وزیر نیرو: به جنگ آب اعتقاد ندارم
دنیایاقتصاد: رضا اردکانیان در گفتوگو با خبرگزاری فارس گفت: من جزو کسانی هستم که به عنوان نقطه مقابل تئوری جنگ آب شناخته میشوم و اعتقاد دارم کسانی که موضوع جنگ آب را مطرح کردند، دنبال عادیسازی تنازع بر سر آب هستند. وزیر نیرو در پاسخ به این سوال که منظورتان از هدف جنگ آبی، استعمار است؟ گفت: اهداف کسانی که این تئوری را مطرح میکنند، این خواهد بود که کانونهای تنش بهویژه در خاورمیانه تکثیر و عادی شود و زمینه بروز مشکلات دیگر هم پیش میآید که آنها هم اهداف خودشان را دارند و عبارتی به نام حقابه را به رسمیت نمیشناسند و تلاش زیادی در مجامع بینالمللی کردند که حقابه را منسوخ کنند. حرفشان هم این است که حالا اگر پدران شما در طول اعصار از این رودخانه استفاده میکردند، لزوما این حقی برای شما نمیشود. شما با یک متر مکعب آب چه چیزی به دست میآورید و اگر دست من باشد چه چیزی به دست میآورم؟
آب برای کسی است که میتواند ارزش افزوده بیشتری داشته باشد. این کار بسیار پیچیده و چندلایه است. پس من اعتقادی به این داستان جنگ آب ندارم و عملم هم این را ثابت کرده است. او ادامه داد: ۲۰ سال پیش مدیر آب کشور بودم و در آن زمان سد دوستی را روی یک رودخانه مرزی با ترکمنستان ساختیم. آب هم از رودخانه فصلی هریرود است که از افغانستان میآید و یک حقابه عرفی هم الان آنجا وجود دارد. اردکانیان در پاسخ به اینکه «شما میگویید به جنگ آب معتقد نیستید ولی الان سیستان ما به دلیل تنش آبی بین ما و کشور همسایه دچار چالش جدی شده است؟» اظهار کرد: ما همان موقع سد «خدا آفرین» را در منطقه اشغالشده جمهوری آذربایجان در شرایطی که تصور آن راحت نبود ساختیم. پس کارمان را بلدیم که حتی در این شرایط سخت کمآبی را به یک عامل نزدیکی و دوستی تبدیل کنیم نه اینکه موضوع آب در مرزها به یک عامل بالقوه تنش و درگیری تبدیل شود. این کار یک الزاماتی دارد یعنی همانطور که در داخل مرزهای طبیعی حوضه آبریز رودخانه را به رسمیت میشناسید، بین کشورها هم همینطور باشید. توسعه در حوضههای آبریز مشترک یک مفهوم به هم پیوسته است و نمیشود فکر کرد که چه بالادست باشید چه پاییندست، یک طرف میتواند گلستان باشد و طرف دیگر هرچه شد شد و همین نفهمیدن ماهیت حوضه آبی بین کشوری است که باعث تنازع میشود. او ادامه داد: ۲۶۲ حوضه آبریز مشترک بزرگ در دنیا داریم. کشورها را که نگاه میکنید میبینید که قریب به اتفاق یا در حوضههای آبریز مشترک بالادست هستند یا پاییندست. مثلا مصر در حوضه آبریز رودخانه نیل پاییندست است یا ترکیه در حوضه آبریز رودخانه فرات بالادست است. وقتی کشوری در طول قرون و اعصار پاییندست باشد نه تنها وزارت آب آن کشور بلکه تمام ارکان آن کشور با آداب پاییندستی خو میگیرند و حتی در دانشگاههای آن کشور هم درسها و پروژهها یا حتی ادبیات دیپلماتها همگی رگههای پاییندستی دارند و در کشور بالادست هم همینطور است. اردکانیان ادامه داد: درکشوری مثل ما که هم بالادست است و هم پاییندست و هم رودخانه مرزی مشترک دارد قضیه متفاوت است. ما در مرزهای شرقی پاییندست حوضه آبریز هستیم و در مرزهای غربی بالادست هستیم و در مرزهای شمالی رودخانه مرزی داریم. پس با همه تنوع آبهای مشترک، کلکسیونی از مسائل و موارد آبهای مشترک بین دولی داریم. کشوری که چنین خصوصیات طبیعی دارد و از این خصوصیات جداییناپذیر است، به نظر شما اصلیترین ماده مورد نیازش که در صلح و صفا به همه مسائل متنوع برسد، چیست؟ به اعتقاد اردکانیان، قطعا منابع انسانی متبحر و کاردان است. دیپلماتهایی که مسائل آب را بفهمند، مهندسان آبی که حقوق بینالملل و روابط بینالملل بدانند. چیزهای دیگری هم که نیاز است تمرینهای داخلی است یعنی اگر ما در مسائل بین استانی تمرین کار کردن نداشته باشیم قطعا با افغانستان، عراق و ترکیه نمیتوانیم مذاکره کنیم.