خودش خواست، خودش نتوانست؛
چرا دفاع از امیر سخت است؟
حتی برای خوششانسترین آدمهای جهان هم سخت است که بین ۴۷ تیم، ۳ تیم را به طور تصادفی انتخاب کنند و ۲ مورد از این ۳ انتخاب درست از آب در بیاید. این اتفاق اما در مورد قلعهنویی رخ داد. او قبل از قرعهکشی جامجهانی آرزو کرد تیم ملی با بلژیک و مصر همگروه شود که دقیقا همین اتفاق رخ داد. با این حال امیر نتوانست از پس گروهی بر بیاید که خودش آن را انتخاب کرده بود. در ادوار پیشین جامجهانی که با ۳۲ تیم و طبیعتا سطح کیفی بالاتر برگزار میشد، تنها دو تیم اول هر گروه به مرحله حذفی صعود میکردند. افزایش تعداد تیمها به ۴۸، فرصت صعود ۸ تیم از ۱۲ تیم برتر سوم را هم در اختیار شرکتکنندگان گذاشت و حقیقتا اصلا جالب نیست که شما نتوانید از چنین موقعیتی استفاده کنید.
ناکامی در صعود در حالی اتفاق افتاد که قلعهنویی همه ابزار لازم را به این منظور بسیج کرده بود. او یکی از پیرترین تیمهای جام را به آمریکا برد و یکی از معدود بازیکنان جوان تیم یعنی امیرمحمد رزاقنیا یک دقیقه هم فرصت حضور در میدان را پیدا نکرد تا روشن شود احتمالا فلسفه دعوت از او، پایین کشیدن میانگین سنی فهرست بوده! بنابراین چیزی برای آینده کاشته نشد و همه چیز را خرج نتیجهگیری در این مقطع زمانی کردند، اما باز خروجی کار چیزی جز ناکامی نبود.
این دومین تورنمنت مهم امیر قلعهنویی در تیم ملی به شمار میآمد. او در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۳ هم تا مرحله نیمهنهایی بیشتر پیش نرفت. امیر در آن جام، ژاپن را در یکچهارم نهایی برد که شاید تنها کار مهمش از زمان حضور در این پست بوده باشد، اما بلافاصله شکستی تلخ و سنگین را برابر قطر متحمل شد. به این ترتیب واضح است که به مجموعه کارنامه قلعهنویی در تیم ملی نمیتوان نمره قبولی داد. فدراسیون فوتبال پیشتر اعلام کرده بود هر اتفاقی در آمریکا بیفتد، قلعهنویی سرمربی تیم ملی باقی خواهد ماند، اما حالا روشن نیست آنها همان تصمیم را اجرایی خواهند کرد یا نه.