سهم ایران در تجارت چین

 با وجود تاکید مکرر بر توسعه روابط تهران و پکن، آمارهای تجارت و سرمایه‌گذاری نشان می‌دهد جایگاه ایران در مناسبات اقتصادی چین همچنان محدود است. این موضوع از یک‌سو بیانگر سهم اندک ایران در اقتصاد دوم جهان و از سوی دیگر نشان‌دهنده احتیاط چین در گسترش همکاری‌های بلندمدت با ایران است. در چنین شرایطی، حتی توافق همکاری ۲۵ساله ایران و چین نیز تاکنون دستاورد اقتصادی قابل‌توجهی برای ایران به همراه نداشته است. این در حالی است که همزمان، با بزرگ شدن اقتصاد چین حجم سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی  این کشور با کشورهای حوزه خلیج‌فارس رو به رشد بوده و این کشورها توانسته‌اند سهم بیشتری از سرمایه و تجارت چین را جذب کنند.

 تجارت با اژدها از لنز آمار

بررسی آمار تجارت خارجی چین طی بیش از یک دهه گذشته نیز گویای سهم محدود ایران در مبادلات این کشور است. بر اساس داده‌های منتشرشده از سوی Trade Map، مجموع واردات چین در سال ۲۰۱۳ حدود ‌هزار و ۹۴۹‌میلیارد دلار بوده است. در همین سال، ارزش واردات چین از ایران تنها ۲۵.۳‌میلیارد دلار ثبت شد که معادل ۱.۲۹ درصد از کل واردات این کشور بود. این ارقام نشان می‌دهد که با وجود اهمیت سیاسی روابط دو کشور، نقش ایران در تامین نیازهای وارداتی چین همچنان محدود بوده و تاثیرگذاری آن بر اقتصاد این کشور در سطحی ناچیز قرار دارد.

در همین سال ایالات متحده آمریکا بیش از ۱۳۳.۷۶‌میلیارد دلار انواع محصولات کالایی را به مقصد چین صادر کرده و سهم ۶.۸ درصدی از بازار این کشور را در اختیار داشته است. با گذر زمان و حرکت چین در مسیر رشد اقتصادی شاهد افزایش حجم تجارت این کشور در سطح جهانی بوده‌ایم. همزمان روند واردات به این کشور صعودی بوده است. مجموع میزان واردات چین در سال ۲۰۲۵ میلادی بیش از ۲ هزار و ۵۷۹‌میلیارد دلار برآورد شده است. در این میان سهم ایالات متحده از تامین نیازهای وارداتی چین به بیش از ۱۴۱‌میلیارد دلار رسیده و سهم ۵.۴ درصدی از تامین نیازهای وارداتی چین را در اختیار دارد.

اما سهم ایران از تامین نیاز بازار چین کاهشی بوده است. این افت به‌خصوص پس از خروج دونالد ترامپ از برجام و اعمال تحریم‌های ثانویه بر شرکت‌هایی که با طرف ایرانی معامله می‌کردند، شدت گرفت. در این میان آمار رسمی ثبت شده صادرات ایران به چین در سال ۲۰۲۵ میلادی کمی بیشتر از ۳‌میلیارد دلار (سهم ۰.۱۱ درصدی) است. البته برآوردهای طرف ایرانی حکایت از آن دارد که آمار واقعی صادرات ما به چین در این دوره زمانی شاید به حدود ۱۴‌میلیارد دلار (سهم ۰.۵ درصدی) هم برسد. در واقع تحت‌تاثیر شرایط تحریمی شاهد کم‌اظهاری‌هایی در سطح جهانی هستیم. البته حتی اگر آمارهای غیررسمی را هم مدنظر قرار دهیم، باز هم سهم ایران از بازار چین به شدت محدود شده است. این افت شدید به‌خصوص در آمارهای رسمی جهانی از سال ۲۰۱۹ یعنی یک سال پس از خروج رسمی دونالد ترامپ از برجام قابل مشاهده است.

مجموع صادرات چین از ۲ هزار و ۲۰۹‌میلیارد دلار در سال ۲۰۱۳ به ۳هزار و ۷۷۶‌میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است. سهم ایالات متحده از این صادرات در سال ۲۰۱۳ برابر ۳۶۹‌میلیارد دلار (معادل ۱۶.۷ درصد کل صادرات این کشور) بوده و در سال ۲۰۲۵ به ۴۲۰‌میلیارد دلار (معادل ۱۱.۱ درصد کل صادرات چین) رسیده است. در این میان سهم ایران از آمار صادرات رسمی چین از ۱۴‌میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ (معادل ۰.۶۳ درصد مجموع صادرات چین) به ۶.۹‌میلیارد دلار (معادل ۰.۱۸ درصد کل صادرات چین) در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است. همان الگوی خروج ترامپ از برجام و اعمال تحریم‌های ثانویه در این بخش نیز تکرار شده است. چنانچه آمارهای غیررسمی صادرات چین به ایران را لحاظ کنیم، بازار ایران تنها سهم حدود ۰.۵ درصدی از بازار صادراتی چین را در اختیار دارد.

32 copy

 سبد کالایی صادرات

براساس آمار منتشر شده توسط trademap بیشترین محصول صادراتی ایران به چین از منظر ارزشی در سال 2025، گروه کالایی پلاستیک و مصنوعات آن بوده است. مجموع واردات این گروه کالایی توسط چین در سال 2025 برابر 56.48‌میلیارد دلار گزارش شده است. از این میزان واردات، 1.06‌میلیارد دلار آن توسط ایران تامین شده است. مجموع صادرات این محصول توسط ایران در سال موردبحث برابر 1.7‌میلیارد دلار بوده است. سنگ‌آهن دومین گروه کالایی از منظر ارزشی است که در سال 2025 از ایران به مقصد چین صادر شده است. از مجموع واردات 269‌میلیارد دلاری چین از این گروه کالایی، تنها 0.8‌میلیارد دلار آن به ایران اختصاص یافته است.

«مس و مصنوعات آن»، «آهن و فولاد»، «روی و مصنوعات آن» و همچنین «آلومینیوم و مصنوعات آن»، از دیگر محصولاتی هستند که سهم جدی‌تری در سبد صادراتی ایران به چین دارند. هرچند سهم تامین نیاز چین با اتکا به ظرفیت ایران، محدود است. در این گزارش نقش ایران در تامین برخی از محصولات کالایی برای چین با احتساب آمار درج شده در trademap بررسی شده است. بررسی سهم محصولات یاد شده در تامین نیاز چین در سال 2015 و مقایسه آن با سال 2025، حکایت از کاهش نقش ایران در تجارت با چین دارد.

 نقش چین برای ایران به روایت آمار

آمارها حکایت از سهم اندک ایران در تجارت با چین دارد. با وجود این، چین سهم جدی در روابط تجاری ایران بر عهده دارد. چین در سال 1403 پس از امارات دومین تامین‌کننده بزرگ نیازهای وارداتی ایران است. میزان واردات این کشور به ایران در سال 1403 برابر 19.3‌میلیارد دلار گزارش شده است. به این ترتیب یعنی این کشور 26.7 درصد از نیازهای وارداتی ما را در سال موردبحث تامین کرده است. در این سال بیشترین گروه کالایی وارداتی به ایران از منظر ارزش به‌ترتیب گروه‌های «خودرو و نیروی محرکه»، «صنایع برق و الکترونیک»، «ماشین‌سازی و تجهیزات»، «صنایع معدنی فلزی» و «محصولات شیمیایی و پلیمری» بوده‌اند.

در همین حال براساس آمار منتشر شده از سوی سازمان توسعه تجارت، چین بزرگ‌ترین مقصد صادراتی ایران نیز هست. مجموع ارزش صادرات ایران به این کشور در سال 1403 برابر 14.8‌میلیارد دلار گزارش شده است. گاز، مواد پلیمری، سنگ و کنسانتره آهن و کاتد مس در رده مهم‌ترین محصولات صادراتی ایران به مقصد چین هستند. بنابراین باید این‌طور ادعا کرد که ایران محصولات با ارزش افزوده پایین را به چین می‌فروشد و  این کشور کالاهای با ارزش افزوده بالا را در اختیار ایران قرار می‌دهد. به بیان دقیق‌تر در بازه زمانی مورد بررسی ایران جزو شرکای اصلی تجاری چین نبوده است. اما چین از اهمیت جدی برای ایران برخوردار است.

 چین؛ مهم‌ترین شریک تجاری ایران

محمدمهدی بهکیش استاد اقتصاد در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» در ارزیابی شراکت تجاری میان ایران و چین طی دهه‌های گذشته و اهمیت دو کشور در این روابط تجاری گفت: در طول 20 سال گذشته و تحت‌تاثیر تحریم‌های تحمیل شده به اقتصاد ایران، عملا روابط تجاری میان ایران و چین تقویت شده است؛ تا جایی که چین را باید یکی از شرکای اصلی برای ایران دانست. وی افزود: در این سال‌ها و به دنبال اعمال تحریم‌های ثانویه بر طرف‌های تجاری ایران، چین تنها کشوری بود که نفت ما را خریداری کرد. در واقع شرکت‌های نفتی کوچک‌ چینی که با آمریکا روابط تجاری نداشتند، به خریداران اصلی نفت ایران بدل شدند. البته تحت‌تاثیر شرایط تحریمی، امکان انتقال پول حاصل از فروش نفت به ایران وجود نداشته، درنتیجه هزینه خرید نفت با پرداخت کالا و خدمات تهاتر می‌شد. بخشی از کالاهای خریداری شده از چین نیز به دلیل همین تحریم‌های ثانویه موردبحث ابتدا به مقصد امارات ارسال و سپس به ایران منتقل می‌شدند. بهکیش گفت: با وجود سهم قابل‌توجه چین در تامین نیازهای وارداتی ایران، بخش بزرگی از نیازهای اساسی کشور از طریق چین تامین نشده است. یعنی ما همچنان با خللی جدی در تامین فناوری‌های روز دنیا مواجه هستیم.

وی افزود: چین در تولید کالاهای مدرن، با کیفیت و منطبق با استانداردهای روز دنیا، سرآمد است، اما ایران در عمل دسترسی به این امکانات ندارد. کما اینکه که اگر کالای درجه یک به کشورهای اروپایی فروخته می‌شود، ایرانی‌ها ناچار به خرید همان کالا با کیفیت پایین‌تری هستند. این اقتصاددان افزود: در این میان مقررات و قوانین ناکارآمد داخلی نیز به تامین کالاهای درجه چندم چینی توسط ایران، منتج می‌شود. به این دلیل که واردکننده همواره ناچار بوده ارزان‌ترین کالا را خریداری کند، این در حالی است که کالای ارزان لزوما از کیفیت قابل قبولی برخوردار نیست. در واقع خرید صحیح، خریدی است که بالاترین بهره اقتصادی را به همراه داشته باشد.

بهکیش تاکید کرد: در طول سال‌های اخیر چین همواره یکی از مهم‌ترین طرف‌های تجاری ایران بوده و به‌طور مداوم بر اثرگذاری آن برای ایران افزوده شده است. درواقع تحریم و تشدید آن، این کشور را به مهم‌ترین طرف تجاری ایران بدل کرده است. بنابراین چنانچه شاهد گشایشی در روابط سیاسی و تجاری کشور باشیم، از سیاستگذاران انتظار می‌رود در مسیر ارتقای سطح روابط تجاری با کشورهای دنیا گام برداریم. وی افزود: خرید در شرایط تحریمی برای ما گران تمام می‌شود. همزمان ناچاریم محصولات صادراتی‌ خود را هم ارزان‌تر بفروشیم. کما اینکه ارزان فروشی نفت ایران در شرایط تحریمی طی سال‌های گذشته همواره مساله بوده است.

این اقتصاددان گفت: در این میان رفع تحریم و تنوع بخشی به شرکای تجاری، راهکار اساسی برای کسب سود حداکثری است. این استاد اقتصاد با اشاره به تحمیل جنگ به ایران از سوی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی در ماه‌های اخیر گفت: متاسفانه در شرایط جنگی مورد بحث، تجارت ایران و امارات با چالش جدی مواجه شد. دوستی دیرینه ایران با این کشور حاشیه خلیج فارس که سهم جدی در تجارت ایران بر عهده دارد نیز، به مقابله بدل شده است. در طول سالیان گذشته بخش بزرگی از کالاهای صادراتی ایران ابتدا به مقصد امارات صادر و سپس به چین ارسال می‌شدند. در همین‌حال کالاهای وارداتی ایران نیز ابتدا به مقصد امارات ارسال و سپس به ایران منتقل می‌شدند. اکنون با از دست رفتن نقش امارات در تجارت خارجی کشور، شرایط ما مساعد نیست.

بهکیش ادامه داد: در این میان جایگزین‌های متعددی برای سهم امارات مطرح می‌شود اما هیچ‌کدام توان و ظرفیت این کشور حاشیه خلیج فارس را در اختیار ندارند. به‌خصوص آنکه کشور در هفته‌های گذشته تحت‌تاثیر محاصره دریایی و اقتصادی بوده است. در طول سالیان اخیر حدود 80 درصد از حجم واردات کشور از خلیج فارس انجام گرفته است. در این میان تکیه بر مرزهای زمینی شاید برای مدت کوتاه و انتقال محدود کالا موثر باشد، اما قابلیت جبران جدی این شرایط را ندارد. او گفت: تجارت در بسیاری از مرزهای زمینی کشور در حالت اشباع قرار دارد. تحمیل بار اضافی روی این مرزها نیز چالش‌ساز خواهد بود. در چنین فضایی حتی انتظار می‌رود درآمدهای نفتی کشور کاهش یابد. در همین حال درآمدهای ارزی ناشی از صادرات غیرنفتی نیز به طور مستمر کاهش می‌یابد.

بهکیش افزود: به اعتقاد من در موقعیت کنونی چین در رابطه با ایران، احتیاط بیشتری خواهد کرد. بدون تردید ایالات متحده، شریک تجاری به مراتب مهم‌تری برای چین است. برای چین بازار آمریکا و تداوم حضور در این بازار، اهمیت جدی دارد. کما اینکه در طول سالیان گذشته نیز تنها شرکت‌های کوچک چینی به تجارت خود با ایران ادامه داده‌اند. این اقتصاددان گفت: در ابتدای جنگ اخیر، ایران اقدام به اعمال محدودیت برای عبور از تنگه هرمز کرد. این دست اقدامات برای کوتاه‌مدت به تاب‌آ‌وری اقتصادی کشور کمک می‌کند اما با گذر زمان، نتیجه آن لزوما چنین نخواهد بود. کما اینکه در حال حاضر نیز شاهد عزم کشورهای اروپایی برای حضور در خلیج فارس هستیم. تداوم حضور نظامی اروپا و آمریکا در منطقه، قطعا خواسته ما نبوده است.

35 copy

 احتیاط سرمایه‌گذاران چینی در ایران

غلامرضا حداد استاد روابط بین‌الملل در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» در ارزیابی روابط و تعاملات ایران و چین طی دهه‌های گذشته گفت: روابط و تعاملات دولت‌ها تابع نقشی است که از جانمایی یکدیگر در طراحی کلان استراتژیک خود ترسیم کرده‌اند فراز و فرود در روابط و تعاملات آنها نیز بر تعدیل و اصلاح نقش‌ها تاثیرگذار است. به عبارت ساده‌تر باید ببینیم که دو دولت چه تصویر و تصوری از یکدیگر دارند و چه توقعاتی را دنبال می‌‌کنند.

وی افزود: برای چین کمونیستی به‌عنوان یک ابرقدرت در حال ظهور، بیش از هر چیز تداوم و پایداری رشد اقتصادی به شکلی که رقابت‌پذیری اقتصادی خود را با ایالات‌متحده مبتنی بر یک تراز تجاری مثبت حفظ کند اهمیت دارد. در حوزه سیاست خارجی چین، افزایش ظرفیت در رقابت استراتژیک با ایالات متحده آمریکا مهم‌ترین مساله است، از این منظر، جمهوری اسلامی دو نقش در استراتژی کلان چین دارد؛ یکی آنکه چین برای تداوم و پایداری رشد اقتصادی نیازمند پایداری در دستیابی به منابع انرژی است و ایران یکی از تامین‌کنندگان این منبع انرژی است. چین به طیفی از گزینه‌ها برای تامین انرژی دسترسی دارد اما ایران تحریم شده، یعنی نفت ارزان تر. طبعا در میان گزینه‌های چین برای تامین انرژی، نفت ایران مزیت است. چینی‌ها نفت را با تخفیف‌های نسبتا بالا خریداری و به جای پرداخت مستقیم بخشی از آن را با محصولاتی از جمله بنزین تهاتر می‌کنند و بخشی دیگر را در قالب اعتبار در بانک‌های چینی به واسطه‌های ایرانی تخصیص می‌دهند تا با آن بتوانند کالای چینی بخرند؛ این یعنی یک معامله دو سر برد.

حداد بیان کرد: بدون تردید هیچ بازیگری به اندازه چین و البته در رتبه بعدی روسیه از تعارض جمهوری اسلامی با آمریکا سود نمی‌برند. طی حدود 15 سال اخیر اغلب استراتژیست‌هایی که در سیاستگذاری خارجی آمریکا نقش دارند بر ضرورت تمرکز بر ممانعت از برتری چین تاکید داشته‌اند و سند راهبرد امنیت ملی آمریکا نیز بر این ضرورت صحه گذاشت. رهبران چین کمونیست می‌دانند که ایالات‌متحده به هدف مهار قدرت چین به دنبال کاهش هزینه‌ها و تعهدات خود در سایر مناطق و انتقال تمرکز به منطقه شرق آسیا و پیروی از منطق دستاوردهای نسبی و بازی با قواعد جمع جبری صفر در روابط بین‌المللی است. در این میان هر آنچه بتواند آمریکا را از این تجمیع و تمرکز بر چین باز دارد در راستای منافع چین قابل ارزیابی است. وی گفت: به همین دلیل هم چین نه تنها حاضر نیست حتی یک گام در راستای حل اختلافات ایران و آمریکا بر دارد، بلکه هر جا که احتمالی برای تغییر سیاست خارجی جمهوری اسلامی در آینده ببیند نیز احتمالا در راستای ممانعت از آن اقدام می‌کند.

این استاد روابط بین‌الملل گفت: ایران با رویکرد نگاه به شرق پیش از آنکه توسط آمریکا و غرب تحریم شود،  خودخواسته به محدودسازی روابط اقتصادی و سیاسی با بخش‌های مهمی از قدرت جهانی اقدام کرده است. متاثر از چنین وضعیتی ایران خود را در موقعیت وابستگی نامتقارن قرار داده است؛ چین تنها مشتری نفت ایران است و تنها بازیگری است که می‌توان به حمایت حداقلی آن در چالش‌های بین‌المللی امید بست اما متقابلا چین به جز ایران، تنوعی از گزینه‌ها برای تامین انرژی پیش روی خود دارد و در عین حال اهرم فشاری نیز برای حمایت از ایران روی خود احساس نمی‌کند.  وی تاکید کرد: ایران هیچ‌گاه برای چین در ظرفیت یک متحد دیده نشده و نخواهد شد و این مساله از سرمایه‌گذاری‌های چین در منطقه قابل درک است. چین در 5 سال منتهی به 2022 بیش از 44‌میلیارد دلار در صنایع نفت و گاز خاورمیانه سرمایه‌گذاری کرد. این سرمایه‌گذاری تا سال 2024 به رقمی بالغ بر 90‌میلیارد دلار رسیده که در این میان سهم عربستان، عراق و امارات متحده به ترتیب بالاتر بوده است. در این میان سرمایه‌گذاری واقعی چین در صنایع نفت و گاز ایران در همین سال‌ها محدود بوده است.

این استاد روابط بین‌الملل گفت: گزارش گمرک چین در خصوص حجم مبادلات تجاری با کشورهای حوزه خلیج فارس میانگین حدود 400‌میلیارد دلاری را در سال‌های اخیر نشان می‌دهد و اما در همین زمان حجم تجارت این کشور با ایران میانگین سالانه‌ای حدود 15‌میلیارد دلار را نشان می‌دهد.  اگر ایران برای چین یک متحد محسوب می‌شد قطعا آمار و ارقام چیز دیگری می‌گفتند. پرهیز چین از سرمایه‌گذاری‌های موثر با وجود تعهداتش در توافق 25 ساله با ایران و متقابلا حجم بالای سرمایه‌گذاری در کشورهای حاشیه خلیج‌فارس، نشان‌دهنده آن است که احتمالا چین در خصوص ثبات میان‌مدت سیاسی در ایران تردیدهایی دارد.