معماری؛ بستر بالندگی فرهنگ و اقتصادـ قسمت سوم

شماره روزنامه: ۳۵۷۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۲۸۲۳۲۸ ویژه-نامه

<b>مزدا نوبری*<br></b> در نوشتار پیش رو پس از بیان ویژگی‌های پدیده معماری که بستری مناسب برای بالندگی توامان اقتصاد و فرهنگ است و نیز توجه به گستره معماری تاریخی ایران زمین که یکی از بسترهای این بالندگی است ، بر گستره‌ای دیگر نظر می‌اندازیم که از فرصت‌های یگانه در برقراری این رابطه است:<br> <br> <b>گستره دوم : معماری فضاهای عمومی</b><br> از دیرباز و همیشه آنچه یکی از بنیان‌های پدیداری تمدن و رشد مدنیت اجتماعی قلمداد می‌شده از رودررویی آدمیان و تشکیل واحدهای حداقلی جمعی آغاز شده و این رودررویی اجتماعی زمینه‌ساز بسط و توسعه جامعه و در نهایت ایجاد تمدن گردیده است و این نکته که به موازات رشد جوامع مدنی در طول تاریخ، شاهد ایجاد و بسط و توسعه بناهای معماری با کارکردهای عمومی بوده‌ایم ، بسیار قابل‌توجه و بااهمیت است.

معماری؛ بستر بالندگی فرهنگ و اقتصادـ قسمت سوم
مزدا نوبری*

در نوشتار پیش رو پس از بیان ویژگی‌های پدیده معماری که بستری مناسب برای بالندگی توامان اقتصاد و فرهنگ است و نیز توجه به گستره معماری تاریخی ایران زمین که یکی از بسترهای این بالندگی است ، بر گستره‌ای دیگر نظر می‌اندازیم که از فرصت‌های یگانه در برقراری این رابطه است:

گستره دوم : معماری فضاهای عمومی
از دیرباز و همیشه آنچه یکی از بنیان‌های پدیداری تمدن و رشد مدنیت اجتماعی قلمداد می‌شده از رودررویی آدمیان و تشکیل واحدهای حداقلی جمعی آغاز شده و این رودررویی اجتماعی زمینه‌ساز بسط و توسعه جامعه و در نهایت ایجاد تمدن گردیده است و این نکته که به موازات رشد جوامع مدنی در طول تاریخ، شاهد ایجاد و بسط و توسعه بناهای معماری با کارکردهای عمومی بوده‌ایم ، بسیار قابل‌توجه و بااهمیت است.
پس جای هیچ شبهه ای نیست که رشد فرهنگی، توسعه اجتماعی و بسط هر تمدن در مقایسه‌ای تطبیقی و گام به گام به میزان حضور و گردهم‌آیی مردمان آن جامعه در یک مکان و سپس تعریف فضایی و معماری آن مکان وابسته است و هر جامعه‌ای که در مسیر این توسعه گام برمی‌دارد بناهای معماری آن نیز با کاربری‌های‌‌ عمومی مدام در حال توسعه و رشد قرار گرفته و حتی رابطه‌ای دو سویه در این نظام فکری نیز جاری است .

از سوی دیگر در نخستین بخش این سلسله نوشتارها، به تدقیق دریافتیم که معماری به تولید و پایداری نمی‌رسد مگر پاسخگوی نیازهای بهره‌برداران آن باشد و به قطعیت می‌دانیم که پاسخگویی به مبانی اقتصادی و توسعه سرمایه‌ای یکی از نیازهای امروزه و قطعی و لاجرم آدمیان است .
بدین ترتیب این تسلسل که از یک سو توسعه هر جامعه در مسیر تمدنی را با شاخص بناها و ساختمان‌های عمومی و جمعی قابل‌تشخیص می‌نماید و در گام بعدی این ساختمان‌ها را در وابستگی بدون گسست با حوزه اقتصادی می‌شناسد، معماری بناهای عمومی را به عنوان حلقه اتصال و به بیانی بهتر نشانه موثر و متاثر اقتصاد و فرهنگ مدنی معرفی می‌نماید.

ذکر مثال‌های گوناگون از ساختمان‌هایی که پس از ساخته شدن و حتی تنها با انگیزه‌های انبوهی سرمایه توانسته‌اند تاثیرات جدی بر سازمان‌های رفتاری و فرهنگی روابط جمعی بگذارند چه در تمامی دنیا و چه در سرزمین ما پُر‌شمار است و نیز به طریقی بالعکس نیازمندی‌های فرهنگی ـ اجتماعی که تبدیل به تقاضای تولید بناهای مختلف با کاربری‌های عمومی گردیده و در ادامه بر رشد و پویایی اقتصادی موثر شده‌اند نیز دارای مصادیق و مثال‌های متعدد است .
ساختمان‌هایی نظیر فرهنگسراها و مجموعه‌های فرهنگی- اجتماعی نظیر آمفی‌تئاترها، موزه‌ها، نمایشگاه‌ها و... جملگی از یک نیاز اجتماعی نشات یافته و مجموعه‌هایی نظیر مراکز تجاری، ترمینال‌ها، ساختمان‌های اداری و ... که براساس مطالبات و مبادرات اقتصادی تبدیل به جرم ماده‌ای فضا شده‌اند و رودررویی اجتماعی را ابتدا به عنوان یک نتیجه مستقیم و سپس به مثابه یک مجموعه از عادات فرهنگی - رفتاری تعریف کرده‌اند، جملگی قابل‌توجه و مایه استناد است.

آنچه گفتیم اهمیت برنامه‌ریزی و تدوین نظامات فکری و تعریف بناهای عمومی را در حدودی خطیر و جدی بیان می‌دارد؛ اینکه بدانیم براساس کدام مجموعه از نیازهای اقتصادی و تقاضای بازار، نه در حدی کاسته و ناچیز و نه در مقیاسی افزون و زیاده دست به‌کار معماری ساختمان‌های عمومی بشویم و ناشی از تاثیرات تولید آن چه مجموعه‌ای از عادات و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی را در پی خواهیم داشت، امری است که نمی‌تواند از پیوست مطالعاتی و انگاره‌های نخستین طراحی یک بنای معماری مغفول و به جامانده باشد و بی‌گمان بخشی قطعی و غیرقابل‌تفکیک است .
از سوی دیگر نیز، نیازهای فرهنگی هر جامعه که تبدیل به تقاضای ساخت و تولید یک معماری می‌شود، چنانچه در فرآیند برنامه‌ریزی و تعریف فضاهای رفتاری و کارکردی خود، نگاه به پویایی و ایجاد هیجان و بیداری اقتصادی را نداشته باشد ، بی‌شک در ورطه‌هایی از خاموشی و ای بسا آسیب به مبانی فرهنگی- اجتماعی تقاضاکننده آن بنا افتاده و نتیجه‌هایی نامطلوب به بار خواهد آورد.

*عضو هیات علمی دانشکده هنر و معماری دانشگاه خیام مشهد

مشاهده اخبار بیشتر در ویژه نامه خراسان

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن