بازارهای فرهنگی در تنگنای معیشت قرار گرفتهاند؛
و اینک کنسرت قسطی همایون
قیمت بلیت کنسرت همایون شجریان در شیراز بین یکمیلیون و ۳۰۰ هزار تا دومیلیون و ۲۰۰ هزار تومان است. چنین رقمی برای بسیاری از خانوادهها، بهخصوص در شرایطی که هزینههای ضروری زندگی سهم بیشتری از درآمد آنها را به خود اختصاص داده، دیگر یک هزینه تفریحی ساده محسوب نمیشود. این اتفاق البته تنها به کنسرت همایون شجریان محدود نیست و میتوان آن را نشانهای از تغییر رفتار مصرفکنندگان در بازار فرهنگ دانست؛ بازاری که در سالهای اخیر همزمان با افزایش هزینههای زندگی، با کاهش قدرت خرید مخاطبان مواجه شده است.
بر اساس دادههای مرکز آمار که درباره وضعیت هزینههای فرهنگی خانوار منتشر شده، تورم نقطهبهنقطه گروه «تفریح و فرهنگ» در تیرماه ۱۴۰۵ به ۹۴.۷درصد رسیده است؛ یعنی هزینه کالاها و خدمات این گروه نسبت به تیرماه سال قبل تقریبا دو برابر شده است. در چنین شرایطی، طبیعی است که کالاها و خدمات فرهنگی بیش از گذشته در معرض حذف شدن از سبد خانوار قرار بگیرند؛ اتفاقی که نشانههای آن را میتوان در سینما، کتاب، تئاتر و موسیقی مشاهده کرد.
آمار سینما شاید روشنترین تصویر از این وضعیت باشد. در شش ماه نخست امسال، تعداد تماشاگران سینما نسبت به مدت مشابه سال گذشته حدود ۷میلیون نفر کاهش داشته است. البته این کاهش در شرایطی اتفاق افتاده که افزایش قیمت بلیت باعث شده رقم فروش سینما با کاهش تعداد تماشاگران پایین نیاید اما واقعیت این است که سینما بخش بزرگی از مخاطبانش را از دست داده است.
در بازار کتاب نیز اگرچه تعداد عناوین منتشرشده همچنان بالاست اما مساله اصلی برای مخاطب، توان خرید است. افزایش قیمت کتاب باعث شده خرید آن برای بخشی از مخاطبان به یک انتخاب گزینشی تبدیل شود.از طرفی بخش قابلتوجهی از مخاطبان کتاب به خرید کتابهای دست دوم رو آوردهاند چون توان خرید کتابهای جدید را ندارند.
در تئاتر نیز وضعیت یکدست نیست. نمایشهایی که از چهرههای شناختهشده، بهخصوص بازیگران سینما و تلویزیون استفاده میکنند همچنان میتوانند مخاطب جذب کنند. در مقابل، بسیاری از نمایشهایی که فاقد حضور چهرههای مشهور هستند عمدتا با چالش کمبود مخاطب دست و پنجه نرم میکنند.
در بازار موسیقی، مساله پیچیدهتر است. از یک سو هزینه برگزاری کنسرت افزایش پیدا کرده و از سوی دیگر افزایش قیمت بلیت، خطر کاهش تعداد مخاطبان را بیشتر کرده است. به همین دلیل در ماههای گذشته بحث قیمتگذاری بلیت کنسرتها به یکی از موضوعات جدی میان دفتر موسیقی، تهیهکنندگان و سالنداران تبدیل شد.
بابک رضایی، مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ، پیشتر درباره قیمت بلیت کنسرتها گفته بود که باید هزینههای برگزاری، اجاره سالن و سود منطقی تهیهکننده مشخص شود تا بتوان برای قیمت بلیت به یک رقم قابل دفاع رسید. او حتی درباره اجاره سالنها گفته بود که باید روشن شود «چه کسی» قیمتها را تعیین میکند که برای یک شب اجاره سالن ممکن است به یکمیلیارد تومان برسد.
در مقطعی نیز رضایی از تهیهکنندگان خواست برای جلوگیری از افزایش قیمت بلیت، از بخشی از سود خود صرفنظر کنند. این پیشنهاد با واکنش تهیهکنندگان روبهرو شد و آنها استدلال کردند اگر قرار است تهیهکننده از سود خود بگذرد، سالنهای کنسرت نیز باید در هزینه اجاره سالن تخفیف بدهند؛ بهخصوص که بخشی از سالنهای مورد استفاده برای اجراها به نهادهای دولتی یا عمومی وابستهاند.
محمدحسین توتونچیان، تهیهکننده موسیقی، نیز درباره افزایش هزینههای برگزاری کنسرت گفته بود دستمزد نیروها نسبت به سال قبل ۴۵درصد افزایش یافته و در برخی موارد هزینههای برگزاری حتی تا ۱۰۰درصد بیشتر شده است. او در عین حال این پرسش را مطرح کرده بود که چگونه میتوان در چنین شرایطی هزینهها را افزایش داد اما انتظار داشت درآمد و میزان فروش تغییری نکند.
این اختلافنظر، بخشی از معادله دشوار بازار کنسرت را نشان میدهد: اگر قیمت بلیت پایین نگه داشته شود، برگزارکننده ممکن است با زیان روبهرو شود و اگر قیمت بالا برود، بخشی از مخاطبان توان خرید خود را از دست میدهند.
در چنین شرایطی، ورود خرید اعتباری به بازار کنسرت چندان عجیب نیست. پیش از این نیز خرید قسطی برای کالاهای مختلف، از لوازم ضروری تا برخی خدمات، به دلیل کاهش قدرت خرید خانوارها گسترش پیدا کرده بود. حالا همین الگو به بازار سرگرمی و موسیقی نیز رسیده است.