قحطی حرف حساب!

پروپاگاندا به جای کارشناسی

در مورد برنامه‌های خود تلویزیون به اندازه کافی صحبت شده است. چهره ویژه این رسانه، محمدحسین میثاقی بود که خودش از سوژه‌پرداز به سوژه تبدیل شد. شاید بیراه نباشد اگر بگوییم برای میثاقی از یک جا به بعد، «دیسلایک» گرفتن تبدیل به علاقه و مهارت شده و گویا لذت می‌برد از اینکه مورد نقدهای تند قرار بگیرد و حتی به این بها، در کانون توجهات باشد! فراتر از این، کل رویکرد شبکه سه در برنامه‌سازی زیر سوال بود، چرا که به جای کارشناسی و تحلیل منصفانه، پروپاگاندا و تبلیغات کور را محور قرار داد. حمایت از تیم ملی، شاید وظیفه یک رسانه دولتی باشد، اما این حجم از افراط هرگز زیبنده نیست. فریادهای گوش‌خراش، مبالغه در توصیف کیفیت تیم ملی، دستاورد سازی از هیچ، تاختن به منتقدان و حتی انگ زدن به تیم‌های خارجی که ناخواسته باعث حذف تیم ایران شدند، کارنامه شبکه سه را در این دوره به شدت زیر سوال برد. شاید تنها برنامه شبکه ورزش بود که تا حدی از مخاطبان خودش نمره قبولی گرفت؛ برنامه‌ای که اجرای آن را حمید محمدی و رسول مجیدی بر عهده داشتند و کوشید تا با پرهیز از حواشی، روی مسائل فنی فوتبال متمرکز شود.

خدایا، عاقبت به خیری!

از آن سو اما جنجالی‌ترین ویژه‌برنامه جام‌جهانی، شاید همانی بود که با حضور زوج خداداد عزیزی و جواد خیابانی ضبط و منتشر شد. بعد از آن که ترکیب این دو نفر در شبکه ورزش منجر به وقوع جنجال و تنش شد و بارها توجه کاربران فضای مجازی را به خودش جلب کرد، ظاهرا یک سایت مشهور به این نتیجه رسید که استخدام آنها می‌تواند برایش کلیک بیاورد. در نتیجه، از ابتدا «هدف» مشخص بود؛ جذب مخاطب به هر قیمتی. اینطوری بود که متن کلا نابود شد و حاشیه حرف اول را زد. خیابانی و خداداد هر کاری برای دیده شدن کردند؛ از دعوای شدید لفظی و قطع صدای استودیو تا آشتی کردن و ماچ و بوسه راه انداختن، از قهر و خداحافظی ناگهانی جواد وسط برنامه، تا شوخی‌های عجیب و نامتعارف.

هر دو نفر قبلا سطح‌شان را نشان داده بودند و به ویژه خداداد عزیزی با فحاشی روی آنتن زنده در ویژه‌برنامه تلویزیونی قرعه‌کشی جام‌جهانی ثابت کرده بود چه جنس کاری دارد. با این حال باعث تاسف است که دقیقا به خاطر همین جنس و سبک، از چنین زوجی استفاده شده و کار به آنجا رسید که وسط جام، خیلی‌ها حدس زدند راه انداختن این بساط، صرفا به خاطر جذب مخاطب است و آنها را به «جنگ زرگری» متهم کردند. در مورد خداداد و خیابانی که هر دو زمانی از بزرگان حوزه خودشان بودند، فقط می‌شود به اهمیت «عاقبت به خیری» اشاره کرد و این که چه نعمت بزرگی می‌تواند باشد. خداوند به همه ما ببخشاید. آمین!

مرز طنز و هزل

بخش قابل‌توجه دیگری از برنامه‌ها هم صرفا دنبال کار طنز بودند که نه‌تنها ایرادی ندارد، بلکه می‌تواند مطلوب هم باشد. فقط به این شرط که مثل محصول فلان پلتفرم مشهور، مهمان برنامه‌شان آن کسی نباشد که مقابل دوربین به علی پروین فحش رکیک داد! باورکردنی نیست که یک مجری سرشناس به خودش اجازه می‌دهد چهل دقیقه با هواداری صحبت کند که یک بار به علی پروین فحش ناجور داد و فیلم آن ناسزا، در فضای مجازی وایرال شده! خب این چه فلسفه‌ای، چه آورده‌ای دارد؟ فیروز کریمی هم که سال‌هاست بیشتر از مواضع فنی، با طنازی‌هایش شناخته می‌شود،

بازار داغی در جام‌جهانی داشت و حتی گذرش به یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای هم افتاد. در نهایت حالا که جام‌جهانی تمام شده، شاید بد نباشد چند لحظه چشم‌تان را ببندید و به چکیده همه آنچه از این انبوه این برنامه‌ها در ذهن‌تان ماند فکر کنید. چقدر چیز قابل دفاع و دندان‌گیری است واقعا؟