لازم برای خرج کردن در موارد موردعلاقهمان را به دست آوریم. همه میدانیم که پول برای ما شادی نمیخرد و بسیاری از شادیهای ارزشمند و ماندگار دنیا رایگان هستند، پس به ساده کردن زندگی خود علاقهمند میشویم. اما ساده زیستی و کاهش مخارج آنطور که فکر میکردیم آسان نیست. تفکر ما چیزی میگوید و خرید دوباره اجناس غیرضروری چیز دیگر. انگار که در هنگام خرید دچار فلج مغزی میشویم. چون نمیتوانیم از پول خود لذت ببریم دیدگاه را تغییر میدهیم و با خود میگوییم: آیا پسانداز هزار تومان روزانه روی ناهار احمقانه نیست؟ پس کی میتوانم از پول خود لذت ببرم؟ همه میدانند که سقف پسانداز محدود است.پس سعی میکنید بهتر زندگی کنید، آنچه را که دوست دارید میخرید و چون حس میکنید که بهزودی ممکن است ورشکستگی به سراغ شما بیاید سعی میکنید درآمد خود را افزایش دهید اما من که تمام افزایش درآمدم در سالهای گذشته، افزایش سالانه حقوق بوده، چگونه درآمد دیگری کسب کنم؟پسانداز منظم سخت است، کاهش مخارج دشوار است، افزایش درآمد که رویایی به نظر میرسد و البته اگر تمام این کارها اینقدر سخت نبود و اگر تغییر عادتهای ما اینقدر سخت نبود، این مساله به دغدغه دائمی نوع بشریت تبدیل نمیشد. لذت بردن از پول، باید یک کار همیشگی باشد. هدف از صرفهجویی، کاهش سطح زندگی نیست بلکه هزینه پول به شیوه هوشمندانه است. بهعبارتیدیگر قطع بیرحمانه تمام مخارجی که ما را شاد نمیکند برای داشتن پول برای هزینه روی چیزهایی که دوست داریم. از این رو میتوانید برنامهای برای خرج کردن هوشمندانه در طول یک ماه برای خود تدوین کنید.
چطور میتوانید برنامه خرج هوشمندانه را طرح کنید
اولویت اول برای هر شخصی پر کردن حساب اضطراری است. بهعنوان نمونه این کار را بهصورت خودکار برنامهریزی کرده و نتایج آن را بررسی کنید. در این مسیر داشتن حساب در بانکی با اینترنت بانک خوب است. یک اینترنت بانک خوب این امکان را میدهد که علاوهبر افتتاح انواع حساب، امکان واریز مستمر (خودکار) پول از حساب شما به حساب دیگری در همان بانک یا از طریق سیستم پایا به بانک دیگری فراهم باشد. گام دوم انتقال وجه است. مثلا فرض کنید که تا پنجم هر ماه حقوق را دریافت میکنید، روی انتقال مستمر پول از حساب خود به حسابی دیگر یک برنامهریزی کنید. اگر شما حساب روزشمار معمولی را باز کنید سود آن ۷ تا ۱۰ درصد است ولی برخی موسسهها به سپردههای روزشمار تا ۲۲ درصد سود میدهند که میتوانید از طریق انتقال خودکار، پول را به حساب خود منتقل کنید. نکته مهم اینکه کارت متصل به حساب را دریافت نکرده و آن را دفترچهای افتتاح کنید تا دسترسیتان به آن محدود شده و به آن دستاندازی هم نکنید. هر چه بتوانید درصد بیشتری از درآمد خود را به این موضوع اختصاص دهید بهتر است. اولویت دوم،تفریح و سرگرمی است. در همین حین تفریح و سرگرمی و خرج روی علائقتان را هم فراموش نکنید. ۵ تا ۱۰ درصد درآمد خود را با همان راهکار انتقال خودکار به حساب خرجهای لذت بخش اختصاص دهید. به شرط آنکه از خرید چیزهایی که نیاز ندارید پرهیز کرده و پس از مدتی از داشتن آنها پشیمان نشوید.
ادامه مسیر
این کارها را انجام داده و تمرین کنید و با توجه به شرایط شخصی خود سیستمها را بهینه کنید. پس از حرفهای شدن در این کار باید درصدی از درآمد ماهیانه خود را صرف بازنشستگی کنید. بهترین روش برای این کار بیمه عمر است. به این طرحها نه بهعنوان سرمایهگذاری و نه بهعنوان راهی به سوی ثروت بیکران بلکه بهعنوان روشی کمکی برای بازنشستگی تان نگاه کنید.یک نکته مهم دیگر آنکه همه کارشناسان اقتصاد خانواده علاوه بر حرکت در این مسیر توصیه میکنند که برای باقی ماندن در این مسیر میتوانید با مقادیر کم شروع کنید. شاید شرایط فعلی و حقوق کم ماهیانه بهانهای باشد که به موضوع فکر نکنید ولی اهمیت آن و آثار مثبتی که به همراه دارد آنقدر زیاد است که باید خود را ملزم به اجرای آن کنید. لازم نیست ۵۰ درصد حقوق خود را پسانداز کنید (البته اگر امکان داشته باشد بهتر است) ولی میتوان با ۱۰ درصد یا ۵ درصد حقوق ماهیانه شروع کرد. مطمئنا این مبلغ تاثیر عمدهای روی زندگی ما نمیگذارد. پس از عادت کردن کمکم این درصد را افزایش دهید.هدف در اینجا این نیست که فرمولی برای همه با انواع مختلف درآمدها آورده شود و هرکس باید با برآورد تراز مالی خود و مشخص نمودن میزان پولی که میتواند پس انداز کند شروع کند و مهمترین نکته شروع است حتی اگر با مقادیر بسیار کم باشد. شما باید به تک تک ریالها همچون سربازهای وفادار نگاه کنید. برای آنها برنامهریزی کنید و اختیار آنها را در دست بگیرید.اولین گام در این مسیر برآورد درآمد-هزینه ماهیانه و تدوین یک بودجه شخصی کارآمد است. در کشور ما که بیمهها در شرایط حساس پوشش مناسبی ندارند، حقوق عقبافتاده امری بدیهی است و احتمال بیکاری وجود دارد، هیچ چیز مهم تر از حساب اضطراری نیست. متاسفانه اتفاقات بد در زمان نزول از شما در مورد پول سوال نمیکنند و اتفاقا در صورت داشتن آمادگی مالی و روانی کمتر به سراغ شما میآیند. همانطور که میدانید رسیدن به ثروت، کار سختی نیست. کمتر از درآمد خود خرج کنید. درآمد را افزایش داده و از مخارج بکاهید و پول باقیمانده را سرمایهگذاری کنید. به همین روش ساده میتوان به استقلال مالی رسید و ثروتمند شد. اما بسیاری نمیتوانند. البته روش تضمینشده و بلندمدتی هم وجود دارد، بسیاری از کارشناسان اقتصادی میگویند همه میتوانند با هشتاد درصد درآمد فعلی زندگی خود را بگذرانند. پس میتوان بیست درصد درآمد را پسانداز کرد که در طی مثلا ۲۰ سال به ثروت قابل قبولی تبدیل میشود.
یکی از اولین گامها برای دست یافتن به یک جریان مالی رو به رشد این است که تضادهایی که با همسر خود در مورد مسائل مالی و اقتصادی خانواده دارید حل کنید، چراکه در غیر این صورت تلاش بیهودهای برای رسیدن به یک وضعیت مالی با ثبات دارید.آیا میخواهید بدانید بهترین مشاور مالی شما کیست؟ پدر شما؟ رئیس شما؟ مشاوران حسابداری؟ وبلاگ؟ پاسخ به تمامی این سوالات منفی است. مطابق با دیدگاه کارشناسان اقتصاد خانواده بهترین مشاور مالی شما همسرتان است چون بدون هماهنگی با او، به توافق رسیدن بر سر اهداف مالی و همگام شدن در مسیر استقلال مالی کار بسیار سختی است. چه چیزی بیشترین زمان گپ و گفتهای شما با همسرتان را به خود اختصاص میدهد؟ بر سر چه مسائلی بیشتر جر و بحث میکنید؟ شاید چنین دیدگاهی را برخیها نپذیرند اما به گفته کارشناسان با حل مسائل مالی، بسیاری از بحثهای بیپایان ختم میشود. اولویتهای شما با همسرتان فرق دارد. شاید اولویت شما خرید تلویزیون و پس انداز بازنشستگی باشد اما اولویت همسرتان خرید مبل و کاغذ دیواری است. این اختلاف میتواند منشأ اختلافهای بزرگتری شود اما میتوان با راهکارهای زیر به نتیجه مطلوب رسید:
گام نخست: اهداف مالی را به طورمشترک بنویسید: مهمترین اقدام این است که بدون تحمیل نظرات با همسر خود نشسته و اهداف مالی خود را مشترکا و با توافق بنویسید تا تعهد کافی برای انجام آن در هر دو نفر شما وجود داشته باشد. اما نکته مهم این است که سعی نکنید از یکدیگر غلط بگیرید بلکه از آن بهعنوان فرصتی برای اشتراک ایدهها و اهداف استفاده کنید. اولویتهای زندگیتان را مشخص کنید. کارشناسان اقتصاد خانواده اعتقاد دارند صحبت با همسر هم برای سلامت جسمی، هم سلامت روابط و هم سلامت حساب بانکی هر فردی اهمیت دارد.
گام دوم: بودجه خود را به تصویب هر دو طرف برسانید: پس از تعیین اهداف مالی بودجه ماهیانه خود را نوشته، پرینت گرفته (یا بهصورت مرتب روی کاغذ با قلم و خودکار نوشته) و آن را امضاء کنید. بر سر بندها بحث کنید اما به توافق برسید. ماهیانه دو بار در دوازدهم و بیست و چهارم هر ماه روند مخارج را بررسی کرده و مراقب باشید دچار کسری بودجه نشوید. توافق اساس کار است.
گام سوم: به خود و همسرتان بودجه جداگانهای با عنوان خواستنیها اختصاص بدهید: با توجه به اختلاف سلایق و علاقهمندیها خوب است که درصدی از پول ماهیانه را بهصورت جداگانه برای خواستنیها در نظر بگیرید. با توافق میتوان هر دو بودجه را به یک موضوع اختصاص داد اما هر فردی میتواند پول خود را به هر شیوهای که تمایل دارد خرج کند و مورد انتقاد طرف مقابل قرار نگیرد.
در این میان چند نکته مهم وجود دارد که در تدوین بودجه خانواده باید حتما مورد توجه قرار گیرد. نکته اول آنکه برای جلسه تصویب بودجه تاریخ در نظر بگیرید. این زمان بهتر است روزی باشد که حقوق خود را گرفتهاید یا هر زمان دیگری که میدانید حقوق ماهیانهتان چقدر است. نکته دوم آنکه هنگام عصبانیت، صبح زود و بلافاصله پس از برگشتن از محل کار در مورد پول صحبت نکنید. نکته سوم اینکه این جلسه باید در زمانی باشد که مزاحم ندارید، همچنین باید از کسالت در آن جلوگیری کرد. آن را با خنده و سرگرمی برگزار کنید. نکات خنده دار صرفهجویی در پول را برای هم بگویید و بخندید. اگر این روش را تجربه کردید و طی چندین ماه شاهد اثرات مثبت آن در زندگی خود بودید به دیگران هم پیشنهاد دهید.
پول همهچیز است؟
پول شاید در دسترسترین چیزی باشد که در زندگی داریم. پول همیشه بیشترین وقت ما را به خود اختصاص داده است. قسمت عمده روز خود را برای به دست آوردن و خرج کردن آن میگذرانیم. شاید بیش از هر چیز دیگری راجع به آن خیالپردازی میکنیم. دغدغه بسیاری از ما پول است و انگار که پول همهچیز است. اما پول همهچیز نیست. همه ما میدانیم که اگر سلامتی خود را از دستداده باشیم، اگر در رابطه با همسر یا فرزندان دچار مشکل جدی شویم یا اگر شغل پردرآمد ما محلی برای جنگ اعصاب و تنش و توهین شده باشد، پول آرام به گوشهای خزیده و برای حل این مسائل زیاد به ما کمک نمیکند. از سوی دیگر همه ما تخفیف را دوست داریم. طراحی فروشگاههای بزرگ بر همین اساس است تا با القای حس برنده شدن، اجناسی را که نیاز نداریم بخریم. در انتهای خرید و مشاهده صورتحساب از اینکه بیست هزار تومان روی خرید ۲۰۰ هزارتومانی خود تخفیف گرفتهایم احساس رضایت میکنیم غافل از اینکه سبد ما با کالاهایی پرشده که شاید اصلا نمیخواستیم.
صرفهجویی و زندگی رؤیایی
صرفهجویی کاهش مخارج است و البته تعریف هوشمندانه آن کاهش مخارج روی اقلام غیرضروری است تا پول لازم برای خرج کردن در موارد موردعلاقهمان را به دست آوریم. همه میدانیم که پول برای ما شادی نمیخرد و بسیاری از شادیهای ارزشمند و ماندگار دنیا رایگان هستند، پس به ساده کردن زندگی خود علاقهمند میشویم. اما ساده زیستی و کاهش مخارج آنطور که فکر میکردیم آسان نیست. تفکر ما چیزی میگوید و خرید دوباره اجناس غیرضروری چیز دیگر. انگار که در هنگام خرید دچار فلج مغزی میشویم. چون نمیتوانیم از پول خود لذت ببریم دیدگاه را تغییر میدهیم و با خود میگوییم: آیا پسانداز هزار تومان روزانه روی ناهار احمقانه نیست؟ پس کی میتوانم از پول خود لذت ببرم؟ همه میدانند که سقف پسانداز محدود است.پس سعی میکنید بهتر زندگی کنید، آنچه را که دوست دارید میخرید و چون حس میکنید که بهزودی ممکن است ورشکستگی به سراغ شما بیاید سعی میکنید درآمد خود را افزایش دهید اما من که تمام افزایش درآمدم در سالهای گذشته، افزایش سالانه حقوق بوده، چگونه درآمد دیگری کسب کنم؟پسانداز منظم سخت است، کاهش مخارج دشوار است، افزایش درآمد که رویایی به نظر میرسد و البته اگر تمام این کارها اینقدر سخت نبود و اگر تغییر عادتهای ما اینقدر سخت نبود، این مساله به دغدغه دائمی نوع بشریت تبدیل نمیشد. لذت بردن از پول، باید یک کار همیشگی باشد. هدف از صرفهجویی، کاهش سطح زندگی نیست بلکه هزینه پول به شیوه هوشمندانه است. بهعبارتیدیگر قطع بیرحمانه تمام مخارجی که ما را شاد نمیکند برای داشتن پول برای هزینه روی چیزهایی که دوست داریم. از این رو میتوانید برنامهای برای خرج کردن هوشمندانه در طول یک ماه برای خود تدوین کنید.
چطور میتوانید برنامه خرج هوشمندانه را طرح کنید
اولویت اول برای هر شخصی پر کردن حساب اضطراری است. بهعنوان نمونه این کار را بهصورت خودکار برنامهریزی کرده و نتایج آن را بررسی کنید. در این مسیر داشتن حساب در بانکی با اینترنت بانک خوب است. یک اینترنت بانک خوب این امکان را میدهد که علاوهبر افتتاح انواع حساب، امکان واریز مستمر (خودکار) پول از حساب شما به حساب دیگری در همان بانک یا از طریق سیستم پایا به بانک دیگری فراهم باشد. گام دوم انتقال وجه است. مثلا فرض کنید که تا پنجم هر ماه حقوق را دریافت میکنید، روی انتقال مستمر پول از حساب خود به حسابی دیگر یک برنامهریزی کنید. اگر شما حساب روزشمار معمولی را باز کنید سود آن ۷ تا ۱۰ درصد است ولی برخی موسسهها به سپردههای روزشمار تا ۲۲ درصد سود میدهند که میتوانید از طریق انتقال خودکار، پول را به حساب خود منتقل کنید. نکته مهم اینکه کارت متصل به حساب را دریافت نکرده و آن را دفترچهای افتتاح کنید تا دسترسیتان به آن محدود شده و به آن دستاندازی هم نکنید. هر چه بتوانید درصد بیشتری از درآمد خود را به این موضوع اختصاص دهید بهتر است. اولویت دوم،تفریح و سرگرمی است. در همین حین تفریح و سرگرمی و خرج روی علائقتان را هم فراموش نکنید. ۵ تا ۱۰ درصد درآمد خود را با همان راهکار انتقال خودکار به حساب خرجهای لذت بخش اختصاص دهید. به شرط آنکه از خرید چیزهایی که نیاز ندارید پرهیز کرده و پس از مدتی از داشتن آنها پشیمان نشوید.
ادامه مسیر
این کارها را انجام داده و تمرین کنید و با توجه به شرایط شخصی خود سیستمها را بهینه کنید. پس از حرفهای شدن در این کار باید درصدی از درآمد ماهیانه خود را صرف بازنشستگی کنید. بهترین روش برای این کار بیمه عمر است. به این طرحها نه بهعنوان سرمایهگذاری و نه بهعنوان راهی به سوی ثروت بیکران بلکه بهعنوان روشی کمکی برای بازنشستگی تان نگاه کنید.یک نکته مهم دیگر آنکه همه کارشناسان اقتصاد خانواده علاوه بر حرکت در این مسیر توصیه میکنند که برای باقی ماندن در این مسیر میتوانید با مقادیر کم شروع کنید. شاید شرایط فعلی و حقوق کم ماهیانه بهانهای باشد که به موضوع فکر نکنید ولی اهمیت آن و آثار مثبتی که به همراه دارد آنقدر زیاد است که باید خود را ملزم به اجرای آن کنید. لازم نیست ۵۰ درصد حقوق خود را پسانداز کنید (البته اگر امکان داشته باشد بهتر است) ولی میتوان با ۱۰ درصد یا ۵ درصد حقوق ماهیانه شروع کرد. مطمئنا این مبلغ تاثیر عمدهای روی زندگی ما نمیگذارد. پس از عادت کردن کمکم این درصد را افزایش دهید.هدف در اینجا این نیست که فرمولی برای همه با انواع مختلف درآمدها آورده شود و هرکس باید با برآورد تراز مالی خود و مشخص نمودن میزان پولی که میتواند پس انداز کند شروع کند و مهمترین نکته شروع است حتی اگر با مقادیر بسیار کم باشد. شما باید به تک تک ریالها همچون سربازهای وفادار نگاه کنید. برای آنها برنامهریزی کنید و اختیار آنها را در دست بگیرید.اولین گام در این مسیر برآورد درآمد-هزینه ماهیانه و تدوین یک بودجه شخصی کارآمد است. در کشور ما که بیمهها در شرایط حساس پوشش مناسبی ندارند، حقوق عقبافتاده امری بدیهی است و احتمال بیکاری وجود دارد، هیچ چیز مهم تر از حساب اضطراری نیست. متاسفانه اتفاقات بد در زمان نزول از شما در مورد پول سوال نمیکنند و اتفاقا در صورت داشتن آمادگی مالی و روانی کمتر به سراغ شما میآیند. همانطور که میدانید رسیدن به ثروت، کار سختی نیست. کمتر از درآمد خود خرج کنید. درآمد را افزایش داده و از مخارج بکاهید و پول باقیمانده را سرمایهگذاری کنید. به همین روش ساده میتوان به استقلال مالی رسید و ثروتمند شد. اما بسیاری نمیتوانند. البته روش تضمینشده و بلندمدتی هم وجود دارد، بسیاری از کارشناسان اقتصادی میگویند همه میتوانند با هشتاد درصد درآمد فعلی زندگی خود را بگذرانند. پس میتوان بیست درصد درآمد را پسانداز کرد که در طی مثلا ۲۰ سال به ثروت قابل قبولی تبدیل میشود.
ارسال نظر