تا کی تجمع، پس کی حمایت؟
دنیایاقتصاد : در شرایطی که تکلیف ادامه حضور محمود فکری روی نیمکت استقلال روشن نیست و مدام ادعاهای ضد و نقیض در این مورد مطرح میشود، دیروز گروهی از هواداران این تیم با تجمع مقابل ساختمان باشگاه خواهان برکناری آقای سرمربی شدند. سنت فراگیر تجمعها در فوتبال ایران از جمله بدعتهای این سالیان بوده که هرگز هم ثمری نداشته است؛ آیا پرسپولیسیها با تجمع توانستند برانکو را نگه دارند؟ آیا استقلالیها با تجمع توانستند استراماچونی را نگه دارند؟ دهها مورد دیگر هم از این قبیل رفتارهای بیثمر داشتهایم. مقصود مطلب فعلی اما اشاره به نکته دیگری است؛ اینکه اگر خواسته هواداران معترض اجابت شود و محمود فکری از تیم برود، در حال حاضر کدام گزینه استانداردهای لازم برای جانشینی با او را دارد؟ جالب است که همین نکته از برخی تجمعکنندگان سوال شد، اما آنها جوابی نداشتند و صرفا تاکید میکردند: «مهم این است که فقط فکری برود!» این قبیل سوگیریهای هیجانی به چه کار میآید؟ چقدر مفید و عقلانی است؟
اصلا چرا هر بار هواداران باید چنین فشاری به کادرفنی بیاورند و کارآیی سرمربی را کاهش بدهند؟ در دوره حضور فرهاد مجیدی هم شاهد همین انتقادات بودیم. اواخر دوران امیر قلعهنویی هم چنین شرایطی بر باشگاه حاکم شد و همه فقط میخواستند امیر برود. همین بلا سر منصوریان هم آمد. سوال اینجاست که پس کی باید از مربی حمایت کرد؟ اصلا گیریم این کادرفنی فقط ۳۰ درصد توانایی دارد؛ چرا نباید فضایی فراهم شود که همین ظرفیت ۳۰ درصدی هم بهطور کامل به کمک تیم بیاید؟ از طرف دیگر وقتی هوادار با سرمربی تیمش چنین معاملهای میکند، چطور باید انتظار داشته باشیم بازیکنان از او فرمان ببرند؟ شایعاتی وجود دارد که برخی بازیکنان در مسابقه با سپاهان با همه وجود در زمین تلاش نکردهاند. حتی گفته میشود محمود فکری هم بین دو نیمه با آنها قهر کرده است. خب وقتی مربی از سوی هوادار حمایت نمیشود، طبیعی است که کاپیتان هم موقع تعویض بازوبندش را روی زمین بیندازد و ورزشگاه را ترک کند. استقلالیهای دلسوز صادقانه جواب بدهند که چقدر احتمال میدهند ایجاد چنین جوی به سود تیم باشد؟