در مورد اعتراض پرسپولیس به حذف از آسیا
عصبانی نباش!
در این میان سر پرسپولیس بیکلاه ماند و همین مساله، موجب تشدید اعتراضات آنها شد. مدیران باشگاه از مدتها پیش سخت به دنبال راهی بودند که تیمشان آسیایی شود. تحقق این مهم برای آنها که در رده ششم جدول بودند، کار بسیار سختی به نظر میرسید. آنها ابتدا ایده برگزاری یک تورنمنت ششجانبه را مطرح کردند که مورد موافقت قرار نگرفت و سایر تیمها هم به آن رای ندادند. پس از آن پرسپولیسیها مدعی شدند باید جدول پایانی دور رفت مورد استناد قرار بگیرد. استدلالشان هم این بود که در آن جدول، همه تیمها دستکم یک بار با هم بازی کرده بودند و چنین وضعیتی عادلانهتر است. با این حال ایده دوم قرمزها هم رای نیاورد تا سرانجام آنها راهی به مسابقات قارهای پیدا نکنند. حالا باشگاه به شدت از این مساله خشمگین شده و اعلام کرده «تا آخر» به اعتراضات خود ادامه خواهد داد.
اینکه «تا آخر» کجاست را دقیقا نمیدانیم. شاید باشگاه پرسپولیس قصد داشته باشد به آسیا یا دادگاه عالی ورزش شکایت کند، اما راستش برای آنها بهتر است که خشمشان را مهار کنند و به آینده بچسبند. بله، این وضعیت، نامتعارف است و سرخپوشان میتوانستند ادعا کنند در صورت ادامه یافتن مسابقات، خودشان را به رتبههای بالای جدول برسانند. با این حال گناه اصلی به گردن خود تیم است که در طول ۲۲ هفته نتوانست جایگاه متناسبی پیدا کند. آنها کلی با وحید هاشمیان وقت تلف کردند و حتی بازگشت اوسمار ویرا هم نتوانست گره از کارشان باز کند. تحت هر شرایطی برای پرسپولیس بد است که تیم ششم جدول باشد و خودش را به در و دیوار بکوبد تا مثلا یک سهمیه لیگ دو بگیرد.
با این تفاسیر، آنها امروز به جای چک و چانه زدن و دنبال شکایتهای بیثمر رفتن، باید روی آینده تیمشان تمرکز کنند. اتفاقا از جهاتی، این دریافت نکردن سهمیه آسیا برای پرسپولیس نوعی توفیق اجباری به حساب میآید. آنها اگر سهمیه میگرفتند و به لیگ دو هم میرفتند، باز همین بهانهای میشد تا یک تیم الکی گران ببندند و در رودربایستی چند اسم قدیمی و کهنه بمانند. حالا اما پرسپولیس برای فصل بعد، فقط لیگ داخلی را در پیش دارد و این بهترین فرصت است که دور را در اختیار جوانان قرار بدهد.
این تیم باید به سمتی برود که به طور کامل پوست بیندازد و دوباره پا بگیرد. اوایل دهه نود، یکبار این اتفاق در پرسپولیس رخ داد و آنها یک دهه نانش را خوردند. حالا اما آن نسل طلایی پیر شده یا از هم پاشیده؛ بنابراین نیاز دارند که دوباره به جوانان فرصت بدهند، دو، سه فصل تحمل کنند و بعد برای مدت طولانی بهرهاش را ببرند. چنین سیاستی، در شرایط اقتصادی فعلی هم بهتر است، چرا که میدان دادن به جوانان به مراتب کمهزینهتر از گردآوری ستارههای اسمی و از نفس افتاده خواهد بود.