تجربه اروپا در گذار به انرژی سبز چه درسی برای ایران دارد؟
سه پیشران توسعه تجدیدپذیرها

مسیح میرجعفری: توسعه انرژیهای تجدیدپذیر تنها به سرمایهگذاری در نیروگاههای خورشیدی و بادی محدود نمیشود؛ دسترسی به فناوریهای هوشمند، مدیریت شبکه برق و سازوکار قیمتگذاری انرژی نیز بر صرفه اقتصادی و سرعت گسترش این منابع اثر میگذارند. در ایران، یارانه سوختهای فسیلی، محدودیت دسترسی به فناوری و ناترازی انرژی از جمله موانع توسعه این بخش هستند. از این رو، تجربه کشورهای دیگر میتواند به شناسایی اولویتهای سیاستی کمک کند؛ هرچند تفاوتهای اقتصادی و نهادی، تعمیم مستقیم نتایج این تجربهها به ایران را دشوار میکند. در همین زمینه، مقالهای با بررسی نقش فناوریهای هوشمند و سرمایهگذاریهای زیستمحیطی، اجتماعی و حکمرانی (ESG) در گذار انرژی کشورهای اروپایی، عوامل موثر بر توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و امکان بهرهگیری از این یافتهها در سیاستگذاری ایران را بررسی کرده است.
مقاله «تسریع گذار به انرژیهای تجدیدپذیر در اتحادیه اروپا: نقش فناوریهای هوشمند و سرمایهگذاریهای زیستمحیطی، اجتماعی و حکمرانی (ESG)» نوشته فرهاد تقیزاده حصاری و احسان رسولینژاد، در سال ۲۰۲۵ در مجله Discover Sustainability منتشر شده است. پژوهشگران در این مقاله، با استفاده از دادههای سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۱ مربوط به ۱۰ کشور اروپایی و بهکارگیری مدلهای اقتصادسنجی، رابطه میان تجارت فناوریهای هوشمند، سرمایهگذاریهای ESG و مصرف انرژی تجدیدپذیر را بررسی کردهاند. هدف پژوهش، سنجش نقش این دو عامل در پیشبرد گذار انرژی در کشورهای توسعهیافته اتحادیه اروپاست.
نقش فناوریهای هوشمند
فناوریهای هوشمند از عوامل موثر بر توسعه انرژیهای تجدیدپذیر هستند. در این مطالعه، به دلیل نبود دادههای قابل اتکا درباره میزان استفاده از هوش مصنوعی در کشورهای مختلف، واردات فناوریهای هوشمند بهعنوان شاخصی غیرمستقیم برای سنجش توسعه این فناوریها در نظر گرفته شده است. این ابزارها با بهینهسازی شبکه برق، پیشبینی تقاضا، مدیریت تولید و مصرف، بهبود ذخیرهسازی و کاهش هزینههای نگهداری، امکان استفاده کارآمدتر از منابعی مانند انرژی خورشیدی و بادی را فراهم میکنند. برآوردهای اقتصادسنجی نشان میدهد افزایش یکدرصدی تجارت فناوریهای هوشمند با رشد حدود 0.45درصدی مصرف انرژی تجدیدپذیر همراه است. این نسبت برای سرمایهگذاریهای زیستمحیطی، اجتماعی و حکمرانی (ESG) حدود 0.1درصد برآورد شده است. بنابراین، در کشورهای بررسیشده، ارتباط تجارت فناوریهای هوشمند با مصرف انرژی تجدیدپذیر قویتر از ارتباط سرمایهگذاریهای ESG با این متغیر بوده است.
تفاوت این دو اثر میتواند به نحوه تاثیرگذاری آنها مربوط باشد. فناوریهای هوشمند با بهبود بهرهوری شبکه و تسهیل اتصال منابع تجدیدپذیر به آن، امکان افزایش کارآیی سیستم انرژی را فراهم میکنند؛ در مقابل، بازده سرمایهگذاریهای ESG ممکن است به زمان بیشتری برای تامین مالی، ساخت زیرساختها و اجرای پروژهها نیاز داشته باشد. این دو مسیر همچنین میتوانند یکدیگر را تقویت کنند: سرمایهگذاریهای ESG منابع مالی لازم برای توسعه فناوری را فراهم میکنند و فناوریهای هوشمند نیز میتوانند کارآیی و بازده پروژههای انرژی تجدیدپذیر را افزایش دهند. جمعیت شهری نیز در نتایج بهدستآمده با مصرف انرژی تجدیدپذیر رابطه مثبت دارد. بر اساس برآورد اصلی، افزایش یکدرصدی جمعیت شهری با افزایش حدود 3.23درصدی مصرف این انرژی همراه است. در مقابل، متغیرهایی مانند انتشار دیاکسیدکربن، تورم و دسترسی به اینترنت در مدل اصلی اثر آماری معناداری نشان ندادهاند.
تجارت در خدمت انرژیهای تجدیدپذیر
نتایج آزمونهای پایداری نیز عموما از رابطه مثبت تجارت فناوریهای هوشمند و سرمایهگذاریهای ESG با مصرف انرژی تجدیدپذیر حکایت دارند. با این حال، آزمون علیت گرنجر رابطه یکطرفه معناداری میان واردات فناوریهای هوشمند و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر نشان نمیدهد. بنابراین، نتایج را نمیتوان بهمنزله اثبات رابطه علی مستقیم میان این متغیرها تفسیر کرد؛ بلکه شواهد به وجود ارتباطی بلندمدت میان آنها اشاره دارند. بر پایه این یافتهها، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در کنار تامین مالی سبز، به گسترش فناوریهای هوشمند، شبکههای برق هوشمند، زیرساختهای دیجیتال و ظرفیت ذخیرهسازی انرژی نیز نیاز دارد. از این منظر، سیاستگذاری برای گذار انرژی صرفا به افزایش سرمایهگذاری در نیروگاههای تجدیدپذیر محدود نمیشود و باید توانایی شبکه و زیرساختهای فنی برای مدیریت و یکپارچهسازی این منابع را نیز در بر بگیرد.
تمایز ایران چیست؟
احسان رسولینژاد، استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران و از نویسندگان این مقاله، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» درباره تفاوت ایران و کشورهای اروپایی که این پژوهش درباره آنها انجام شده است، گفت: این پژوهش ۱۰ کشور توسعهیافته اروپایی را بررسی کرده است. این کشورها بازارهای مالی بالغ، نظام قیمتگذاری واقعی انرژی، سیاستهای اقلیمی و محیطزیستی تثبیتشده و پایگاههای داده جامع داشتند؛ بنابراین امکان انجام برآوردهای اقتصادسنجی در آنها فراهم بود. ایران به دلیل شرایط خاص اقتصادی و سیاسی، تفاوتهای بنیادینی با این کشورها دارد. شوکها و بحرانهای ناشی از جنگ و تحریمها و تشدید محدودیتها نیز بر این تفاوتها افزودهاند. او افزود: همانطور که در پرسش مطرح شده، یارانه انرژیهای فسیلی یکی از عوامل مهم این تفاوت است؛ زیرا رقابتپذیری انرژیهای تجدیدپذیر را کاهش میدهد. قیمتگذاری دستوری و محدودیتهای تجاری نیز، بهویژه با اضافه شدن محاصره دریایی و هوایی، دسترسی به فناوریهای هوشمند و سرمایه خارجی در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر را پرهزینهتر میکنند. مجموع این عوامل نشان میدهد که تعمیم مستقیم نتایج پژوهش به ایران امکانپذیر نیست؛ اما یافتههای مربوط به فناوریهای هوشمند، با تعدیل و در نظر گرفتن شرایط خاص ایران، قابلیت استفاده دارند. در ایران نیز فناوریهای هوشمند میتوانند اثرگذار باشند و میتوان سیاستهایی برای افزایش شفافیت مالی، ایجاد بازار سبز و توسعه معیارهای زیستمحیطی، اجتماعی و حکمرانی (ESG) دنبال کرد. با این حال، به دلیل دولتی بودن بخش بزرگی از اقتصاد ایران، تحقق این تحولات صرفا از مسیر بازار امکانپذیر نیست و دولت باید از طریق سیاستگذاری، توسعه فناوریهای هوشمند و ایجاد بسترهای لازم برای شکلگیری بازار سبز را دنبال کند.
راههای دسترسی به فناوریهای هوشمند
رسولینژاد درباره راههای دسترسی ایران به فناوریهای هوشمند گفت: بهطور کلی، چهار مسیر برای دسترسی ایران به فناوریهای هوشمند انرژی قابل طرح است. مسیر نخست، واردات غیرمستقیم است. ایران میتواند از طریق کشورهای ثالث یا بازارهای واسطه، فناوریهای هوشمند مورد نیاز خود را وارد کند. این مسیر سریعترین راه برای دسترسی به فناوری محسوب میشود، اما هزینه و ریسک بالایی دارد. مسیر دوم، همکاریهای فناورانه با کشورهای دیگر است. ایران میتواند با کشورهایی که همسویی سیاسی بیشتری با آن دارند، مانند چین و روسیه، یا کشورهایی که با آنها ارتباطات فرهنگی و اقتصادی مناسبی دارد، مانند کرهجنوبی و هند، قراردادهای همکاری فناورانه در قالب پروژههای انرژی سبز و تجدیدپذیر منعقد کند. مسیر سوم، بومیسازی و تولید داخلی است.
بومیسازی دانش و فناوری در بلندمدت میتواند راهکاری پایدارتر باشد، اما تحقق آن به چند پیششرط نیاز دارد: سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه (R&D)، ایجاد سازوکار مناسب برای حمایت از مالکیت فکری و شکلگیری بازار تضمینشده برای محصولات داخلی. در صورت نبود این پیششرطها، بومیسازی ممکن است به مونتاژ سطحی محدود شود؛ مشابه آنچه در صنعت خودرو مشاهده میشود. در چنین شرایطی، فناوریهای هوشمند حوزه انرژیهای تجدیدپذیر نیز ممکن است با مشکلات مشابهی مواجه شوند. مسیر چهارم، دیپلماسی انرژی و توافقهای منطقهای است. ایران میتواند با کشورهای همسایه توافقهایی برای ایجاد زنجیرههای تامین مشترک در حوزه انرژیهای سبز منعقد کند.
او درباره نقش بومیسازی افزود: با وجود این مسیرها، بومیسازی نمیتواند بهطور کامل و در کوتاهمدت جایگزین واردات شود. بومیسازی در حوزههایی مانند نرمافزار، سیستمهای کنترل و سامانههای هوش مصنوعی مورد استفاده در بخش انرژی، امکانپذیرتر و سریعتر است. اما تولید سختافزارهای پیچیده، مانند توربینها، الکترولایزرها و باتریها، دشواریهای بسیار بیشتری دارد و دستیابی به بومیسازی کامل آنها در شرایط فعلی با محدودیتهای جدی روبهروست. بنابراین، راهبرد مناسب نه کنار گذاشتن واردات است و نه اتکای کامل به تولید داخلی. بومیسازی میتواند در بلندمدت و در برخی حوزهها به نتیجه برسد، اما در فناوریهای پیشرفته همچنان به واردات و همکاریهای خارجی نیاز خواهد بود.
درسهایی برای سیاستگذار ایرانی
رسولینژاد درباره درسهای این پژوهش برای سیاستگذاران ایرانی گفت: این یافته را میتوان در قالب سه اولویت سیاستی برای ایران صورتبندی کرد. اول، سرمایهگذاری در فناوریهای هوشمند انرژی است. سیاستگذار باید در حوزههایی مانند شبکههای هوشمند، پیشبینی بار با استفاده از هوش مصنوعی و مدیریت سمت تقاضا سرمایهگذاری کند. این فناوریها زیرساختهای لازم برای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر هستند. متولی این حوزه اقداماتی در این زمینه انجام داده است، اما این اقدامات کافی نیست و باید گسترش پیدا کند. دوم، اصلاح قیمت انرژی است. بدون اصلاح قیمت انرژی، فناوریهای هوشمند انگیزه اقتصادی کافی برای جایگزینی سوختهای فسیلی ایجاد نمیکنند. بنابراین، اصلاح نظام قیمتگذاری انرژی یکی از الزامات اصلی توسعه انرژیهای تجدیدپذیر است.
سوم، افزایش شفافیت مالی و توسعه بازار سرمایه سبز است. تا زمانی که شفافیت مالی و بازار سرمایه سبز در ایران شکل نگیرد، این ابزارها نمیتوانند نقش موثری در پیشبرد گذار انرژی ایفا کنند. در مقابل، فناوریهای هوشمند میتوانند حتی در شرایط فعلی نیز نقش موثری داشته باشند. بر این اساس، با توجه به شرایط خاص اقتصاد ایران، بهتر است سیاستگذار در کوتاهمدت توسعه فناوریهای هوشمند انرژی را در اولویت قرار دهد و از طریق سرمایهگذاری دولتی، زیرساختهای مورد نیاز برای گسترش انرژیهای تجدیدپذیر را فراهم کند. در نهایت طی سالهای اخیر و با توجه به ناترازی انرژی، ایران گرایش فزایندهای به انرژیهای تجدیدپذیر پیدا کرده است. بهرغم تفاوت زیاد ایران و اروپا، به نظر میآید این تجربه میتواند درسهایی برای ایران داشته باشد. به نظر میرسد برای تسریع این گذار به سوی انرژیهای تجدیدپذیر احتمالا مهمترین مقدمه اصلاح بازار انرژی باشد.