بازگشت تعاونیها به بازارسینما
ایسنا : علیرضا داودنژاد در نوشتاری تحت عنوان «سینمای ایران، تعاونی و سینما آنلاین» که روز گذشته منتشر کرد به تاریخچه پیدایش تعاونیها در سینمای ایران اشاره کرده و با انتقاد از وضعیت موجود و بی اعتنایی به این تعاونیها، نوشته است: «توزیع شدیدا نابرابر درآمدهای سینمایی و برخورداری اقلیتی ویژه از بخش عمده این درآمدها و گرفتاری اکثریت اهالی سینما در تنگنا و مضیقه و فقر وضعیتی است که به تدریج شکل گرفته و بهصورتی پایدار ادامه پیدا کرده است. حاکمیت جریان سینماداری بر همه مقدرات سینما و استمرار ناامنی در فضای نمایش خانگی هرم منزلتی ویژهای را در سینما شکل داده که در آن نیروی انسانی مولد و شاغل در پشت دوربین جایگاه چندانی ندارد و عمده هزینههای تولید به دستمزد بازیگران پرآوازه جلوی دوربین تعلق میگیرد و در واقع به نوعی رجعت به روزگاری دارد که در پیش از انقلاب رایج بود.»
او در بخش دیگری از این یادداشت نوشت: «اینک نیز که با بروز همهگیری کرونا سالنهای سینما بسته شده و امکان گشایش و بازگشت دوباره آنها به رونق تا مدتی نامعلوم در پرده ابهام قرار گرفته و نمایش خانگی تنها امکان پیش رو برای دستیابی مخاطبان به فیلمهای تولیدشده ایرانی است، کماکان شاهد هستیم که نه مدیریت دولتی و نه مدیریت صنفی برای رونق بخشیدن به نمایش خانگی و شکستن بنبست نمایش فیلمهای زمینگیرشده ایرانی دست به هیچ اقدام عاجل و گرهگشایی نمیزنند و گویی در انتظارند که با شکست تلاش نیمبند و شکستهبسته «سینما آنلاین» امید به گشایش در این بازار تازه نیز به ناامیدی کشیده شود و صف فیلمهای ایرانی در پشت در سالنهای سینما همچنان محفوظ بماند و به فردای موعود پایان همهگیری کروناچشم بدوزد یا آنکه ورق برگردد و جریان سینماداری خود بتواند بازار نمایش خانگی را تسخیر کند و حتیالمقدور بساط انحصار خود را بر جریان تولید و توزیع و نمایش در این بازار تازه نیز بگسترد.»
او در ادامه نوشته است: با خارج شدن مالکیت ابزار و تجهیزات تولید و توزیع و نمایش فیلم از انحصارهای مالی و سیاسی از یکسو و بسته شدن در سالنها به روی نمایش فیلمهای سینمایی از سوی دیگر آیا کارگردانان و فیلمسازان ایرانی برای نجات خود از بازار محدود سینما در تهران و چند شهرستان و دستیابی به سفارشها و سرمایههای مردمی در سراسر ایران و دنیا اقدامی اثرگذار و صنفی انجام خواهند داد؟»
این کارگردان در بخش پایانی یادداشتش نوشته است: «امروز که عمدهترین موانع عینی و عملی برای تشکیل تعاونیهای تولید و توزیع و نمایش برطرف شده، آیا سینمای ایران و فیلمسازان ایرانی از طلسم انحصارهای از نفس افتاده و چنبره القائات فرسوده اصناف کهنه خلاص میشوند و آیا با همکاری و تعاون از تحولی که اینک بیش از هرزمان دیگری دردسترس آنهاست و میتواند دوران طلایی دیگری را برای سینمای ایران رقم بزند، استقبال خواهند کرد؟»