توکیو چگونه شهر مطلوب شهروندان شد؟
فاصله تهران تا «شهری برای همه»
- میثم معصومی، شهرساز و مترجم کتاب «شهرسازی برای همزیستی اجتماعی» فن ژاپنی اداره شهر را تشریح کرد
- فونداسیون برنامهریزی شهری در پایتخت سابق و کنونی ژاپن رویکردی به نام «ماچیزوکوری» است که مجوز هر اقدام در شهر را بعد از جلب «مشارکت ذینفعان و ذینفوذان» صادر میکند
- جادهای به اسم «امضای طلایی» مقابل شهرداران شهرهای ژاپن وجود ندارد
«تهران شهری برای همه» شعاری زیبا است که هیچگاه محقق نشد؛ کیفیت پایین زندگی، نارضایتی از خدمات شهری و عدم تطابق انتظارات شهروندان با واقعیتهای موجود دلایلی است که از عدم تحقق این شعار حکایت دارد. درحالی تهران «شهری برای همه شهروندان» نیست که بسیاری از مردم و کارشناسان بر این باورند که تهران به «شهری برای ذینفوذان» تبدیل شده است. شکل توسعه کالبدی پایتخت برای دهههای متوالی بهنحوی بوده که تمامی مردم از شهر و توسعه آن سهم نداشته باشند و درحالیکه بخش عمدهای از مردم در مسیر توسعه شهر متحمل زیان شدهاند، گروههای خاص ذینفوذ از این فرآیند بهرهمند شدهاند. میثم معصومی، شهرساز، در جریان ترجمه کتاب «شهرسازی برای همزیستی اجتماعی» توضیح میدهد که چگونه شهرهای ژاپن تبدیل به شهری برای همه شهروندان شدند؛ اما شهری همانند تهران از تحقق این شعار جا ماند. معصومی، شهرساز ایرانی دانشآموخته دانشگاه توهوکوی ژاپن در گفتوگو با «اکوایران» سهتفاوت اصلی در برنامهریزی شهری در ایران و ژاپن را شرح میدهد که این تفاوتها نتیجه متفاوتی را رقم زدهاند.
جایگاه شهروندان در برنامهریزی شهری
معصومی معتقد است: تجربه شهرسازی ژاپن فقط به برجهای بلند و شهرهای متراکم خلاصه نمیشود؛ پشت بسیاری از پروژههای شهری این کشور، سالها گفتوگو با ساکنان، مشارکت جامعه محلی و تلاش برای حفظ پیوندهای اجتماعی قرار دارد. «هی روشی میمورا» سالها استاد شهرسازی دانشگاه کیوتو بود و در این کتاب توضیح میدهد که شهرسازی فقط یک امر تخصصی نیست و شهروندان هم باید در فرآیند طراحی و برنامهریزی شهر نقش داشته باشند.
وی در توضیح مشارکت شهروندان در فرآیند طراحی و برنامهریزی شهری مثالی ارائه میکند: «در مرکز توکیو پروژه توسعه مجددی به نام «روپونگی هیلز» وجود دارد. امروز در این مجموعه چهار یا پنج برج بزرگ ساخته شده است که شامل برجهای مسکونی اداری و تجاری هستند. اگر اشتباه نکنم بلندترین برج این مجموعه حدود ۳۳۰ متر ارتفاع دارد. این مجموعه در محلهای ساخته شد که پیش از آن بافت مسکونی فرسودهای با خانههای بسیار کوچک چوبی داشت. یکی از نقاط قوت این پروژه فرآیند اجرای آن است. کل فرآیند ساخت و اجرای پروژه حدود ۱۷ سال زمان برد. چیزی نزدیک به ۱۴سال از این زمان صرف جلب نظر و مشارکت ساکنان برای اجرای پروژه شد و حدود سه سال به عملیات اجرایی و عمرانی اختصاص داشت.»
وی ادامه میدهد: «این فرآیند جزئیات بسیار زیادی داشت. یکی از نمونهها این بود که ساکنان محله در جریان مذاکرات مطرح کردند که اگر قرار باشد به برج منتقل شوند باید هر ماه هزینه شارژ پرداخت کنند. درحالیکه آنها سالها در خانههای شخصی خود زندگی کرده بودند و چنین فرهنگی نداشتند و پرداخت هزینه شارژ هم برای برخی از آنها ممکن نبود. همین مساله باعث شد مسوولان پروژه راهحلی پیشنهاد کنند. براساس این پیشنهاد یک طبقه از برج اداری بهعنوان مشاعات متعلق به ساکنان برج مسکونی در نظر گرفته شد تا درآمد آن طبقه هزینه شارژ برج مسکونی را تامین کند. به این ترتیب ساکنانی که پیش از آن عادت به پرداخت شارژ نداشتند دیگر مجبور نبودند این هزینه را مستقیما پرداخت کنند. میخواهم بگویم توجه به همین جزئیات کوچک که نمونههای بسیار زیادی از آنها در این پروژه وجود داشت باعث شد در نهایت بیش از ۹۸درصد از ساکنان آن بافت فرسوده به همین برجهای مدرن و آسمانخراشها منتقل شوند. این تجربه نشان میدهد که اگر در فرآیند طراحی دقت لازم وجود داشته باشد و برای گفتوگو با ساکنان و توجه به نیازهای آنها زمان کافی صرف شود، میتوان امکان همزیستی اجتماعی را حتی در محیطهای کالبدی کاملا جدید و متفاوت برای ساکنانی با شیوه زندگی سنتی هم فراهم کرد.»
بنابراین از نگاه این شهرساز اولین رویکرد موفقیت ژاپنیها برای جلب رضایت عمده شهروندان و تبدیل شهرها به شهری برای همه، استفاده از نظرات شهروندان در برنامهریزی شهری به معنی واقعی کلمه و نه به شکل شعاری است. این شیوه سهدهه است که در شهرهای این کشور از جمله پایتخت بهکار گرفته شده و نتایج قابل قبولی را نیز رقم زده است.

مترجم کتاب «شهرسازی برای همزیستی اجتماعی» ادامه میدهد: شهرهای ژاپن در حال پیشرفت هستند و روز به روز همزیستی اجتماعی در این شهرها بیشتر تقویت میشود. مسلما در میزان تحقق این هدف میان شهرهای مختلف تفاوت هست. ولی شواهدی از گسترش این رویکرد در کتاب شهرسازی برای همزیستی اجتماعی هم مشهود است. در این کتاب نزدیک به 90بار از اصطلاح «ماچیزوکوری» استفاد شده است که نشاندهنده اهمیت این اصطلاح یک رویکرد منحصر به فرد در حوزه شهرسازی ژاپن است. ماچیزوکوری رویکردی است که در آن جامعه محلی، متخصصان، دولت و دیگر ذینفعان میتوانند درباره آینده مکان گفتوگو و مذاکره کنند و آینده بهتری را بسازند که خود رویکردی است مبتنی بر رابطه نسبتا برابر میان تمام ذینفعان و ذی نفوذان.
وقتی در شهرهای ژاپن راه میرویم، اولین چیزی که در مقایسه با شهرهای ایران نظر ما را به خود جلب میکند، حضور گسترده سالمندان و ناتوانان جسمی حرکتی در فضای شهری است، برعکس شهرهای ما که کمتر سالمند یا ناتوان جسمی در آن فعال است تا حدی که گاهی حضور آنها را فراموش میکنیم، در شهرهای ژاپن با توجه ویژه به تکتک جزئیات و رفع موانع بستری برای حضور و همزیستی حداکثری تمام اقشار جامعه با هر سطح از توانایی و قابلیت دسترسی فراهم شده است. همین یک مثال کافی است تا با قطعیت گفت که در شهرهای ژاپن به وضوح همزیستی اجتماعی بیشتر از شهرهای ایران محقق شده است.
شاید در ظاهر ساخت آسمانخراش با ایده همزیستی اجتماعی در تناقض به نظر برسد؛ حتی ممکن است در ذهن ما ساخت آسمانخراش و توسعه از این جنس مترادف با از بین رفتن پیوندهای اجتماعی باشد. ما در ایران هم تجربههای نسبتا مشابهی داشتهایم. برای مثال در پروژه نواب اگرچه با آسمانخراش به آن معنا روبهرو نبودیم، اما در جریان توسعه مجدد و بلندمرتبهسازی عملا ساختار اجتماعی بافت از بین رفت و زیست اجتماعی بخش بزرگی از ساکنان هم دچار آسیب شد. اما تجربه ژاپن نشان میدهد که فرم ظاهری یا کالبدی توسعه به تنهایی تعیین نمیکند که همزیستی اجتماعی حفظ شود یا از بین برود.
تفاوت ساختاری در شهرداریهای ایران و ژاپن
دومین تفاوت از نگاه معصومی تفاوت ساختار شهرداریها در ایران و ژاپن است، درواقع شهرداریها در ژاپن مسوولیتهای به مراتب گستردهتری داشته و دامنه مسوولیت آنها حاکمیتی است. وی در این زمینه میگوید: «شهرداریها در ژاپن که متولی اصلی اجرای بسیاری از طرحهای شهری هستند از نظر حیطه فعالیت و میزان اختیار با شهرداریهای ایران تفاوت زیادی دارند. دامنه مسوولیت شهرداریها در ژاپن بسیار گستردهتر است. برای مثال آموزش و پرورش در ایران ارتباط مستقیمی با شهرداری ندارد؛ اما در ژاپن زیرمجموعه مدیریت شهری قرار میگیرد. موضوعاتی مثل تامین اجتماعی بهزیستی و حتی تامین آب و برق شهر هم در حوزه مسوولیت شهرداریها قرار دارند. در ایران شرایط متفاوت است. هرکدام از این حوزهها سازمان متولی مستقلی دارند و بیشتر آنها زیرمجموعه دولت هستند. این تفاوت بنیادین را باید در مقایسه نظام برنامهریزی شهری دو کشور در نظر گرفت.»
معصومی ادامه میدهد: «در ژاپن ارتباط میان فضای کالبدی شهر و نیازهای اجتماعی و اقتصادی بسیار نزدیکتر باشد. در نمونههایی از طرحهای جامع که در کتاب هم آمده است، میتوان دید که ساختار کلی شهر متناسب با برنامه توسعه اجتماعی و اقتصادی آن تعریف میشود. ابتدا چشماندازی برای نوع توسعه اجتماعی و اقتصادی شهر مشخص میشود و بعد ساختار شهر بر اساس آن شکل میگیرد. به نظرم این یکی از مهمترین تفاوتهای برنامهریزی شهری در ژاپن و ایران است. رویکردهای برنامهریزی شهری در ژاپن هم متناسب با شرایط و نیازهای هر دوره تغییر میکنند. یکی از موضوعاتی که امروز بیشتر مورد توجه قرار گرفته این است که چگونه میتوان شهرها را مشارکتمحورتر کرد و مردم را در ارتقای کیفیت زندگی شهری مشارکت داد. این موضوع به یکی از مسائل مهم برنامهریزی شهری آنها تبدیل شده است. موضوع دیگر این است که شهرها به شکلی طراحی شوند که افراد با حداقل جابهجایی و سفر درونشهری بتوانند نیازهای روزمره خود را برطرف کنند. این هم یکی از اهدافی است که در رویکردهای فعلی طراحی و برنامهریزی شهرهای ژاپن دیده میشود.» البته طرحهای جامع شهری در کشور نیز تنها بر توسعه فیزیکی تاکید ندارند، بلکه توسعه اقتصادی و اجتماعی را مدنظر قرار دادهاند. با این وجود از آنجا که شهرداریها مسوولیت اجتماعی و اقتصادی در شهر ندارند، پیوند شهر با اقتصاد و اجتماع در طرحهای توسعه حذف میشود.
قوانین و ضوابط مشخص برای کل کشور
تفاوت سوم به ساختار قانونی برنامهریزی شهری در ژاپن مربوط میشود. این شهرساز در این زمینه میگوید: «در ژاپن دو قانون بسیار مهم وجود دارد؛ یکی قانون برنامهریزی شهری و دیگری قانون مقررات ساختمان است. این دو قانون بخش مهمی از ساختار برنامهریزی شهری را مشخص میکنند و از این نظر با قوانین ایران تفاوت دارند. در ایران بعضی قوانین حتی ممکن است از برخی جهات مترقیتر از قوانین ژاپن باشند. برای مثال در قانون نظام مهندسی یا قوانین مرتبط با شهرسازی بیشتر رویکردهای کلی مشخص شدهاند و جزئیات و ضوابط معمولا در دستورالعملها و بخشنامههای بعدی تعریف میشوند. در ژاپن اما بسیاری از مقررات و جزئیات مستقیما در همین قوانین اصلی تعریف شدهاند. برای مثال نظام پهنهبندی عملکردی شهر در قانون برنامهریزی شهری ژاپن تعریف شده است. در این قانون مشخص شده است که شهرها باید با چه ساختاری پهنهبندی شوند. سلسلهمراتب عملکردی پهنهها چگونه باشد و پهنههای مسکونی تجاری و سایر پهنهها چه ویژگیهایی داشته باشند. حتی ریزپهنههای آنها هم بهطور کامل تعریف شدهاند. به همین دلیل وقتی در هر نقطهای از ژاپن گفته میشود یک ساختمان در پهنه مسکونی قرار دارد ضوابط مرتبط با آن در سراسر کشور ساختار مشخص و یکسانی دارد.»
وی ادامه میدهد: «در ایران چنین شرایطی وجود ندارد و هر شهر میتواند نظام پهنهبندی خاص خود را داشته باشد. این نظامها هم در شورای عالی شهرسازی و معماری تصویب میشوند و در نتیجه با تنوع زیادی در ساختار پهنهبندی شهرهای مختلف روبهرو هستیم. با توجه به این دو تفاوت عمده نظام برنامهریزی شهری ژاپن هم ساختار متفاوتی پیدا میکند. شهرداریها در چارچوبی که قوانین مشخص کردهاند به شکل نسبتا مستقل برای هر شهر برنامهریزی میکنند و خودشان مسوول اجرای طرحها هستند. از آنجا که حوزه فعالیت و اختیارات شهرداریها گستردهتر است برنامههای شهری هم ابعاد گستردهتری پیدا میکنند.» در ایران وضعیت متفاوت است، وضع قانون به شکل کلی و اجازه تعیین دستورالعمل و ابلاغیه درخصوص چگونگی اجرای آن باعث شده تا بسیاری از تصمیمات در شهرهای ایران بر مبنای سلیقه یا امضاهای طلایی انجام شود. کمیسیونهای ماده 5 و ماده 100 در زمره اصلیترین مکانهای صدور امضای طلایی هستند.