راهکارهای یک هنرمند برای کاهش اضطراب کودکان در جنگ
در بسیاری از این آیینها عروسک واسطهای بود بین انسان و طبیعت تا به همزیستی و آرامش برسد مانند آیین تمنای باران یا آفتاب. مثلا در کردستان، عروسکی ساختهشده از چوب و پارچه را کودکان در کوچهها میگردانند و آوازهای مرتب میخوانند و در نهایت عروسک را به آب میسپارند و چشمانتظار باران میشوند. این مراسم را «بوکه بارانه» میگویند. نمایش همیشه به کمک بشر آمده تا از گذرگاههای سخت زندگی راحتتر عبور کند. امروزه نمایش خلاق که گونهای از شکل آموزش و پرورش خردسالان و کودکان است، در اغلب مهد کودکها و آموزشگاهها رایج است. در این شیوه مدرس با استفاده از بازیهای نمایشی و وانمودی سعی در هوشیار کردن حواس پنجگانه و آموختن مهارت ارتباطی و کلامی دارد. قسمتی از این آموزشها از طریق قصهگویی است. قصهگویی که در فرهنگ و ادبیات ما پیشینهای کهن دارد و بر کسی پوشیده نیست که آنچه را نمیتوان به صورت مستقیم بیان کرد، در بستر داستان با زبانی نرم و شیرین آنچنان میشود بیان کرد که دوچندان اثر بگذارد.
در شرایط جنگی امروز کشور که بیش از هر زمانی در خانه هستیم، قصه و داستان، بازی و نمایش با کودکان، راهی است برای دور شدن خود و فرزندان از ترس و اثرات ناشی از آن.
میخواهم چند بازی را که برگرفته از بازیهای نمایش خلاق است معرفی کنم تا با فرزندان انجام بدهیم. ۱. جنگل حیوانات: برای کمی تحرک صبحها به جنگل حیوانات میرویم. اول خرگوش میشویم و بالا و پایین میپریم بعد پرنده میشویم دستها باز و پرواز میکنیم بعد گربه میشویم و حیوانات مختلف.
۲. قصهسازی: برای اینکه بچهها از ترسها و درونیات خود بگویند با آنها قصه بسازید یک جمله شما و یک جمله او. مثال گربهای در کوچه بود/ مادرش او را نگاه میکرد/ گربه میخواست بازی کند و...)
۳. بازی بغل مامان یا بابا (مثل استپ رقص): موزیکی بگذارید وقتی موزیک تمام میشود او باید خود را به آغوش پدر یا مادر رسانده باشد. این بازی برای این است که به او اطمینان بدهید من در کنار تو هستم.
۴. با چند تکه مقوا، اشکالی از انسان و حیوانات ببرید، اتاق را تاریک کنید و با نور چراغ قوه که در پشت عروسکهای مقوایی قرار میدهید نمایش سایهای روی دیوار بسازید و به کودک اجازه دهید یکی از شخصیتهای مهم را او حرکت بدهد و به جایش صحبت کند.
۵. خواندن قصههای کهن: داستانهایی از مولانا و شاهنامه و «کلیله و دمنه» برای بچهها با توجه به سنشان بخوانید و از آنها بخواهید که آنچه را در ذهنشان مانده، برای شما تعریف کنند.
بازیهای این چنین زیاد هستند؛ به امید اینکه در هیچ جای دنیا جنگ نباشد و هیچ کودکی در وحشت و ترس نباشد.»