کارگردان ایرانی درباره مسائل مختلف حرف زد؛
انتقاد اصغر فرهادی از هالیوود
فرهادی گفت: «مشکل این نوع فیلمها در هالیوود و برخی افراد در ایالات متحده این است که آنها جهان را از بالا به پایین نگاه میکنند. یک روز باید از آنها پرسید: چرا احساس میکنید شما بالا هستید و ما پایین؟ من نمیفهمم چرا آنها چنین غروری دارند که فکر میکنند در جایگاه بالاتری قرار دارند.» این کارگردان ایرانی سپس گفت آمریکاییها اغلب ادعا میکنند که دموکراسی دارند اما چنین نیست، شما دموکراسی ندارید. این یک دروغ است.
فرهادی سپس به سالهایی اشاره کرد که برای کار روی یک پروژه مدتی در آمریکا اقامت داشت و در جریان تحقیقات برای آن پروژه به سانفرانسیسکو رفت تا با مردانی که در زندان بودند گفتوگو کند.
به گزارش ایسنا، او گفت: «با افرادی در زندان ملاقات کردم که سیاهپوست بودند، برخی هم از کشورهای دیگر آمده بودند و آمریکای واقعی آنجا بود. اما مردم جهان آن بخش از ایالات متحده را نمیبینند.»
او توضیح داد: «من با این مساله مشکل دارم که آنها احساس میکنند در جایگاه بالاتری هستند و فکر میکنند دیگران باید مثل ما باشند. حتی اگر این تصور از روی نیت خوب باشد و بخواهند با شما مهربان باشند، آرزو میکنند یک روز شما هم مثل ما شوید و من نمیخواهم مثل شما باشم.»
او گفت: «آنها این فیلمها را برای پول میسازند؛ این یک تجارت است و در این فیلمها همیشه یک مرد سفیدپوست از ایالات متحده وجود دارد که دیگران را نجات میدهد. سوال من این است: چرا؟ چرا یک آمریکایی به کوبا یا ایران میرود تا مردم را نجات دهد؟ مردم خودشان میدانند، چه کسی از شما خواست بیایید ما را نجات دهید؟»
از فرهادی درباره نحوه پرداختن او به سیاست در فیلمهایش پرسیده شد و او در پاسخ گفت: «هر وقت درباره جامعه صحبت میکنید، در واقع درباره سیاست صحبت میکنید. حتی وقتی درباره زندگی خانوادگی، روابط، دشواریها و مشکلات آنها صحبت میکنید، بهطور غیرمستقیم درباره سیاست حرف میزنید.»
او افزود: «در فیلمهایم همیشه سعی میکنم مستقیما درباره سیاست صحبت نکنم، چون از نظر من، سیاست بهصورت مستقیم کمی از سینما فاصله دارد. سینمایی که من به آن باور دارم، سینمایی است که به مخاطب فضا میدهد تا نکاتی را درباره خودش کشف کند.»
فرهادی سپس به فیلم «همشهری» ساخته عباس کیارستمی اشاره کرد و آن را «سیاسیترین فیلم ایران» دانست. این مستند که در سال ۱۹۸۳ ساخته شده، بهطور گسترده رانندگان را در خیابانهای پایتخت ایران دنبال میکند. فرهادی گفت: «کیارستمی یک مستند درباره رانندگان خودرو در تهران ساخت، اما وقتی مردم را میبینید و نحوه صحبت کردن آنها با پلیس را مشاهده میکنید، لایههای سیاسی زیادی در آن وجود دارد.»
او افزود: «رسانهها و سینما تصویر کاملی از زندگی روزمره مردم به شما نمیدهند. سینما بر پایه نفرت و عشق بنا شده است. و وقتی صحبت از نفرت و عشق میشود، همهجا یکسان است. عشق میان یک مادر و فرزند در برزیل و در تهران، یکسان است. شیوه ابراز آن متفاوت است، اما هسته اصلی یکی است.»
فرهادی گفت وقتی یک فیلم برزیلی تماشا میکند، خیلی زود فراموش میکند که در حال تماشای داستانی از نقطهای دیگر از جهان است و احساس میکند این فیلم درباره ما بهعنوان انسان است. او گفت: «اگر روزی مردم بتوانند به کشورهای دیگر سفر کنند و اگر با یکدیگر دست بدهند، این بهترین راه برای شناخت مردم است، نه از طریق رسانهها. من باور ندارم رسانهها بتوانند تصویر کاملی به ما بدهند.»
این فیلمساز در ادامه تاکید کرد که دو فیلم آخرش، «قهرمان» و «داستانهای موازی»، درباره این هستند که ما دیگران را چگونه میبینیم و در مقابل، دیگران ما را چگونه میبینند. به گفته او، این آثار همچنین بهشدت تحتتاثیر «نحوهای که شبکههای اجتماعی زندگی ما را شکل دادهاند» قرار دارند. او گفت: «وقتی چیزی را در رسانه میبینیم، باید مراقب باشیم.»
فرهادی افزود که بخش عمده اطلاعاتی که رسانههای جریان اصلی درباره ایران بازنشر میکنند، از اطلاعات بسیار ساده و کم درباره زندگی واقعی در این کشور ناشی میشود. به گفته او، وقتی یک روایت واحد دائما تکرار و تثبیت میشود، به این معناست که مردم آماده پذیرش این گزاره میشوند که آنها دشمن هستند. این کاری است که رسانهها انجام میدهند، چون قدرتمندترین رسانهها متعلق به افراد قدرتمند هستند. این مشکل است.
فرهادی درباره فیلم بعدی خود تنها بهاختصار صحبت کرد و بار دیگر تاکید کرد که این فیلم به زبان مادری او، فارسی، ساخته خواهد شد. وقتی از او پرسیده شد آیا این فیلم ممکن است به جنگ آمریکا علیه ایران یا اتفاقات این روزهای فلسطین بپردازد، پاسخ داد: «نه بهطور مستقیم.» او همچنین اشاره کرد که فضای سیاسی کنونی ممکن است به شکلی غیرمستقیم بر داستان فیلم تاثیر گذاشته باشد، هرچند این مسائل موضوع اصلی پروژه او نیستند.