رئیس اندیشکده زیستپذیری شهری بسته فوری «مهار مخاطره بیآبی در تهران» را پیشنهاد کرد
دو سال تا فاجعه آبی
- ۷ تصمیم برای چرخاندن پایتخت از مسیر بیآب شدن
- «ورشکستگی آبی» تهران اگر با «کنترل بارگذاریهای خارج از ظرفیت شهر» مدیریت نشود، بحران آب از فاز«مخاطره» به «فاجعه» در ۱۴۰۶ منجر میشود؛ شبیه «همدان ۱۴۰۱»
صدیقه نژادقربان: تهران تا رسیدن به «فاجعه آبی» تنها دو سال فرصت دارد. براساس مطالعات انجامشده، فازبحران آبی پایتخت در حالحاضر به «مرحله مخاطره» رسیده، زیرا امسال با قرارگرفتن در ششمین سال خشکسالی و کمترین میزان بارش با «ورشکستگی آبی» مواجه شدهاست، بنابراین اگر طی 2سالآینده، کنترل بارگذاریهای خارج از ظرفیت شهر مدیریت نشود، در سال1406 به «فاجعه آبی» منجر خواهدشد. از اینرو سید اویس ترابی، رئیس اندیشکده زیستپذیری شهری بهمنظور بازگشت به وضعیت قبل از مخاطره و قرارگرفتن در مسیر افق 20ساله مدیریت و کنترل مخاطره آب تهران، بستهای فوری را با عنوان «مهار مخاطره بیآبی در تهران» در اختیار «دنیایاقتصاد» قرارداد، تا جهت آگاهسازی مردم از بازتکرار وضعیت همدان در سال1401 برای تهران جلوگیری شود و بحران آبی در وضعیت مخاطره با مشارکت مستقیم مردم کنترل و مدیریت شود.
قبل از ورشکستگی
فاجعه آبی، میتواند چیزی شبیه ماجرای همدان در سال 1401 باشد که صبح یک روز در اردیبهشت، شهروندان متوجه شدند «آب شرب در لولههای شهری» نیست و این بحران به مدت 5 ماه تا شهریور همان سال ادامه پیدا کرد. ورشکستگی آبی که در تهران منجر به کاهش چشمگیر منابع اصلی تامین آب شده، پایتخت را با 3تهدید خشکسالی، پدیده ورشکستگی آبی و بارگذاریهای نابخردانه مسکونی، صنعتی و کشاورزی مواجهکرده است، از اینرو به گفته اویسی این بسته سیاستی فوری باید ظرف 6 ماه عملیاتی شود و برای بازچرخانی پایتخت از مسیر فاجعه باید 7 تصمیم مهم به ضرورت اجرایی شود. در ادامه، خلاصهای از مطالعات صورت گرفته توسط رئیس اندیشکده زیستپذیری شهری ارائه میشود.
کلانشهر تهران از اقلیم نیمهخشک برخوردار است. مشخصه چنین اقلیمی این است که آبهای سطحی منبع اصلی تامین آب آن نبوده و برخلاف اقلیمهای مرطوب، منابع آب زیرزمینی بهعنوان منبع اصلی آب این سرزمین شناخته میشود. تهران کمتر از 33 روز بارندگی بهصورت پراکنده در روزهای مختلف سالدارد. مطابق اقلیم تهران، این روزهای معدود بارندگی طی یکسال آبی بهصورت پراکنده در برخی از روزهای فصل پاییز، ماه اسفند و دو ماه فروردین و اردیبهشت متواتر است (و گاهی هفته آخر تیرماه و هفته اول مرداد ماه). متوسط این بارندگی در کل محدوده(با لحاظ تمام خرداقلیمهای موجود در محدوده هفتصد کیلومترمربعی شهر تهران) در حدود 250میلیمتر در سال است.
خشکسالی و سیل دو روی یک سکهاند بهنحویکه از چرخههای هیدرولوژیک منظم و مشابهی در هر سرزمین پیروی میکنند، لذا در دورهای که سرزمینی درگیر سالهای ترسالی بحرانی است (همراه با تواتر بالای وقوع سیل)، باید سازوکارهای آمادگی برای دورههای بعدی که سرزمین درگیر کمآبی بحرانی(خشکسالی هیدرولوژیک) است تمهید شود، لذا دورههای هیدرولوژیک ترسالی و کمآبی سرزمین از سیکل منظمی برخوردار بوده و قابلپیشبینی و برنامهریزی هستند، بههمیندلیل بحث مدیریت یکپارچه سیل و خشکسالی بر مبنای اصول برنامهریزی و شناخت کامل در اطلاعات سرزمین مطرح بوده و تحققپذیر است. لازم به ذکر است که برخی پیشامدها که خارج از برنامهریزی رخ میدهند ناشی از عدمقطعیت حاکم بر دانش فعلی انسان نسبت به پدیدههای جوی است. هرچند که در کشورهای درحالتوسعه/توسعهنیافته غفلت و سهلانگاری در گردآوری دادههای مناسب سرزمینی و فقدان اطلاعات کامل در مقیاس مناسب از سرزمین نیز بر افزایش غافلگیری برنامهریزان و مدیران در مواجهه با پدیدههای دینامیک سرزمین مانند سیل و خشکسالی میافزاید.
در این میان لازم است به ازدسترفتن منابع آب سرزمین نیز اشاره شود. براساس آخرین مطالعاتی که در سال1400 انجام شد، بهنظر میرسد که حجم استاتیک آبخوان دشت تهران-کرج در حدود 6میلیارد مترمکعب بوده که بهدلیل بیتدبیری در برنامهریزی و بارگذاری بیش از ظرفیت منابع آب دشت تهران-کرج، بیش از 5/1میلیارد مترمکعب از حجم استاتیک آبخوان مذکور تا سال1400 ازدست رفتهاست که این رقم احتمالا در این سالها افزایش بیشتری یافته و ممکن است تا بیش از 2.5میلیارد مترمکعب باشد. لازم بهذکر است که حجم استاتیک آبخوانهای درون سرزمینی جزو منابع طبیعی تجدیدناپذیر بهحساب آمده و از دستدادن این منابع غیرقابلجبران است. این حجم آب ازدست رفته و غیرقابلجایگزین، علاوهبر اینکه پیامدهای منفی مانند فرونشست دشت تهران- کرج را رقم زدهاست، موجب اعمال تنش آبی در پیکره منابع آب برنامهریزی شده کلانشهر تهران شدهاست. این تنش آبی در کنار نبود سازوکار کارآمد در مدیریت تقاضای آب در کلانشهر تهران ابعاد گستردهتری پیدا کردهاست.
بهعبارت دیگر کلانشهر تهران از دو نوع پدیده موثر در بروز مخاطره «بیآبی» تهدید میشود. یکی پدیده خشکسالی هیدرولوژیک که از نظم و تواتر دینامیک اقلیم کلانشهر تهران پیروی میکند و در مواجهه با دینامیک بارگذاریهای بیرویه و ناسازگار با دینامیک اقلیم سرزمین توانایی ایجاد مخاطره جدی را به تنهایی فراهم کردهاست. از طرف دیگر پدیده ورشکستگی منابع آب سرزمینی که در کنار دینامیک بارگذاری مهارنشده در محدوده اثر کلانشهر تهران مخاطرهای بزرگ است. برهم نهی این دو مخاطره بر ابعاد مخاطره «بیآبی» کلانشهر تهران میافزاید، بهنحویکه لزوم پیادهسازی برنامه اقدام سریع و یکپارچهای را برای مدیریت مخاطره بیآبی کلانشهر تهران میطلبد؛ تا با افزایش آگاهی سیستم حکمرانی و ساکنان کلانشهر تهران، گامهای لازم برای حرکت به سمت مدیریت مخاطره یادشده را فراهم کند.
لازم بهذکر است که پیشفرض این نوشتار بر این آگاهی استوار است که در حالحاضر مساله «بیآبی» کلانشهر تهران در مرحله مخاطره(Hazard) است و با انجام سریع فعالیتهای درجشده در این نوشتار طی 2سالآتی (تا انتهای سال1406) امکان مدیریت مخاطره و کنترل آن برای افق 20ساله کلانشهر تهران فراهم میشود. لکن ضروری است تا تمهید تمام جوانب و درک تصویر درست از «عدم» عکسالعمل مناسب طی این دو سالپیشرو که منجر به تبدیل مخاطره به فاجعهای(Catastrophe) تمامعیار خواهدشد نیز مدنظر ساکنان و حکمرانی قرار گیرد.

تمهید برنامه مدیریت یکپارچه مخاطره بیآبی کلانشهر تهران
برنامه اقدامی طی حداکثر 6 ماه باید تهیه و نهایی شود، شامل ماتریس وظایف یکپارچه و واکنش سریع تمام دستگاههای خدمترسان و بهروزرسانی سریع تمام اطلاعات و تهیه داشبورد برخطی از پایش روزانه منابع آبی کلانشهر تهران که قابلیت دسترسی آزاد برای عموم ساکنین (بدون محدودیت) را دارا باشد. دقت شود که رکن رکین مدیریت مخاطره، مشارکت تمامعیار گروداران مساله است. گروداران مساله مخاطره بیآبی کلانشهر تهران عبارتند از: ذیمدخلان مساله، شامل ارکان حکمرانی که وظایف آنها در گرو مساله است؛ ذینفعان، شامل ساکنان سرزمین که منافع آنها در گرو مساله است؛ و دغدغهمندان، شامل پژوهشگران/حلکنندگان مساله/سمنها و... است که دغدغهآنان در گرو مساله است.
داشبورد بر خط و با دسترسی آزادی که یادشد، شامل نمایشگر «وضعیت پویا و بهروز خشکسالی هیدرولوژیک کلانشهر تهران»، «وضعیت پویا و بهروز منابع و مصارف آب کلانشهر تهران»، «وضعیت پویا و بهروز بیلان منابع آب کلانشهر تهران»، «وضعیت اقدامات پویا و بهروزشده در زمینه مدیریت تامین و مصرف آب در کلانشهر تهران» خواهد بود.
در این راستا، ضروری است تا تعریف مشترک و دقیقی از مرزهای فیزیکی کلانشهر تهران بازتعریف شود. از نظر نویسنده این متن، مرزهای کلانشهر یادشده را منابع آب مشترک تعریف خواهد کرد. در گام بعدی ضروری است تا از دستاندازی به منابع آب سرزمینهای دیگر (خارج از محدوده حالحاضر کلانشهر تهران) اکیدا خودداری شود؛ چراکه این چرخه معیوب با اهتمام تمام گروداران منابع آب این سرزمین حل خواهدشد و نباید مساله را با دستاندازی به منابع سرزمینهای دیگر به چرخههای معیوب بزرگتری گسترش داد.
نکته قابلتامل دیگر این است که توسط تمام گروداران مخاطره بیآبی تهران پذیرفته شود که شرایط نگرانکننده حالحاضر، پیامد کوتهفکری و بیمسوولیتی تمام گروداران مساله طی هشتاد سالگذشته تاکنون است؛ تا بستر لازم برای ایجاد مسوولیتپذیری اجتماعی-محیطزیستی-حکمرانی فراگیر بین آنها اعم از ساکنان و ارکان حکمرانی و دغدغهمندان شکل گیرد. ضروری است که پذیرفته شود مساله آب (تامین و توزیع و مصرف) در گرو اختیار و مسوولیت تمام دستگاههای خدمترسان است.
ادارههای راه و شهرسازی، شهرداریها، فرمانداریها، شرکتهای آب منطقهای، شرکتهای آب و فاضلاب، ادارههای صنعت، معدن و تجارت، سازمانهای جهادکشاورزی، ادارات حفاظت محیطزیست، سازمانهای نظام پزشکی و نظام مهندسی ساختمان و کشاورزی، اتاقهای بازرگانی صنعت، معدن و تجارت، اتاقهای اصناف کشاورزی، بنیادها و نهادها، شهرکهای صنعتی، اتاقهای اصناف، مراکز آموزش عالی، مراکز آموزش و پرورش، شرکتهای مهندسان مشاور در تمام حوزهها، شرکتهای پیمانکاری در تمام حوزهها و... همگی در ایجاد و حل مخاطره بیآبی سهم مشترک دارند. بهطور مثال بارگذاری مسکونی که مهمترین مولفه افزایش مصرف آب بهداشتی است در گرو برنامهها و فعالیتهای اداره راه و شهرسازی، شهرداری و نظام مهندسی ساختمان است، یا بارگذاری صنعتی که مهمترین مولفه افزایش مصرف آب صنعت است؛ در گرو برنامهها و فعالیتهای اداره صنعت، معدن و تجارت، اتاق بازرگانی و شهرکهای صنعتی است. بارگذاری کشاورزی که مهمترین مولفه افزایش مصرف آب کشاورزی است در گرو برنامهها و فعالیتهای سازمان جهادکشاورزی، اتاق اصناف کشاورزی و اتاق بازرگانی است.
لازم به توجه است که در سرزمین کلانشهر تهران، کمی بیش از پنجاهدرصد مصرف آب به بخش شهری (مسکونی، فضای سبز و خدمات شهری) تعلق دارد و مصارف بخشهای دیگر(صنعت و کشاورزی) کمتر از پنجاهدرصد است. در این میان پذیرفتهشود که منابع آب موجود و در دسترس طی دهههای آینده حق تمام موجودات زنده داخل مرزهای سرزمینی کلانشهر تهران (انسان، گیاهان و جانوران) است و طی فرآیند مدیریت مخاطره بیآبی این موضوع مدنظر قرارگیرد.
در نهایت ضروری است که اهتمام فراگیر در جلوگیری از گسترش بیش از پیش ابعاد مخاطره تجمیع شود. سازوکار گسترش ابعاد مخاطره به افزایش مصارف آب (مسکونی، صنعتی، کشاورزی و خدماتی) گره خوردهاست، لذا دقت شود تا خلط مبحثی بین موضوع رشد اقتصادی کلانشهر تهران و کنترل سریع رشد بارگذاریهای مسکونی، صنعتی، کشاورزی و خدماتی صورت نپذیرد (رشد اقتصادی بهمعنای گسترش فیزیکی نیست). پذیرفته شود که سرزمین کلانشهر تهران دچار مخاطره بزرگ بیآبی است که در صورت سهلانگاری در زمانی کوتاه به فاجعه بیآبی تبدیل خواهدشد، لذا همراهی و همکاری تمام گروداران مخاطره بیآبی تهران در مهار افزایش نابخردانه بارگذاری در سرزمین کلانشهر تهران و ممنوعکردن آن ضرورت دارد.
پذیرفته شود که حجم بارگذاری موجود شامل ساکنان حالحاضر و فرزندان آنها (طی بیست سالآتی) و تمام فعالیتهای صنعتی-کشاورزی- خدماتی در حالحاضر تنها عامل اصلی تهدید منابع آب شکنندهای است که طی برنامه مدیریت مخاطره بیآبی تا دو دههآتی باید بتواند پاسخگوی نیاز آنها باشد، لذا افزودن بر میزان تنش آبی ناشی از افزایش بارگذاری، نابخردانه است و حل مساله را ناممکن میکند.رسیدن به درک همگانی در رابطه با مباحث یادشده، بستر لازم برای پرداختن به راهکارهای یکپارچه و تحققپذیر در مدیریت مخاطره بیآبی کلانشهر تهران را فراهم میکند که لازم است در فرصتی دیگر به آن پرداخته شود.