پایان صدای تاریخی

حمیدرضا نوربخش، خواننده و مدیرعامل خانه موسیقی ایران، در مراسم تشییع «ایرج» گفت: ایرج خاطره چندین نسل است و چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، چه من بگویم و چه نگویم، نمی‌شود ایرج را از تاریخ موسیقی و آواز این کشور جدا کرد. او یک پنجره بی‌نظیر و استثنایی خداداد بود که متر و معیار صدا بوده، هست و خواهد بود. نزدیک به نیم قرن، شاید هم کمی بیشتر، این مرد آواز خواند، ترانه خواند و حاصل کارش را به آرشیو و حافظه فرهنگی، هنری و موسیقایی ایران تقدیم کرد. 

نوربخش با اشاره به گفت‌وگوی مفصلی که سال‌ها پیش با ایرج داشته است، درباره ویژگی‌های آواز او گفت: در آن گفت‌وگو درباره نحوه رشد و نمو ایرج و اینکه چگونه وارد این عرصه شد صحبت کردم؛ موضوعی کمی متفاوت از زندگی‌نامه‌های معمول. از زوایای دیگری دریافتم که این مرد یک ژن بی‌نظیر و عجیب و استثنایی داشت. بدون اینکه معلم مستقیمی داشته باشد، با ذهن و ضمیر خودش و با نبوغ ویژه‌ای که روی آن تاکید دارم، از همه شنیده‌ها و دریافت‌هایش مجموعه‌ای را شکل داد و سبک و سیاق خودش را به وجود آورد. بعد که به تهران آمد، بزرگان بسیاری از جمله صبا را دید و توانست از خرمن وجود همه آنها خوشه بچیند و بشود ایرج. 

نوربخش، آواز ایرج را متاثر از مکتب آواز اصفهان دانست و افزود: طبیعتا سبک آوازخوانی ایرج متاثر از آوازخوانی اصفهان است؛ برای اینکه خودش متعلق به آن منطقه بود و از استاد بزرگ تاج اصفهانی و بزرگان دیگری که در آن خطه زیستند و بالیدند و آثار ارائه کردند، تاثیر گرفت. اما در نهایت سبک ویژه و یگانه خودش را تولید کرد. 

مدیرعامل خانه موسیقی ایران ادامه داد: معمولا وقتی یک آوازخوان شروع به خواندن می‌کند، در یک بستر زمانی رشد می‌کند، نزد استادانی می‌رود و سبک‌هایی را دنبال می‌کند تا به گفتمان و امضای خودش برسد. اما ایرج در عنفوان جوانی، سبک و سیاق خودش را در آوازخوانی پیدا کرد. خوشبختانه آوازهای بسیاری از ایشان باقی مانده و تا زمانی که ایران و تاریخ هست، ماندگار خواهد بود و از آنها بهره خواهند برد. 

نوربخش در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به خاطره‌ای از محمدرضا شجریان درباره ایرج، گفت: بعضی وقت‌ها متاسفانه در فضای مجازی عده‌ای تلاش می‌کنند آواز را هم قطبی‌سازی کنند. وقتی بزرگی مثل روانشاد استاد محمدرضا شجریان درباره ایرج لقب «پهلوان» را به کار می‌برد، باید بدانیم این سخن از سر شناخت و بزرگواری بوده است. 

او گفت: این خاطره را شاید بیش از ۴۰ سال پیش استاد شجریان برای من نقل کرد و می‌گفت تازه به رادیو آمده بودم و چند آواز خوانده بودم. پیشکسوتان و بزرگانی که آن روز بودند شاید خیلی به جوان‌ها اعتنا نداشتند. یک روز در حیاط رادیو ایستاده بودم که دیدم آقای ایرج از آن طرف می‌آیند. به سمت من آمدند و گفتند: «آقا، آقای شجریان شمایید؟» گفتم: «بله.» گفتند: «آقا، این آواز را از شما شنیدم، بسیار خوب، آفرین.» و کلی مرا تشویق کردند. این برای من خیلی امیدبخش بود.  در این مراسم علیرضا افتخاری، خواننده، نیز خاطره‌ای از دوران کودکی خود و از تاثیر عمیق ایرج بر مسیر هنری‌اش تعریف کرد و گفت: در ۱۲ ـ ۱۰سالگی، روزی روزگاری در رهگذری دیدم پرده‌ای زده بودند که روی آن نوشته بود استاد ایرج به‌زودی در این مکان در اصفهان اجرا خواهند داشت. من شاید یک ماه تمام مدرسه را ترک کردم و دم آن محل، در کوچه سپاهان، ایستادم که اگر قرار است ایشان را زیارت کنم، همان‌جا زیارت کنم. البته استاد آن زمان تشریف نیاوردند و من ایشان را در مکان دیگری زیارت کردم، اما آن عشق از همان کودکی در من شکل گرفت. 

افتخاری با اشاره به علاقه خود به صدای ایرج گفت: عاشق استاد ایرج بودم. سعی نمی‌کردم شبیه او بخوانم، اما این صدا بود؛ چاره‌ای نداشتم. وقتی می‌خواندم، گویی یکی از شاگردان کوچک ایرج می‌خواند و همان‌طور هم شد. افتخاری سپس با اشاره به جایگاه ایرج در موسیقی ایران گفت: باید صدای ایرج از رادیو پخش شود، اگر نشود صدای چه کسی پخش شود؟

احسان خواجه‌امیری خواننده و فرزند ایرج با اشاره به علاقه پدرش به مردم ایران گفت: من قسم می‌خورم پدرم همه دوستانش را که اینجا هستند دوست داشت. همیشه می‌گفت من می‌خواهم جایی باشم که مردم باشند، می‌خواهم پیش مردم باشم، پیش مردم ایران.

علی جهاندار، خواننده، نیز در این مراسم گفت: من آواز ایرج را کلمه به کلمه دنبال کردم. شاید درصد زیادی از آوازهای ایشان را حفظ کرده‌ام و خوانده‌ام. خود استاد بزرگ هم در جاهای مختلف از بنده دلجویی و تشویق کرده‌اند و نمونه‌های آن در سایت‌ها موجود است.  جهاندار با اشاره به علاقه خود به آثار بزرگان آواز ایران، گفت: همیشه سعی کرده‌ام کار بزرگانی را که از آنها تلمذ کرده‌ام و از آنها یاد گرفته‌ام، با دقت دنبال کنم و همیشه گفته‌ام چهار نفر مدال طلا دارند؛ استاد بزرگ بنان، استاد بزرگ ایرج، استاد بزرگ اکبر گلپایگانی و استاد بزرگ شجریان. 

او افزود: به دوستانی که به خاطر این طرفداری‌ها گاهی فضا را قطبی می‌کنند، می‌گویم در مزرعه این کشور چند گل دانه‌درشت وجود دارد، نمی‌شود اینها را از هم جدا کرد و گفت این یکی بهتر است و آن یکی نه. همه این بزرگان جایگاه خودشان را دارند. 

جهاندار با تاکید بر ویژگی‌های استثنایی ایرج گفت: او چند رکورد زده است. فرض بگیرید ماراتن خواننده‌هاست و اینها دونده‌اند؛ ایرج تنها کسی است که به سرمنزل بدون نقص و بدون کم‌وکاست رسید؛ یعنی در ۹۴سالگی شما یک خط آواز از ایرج پیدا کنید که ژست نخوانده باشد. همه خواننده‌ها وقتی به سنی می‌رسند، به دلایل مختلف کیفیت و توانایی‌شان تغییر می‌کند؛ اما ایرج این رکورد را حفظ کرد. 

جهاندار گفت: یکی دیگر از ویژگی‌های او همان است که استاد بزرگ کسایی با آن نام زیبا از او یاد کرد؛ «پهلوان آواز». شما فرض کنید گروهی از هنرمندان جایی دور هم جمع شده‌اند و آواز می‌خوانند. ایرج از راه می‌رسد؛ انگار عقابی بر بالای سر این حضرات پرواز می‌کند. 

جهاندار گفت: اگر بخواهم از زیبایی‌های ایرج بگویم، یک کتاب باید بنویسم. حتی خواندن چند خط از آواز او هم حنجره و جرات می‌خواهد؛ اینکه آدم بخواهد به ایرج نزدیک شود، کار ساده‌ای نیست.  محمد موسوی، نوازنده سرشناس نی، خاطره‌ای از استاد تاج اصفهانی تعریف کرد و گفت: من از اصفهان داشتم می‌آمدم تهران. آقای تاج همراه همسرشان گفتند ما هم می‌آییم تهران. گفتم قدم به چشم. سوار شدند و در راه از استاد تاج پرسیدم «استاد، از میان خواننده‌هایی که الان هستند، چه کسی را دوست دارید؟» گفت «ایرج». 

موسوی گفت: سال ۱۳۶۴ به منزل استاد بنان رفتم. آنجا صحبت شد و ایشان گفتند ‌ای کاش خداوند صدای ایرج را به من می‌داد. این یعنی صدای ایرج، یک صدای الهی و تاریخی بود.  علی‌اصغر شاه‌زیدی، خواننده و مدرس آواز ایرانی، نیز در این مراسم گفت: من بسیار در خدمت آقای ایرج بودم. ایشان وقتی دهان به آواز باز می‌کردند، برای کسانی که آنجا بودند، بسیار زیبا، جالب و قابل‌توجه بود. هیچ‌وقت ندیدم صدایشان گرفته باشد، برخلاف خودم که جمع می‌شوم و صدایم می‌گیرد! او سپس خاطره‌ای از استاد تاج اصفهانی تعریف کرد و گفت: یک بار از آقای تاج پرسیدم اینهایی که در تهران می‌خوانند، به نظر شما چه کسی بهتر می‌خواند؟ ایشان با همان لحن خاص خودشان گفتند ایرج صدا دارد.  شاه‌زیدی تاکید کرد: یک صدای خوب، لازمه‌اش این است که آدم مرارت بکشد، زحمت بکشد، کار کند، تحقیق و ممارست داشته باشد. گاهی ۱۰، ۲۰ یا ۳۰ سال طول می‌کشد تا مردم کم‌کم با نام شما آشنا شوند. این‌طور نیست که یک بچه هفت‌ساله را به تلویزیون بیاورند و بگویند بخوان و بعد بگویند او از همه بهتر می‌خواند. باید ۲۰ـ۱۰ سال بعد ببینیم چگونه می‌خواند. آواز خواندن شوخی نیست.  او گفت: آواز، به جرات، سخت‌ترین رشته موسیقی است. حالتان خوب نیست، نمی‌توانید بخوانید. صدایتان گرفته، نمی‌توانید بخوانید. اجاره خانه‌تان را نتوانسته‌اید بدهید، نمی‌توانید بخوانید. همسایه‌ها اذیت کرده‌اند، نمی‌توانید بخوانید. از طرف دیگر، باید کاملا با ادبیات آشنا باشید، فرم‌های گوناگون آواز را شنیده باشید، آنها را گلچین کرده باشید تا یک روز خودتان باشید، نه اینکه مثل دیگران بخوانید.  شاه‌زیدی با اشاره به رواج تقلید از شیوه خوانندگان بزرگ گفت: امروز بیشتر خوانندگان به شیوه استاد شجریان می‌خوانند، اما این در قدیم رایج نبود. در گذشته هر کسی سبک و هویت خودش را داشت.

او برای توضیح این موضوع به تاج اصفهانی اشاره کرد و افزود: آقای تاج در ۳۳ ـ ۳۲سالگی آن همایونی را که شنیده‌اید خوانده‌اند، همان غزل سعدی «از تو با مصلحت خویش نمی‌پردازم / همچو پروانه که می‌سوزم و در پروازم». این غزل خودش شاه‌غزل است، اما زیرکی و دانایی آقای تاج را ببینید؛ برای گوشه چکاوک، از یک غزل دیگر که هم‌بحر و هم‌وزن همین غزل است، بیتی انتخاب می‌کند «درد پنهان فراغت ستم تحمل بگذشت / ورنه از دل نرسیدی به زبان آوازم».  شاه‌زیدی ادامه داد: من از استاد ایرج پرسیدم شما روی چه چیزی کار کرده‌اید؟ گفتند صفحه همایون آقای تاج را بسیار خریده‌ام. صفحه خش می‌افتاد، دوباره می‌رفتم می‌خریدم و اینها را حفظ کرده بودم. 

این مدرس آواز ایرانی در پایان گفت: اگر به لحن و شعرخوانی آقای ایرج دقت کنید، در خواندن ایشان تاثیر و برداشت بسیار خوبی از دکلمه و شعرخوانی تاج می‌بینید. دکلمه و شعرخوانی ایرج و تاج را با هم مقایسه کنید؛ ببینید ایرج چقدر خوب از آن بهره گرفته است. خیلی‌ها شعر می‌خوانند، اما شما نمی‌فهمید چه می‌‌گویند. 

در این مراسم بیداد خواجه‌امیری، نوه ایرج، هم به نمایندگی از خانواده‌اش دلنوشته‌ای را برای حاضران خواند که در آن آمده بود: «پدر عزیز ما، شما با صدایتان سال‌ها در دل مردم ایران زندگی کردید. نسل‌های بسیاری با آواز شما عاشق شدند، گریستند، خندیدند و خاطره ساختند. نام شما و صدایتان بخشی از خاطره و فرهنگ این سرزمین است و هنرتان تا سال‌های سال در قلب مردم ایران باقی خواهد ماند. اما برای ما، شما چیزی فراتر از یک صدای ماندگار بودید. وجود مهربان و باصفایتان را نمی‌توان با کلمات توصیف کرد. قلب بخشنده‌تان همیشه برای یاری دیگران می‌تپید.»