تاثیر فرهنگ و اخلاق بر مدیریت آب و بحران آبی کشور

شماره روزنامه: ۳۲۶۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۲۷۰۸۸۴ ویژه-نامه

محمد علایی کشورمان ایران با بحران آبی گسترده، شدید و فزآینده‌ای روبه‌رو است. سطح آب زیرزمینی کاهش می‌یابد و حجمی از آب‌خوان‌های زیرزمینی، از راهبردی‌ترین سرمایه‌های ملی، نابود می‌شود. آبدهی قنات‌ها، چشمه‌ها و چاه‌ها کمتر و شوری آب بیشتر می‌گردد. دریاچه ارومیه و تالاب‌های کشور در شرف خشک شدن است و دریاچه بیش از نیمی از سدها خالی است. روند آلودگی آب با انواع آلاینده‌های خطرناک نیز رو به افزایش است. در این شرایط آب در کشاورزی، شرب و بهداشت شهرها و روستاها بیمارگونه اسراف می‌شود و هدر می‌رود.<br> ایران در ۶ دهه گذشته تحولات اجتماعی بسیار زیاد و شگرفی را تجربه کرده است.

تاثیر فرهنگ و اخلاق بر  مدیریت آب و بحران آبی کشور

محمد علایی کشورمان ایران با بحران آبی گسترده، شدید و فزآینده‌ای روبه‌رو است. سطح آب زیرزمینی کاهش می‌یابد و حجمی از آب‌خوان‌های زیرزمینی، از راهبردی‌ترین سرمایه‌های ملی، نابود می‌شود. آبدهی قنات‌ها، چشمه‌ها و چاه‌ها کمتر و شوری آب بیشتر می‌گردد. دریاچه ارومیه و تالاب‌های کشور در شرف خشک شدن است و دریاچه بیش از نیمی از سدها خالی است. روند آلودگی آب با انواع آلاینده‌های خطرناک نیز رو به افزایش است. در این شرایط آب در کشاورزی، شرب و بهداشت شهرها و روستاها بیمارگونه اسراف می‌شود و هدر می‌رود.
ایران در ۶ دهه گذشته تحولات اجتماعی بسیار زیاد و شگرفی را تجربه کرده است. رشد سریع جمعیت، افزایش درآمدهای نفتی، مهاجرت گسترده روستائیان به شهرها، تغییر فرهنگ، اخلاق و شیوه زندگی مردم، انقلاب اسلامی، شتاب توسعه ملی، دفاع مقدس و... هرکدام از این پدیده‌ها می‌تواند بر مدیریت آب اثر تعیین‌کننده‌ای داشته باشد. به باور نویسنده تغییر فرهنگ، اخلاق و نقش مردم در مدیریت آب تاثیر بیشتری بر ایجاد بحران آب داشته که در این نوشته به آن پرداخته می‌شود. در مدیریت آب ایران دو دوره وجود دارد:
۱- پیش از بحران آب: از حدود ۱۰ هزار سال پیش که نیاکان‌مان بذر تمدن کاشتند و تمدن پرافتخاری آفریدند تا حدود ۶ دهه گذشته. نیاکان‌مان به درستی دریافته بودند که در سرزمین خشکی زندگی می‌کنند که در آن آب کیمیا و کیمیا آب است. ارزش آب همسنگ زندگی و شرط بقا سازگاری با خشکی است.
در طول آن قرن‌ها، مدیریت آب با مردم بود و آب اصلی‌ترین دارایشان به حساب می‌آمد. منابع آبی آن دوران « قنات، چشمه، آب رودخانه» با محیط زیست همخوان بود. در ترسالی‌ها، که آب بیشتر می‌شد، بیشتر و در خشکالی‌ها کمتر می‌کاشتند. الگوی کشت، گیاهان و درختان کم‌آب طلب بود و مصرف‌کننده بهای آب را به نرخ روز می‌پرداخت. از چاه غیرمجاز و اضافه برداشت، سدهای نیمه پر و گاه خالی، شور و آلوده شدن آب، نشست و ترک خوردن زمین و بحران آب خبری نبود.
۲- بحران آب: با کودتای ننگین سال ۱۳۳۲ بذر بحران آب نیز کاشته شد.
به هر میزان تولید و قیمت نفت بیشتر می‌شد از قدر و قیمت آب کاسته می‌گردید. صرفه جویی، مصرف بهینه و پرهیز از آلودگی آب که حکم خدا و دستور عقل بود از سکه افتاد.
در واقع آب از عرش خدا به فرش دولت نزول کرد، از آن قداست‌زدایی گردید و مدیریت و مالکیتش به دولت سپرده شد تا دولت با دلارهای نفتی و بدون مردم آن را مدیریت کند و آب را، نه به میزان نیاز که برای اسراف بیمارگونه تامین نماید و با بهای اندک و حتی رایگان به مسرفان ببخشد.
بدون برنامه مدونی که در آن حجم آب تجدیدپذیرکشور، توسعه ملی، نیازهای آبی و اولویت‌های آن مشخص باشد برای تامین آب بیشتر به جان زمین افتادند. هر جا که در زیر سطح زمین آبی جمع شده بود چاهی حفر شد و بر هر دره تنگی که آبی از آن می‌گذشت، بی‌توجه به پیامدهایش، سدی بنا گردید.
وقتی از آب قداست زدایی شد و شیوه زندگی، فرهنگ و اخلاق مصرف از بومی به بی قیدی تغییر کرد، حرمت شرعی و اخلاقی اسراف و آلوده کردن آب و برداشت آب غیر به کناری نهاده شد و مالکیت و مدیریت آن از مردم به دولت واگذار گردید، شیرازه کارها از هم گسست و رقابت بر سر غارت منابع اندک آب آغاز شد.
۳- راهکارهایی برای مدیریت بحران مصیبت بار کمی و کیفی آب در ایران با تاکید بر ویژگی‌های فرهنگی و اخلاقی:
الف- بپذیریم که خداوند آب، مائده بی‌نظیر و بی‌بدیل، را به میزان معینی نازل می‌فرماید و تنها راه زیستن سازگاری با محیط است. توهم فراوانی و پایان ناپذیر بودن آب، اسراف، آلوده کردن و تجاوز به آب دیگران (فرد یا جامعه)، دزدی، گناه و نشستن بر سر شاخه و بن بریدن است. آب بستر توسعه است و توسعه‌ای که همخوان با محیط نباشد، هدر دادن زمان و سرمایه و ایجاد سرابی است محکوم به نابودی.
ب- انحصار دولت در مدیریت و مالکیت آب، بحران آب و هزاران فساد و تباهی در پی دارد و پایین نگه داشتن بهای آن با یارانه، تشویق برای اسراف بیشتر آب است.
در اجرای اصل ۴۴ قانوب اساسی باید تصدی‌گری‌ها در مدیریت آب را به مردم سپرد و احساس مالکانه آنها بر آب را زنده نمود. آنها بازار آب که بوی نفت خفه اش کرده است را احیا و پرونده اسراف، حفر چاه غیرمجاز، اضافه برداشت و آلوده کردن آب را برای همیشه خواهند بست. مردم چند هزار سال بدون نفت چرخ زندگی خود و دولت‌ها را به درستی چرخاندند ولی مدیریت و مالکیت انحصاری دولت در ۶ دهه با درآمدهای سرشار نفتی، بحران مصیبت‌بار کمی و کیفی آب را
به دنبال داشت.
پ- در اجرای اقتصاد مقاومتی با افزایش بازده آب در کشاورزی به ۷۵ درصد و حذف ضایعات کشاورزی، تهیه و اجرای الگوی کشت همخوان با محیط زیست و استفاده از نمونه‌های با ارزش افزوده بیشتر و کم‌آب طلب، کاهش هدر رفت آب در شبکه‌های توزیع آب شرب و بهداشت شهرها و روستاها و کاهش سرانه مصرف آب شرب و بهداشت، جلوگیری از آلوده کردن آب و مصرف چندباره و بازچرخانی آن می‌توان با میانگین حجم منابع آب تجدیدپذیر کشور بحران آب را مدیریت کرد. این کار، تکلیفی مذهبی رسالتی ملی و وظیفه ای قانونی است.


مشاهده اخبار بیشتر در ویژه نامه خراسان

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن