فیلم سینمایی «بیدار» نیامده حاشیه ساخت
جنجال تبلیغات نامتعارف
البته تبلیغات محصولات نمایشی در ایران سالهاست از چارچوبهای معمول فراتر رفته و گاه با ترفندهای غیرمتعارف، توجه مخاطبان را جلب کرده است. برخی از این ایدهها به موفقیت تجاری منجر شده و برخی دیگر به دلیل بیتوجهی به فرهنگ و سلامت روان مخاطب، به ضد خود تبدیل شده است. «ازازیل» با ادعای سرقت خودروی بهرنگ علوی، «هفت» با بیلبورد دستکاریشده، «زخم کاری» با چاقوی غولپیکر واقعیت مجازی، «نهنگ آبی» با پاپاراتزی جعلی و «پدر گواردیولا» با بیلبورد خونآلود مهران مدیری، نمونههایی از تبلیغات خاص هستند.سوال این است که این تبلیغات تا چه اندازه در روحیه مردم تاثیر میگذارد و اصلا به فروش فیلم کمک میکند؟! در مورد فیلم «بیدار» بسیاری از کاربران فضای مجازی نسبت به این مدل تبلیغ آن هم در شرایط فعلی جامعه، خُرده گرفتند و از تحریم این فیلم سخن گفتهاند اما در مقابل تعدادی هم آن را یک شیوه تبلیغاتی جدید دانستند اما باید دید در فروش چه اتفاقاتی میافتد!
در همین رابطه امیرحسین علمالهدی، کارشناس سینما، در گفتوگو با ایسنا درباره تبلیغ اخیر فیلم «بیدار» معتقد است: این نوع تبلیغات در فضای رسانهای کشور ما خیلی جوابگو نیست. اگر قرار باشد سینمای ایران نیز با این مدل بخواهد مسائلی را که اساسا در سینمای ایران قابل تعریف نیست، مطرح کند، ممکن است در مقطعی متوجه شویم که یک تبلیغات بدیع و جدید و در راستای افزایش مخاطب است؛ اما به نظر میرسد مسالهای از سر بیسلیقگی در تیزر یا تیزینگ اتفاق افتاده است.
او توضیح داد: ما اسم آن را تیزینگ میگذاریم؛ تیزینگی که میخواهد توجهها را جلب کند. اما باید توجه داشت که مردم در این شرایط گرفتاری دارند و بحث دیگر این است که تبلیغات عمدتا در سینمای ایران آن هم به این شکل، نمیتواند بهعنوان تیزینگ کارکرد داشته باشد.
علمالهدی گفت: باید صبر کنیم صحبتهای طراحان کمپین را بشنویم؛ شاید دلایلی داشته باشند، ولی تا زمانی که دلایل آنان مطرح نشود، نمیتوان قضاوت کرد. همینقدر که این موضوع در حال صحبت شدن است، به نظرم تیم تبلیغ به هدف خود رسیده و جذب مخاطب صورت گرفته و پاسخ خود را نشان داده است.
این کارشناس سینما افزود: امیدوارم فیلم در اکران موفق باشد و بههرحال این تبلیغ یک روش جدید اطلاعرسانی محسوب میشود؛ ولی بهشخصه چون سلیقهام در رابطه با تبلیغات متفاوت است، این نوع رفتار را نمیپسندم. اگر این نوع مدل تبلیغات موفق شود، موفقیت هر فیلمی مرا خوشحال میکند؛ اما اگر فیلم در اجرا موفق نباشد، این نشان میدهد که استراتژی تبلیغاتی آن اشتباه تعریف شده است. علمالهدی در پاسخ به این پرسش که آیا نمونه مشابهی در فیلمهای خارجی دیده است، گفت: بله، این موارد وجود دارد؛ هرچند نام مشخصی از آنها به یاد ندارم. فیلمهایی بودهاند که بهصورت متفاوت معرفی شدهاند و در کنار آزار و اذیت روح و روان مردم تعریف میشوند اما باید دید تبلیغ در چه حوزهای و چه مضمونی است.
او گفت: ممکن است یک فیلم بهاصطلاح سینمایی زمین بخورد یا اینکه فیلم اوج بگیرد؛ این وضعیت لبه چاقو است. نکته این است که سینمای ایران همچنان در حال آزمون و خطاست.
این کارشناس سینما تاکید کرد: طراحان این تیزینگ نیز موضوعی را مطرح کردهاند و اکثریت مردم ممکن است از آن خوششان بیاید؛ اما بههرحال فیلم است که حرف آخر را میزند. تیزینگ و اینگونه موارد همه کمکحال یک فیلم هستند. امیدوارم با توجه به حضور یکی از هنرپیشههای خوب سینمای ایران در این فیلم، فیلم موفق باشد؛ چراکه بههرحال در گیشه فیلم ملودرام اجتماعی موفق شود، بهشدت خوشحالکننده است.
علمالهدی افزود: امیدوارم این تبلیغ، اثر مثبت بگذارد و بچههای تبلیغات این فیلم، موفقیتشان را جشن بگیرند. باید به یاد داشته باشیم که سینما مثل یک هندوانه دربسته است. اگر موفق باشد، نوش جانشان؛ اگر ناموفق باشد، یک امتیاز منفی برای تیم تبلیغ و دفتر پخش به همراه دارد.
او گفت: بههرحال نمیدانم تیم تبلیغ این فیلم چه الگویی داشتهاند و در این حال و هوای روحیه مردم، این تیزینگ چگونه میتواند مردم را تکان دهد که به سینما بیایند؟ او توضیح داد: بچههایی که چنین طراحیای کردهاند، حتما دلایلی دارند؛ من این دلیل را هنوز متوجه نشدهام. باید دید طراحان چه بازخوردی از مردم میگیرند و آیا این تیزینگ میتواند باعث حرکت مردم به سالنهای سینما شود یا خیر؟
این کارشناس سینما گفت: با اینکه من بهشدت از ایدههای جدید، کمپینهای جدید و تیزینگهای جدید که به سختی حوزه تبلیغات سینمای ایران را تکان میدهد، استقبال میکنم، ولی آیا این مورد جزو آن دسته است؟ واقعا من هنوز برخورد یا بازخوردی نداشتهام، مگر اینکه اثرات این تیزینگ را در گیشه مشاهده کنیم.
علمالهدی با اشاره به تجربه نمایش خانگی گفت: در سریالهای نمایش خانگی و چند فیلم سینمایی تیزرهای اینچنینی داشتهایم اما موفق نبودند. ما این فیلم را ندیدهایم؛ یعنی بههرحال نمیدانیم به لحاظ خشونت که عرض میکنیم چه وضعیتی دارد. برای مثال، در سریال «پدر گواردیولا» به یاد دارم صورت خونی آقای مهران مدیری روی بیلبورد زده شد اما جواب نداد یا در سریال «زخمکاری» یا حتی فیلم سینمایی «به وقت شام» پاسخ مثبتی از سوی مخاطب گرفته نشد.