نمیتوانیم به همهچیز مشکوک باشیم
سینمای ایران دو فیلمساز برجسته را در فاصله دو ماه از دست داد؛ ناصر تقوایی و بهرام بیضایی. هنرمندانی که به واسطه اشراف بر کارشان بیش از هر کس دیگری ارزش کار همدیگر را درک میکردند و بر کار هم صحه میگذاشتند؛ به عنوان نمونه شهریور ۸۷ در جشن خانه سینما و مراسم بزرگداشت بهرام بیضایی، تقوایی گفته بود: «هنگامی که من کارم را آغاز کردم، بهرام چندسالی بود که مطرح شده بود و اولین آشناییهای من با او، خواندن مجموعه نوشتههایش بود که از همانجا میشد آینده خوبی را برایش متصور شد و خیلی از موارد حساس نمایشهای او از طریق اجرا روایت میشد.
ما دوستی دیرینهای با هم داریم و کموبیش در جریان کار هم هستیم. چیزی که مجموعا از کار او دریافتم جستوجوی گمشدهای است که از فیلم اول تا آخرش داشته که این هویت ماست. همه شما بیضایی را دوست دارید اما چه کسی بابت کارهایی که نکرده، فیلمهایی که نساخته و آثاری که روی صحنه نبرده تلاش کرده و این چه رفتاری است که ملت ما با هنرمندانش دارد و چه کسی پاسخگوی زمانهای از دسترفته ماست؟»
به گزارش ایسنا، این کارگردان در این مراسم همچنین شرح داده بود: «خود من الآن به سن ۷۰ رسیدهام و میبینم که چقدر کار نکرده دارم. روشنفکری امروز به کلمه توهینآمیزی تبدیل شده و هنرمندان روشنفکر نمیبینیم، درحالیکه بدون شک هنرمندان از دل روشنفکران بیرون میآیند و هرچه این جماعت عمر خودش را بیشتر برای ملت میگذارد جوابش معکوس میشود. مگر شما عاشق بیضایی نیستید، پس چرا نگذاشتید ۱۰ سال کار کند؟ اگر دلتان برای بیضایی تنگ میشود چرا کوشش نمیکنید فیلم بسازد؟ باید توجه داشته باشید اگر فیلم، موسیقی و نمایش خوب میخواهید کمی هم خودتان اقدام کنید.»
خالق «کاغذ بیخط» توصیه کرده بود: «نسلهای جوان ما عمرش را اینگونه به بطالت نگذرانند و به زبانی صحبت کنند که توده مردم هم آنها را بفهمد.»
بیضایی هم در سخنانی یادآور شده بود: «با ناصر تقوایی در آبادان و در تاریکی اتاق نمایش فیلم آشنا شدم. زمان بهسرعت میگذرد و باید آداب زندگی در جهانی را که هستیم بیاموزیم و وقت زیادی نداریم که به همهچیز مشکوک باشیم. ما نه تصور داریم و نه برنامهریزی و تنها هیجان داریم بنابراین بهتر است یک برنامهریزی داشته باشیم.»