دنیای کاری آینده یعنی به چالش کشیدن روتینها
نویسنده: Jacob Morgan مترجم: مریم رضایی منبع: Forbes وقتی در مورد آینده دنیای کار فکر میکنیم، موضوعات زیادی به ذهن میآیند، اما اگر بخواهیم آینده دنیای کار را در چند کلمه خلاصه کنیم باید بگوییم «به چالش کشیدن روتینها». معنی این عبارت چیست؟ به چالش کشیدن روتینها و عرفها یعنی عمل کردن بر ضد فرضیات رایجی که سازمانهای ما بر اساس آن ایجاد شدهاند. در عمده سالهای صدسال گذشته، سازمانهای ما تقریبا بدون تغییر ماندهاند. کارمندان هر روز صبح در ساعت مشخصی از خانه به محل کار حرکت میکنند تا پشت میزهای خود بنشینند و مدیران مثل موجودات بیاحساسی عمل میکنند که عادت دارند وظایفی را به دیگران محول کرده و اطلاعات را کنترل کنند.

نویسنده: Jacob Morgan مترجم: مریم رضایی منبع: Forbes وقتی در مورد آینده دنیای کار فکر میکنیم، موضوعات زیادی به ذهن میآیند، اما اگر بخواهیم آینده دنیای کار را در چند کلمه خلاصه کنیم باید بگوییم «به چالش کشیدن روتینها». معنی این عبارت چیست؟ به چالش کشیدن روتینها و عرفها یعنی عمل کردن بر ضد فرضیات رایجی که سازمانهای ما بر اساس آن ایجاد شدهاند. در عمده سالهای صدسال گذشته، سازمانهای ما تقریبا بدون تغییر ماندهاند. کارمندان هر روز صبح در ساعت مشخصی از خانه به محل کار حرکت میکنند تا پشت میزهای خود بنشینند و مدیران مثل موجودات بیاحساسی عمل میکنند که عادت دارند وظایفی را به دیگران محول کرده و اطلاعات را کنترل کنند. سازمانهای ما سیستم سلسله مراتب خشکی دارند که روابط و حس همکاری را در حالت سکون نگه میدارند و همیشه فرض بر این است که تغییر فقط زمانی لازم است که اتفاق بدی رخ دهد، اما در دنیای دینامیک امروز که تغییرات به سرعت رخ میدهند، نمیتوان یک شرکت را به شیوه معمول اداره کرد. به همین دلیل پیشبینی شکل دنیای کار آینده و آمادگی برای سازگاری با آن برای اهالی کسبوکار ضروری است.
ما سازمانهای خود را از ابتدا با این تصور که کار کردن باید ناخوشایند باشد، بنا کردهایم، اما این تصور تا پیش از این وجود داشته است. امروز پنج رویکرد وجود دارد که آینده کاری را میسازند و سازمانها را مجبور میکنند روتینها و عرفها را در مورد نحوه کار کارمندان، نحوه مدیریت مدیران و نحوه ساختاربندی سازمانها به چالش بکشند. این پنج رویکرد عبارتند از:
• رفتارهای جدید: آسان پیدا کردن اطلاعات از طریق اینترنت، ایجاد جوامع، برقراری ارتباط با افراد و اطلاعات، اجتماعیتر زندگی کردن و به اشتراکگذاری هر چیزی.
• تحرک: بیشتر افراد دنیا گوشی موبایل دارند و بیشتر این افراد گوشی هوشمند دارند. این یعنی کسی که در منطقه خلیج سانفرانسیسکو زندگی میکند به اندازه کشاورزی که در مزارع برنج چین کار میکند، میتواند به اطلاعات یکسان دسترسی داشته باشد.
• هزارهها: نسل عجیب و مرموزی که انتظارات، ارزشها و روشهای جدید کار کردن را با خود به سازمانها میآورند.
• تکنولوژی: پایگاههای اینترنتی مشارکتی، دادههای بزرگ، دستگاههای پوشیدنی، اینترنت چیزها(internet of things)، تکنولوژی ابری، روباتها و بسیاری تکنولوژیهای دیگر که همگی بر نحوه کار ما اثر میگذارند.
• جهانیسازی: توانایی سازمانها به کار کردن در دنیایی بدون حد و مرز و فارغ از مکان فیزیکی آنها.
با در نظر گرفتن این پنج رویکرد، نمیتوان تصور کرد چه تعداد از سازمانها هنوز خود را با شرایط جدید سازگار نکردهاند. شرکتها چگونه میتوانند به همان طریقی رفتار کنند که ۲۰ سال پیش سازمان را اداره میکردند؟ واقعیت این است که اگر بخواهند هم نمیتوانند. به همین دلیل است که بسیاری از شرکتها در سراسر دنیا تلاش میکنند بفهمند که آینده دنیای کاری چگونه خواهد بود و باید چه کاری انجام دهند تا خود را با آن سازگار کنند. ایده به چالش کشیدن روتینها در سه حوزه از فضای کاری باید بهکار گرفته شود:
چگونه کار میکنیم
- آیا کارمندان هنوز باید در ساعت مشخصی سر کار بیایند و در ساعت مشخصی کار را ترک کنند؟
- چرا کارمندان این توانایی را ندارند که پروژههایی که قرار است عضوی از آن باشند، ساعات کاری خود، مکان کار یا همکار خود را انتخاب کنند و بنابراین نحوه کار را با نیازهای خود تطبیق دهند؟
- چرا در برخی موارد کارمندان حق اظهار نظر در تصمیمگیری یا فرآیند استراتژی را ندارند؟
چگونه رهبری میکنیم
- چرا مدیران از اینکه تا حدی در کار احساسات یا آسیبپذیری نشان دهند، هراس دارند؟
- آیا مدیران باید بر اساس اطلاعاتی که دارند، کلیه تصمیمگیریها را خودشان انجام دهند؟
- تکیه کردن بر هوش جمعی چه میشود؟
- مدیران سازمان چه کاری میتوانند انجام دهند تا این تفکر را که کارمندان باید در خدمتشان باشند تغییر دهند؟
چگونه سازمانها ساختاربندی شدهاند
- آیا سیستم سلسله مراتبی سختگیرانه برای سازمانی که تلاش میکند نوآور، مشارکتی، آزاد و چالاک باشد، کاربرد دارد؟
- چرا این فرضیه وجود دارد که کارمندان به کار کردن در سازمان شما نیاز دارند، در حالی که واقعیت این است که سازمان باید طوری ساخته شود که کارمندان بخواهند در آن کار کنند؟
- آیا واقعبینانه است که فرض کنید سازمان شما به جای بهکارگیری تکنولوژی ابری بر تکنولوژیهای درون شرکت تکیه کند؟ فکر میکنید این شرایط چقدر دوام بیاورد؟ ۳ یا ۵ سال دیگر؟
بسیاری از سازمانها در سراسر دنیا بازبینی در نحوه کار کارمندان خود را شروع کردهاند. به عنوان مثال، شرکت لوازم خانگی آمریکایی ویرلپول، تصمیم گرفته دیگر سیستم مدیر-کارمندی را کنار گذاشته و به جای آن شرایطی را ایجاد کند که هر کارمندی به نوعی مدیر باشد. شرکت چندملیتی کالاهای مصرفی یونیلور مفهوم «کار سریع» را همگانی کرده که براساس آن هر کارمندی این امکان را دارد که هر زمان، هر جا و با هر ابزاری کار کند و فقط کار نهایی خود را ارائه دهد. شرکت سان هیدرولیک فقط یک نقش مدیریتی تعریف کرده و کل شرکت فقط یک «مدیر کارخانه» دارد. شرکت ING Direct مدیر عاملی دارد که دائما کارمندان را به داشتن بحثهای آزاد و مطرح کردن مسایلی که در محیط کار از آن ناراضی هستند تشویق میکند. لیست اینگونه شرکتها ادامه دارد، اما همه آنها یک ویژگی مشترک دارند: اینکه عرف و روتین را به چالش میکشند. از این مفهوم استفاده کنید تا ببینید شما در شرکتتان چگونه میتوانید شرایط متفاوتی ایجاد کنید و روتینها را به چالش بکشید.
ارسال نظر