در مراسم تشییع اکبر عبدی چه گذشت؟
روز تلخ خداحافظی
او گفت این آخرین صحنه نمایش نابغه بازیگری ایران است که به آن خوش آمدید. او شما را خنداند و تلاش کرد غمی که در دل دارید را فراموش کنید و از سختیها راحتتر عبور کنید، او در جهان ما تکثیر خواهد شد.
سپس همایون اسعدیان مدیرعامل خانه سینما خطاب به المیرا عبدی دختر این هنرمند گفت: تو آن روزها نبودی، ولی یک روز ما پای تلویزیون نشسته بودیم نان و ماستمان را میخوردیم که یکی از آن بیرون آمد و گفت به من هم ماست بدهید، شد خانواده ما. اکبر بود، شد اکبر آقا. تو که به دنیا آمدی شدی بچه همه ما و او شد عمو اکبر. جمعه عصر او دیگر به قاب تلویزیون نرفت بلکه به قاب خاطرات ما رفت. اکبر، اکبر آقا، عمو اکبر بابت تمام خاطراتی که ساختی ممنون و بدان برای نسلهای بعدی و ما همچنان روی قاب میمانی.
مینا جعفرزاده بازیگر که با سختی و اشک ریزان به مراسم آمد و نتوانست پشت تریبون حاضر شود گفت: هیچ وقت آرزو نداشتم در چنین موقعیتی باشم ولی الان اتفاق افتاده. من پسر ندارم ولی اکبر برای من پسری کرد. الان فقط المیرا بیپدر نمانده من هم بیپشت شدم. روزی که همسرم بهمن زرین پور روزهای آخرش بود، اکبر هم مریض بود ولی خودش را رساند و زد بر سرش که من باید بروم نه او، ولی حالا به بهمن (زرینپور) مژده میدهم که فقط برای شماها خوب شد که آن طرف هستید.
در ادامه عبدالله اسکندری گریمور که سابقه ۲۰ سال همکاری با زندهیاد اکبر عبدی را دارد، با بُغض و اشک گفت: اکبر عبدی دیگر نیست که روی صندلی بنشیند و با هم نقشی را خلق کنیم. من این دو روز را خیلی سخت گذراندم، اما فقط میتوانم بگویم که اکبر مرد خانواده بود و خود را وقف خانواده و نیز مردم کرد.
در این مراسم المیرا عبدی دختر اکبر عبدی گفت: سه ماه است که بابام نمیتواند نفس بکشد و یک دهم محبتهایش را نتوانستیم جبران کنیم. بابای من در نقشهایش زندگی میکرد. او زود رفت، چون زیاد میفهمید و قلبش خیلی مهربان بود. دیگر کسی مثل بابا نمیآید، به همین دلیل به من تسلیت نگویید، به سینمای ایران تسلیت بگویید.
معصومه قاسمی همسر اکبر عبدی نیز در این مراسم گفت: ما هنوز هم کمدین داریم و از این به بعد قدر آنها را بدانید. اکبر همیشه برای سرزمین ایران زنده است.
در بخش دیگری از این مراسم علیرضا خمسه، بازیگر پیشکسوت سینما سخنانی تاثیرگذار درباره ابعاد ناشناخته شخصیت این بازیگر محبوب مطرح کرد.
خمسه با اشاره به ویژگی منحصربهفرد هنرپیشهها گفت: همه انسانها یکبار زندگی و یکبار مرگ را تجربه میکنند، اما بازیگران به تعداد نقشهایشان زندگی میکنند. دیشب وقتی برای تسلیت به خانه اکبر رفتم، حس کردم او در حال بازی در سکانسی از یک فیلم جدید است. حتی من خودم همین حالا فیلمی روی پرده دارم که در آن صحنه تشییع جنازهام را بازی میکنم؛ این صحنهها برای ما بازیگران آنقدر طبیعی شده است که گاهی حقیقت مرگ را باور نمیکنیم.
او افزود: اکبر عبدی فقط یک بازیگر خلاق و بینظیر نبود؛ او منشوری چندوجهی بود. همه از هنر او میگویند، اما کمتر کسی از انسان بزرگ پشت این چهره هنری آگاه است. یادم میآید وقتی همسرش چند سال پیش به بیماری سخت مبتلا شد، اکبر با وفاداری مثالزدنی در کنارش ماند و در هر جمعی میگفت: «برای سلامتی مصی خانم دعا کنید.» این وجه مهربان و انسانی او کمتر دیده شد.
خمسه با تاکید بر روحیه بخشندگی عبدی خاطرنشان کرد: اکبر کسی بود که اگر ستمی میدید، فراموش نمیکرد اما میبخشید. او در نقش پسر، برادر، همسایه و همکار، بیمانند بود. مرگ چنین انسانهایی که برای شادی و زندگی خلق شدهاند، برای ما غیرقابل باور است، انگار سکانسی از یک فیلم کمدی است که قرار است ۱۰ دقیقه دیگر بلند شوند و بخندند.
این هنرمند در پایان گفت : اکبر عبدی جزو لشکریان شادی این کشور بود و روح بزرگش همواره در یادها خواهد ماند.
مسعود جعفری جوزانی، کارگردان پیشکسوت سینما هم با اشاره به استعداد ذاتی این هنرمند فقید گفت: اکبر عبدی با جوهر بازیگری به دنیا آمده بود. استعداد در وجود آدمها نهادینه شده است و ما با آموزش و تجربه فقط میتوانیم آن را تعالی ببخشیم، نه اینکه ایجاد کنیم. اکبر نیازی به تعریف نداشت، هرجا مینشست، مثل تابستان بود؛ گرم، متعادل و لبخندزا.
این کارگردان سینما با بیان خاطرهای از همکاریاش با عبدی توضیح داد: نخستینبار که خواستم با او کار کنم در فیلم «ناصرالدین شاه آکتور سینما»، گفتند اکبر پول زیادی میخواهد. اما وقتی آمد، سفید امضا کرد و رفت، درست مثل زندهیاد عزتالله انتظامی یا آقای علی نصیریان. بعدها به او گفتم که برخی شایعه کرده بودند «تا پول نگیری کار نمیکنی»، اما خودش ثابت کرد که این حرفها دروغی بیش نبود.
جعفری جوزانی با اشاره به وسواس و شناخت عمیق عبدی از نقشهایش گفت: اکبر هر قدمی که برمیداشت، حساب شده بود. او حتی پیش از بازی در فیلمی، تیپهای مختلف را با مشاوره گریمور عبدالله اسکندری امتحان میکرد که گاه عکسهایش را هم به من نشان میداد. از جمله نقشی که دوست داشت، بازی در نقش زن بود که سالها قبل از «آدم برفی» برایش گریم شده بود.
این کارگردان در ادامه به ویژگیهای انسانی عبدی پرداخت و با تاکید بر وابستگی متقابل هنرمندان به یکدیگر گفت: اکبر عبدی متولد تابستان بود و در تابستان هم از دنیا رفت، اما گرمای وجودش برای همه ماندگار است. او اهل اردبیل بود اما هیچ تعصب منطقهای نداشت؛ به همه عشق میورزید و متعلق به تمام مردم ایران بود، فارغ از هر گرایش سیاسی.
جعفری جوزانی در بخش دیگری از سخنانش به آسیبهای فضای هنری کشور اشاره کرد و گفت: متاسفانه هنرمند در ایران مظلوم واقع شده است؛ هر گروهی سعی دارد او را به سمت خود بکشد. این دوگانگیها و نبود تشکیلات منسجم، مانع از شکوفایی کامل هنرمندان شده است. اکبر عبدی اما فراتر از این حاشیهها، با لبخند و نگاه طنزآمیزش، تلخیها را به شیرینی تبدیل میکرد.