خرید های هیجانی را حذف کنید
«چند وقت پیش در جلسات مفید چای خوری با همکاران، مزایای فوقالعاده ماشین ریش تراشی بر من هویدا شد! و قصد کردم که با بررسیهای کافی و مقایسه قیمتها و عملکرد آنها و با توجه به قیمت دلار درآن زمان اقدام به خرید یک ماشین ریشتراشی کنم. ابتدا در اینترنت جستوجو کردم و بر اساس مدل دلخواهم ارزانترین قیمت را از فروشگاههای متعدد به دست آوردم. این فروشگاه اینترنتی کالا را با هزینه حمل ۴ هزار و ۵۰۰ تومان درب خانه تحویل میداد. پیشنهاد خوبی بود اما متاسفانه فروشگاه در آن زمان که تحقیقات اینترنتی ام کامل شد، بسته بود و من تحت تاثیر شرایط احساسی فوقالعاده و با توجه به اینکه روز بعد از آن برای ۱۰ روز به سفر کاری میرفتم، اشتیاق شدیدی به خرید داشتم.
«چند وقت پیش در جلسات مفید چای خوری با همکاران، مزایای فوقالعاده ماشین ریش تراشی بر من هویدا شد! و قصد کردم که با بررسیهای کافی و مقایسه قیمتها و عملکرد آنها و با توجه به قیمت دلار درآن زمان اقدام به خرید یک ماشین ریشتراشی کنم. ابتدا در اینترنت جستوجو کردم و بر اساس مدل دلخواهم ارزانترین قیمت را از فروشگاههای متعدد به دست آوردم. این فروشگاه اینترنتی کالا را با هزینه حمل 4 هزار و 500 تومان درب خانه تحویل میداد. پیشنهاد خوبی بود اما متاسفانه فروشگاه در آن زمان که تحقیقات اینترنتی ام کامل شد، بسته بود و من تحت تاثیر شرایط احساسی فوقالعاده و با توجه به اینکه روز بعد از آن برای ۱۰ روز به سفر کاری میرفتم، اشتیاق شدیدی به خرید داشتم. سریع سوار خودرو شده و به یکی از فروشگاههای بزرگ شهر رفتم. آنها آن جنس را ۴۶ هزار تومان گرانتر از فروشگاه اینترنتی میدادند. هیچ چیز من را کنترل نمیکرد، کالا را برداشته به سمت صندوق رفتم ولی سیستم شتاب قطع بود.
یک لحظه به خود آمدم و آن را نشانهای برای تامل در خرید انگاشتم اما بلافاصله احساسات بر من غلبه کرد و به سرعت به سمت یکی از خودپردازها رفته، پول را گرفته و جنس را خریدم. ۱۰ روز بعد دوباره به همان فروشگاه رفتم. ماشین ریش تراشی از دور چشمک میزد. میترسیدم قیمت ماشین را نگاه کنم. متاسفانه ترس من به جا بود. قیمت آن ۷۰ هزار تومان افت کرده بود. چرا؟ نمیدانم شاید میخواست درس بزرگی به من بدهد.» این جملات مرور یک تجربه واقعی از سوی هر یک شما میتواند باشد. اینکه براساس احساسات هیجانی خود تصمیم به خرید یک کالا میگیرید اما به فاصله گذشت چند روز متوجه میشوید نه تنها نیاز واقعی به استفاده از آن کالا وجود نداشته بلکه حتی قیمت آن بعد از مدتی نیز افت پیدا کرده است. عادتهای بد در خرید یکی از مرموزترین هدر دهندگان پول هستند. این عادتها میتواند شامل خریدهای روزانه باشند یا خرید لوازم خانگی و یا هر چیز دیگر. کارشناسان اقتصاد خانواده عادتهای بد در خرید را در دو موضوع تقسیم بندی میکنند؛ نخست عجله در خرید یا خرید احساسی است.
عجله در خرید یا خرید احساسی؛ داستان اول بحث به این عادت بر میگردد. مطمئن باشید اجناس همیشه حضور دارند. اگر تصمیم به خرید وسیلهای دارید (منظور گوشت و مرغ نیست) حداقل آن را یک هفته به تعویق بیندازید. این تعویق باعث کاهش احساسات شده و میتوان بررسی بیشتری راجع به قیمت و سایر مزایا و معایب آن کرد. دومین مورد خرید کردن به قصد تفریح است. درست است که خرید یکی از تفریحات لذت بخش برای همه و بهویژه خانم هاست اما بدترین و پرخرجترین نوع تفریح است. اما در مقابل این گونه اشتباهات تکنیکهایی نیز وجود دارد که میتوانید با بهکار بستن آنها به مرور زمان از بحرانهای مالی خانواده نجات پیدا کنید. اولین راهکار این است که هرگز برای تفریح خرید نکنید. فروشگاههای بزرگ و بوتیکهای شیک و پاساژهای معروف طوری طراحی و دکور بندی شدهاند که احساسات شما را به غلیان آورده و تحریک به خرید میکنند. پس به قصد تفریح وارد مراکز خرید نشوید. قبل از وارد شدن هدف خود را مشخص کنید که به دنبال خرید چه چیزی هستید و پس از وارد شدن برای خرید به سراغ همان جنس بروید. دوم آنکه از خرید کردن بدون لیست خرید دوری کنید. این موضوع هم از اشتباهاتی است که افراد زیادی به آن مبتلا میشوند. پیش از رفتن به خرید لیست موارد مورد نیاز را نوشته و پس از وارد شدن به فروشگاه بیهوده پرسه نزنید و تمام قفسهها را زیر و رو نکنید. اگر موردی بود که فکر میکنید باید در لیست شما باشد و تخفیف فوقالعادهای هم دارد آن را به لیست خود اضافه کرده و سپس به خرید آن اقدام کنید.
یادتان باشد هیچ وقت بدون لیست خرید، وارد فروشگاه نشوید. سومین راهکار نیز این است که صرفا بهدلیل تخفیف جنسی را نخرید. اکثرا با مشاهده انواع کالاهای دارای تخفیف احساسی شده و کالاهایی را که نیاز نداریم درون چرخ دستی میاندازیم. به لیست نوشته شده پایبند باشید و اولویت را به نیاز بدهید تا تخفیف. چهارم آنکه قبل از خرید هر چیز گرانقیمت و بزرگ، اطمینان پیدا کنید که این خرید را از روی احساس انجام نمیدهید. مردم عادت دارند خریدهای غیرضروری را فقط از روی هوس انجام دهند و نه در واقع از روی نیاز. توصیه ما این است که قبل از هر خرید، خوب موقعیت خود را بررسی کنید و واقع بین باشید. از سوی دیگر میتوانید قیمتها را مقایسه کنید. چراکه اگر با دیدن یک چیز در یک فروشگاه سریعا دست به خرید آن بزنید ممکن است سرتان را کلاه بگذارند. سوال کردن از فروشگاههای دیگر و پرس و جوی قیمت، چندان زحمتی هم ندارد. اما اگر وقت کافی برای پرس و جوی قیمت ندارید، توصیه میکنیم که همه جزئیات را از یک فروشنده سوال کنید و بعد با فروشگاههای دیگر برای چک کردن و مقایسه قیمتها تماس بگیرید. وقتی ارزانترین فروشگاه را پیدا کردید، بعد دست به خرید بزنید. نکته دیگر اینکه میتوانید چانه بزنید. بعضی مردم خجالت میکشند یا بیش از این مغرور هستند که بخواهند سر قیمت چیزی با فروشنده چانه بزنند. اما جالب است بدانید که پولدارترین مردم همیشه بیش از سایرین هنگام خرید چانه میزنند. همین دلیل ثروتمند بودن آنها را میرساند. چون آنها ارزش پولی که به زحمت به دست آوردهاند را میدانند و هیچوقت آن را به راحتی دور نمیاندازند.
توصیه آخر اینکه سعی کنید هر ماه ۱۰ تا ۲۰ درصد از حقوق دریافتی خود را کنار بگذارید، اما اگر نتوانستید آنقدر هم پسانداز کنید باز نگران نباشید. مهم این است که پیوسته مقداری هرچند کم را پسانداز کنید. اگر پسانداز اضطراری ندارید، اولویت اول کاری شماست. هرماه بهصورت خودکار مبلغی را بهحساب اضطراری خود انتقال دهید و حتی به آن فکر هم نکنید.