پست اینستاگرامی یک ناشر واکنشهای عجیبی به وجود آورد
خیز دوباره قاچاق در بازار کتاب
حجم کتابهای موجود در این انبار چنددههزارمتری، تمامی استدلالها درباره سرانه مطالعه و تمایل مردم به خرید کتاب را به چالش کشید. در مواردی ناشر اصلی کمتر از ۱۰۰۰ نسخه از یک کتاب را منتشر کرده و بخش بزرگی از آن در انبارش خاک میخورد، اما در میان کشفیات قاچاق، هزاران نسخه از همان کتاب موجود بود.
به گزارش تسنیم، کشف این انبار در سال ۹۷ نگاه مسوولان فرهنگی را به عمق فاجعه تغییر داد؛ چرا که تا پیش از آن، وسعت این ماجرا تا این حد متصور نبود.
در میان کشفیات، علاوه بر آثار پرفروش، کتابهای بدون مجوزی که انتشار آنها جرم محسوب میشد نیز بهوفور دیده میشد؛ آثاری که توسط جریانهای معاند نوشته و در خارج از کشور منتشر شده بود. حالا در میان غفلت نهادهای مسوول بهراحتی در میان دستفروشان انقلاب، راسته کریمخان و دیگر نقاط کشور در دسترس عموم قرار داشت. کتابهای علوم غریبه، عرفانهای نوظهور و آثاری در ستایش نظام شاهنشاهی از دیگر اقلام کشفشده در این انبارها بود.
تغییر چهره قاچاق
با وجود خلأهای قانونی، پروندههایی تشکیل شد و افرادی، از جمله فردی با نام اختصاری «خ» که سرکرده این شبکه گسترده خانوادگی بود، محکوم شدند. هرچند احکام صادره همواره با میزان جرم ارتکابی تناسب نداشت و مسوولان از خلأهای قانونی به عنوان عامل اصلی یاد میکردند، اما در سالهای پایانی دهه ۹۰ فعالیت قاچاقچیان به حداقل رسید؛ اگرچه برخی معتقدند آنها صرفا تغییر چهره داده و در قالب کتابسازان سر برآوردهاند.
فعالیت کارگروه صیانت نیز بهمرور کمرنگ شد تا اینکه در دولت سیزدهم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرد این کارگروه به وزارتخانه منتقل شده و معاونت فرهنگی، مقابله با کتابسازان را در دستور کار قرار خواهد داد؛ موضوعی که بهصورت جدی دیگر مطرح نشد.
حالا پس از چند سال شواهد حکایت از خیزش دوباره قاچاق در بازار کتاب دارد. در ماههای اخیر ناشران بسیاری از مشاهده کتابهای پرفروش خود با برند جعلی یک انتشارات در بازار خبر دادهاند؛ کتابهایی که کاملا مشابه نسخه اصلی است، اما با کیفیتی بهمراتب پایینتر چاپ شده است. اخیرا نیز نشر نی در حساب اینستاگرام خود از عرضه یکی از آثارش بهصورت قاچاق توسط یک کتابفروشی در خیابان انقلاب از طریق «اسنپشاپ» پرده برداشت.
تطهیر قاچاق
اما نکته تاملبرانگیزی که با بررسی واکنشهای کاربران در این پست اینستاگرامی ناشر به ذهن متبادر میشود، این است که اساسا فرهنگ استفاده از کالای اصل در بازار کتاب، حتی در میان اهالی کتاب و کتابخوانی نیز جا نیفتاده است.
از مجموع بیش از ۴۰۰ نظری که برای این پست نشر «نی» گذاشته شده است، بیشتر از ۵۰ درصد، ناشر را به بهانه اینکه حق کپیرایت را نپرداخته مواخذه کرده و کار او را مصداق دزدی دانستهاند.
برخی دیگر نیز با این ادعا که سالهاست کتابخوان هستند، نوشتهاند که برای فرد کتابخوان هر کتابی که ارزانتر باشد بهتر است، چون بهتر میتواند کتاب بخرد. برخی دیگر نیز نشان دادهاند که هیچ فهمی از بازار نشر ندارند و نوشتهاند وقتی قاچاقچی کتاب میتواند کتاب را ارزانتر بفروشد، شما چرا نمیفروشید؟
برخی نیز البته تلاش کردهاند تا مخاطبان را آگاه کنند؛ از مترجمان و نویسندگان گرفته تا یاسر احمدوند، معاون فرهنگی پیشین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
مشاهده نظرات این پست اینستاگرامی نشان میدهد که اگرچه ورود نهادهای قانونی به ماجرای قاچاق کتاب و کتابسازی اهمیت بسیار دارد و نیازمند تغییر قوانین و ورود مجلس به این ماجرا هستیم، اما به همان میزان نیز فرهنگسازی اهمیت دارد.
مخاطب کتابخوان امروز به بهانه قیمت بالای کتاب، تازیانه نقد را بر فرق ناشر میکوبد و عملا با خرید نسخه قاچاق تصور میکند انتقام خود را از ناشر گرفته است؛ آیا این وضعیت نیاز به فرهنگسازی ندارد؟
موضوعی که به نظر میرسد اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران نیز بهدرستی آن را درک کرده و با احیای کارگروه صیانت از حقوق ناشران به دنبال آن هستند.
واقعیتِ امروزِ بازارِ نشر ایران این است که مقابله صرفِ قضایی، بدونِ پیوستِ فرهنگی، ناکارآمد است. باید پذیرفت که در صف مقدم مبارزه با قاچاق کتاب و کتابسازی «فرهنگسازی» جایگاه نخست را دارد.