پارادوکس مسکن ارزان
دنیای اقتصاد : پژمان جوزی توسعهگر صنعت ساختمان معتقد است، صنعتیسازی ساختمان هنوز نتوانسته به ابزاری موثر برای کاهش هزینه ساخت مسکن تبدیل شود.

با وجود ظرفیتهای مهندسی، فناوری و تولید صنعتی در کشور، صنعتیسازی ساختمان هنوز نتوانسته به ابزاری موثر برای کاهش هزینه و تسریع ساخت مسکن تبدیل شود؛ شکافی که به گفته پژمان جوزی، توسعهگر صنعت ساختمان، رفع آن به اصلاح سیاستگذاری، هماهنگی نهادی و پاسخگویی میان سازمانهای سیاستگذار و مجری بازمیگردد. مهندس پژمان جوزی، توسعهگر صنعت ساختمان، در رویداد «نهضت فناوری در ساخت مسکن و شهرکهای آینده» ضمن بیان چالشهای موجود در صنعت ساختمان که مانع از تحول در این بخش با هدف کاهش محسوس هزینه، کیفیت و سرعت تولید مسکن میشود، ۶پیشنهاد برای حل موانع موجود ارائه کرد، راهحلهایی که درواقع مطالبات از سیاستگذار این حوزه هستند. جوزی در ابتدای نشست این سوال را مطرح کرد که اگر دانش مهندسی، فناوریهای نوین، توان تولید صنعتی و نیروی انسانی متخصص در کشور وجود دارد، چرا هنوز نتوانستهایم از این ظرفیتها برای ایجاد تحولی محسوس در هزینه، کیفیت و سرعت تولید مسکن استفاده کنیم؟ و چه نهادی مسوول است؟ چرا با وجود سالها بحث درباره صنعتیسازی، فناوریهای نوین، ارتقای کیفیت ساختمان و ضرورت افزایش بهرهوری، هنوز فاصله معناداری میان آنچه در اسناد و برنامهها مطرح میشود و آنچه در بسیاری از پروژههای ساختمانی اتفاق میافتد، وجود دارد؟
آیا میتوان تمام مشکلات را به تورم، تحریم، گرانی مصالح و کمبود منابع مالی نسبت داد؟ آیا این عوامل، هرچند واقعی و مهم، میتوانند توجیهی برای تاخیر در اصلاح فرآیندها، ضعف هماهنگی نهادی و استفاده ناکافی از فناوریهای در دسترس باشند؟ این توسعهگر ساختمانی تاکید کرد: من معتقدم زمان آن رسیده است که از مرحله تشخیص کلی مشکلات عبور کنیم و درباره مسوولیتها، عملکردها و نتایج بهصورت روشنتر صحبت کنیم؛ زیرا مسکن صرفا یک موضوع عمرانی نیست؛ با امنیت اقتصادی خانوادهها، امکان تشکیل زندگی، عدالت اجتماعی و اعتماد عمومی ارتباط مستقیم دارد. وقتی دسترسی به مسکن مناسب دشوار میشود، دیگر نمیتوان ناکارآمدی در تولید ساختمان را مسالهای صرفا فنی دانست. این مساله، به موضوعی ملی تبدیل میشود که مسوولان سیاستگذاری، نهادهای حرفهای و تمام اجزای صنعت ساختمان باید درباره آن پاسخگو باشند.
این توسعهگر ساختمانی افزود: انتظار جامعه از دولت صرفا اعلام برنامههای جدید یا تعیین اهداف کمی نیست؛ انتظار اصلی، ایجاد سازوکاری کارآمد برای تحقق این اهداف است. پژمان جوزی ادامه داد: چه برنامه اجرایی منسجم و قابلارزیابیای برای تبدیل فناوریهای نوین به جریان اصلی تولید مسکن در کشور وجود دارد؟ سهم روشهای صنعتی و پیشساخته در پروژههای مسکونی چگونه سنجیده میشود؟ چه شاخصهایی برای ارزیابی میزان کاهش زمان ساخت، کاهش پرت مصالح، بهبود کیفیت و کاهش هزینه تمامشده تعریف شده است؟ و نتایج این ارزیابیها چگونه در تصمیمگیریهای بعدی اثر میگذارند؟ این پرسشها به معنای نادیدهگرفتن اقدامات انجامشده نیست؛ مساله این است که اقدامات باید به نتایجی قابلاندازهگیری و قابلمقایسه منتهی شوند. اگر هدف، ساخت مسکن ارزانتر است، باید مشخص باشد که چه سیاستهایی برای کاهش هزینههای غیرضروری تولید، افزایش بهرهوری و استفاده موثر از ظرفیت صنعتی کشور اجرا شدهاند. اگر هدف، افزایش سرعت ساخت است، باید موانع موجود در زنجیره طراحی، تامین مالی، صدور مجوز، تولید قطعات، حملونقل و اجرا شناسایی و برطرف شوند. اگر هدف، افزایش کیفیت است، باید سازوکاری وجود داشته باشد که کیفیت ساختمان نه فقط هنگام تحویل، بلکه در دوره بهرهبرداری نیز ارزیابی شود.
نمیتوان از افزایش تولید سخن گفت، اما درباره هزینه نهایی آن برای خانوارها سکوت کرد. نمیتوان سرعت اجرا را مطالبه کرد؛ اما تاخیرهای ناشی از ناهماهنگیهای اداری و اجرایی را نادیده گرفت. نمیتوان فناوری را راهحل معرفی کرد، اما شرایط ورود و توسعه آن را در نظام واقعی پروژهها فراهم نکرد. اینها مطالبات غیرمتعارفی نیستند. اینها حداقل انتظارات از سیاستگذاری مبتنی بر شواهد هستند. فناوریهای نوین زمانی میتوانند هزینه ساخت را کاهش دهند که در یک محیط مناسب بهکار گرفته شوند. مدلسازی اطلاعات ساختمان یا BIM، طراحی دیجیتال، هوش مصنوعی، سامانههای پیشساخته، تولید صنعتی قطعات، مدیریت هوشمند پروژه و فناوریهای نوین انرژی، هرکدام ظرفیتهایی برای ارتقای عملکرد صنعت ساختمان دارند. اما استفاده موثر از این ابزارها نیازمند مقررات روشن، قراردادهای مناسب، استانداردهای معتبر، تامین مالی قابلپیشبینی و سازوکارهای ارزیابی است. وزارت راه و شهرسازی باید روشن کند که برای رفع موانع توسعه این فناوریها چه اقداماتی انجام میدهد و چگونه میان سیاستگذاری مسکن، برنامهریزی شهری، مقررات ساختمان و ظرفیتهای تولید صنعتی هماهنگی برقرار میکند.
این کارشناس صنعت ساختمان تاکید کرد: سازمان نظام مهندسی ساختمان، بهعنوان یکی از نهادهای اصلی مرتبط با حرفه مهندسی ساختمان، مسوولیتی فراتر از حفظ ساختارهای اداری و انجام فرآیندهای متعارف دارد. مهندس پژمان جوزی تاکید کرد: انتظار جامعه «صنعت ساختمان» از این نهاد آن است که در ارتقای کیفیت ساختوساز، گسترش دانش فنی، تقویت اخلاق حرفهای و توسعه روشهای کارآمد مهندسی نقشی موثر و قابلسنجش ایفا کند. من تاکید میکنم که وظایف قانونی و حرفهای موجود باید با دقت رعایت شوند؛ اما رعایت حداقل الزامات، پایان مسوولیت حرفهای نیست. جامعه مهندسی نباید صرفا ضامن رعایت فرآیندها باشد؛ باید یکی از موتورهای اصلی ارتقای کیفیت و بهرهوری در صنعت ساختمان نیز باشد. اگر هدف ما ساخت ساختمانهای ایمنتر، بادوامتر و اقتصادیتر است، سازمان نظام مهندسی باید در توسعه دانش تخصصی، بهروزرسانی مهارتها و گسترش فرهنگ استفاده از روشهای علمی و فناورانه نقش فعالتری ایفا کند. چه برنامه مشخصی برای توانمندسازی مهندسان در حوزه BIM، طراحی یکپارچه، صنعتیسازی، کنترل کیفیت دیجیتال و فناوریهای نوین ساخت وجود دارد؟
وی ادامه داد: صنعت ساختمان امروز به روشهایی نیاز دارد که هماهنگی میان معماری، سازه و تاسیسات را افزایش دهند؛ خطاها را پیش از ورود به کارگاه شناسایی کنند؛ امکان کنترل بهتر تغییرات را فراهم آورند و تصمیمگیری را بر دادههای معتبر استوار سازند. در این مسیر، BIM میتواند به یکپارچگی اطلاعات پروژه کمک کند. طراحی پارامتریک و ابزارهای بهینهسازی میتوانند در مقایسه گزینههای طراحی موثر باشند. سامانههای دیجیتال کنترل کیفیت میتوانند قابلیت ردیابی فرایندها را افزایش دهند و صنعتیسازی، در پروژههای مناسب، میتواند امکان کنترل بهتر کیفیت و کاهش زمان اجرا را فراهم کند؛ اما این تحول بدون همراهی نهاد حرفهای پایدار نخواهد بود. در عین حال، باید از یک خطای مهم پرهیز کرد: فناوری نباید به بهانهای برای افزایش تشریفات اداری یا تحمیل هزینههای غیرضروری به سازندگان و مردم تبدیل شود. هر الزام جدید باید روشن، متناسب، قابلاجرا و از نظر فنی و اقتصادی توجیهپذیر باشد. انتظار میرود سازمان نظام مهندسی ساختمان، میان دو هدف تعادل برقرار کند: از یکسو، حفظ ایمنی و کیفیت ساختمان و از سوی دیگر، کمک به افزایش بهرهوری و کاهش هزینههای غیرضروری.
۶ مطالبه به عنوان ۶ راه حل
در ادامه جوزی ۶ مطالبه را بهعنوان راهحل عنوان کرد، اولین مطالبه از وزارت راه و شهرسازی است که انتظار میرود با مشارکت نهادهای حرفهای و صنعتی، برنامهای اجرایی برای توسعه ساخت صنعتی و پیشساخته تدوین کند؛ برنامهای که در آن اهداف، منابع، موانع، مسوولیتها و شاخصهای موفقیت مشخص باشند. دوم آنکه وزارتخانه و نهادهای مرتبط باید چارچوبهای فنی و اجرایی مناسب را برای ارزیابی و بهکارگیری فناوریهایی مانند BIM و سامانههای نوین ساخت فراهم کنند. این چارچوبها باید متناسب با مقیاس و پیچیدگی پروژه باشند و از تحمیل الزامات غیرضروری جلوگیری کنند. سومین مطالبه از از سازمان نظام مهندسی است که انتظار میرود برنامههای آموزش حرفهای را به سمت مهارتهای کاربردی، فناوریهای روز، هماهنگی میان رشتهها و کنترل کیفیت مبتنی بر داده هدایت کند و نتایج این آموزشها را ارزیابی کند.
چهارمین مطالبه عبارت است از آنکه کیفیت نباید صرفا به تکمیل مدارک یا طیشدن مراحل اداری تقلیل پیدا کند. باید شاخصهای مناسب برای ارزیابی ایمنی، دوام، عملکرد انرژی، کیفیت اجرا و هزینه نگهداری توسعه یابند؛ با رعایت حدود وظایف قانونی هر نهاد. پنجمین مطالبه نیز عبارت است از پروژههایی با روشهای متعارف و صنعتی که باید در شرایط قابلمقایسه ارزیابی شوند. هزینه واقعی، زمان اجرا، پرت مصالح، کیفیت، ایمنی و هزینه بهرهبرداری باید در این مقایسه لحاظ شوند. نتایج باید قابلبررسی و مستقل از ادعاهای تبلیغاتی باشند. ششم آنکه از هر دو نهاد انتظار میرود در حوزه مسوولیت خود، درباره اقدامهای انجامشده، موانع باقیمانده و نتایج حاصلشده گزارش دهند. این گزارشدهی باید مبتنی بر شاخصهای روشن باشد، نه صرفا فهرست برنامهها و فعالیتها.