تکلیفت را مشخص کن رفیق!
دنیای اقتصاد: بحث سرمربی خارجی استقلال هم دیگر تبدیل به یک معضل شده و در ۱۰ روز اخیر به اندازه انگشتان دو دست، مربی نامدار و گمنام به نیمکت آبیها لینک شده، اما گویا هیچکدام حاضر به قبول این مسوولیت نیستند. البته تلاشها ادامه دارد و شاید به همین زودی تکلیف مشخص شود، اما عجالتا اجازه بدهید رفتار پیشکسوت محبوب استقلال را تحلیل کنیم و از او بپرسیم آیا برنامه دارد به این تیم برگردد یا مقصودش فقط بازی با احساسات هواداران است؟ هفته گذشته بود که فرهاد مجیدی طی یک مصاحبه افشا کرد مدیران باشگاه استقلال برای مذاکره با او به امارات آمدند، اما وی به آنها گفته قصدی برای بازگشت به شغل سابقش ندارد و بهتر است آنها هم به دنبال استخدام یک سرمربی بزرگ خارجی باشند.
این اظهارنظر، خیال مخالفان فرهاد و البته خیل عظیم دیگری از هواداران را راحت کرد که آبیها سراغ یک گزینه غیرایرانی میروند تا از وضعیت فعلی نجات پیدا کنند. با آزمون و خطاهای فصول اخیر، اکثریت طرفداران به این نتیجه رسیدهاند که باید یک معمار خارجی و کاربلد بیاید تا تیمشان را از نو بسازد و حتی برای برگشتن سرمربی قهرمان بدون باخت هم زود است. اما خب مجیدی بیخیال نمیشود و رفتارش به گونهای است که با دست پس میزند و با پا پیش میکشد. او میگوید هدایت استقلال در برهه فعلی را باید یک سرمربی شهیر خارجی به عهده بگیرد، اما بلافاصله بعد از آن، شروع میکند به بازنشر استوری از روزهای خوشش روی نیمکت تیم و به نوعی فخر فروختن به تمام مدعیان نیمکت آبی با این کلید واژه: «نگاه کنید؛ من از همه محبوبتر هستم و آخرین قهرمانی تیم تحت هدایت من به دست آمده است!»
مجیدی علاوه بر اینکه محبوبترین اسطوره در قید حیات استقلال محسوب میشود، فرد زیرکی هم به نظر میرسد. تازه کارنامه افتخاراتش هم بسیار پر و پیمان است و جان میدهد برای کلکل با هواداران رقیب؛ از ۴ گلی که در دربی به ثمر رسانده تا بالای سر بردن کاپ لیگ قهرمانان آسیا به عنوان تنها بازیکن ایرانی و البته صاحب عنوان تنها مربی بدون شکست تاریخ در یک فصل لیگ برتر. با این همه او به بیوفایی هم شهره است؛ اینکه بارها در بزنگاههای حساس یا بعد از کسب موفقیت، به راحتی تیم را رها کرده و هواداران را با هزاران سوال بیجواب تنها گذاشته است. پس از چنین شخصیتی برمیآید که برای نگه داشتن خودش روی بورس، دست به اقدامات متناقض بزند. فقط ای کاش یک بار هم که شده او تکلیفش را مشخص کند و روی حرفش بماند؛ بهخدا جای دوری نمیرود!