تالار شیشه‏ای در سال ۹۴ و چشم‏انداز ۹۵

بورس تهران به کدام مسیر می‏رود؟

شماره روزنامه: ۳۷۰۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۲۷۵۸۲۸ ویژه-نامه

<b>آنچه در سال ۹۴ گذشت</b> <p> <b>هاشم آردم:</b> بورس تهران طی معاملات دو سال اخیر، افت و خیز فراوانی را تجربه کرد. هنوز در خاطر فعالان بازار سهام تهران است که پس از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، خوشبینی‏ها به بازگشت ایران به عرصه اقتصاد بین‏الملل باعث شد شاخص کل بورس، در بالاترین سطح تاریخ خود قرار گیرد. تنها در یک دوره ۶ ماهه در سال ۹۲، شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران از سطح ۴۵ هزار واحد به ۸۹ هزار و ۵۰۰ واحد رسیده بود. پس از آن عمیق‏ترین دوره رکود بازار سهام آغاز شد و اصلاح رشد شدید آن دوره بیش از دو سال به طول انجامید. </p>

بورس تهران به کدام مسیر می‏رود؟
آنچه در سال ۹۴ گذشت

هاشم آردم: بورس تهران طی معاملات دو سال اخیر، افت و خیز فراوانی را تجربه کرد. هنوز در خاطر فعالان بازار سهام تهران است که پس از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، خوشبینی‏ها به بازگشت ایران به عرصه اقتصاد بین‏الملل باعث شد شاخص کل بورس، در بالاترین سطح تاریخ خود قرار گیرد. تنها در یک دوره ۶ ماهه در سال ۹۲، شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران از سطح ۴۵ هزار واحد به ۸۹ هزار و ۵۰۰ واحد رسیده بود. پس از آن عمیق‏ترین دوره رکود بازار سهام آغاز شد و اصلاح رشد شدید آن دوره بیش از دو سال به طول انجامید.


طی دو سال گذشته با نزدیک شدن به بزنگاه‏های هسته‏ای، شاخص‏های بورس و قیمت سهم گروه‏های پیشرو، رو به صعود می‏گذاشت و با تمدید مذاکرات، معاملات تالار شیشه‏ای به خواب عمیق خود باز می‏گشت. روندهای قیمتی طی دو سال گذشته در بورس تهران به خوبی اثبات کرد که تنها دغدغه سهامداران مسأله تحریم‏های غرب علیه ایران بوده است. از بخت بد، عمیق‏ترین دوره رکود بازار سهام، با ریزش شدید قیمتی در بازارهای جهانی هم‏زمان شد. قیمت هر بشکه نفت از سطح ۱۱۰ دلار تنها در خلال چند ماه تا ۳۰ دلار ریزش کرد تا سخت‏ترین سال مالی را برای اقتصاد ایران و شرکت‏های بورسی رقم بزند. اما با آغاز زمستان سال جاری، ساختار بازار سهام و همچنین انتظارات فعالان بازار به کلی تغییر کرد. درست یک ماه پیش از آغاز برجام و لغو تحریم‏های اقتصادی، شاخص بورس رو به صعود گذاشت و در مدتی کمتر از دو ماه رشد بیش از ۲۳ درصدی را تجربه کرد.

چرا بورس جهش کرد؟

در دوران رکود بازار، دلایل متعددی برای ریزش بازار در محافل بورسی مطرح و مورد بحث واقع می‏شد. در آن دوره یکی از مهم‏ترین دلایل افت بازار، افزایش نرخ بهره (سود سپرده‏های بانکی) بود. با توجه به چشم‏انداز نامناسبی که از عملکرد شرکت‏ها وجود داشت، در آن دوره سرمایه‏گذاری در بورس تهران به هیچ وجه جذاب به نظر نمی‏رسید، چرا که فعالان اقتصادی می‏توانستند با سپرده‏گذاری سرمایه‏های خود در بانک‏ها، بدون هیچ ریسکی بازدهی قابل توجه ۲۰ تا ۲۵ درصد کسب کنند. این موضوع باعث شده بود که P بر E بازار پول، رقمی بین ۴ و ۵ را تجربه کند. با توجه به صرفه ریسکی که سرمایه‏گذاران از سرمایه‏گذاری خود انتظار دارند، خرید سهام به هیچ وجه منطقی به نظر نمی‏رسید. حال پس از مدتها به نظر می‏رسد که با لغو تحریم‏ها و اتصال شبکه بانکی کشور به شبکه بانکی جهانی، این امکان وجود خواهد داشت که هزینه- فرصت پول در کشور کاهش یافته و سرمایه‏گذاری در بازار سهام موجه به نظر برسد.

از طرف دیگر، محدودیت شرکت‏های بورسی که در دوران تحریم‏ها وجود داشت، در حال رخت بستن از اقتصاد کشور است. از سال آینده شرکت‏ها می‏توانند بدون هزینه سنگین مواد اولیه و فناوری مورد نیاز خود را وارد کنند. از طرفی احتمالا هزینه تولید شرکت‏ها کاهش می‏یابد و از طرف دیگر صادرات محصول نیز تسهیل می‏شود. در نتیجه سودآوری شرکت‏ها رشد خواهد کرد.

شناسایی فاکتورهای اثرگذار بر

بورس تهران

بازار سهام بازاری است که در آن انتظارات حرف اول را در تصمیم‏گیری می‏زند. رشد قیمت‏ها در زمستان ۹۴ نشانه انتظارات فعالان بورس از اتفاقات واقعی سال آینده است. در واقع بورس‏بازان تصمیم گرفته‏اند اتفاقات مثبت سال‏های آینده را از حالا وارد محاسبات خود کرده و اثرات اقتصادی لغو تحریم‏ها را از امروز تنزیل کنند. تنها نکته‏ای که می‏توان این روزها برای بازار سهام در نظرگرفت این مسأله است که با لغو تحریم‏ها احتمالا اوضاع شرکت‏ها بهبود خواهد یافت. رشد قیمت‏ها در زمستان سال ۹۴ باعث شد P بر E بازار سهام به راحتی از عدد ۷ عبور کند. اغلب خریداران سهام انتظار دارند از طرفی نرخ سود سپرده‏های بانکی یا نرخ بدون ریسک (Risk Free) تنزل یابد و از طرف دیگر سودآوری شرکت‏ها رشد کند. فاکتورهای متعددی می‏توانند مسیر بازار سهام تهران را در سال ۹۵ رقم بزنند، اما برای ساده‏سازی مدل می‏توان چند فاکتور کلان را به عنوان مهم‏ترین فاکتورهای اثرگذار بررسی کرد تا سمت و سوی کلی بازار در سال ۹۵ روشن‏تر شود.

نرخ سود سپرده‏های بانکی

در سال ۹۴ یکی از موانع مهم رشد شاخص کل، نرخ بالای سودی بود که به سپرده‏های بانکی تعلق می‏گرفت. در واقع مهم‏ترین رقیب سرمایه‏گذاری در بورس تهران، رقابت بانک‏ها برای جذب سپرده‏ به دلیل کمبود نقدینگی به واسطه سیاست به نسبت انقباضی بانک مرکزی در این سال و امکان کسب سود تضمین‏شده‏ ۲۲ درصدی و حتی بالاتر بود. با توجه به نرخ تورم کمتر از ۱۵ درصد در سال ۹۴، سپرده‏گذاران بانکی نه تنها از ریسک‏های بورس مصون ماندند بلکه سود حقیقی نیز عایدشان شد. به طور سنتی و تاریخی، سود سپرده‏های بانکی همواره کمتر از نرخ تورم بوده است. اما در سال های ۹۳ و ۹۴ این نرخ از تورم پیشی گرفت و سودی حقیقی نصیب سپرده‏گذاران کرد. همین امر باعث شد جذابیت سرمایه‏گذاری مخاطره‏آمیز در بورس کمتر از کسب سود فاقد ریسک بانکی شود. اما اتفاقی که می‏تواند در سال ۹۵ منجر به کاهش واقعی (و نه دستوری) نرخ سود بانکی شود، لغو تحریم‏های هسته‏ای است. در این میان افزایش یا کاهش نرخ سود سپرده‏های بانکی اثر مستقیمی بر P بر E متوسط بورس دارد. در واقع کاهش سود سپرده‏ها باعث می‏شود (با توجه به کاهش بازده مورد انتظار سرمایه‏گذاران) P بر E متوسط بورس و قیمت‏ سهام افزایش یابد. براین اساس، نرخ سود سپرده‏های بانکی به عنوان یک عامل مهم در نظر گرفته شده ‏است.

قیمت‏های جهانی

هرچند انتظار می‏رود در آینده نزدیک قیمت تمام شده محصولات شرکت‏های حاضر در بورس به دلیل کاهش هزینه‏های مالی و هزینه‏های واردات کاهش یابد، اما سودآوری شرکت‏های بورسی فقط به کاهش هزینه‏ واردات نهاده‏های اولیه و فناوری وابسته نیست، بلکه سود بخش بزرگی از شرکت‏های بورسی به طور مستقیم یا غیر مستقیم به قیمت‏های جهانی و البته قیمت نفت وابسته است. بخش بزرگی از ارزش بورس تهران را شرکت‏هایی تشکیل می‏دهند که در بخش‏های پتروشیمی، پالایشگاهی و فلزات اساسی فعال هستند. از طرف دیگر از آنجا که پروژه‏های دولتی، مهم‏ترین خریداران کالای واسطه‏ای به شمار می‏روند، با کاهش قیمت نفت و در نتیجه کاهش مخارج عمرانی، بازارهایی از قبیل سیمان و فلزات اساسی وارد رکود می‏شوند. از این منظر است که بررسی قیمت نفت و پیش‏بینی آن و همچنین ترکیب ردیف‏های بودجه برای شرکت‏های بورسی حیاتی محسوب می‏شود.

گرچه به نظر می‏رسد بورس تهران بازاری جدا از سایر بازارهای مالی و کالایی جهان است، اما در حقیقت بیش از نیمی از شرکت‏هایی که سهامشان در بورس تهران معامله می‏شود، به طور مستقیم یا غیر مستقیم به قیمت‏های جهانی وابسته هستند. برای مثال، شرکت‏هایی که به صادرات کالاهای تولید شده‏ خود می‏پردازند، به طور مستقیم به قیمت‏های جهانی وابسته هستند. از طرف دیگر شرکت‏های تابعه و هلدینگ‏هایی که مالک این شرکت‏ها هستند نیز به طور غیرمستقیم از نوسان‏ قیمت‏های جهانی کالاها تأثیر می‏پذیرند. از سویی شرکت‏هایی هستند که مواد خام و بعضا نهاده‏های تولید خود را از طریق خریدهای خارجی یا به عبارت بهتر واردات تأمین می‏کنند. این شرکت‏ها نیز به طور مستقیم از تغییرات قیمت‏های جهانی تأثیر می‏پذیرند. بدیهی است شرکت‏های مالک و بالادستی نیز به طور غیر مستقیم تحت تأثیر این نوسان‏ها هستنند.

نگاهی به روند معاملات و شاخص کل بورس تهران در نیمه‏ دوم سال ۸۷ می‏تواند اهمیت قیمت‏های جهانی را روشن‏تر سازد. این دوره که با رکود سال ۲۰۰۸ مصادف شده بود به طور کامل نشان‏گر اهمیت تغییرات قیمت‏های جهانی است. در سالی که بحران اقتصادی سخت گریبان اقتصاد جهانی را گرفته بود، بورس تهران نیز از این بحران بی‏بهره نماند. زیان متوسطی که در آن سال نصیب سهامداران بورس تهران شد بیش از ۱۰ درصد بود. این در حالی است که زیان متوسط بورس تهران در نیمه‏ دوم سال که مصادف با اوج بحران اقتصادی جهان بود به بیش از ۳۳ درصد رسید. همین موضوع نشان می‏دهد که تغییرات قیمت‏های جهانی مواد خام تا چه حد می‏تواند بر روند شاخص کل بورس تهران اثرگذار باشد. بدیهی است هیچ تحلیلی بدون در نظر گرفتن روند قیمت‏های جهانی واقع‏بینانه نیست.

نرخ ارز و تورم

از آنجا که بخش بزرگی از اقتصاد ایران، مبتنی بر واردات، مستقیم یا غیرمستقیم، است، به نظر می‏رسد بهتر است این دو عامل در کنار هم دیده شوند. اغلب کالاهایی که در کشور مصرف می‏شوند، یا مستقیما وارداتی هستند یا مواد اولیه و ماشین‏آلات استفاده شده برای تولید آن‏ها از طریق واردات تأمین می‏شود. گرچه بررسی روند تورم و نرخ ارز در بازه‏های کوتاه‏مدت تاریخ اقتصاد ایران نشان‏گر یک رابطه‏ همبسته نیست، اما در بلندمدت این دو متغیر یکدیگر را تعریف می‏کنند. اما اثر تغییر این دو متغیر بر اقتصاد و در نتیجه بر شرکت‏های بورسی چیست؟ تورم به خودی خود، یک متغیر بد محسوب نمی‏شود و ثبات آن در یک محدوده معقول، انگیزه‏ای برای سرمایه‏گذاری است. آنچه تورم را در اقتصاد ایران نامطلوب می‏کند، نوسان آن است که منتج به عدم امنیت سرمایه‏گذاری می‏شود. نوسان‏های معنادار تورم، موجب نوعی در هم ریختگی و بی‏برنامگی در اقتصاد هر کشوری می‏شود. اما نگهداشتن آن در سطح متوسط بلندمدت خود، تضمین کننده‏ سرمایه‏گذاری است.

اگر به سهام شرکت‏ها به عنوان یک کالا توجه شود، رشد قیمت سهام می‏تواند در بلندمدت دست‏کم تورم را پوشش دهد؛ گرچه این امر برای بیشتر شرکت‏های بورسی ایران، که برای افزایش قیمت‏های فروش خود باید مجوز افزایش نرخ اخذ کنند، نمی‏تواند چندان صحت داشته باشد. بارها مشاهده شده که برخی شرکت‏ها به دلیل تورم مجبور شده‏اند کالای اولیه‏ خود را گران‏تر تهیه کنند اما نتوانسته‏اند تورم را به دوش مصرف‏کننده منتقل کنند و البته برعکس.بنابراین نمی‏توان گفت تورم اثری قابل پیش‏بینی روی صنایع بورسی خواهد داشت.

اما تغییرات نرخ ارز از طرف دیگر، اثر معناداری بر صنایع بورسی دارد. افزایش نرخ ارز بسته به آنکه شرکت‏ها چگونه عملیات تسعیر ارز را انجام می‏دهند و ارز را به چه قیمتی خریداری کرده یا به فروش می‏رسانند، اثر قابل توجهی بر سودآوری شرکت‏ها دارد. افزایش نرخ ارز برای شرکت‏های صادرات محوری که مواد اولیه‏ خود را از داخل تهیه می‏کنند، قطعا بسیار مطلوب است. اما برای شرکت‏هایی که مواد اولیه‏ را از خارج تهیه کرده و کالای خود را در بازار داخل به فروش می‏رسانند اثر کم‏رنگ‏تری دارد.

چشم‏انداز تالار شیشه‏ای در سال ۹۵

سناریوی اول: بهترین اتفاق

در سناریوی اول فرض می‏شود که لغو تحریم‏ها در سال آینده بر اقتصاد تأثیرگذاشته و منجر به کاهش همزمان نرخ سود سپرده‏های بانکی و همچنین رشد سودآوری شرکت‏ها شود، و بهای جهانی نفت نیز رشد نشان دهد. در این صورت می‏توان ادعا کرد که بهترین اتفاق برای اقتصاد ایران و در نتیجه شرکت‏های بورسی رخ داده است. چنانچه همه این اتفاقات رخ دهند، می‏توان انتظار داشت که هزینه فرصت پول کاهش یابد و در صورت کنترل تورم، به صورت طبیعی نرخ سود سپرده‌های بانکی تا ۱۴ درصد کاهش یابد. بدون در نظر گرفتن رشد بهای نفت، موسسات مطالعاتی بین‏المللی تخمین زده‏اند که ایران می‏تواند در سال آینده رشد اقتصادی ۶ درصدی را تجربه کند. از طرف دیگر، بررسی‏ها نشان می‏دهد که رشد اقتصادی ایران با قیمت نفت گره خورده است و چنانچه قیمت نفت ایران تا ۴۰ یا ۴۵ دلار رشد کند این امکان وجود خواهد داشت که رشد اقتصادی ایران تا ۸ درصد صعود کند. این موضوع به فرض تناظر یک به یک با سودآوری شرکت‏های بورسی باعث می‏شود که سودآوری شرکت‏های بورس تا ۸ درصد رشد کند. در این صورت شاخص کل بورس می‏تواند تا محدوده ۸۳ هزار واحدی رشد کند.

سناریوی دوم: مفروضات میانه

در سناریوی دوم اگر فرض شود که کاهش سود سپرده‏های بانکی و افزایش سودآوری شرکت‏های بورسی با ثبات قیمت جهانی نفت و مواد اولیه همزمان شود، در آن صورت شانسی برای تشدید کاهش سود سپرده‏های بانکی و تشدید سودآوری شرکت‏ها نخواهد بود. در آن صورت با فرض آنکه سود سپرده‏های بانکی تا ۱۶ درصد کاهش یابد و سودآوری شرکت‏های بورسی نیز ۶ درصد رشد کند آنگاه شاخص بورس احتمالا برای سال آینده در محدوده ۷۰ تا ۸۰ هزار واحد به نرخ تعادلی خواهد رسید.

سناریوی سوم: بدبینانه‏ترین رویکرد

در سناریوی سوم، این امکان وجود دارد که شاخص با افت سنگینی مواجه شود. چنانچه این سناریو عملی شود، ریزش‏های سنگینی در انتظار بورس تهران خواهد بود. در این سناریو فرض بر آن است که کاهش بهای جهانی نفت و مواد اولیه ادامه یابد. آنگاه احتمالا رشد اقتصادی و امکان کاهش سود سپرده‏های بانکی به شدت متزلزل خواهد شد. سود سپرده‏های بانکی نهایتا تا ۱۸ درصد کاهش خواهد یافت و رشد سودآوری شرکت‏های بورسی بیش از ۴ درصد نخواهد بود. در این صورت ریزش شاخص کل به کمتراز۷۰ هزار واحد نیز دور از ذهن نخواهد بود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن