اختلال در تامین انرژی صنایع حفظ ظرفیت تولید را با چالش مواجه کرده است
سیمان در تله ناترازی

فرشته رضایی: صنعت سیمان ایران که در زمره صنایع بزرگ کشور قرار میگیرد، با مجموعهای از چالشهای مزمن مواجه است. از مهمترین آنها میتوان به چالش حوزه انرژی، قیمتگذاری و تامین مالی اشاره کرد که در نهایت موجب شده این ظرفیت بالفعل، فاصله معناداری با ظرفیت عملیاتی خود پیدا کند. فعالان صنعت سیمان، با توجه به تشدید ناترازی در تامین برق و گاز، بهویژه در ماههای اوج مصرف، تاکید میکنند که نبود برنامهریزی پایدار برای انرژی، مهمترین عامل تضعیف چشمانداز توسعه این صنعت است؛ عاملی که نه تنها تولید را در مقاطع مختلف با محدودیت مواجه کرده، بلکه عملا امکان برنامهریزی بلندمدت برای سرمایهگذاریهای جدید را نیز از بین برده است. بنابراین در شرایطی که هزینههای تولید به واسطه افزایش قیمت انرژی، حملونقل و وابستگی ارزی قطعات به صورت مستمر رو به رشد است، همزمانی این فشارها با عدم قطعیت در تامین انرژی، صنعت سیمان را در موقعیتی قرار داده که حفظ ظرفیت موجود نیز به یک چالش تبدیل شده است.
در چنین فضایی، مساله قیمتگذاری دستوری نیز بهعنوان یکی از گرههای این صنعت همچنان اثرگذار باقی مانده است. بهرغم حضور سیمان در سازوکار بورس کالا، همچنان مداخلات قیمتی و فاصله میان قیمت واقعی تمام شده و نرخ فروش، امکان شکلگیری یک بازار کاملا رقابتی را محدود کرده است. این شکاف قیمتی در عمل موجب کاهش حاشیه سود تولیدکنندگان و تضعیف توان مالی آنها برای نوسازی و سرمایهگذاری مجدد شده و وابستگی صنعت به سیاستهای تنظیمی را تشدید کرده است. در نتیجه، قیمتگذاری غیرمنعطف نه تنها انگیزه توسعه را کاهش داده، بلکه در کنار بحران انرژی، به یکی از عوامل اصلی کندی رشد صنعت سیمان تبدیل شده است؛ مسیری که به باور فعالان این حوزه، بدون اصلاح همزمان در سیاستهای انرژی و قیمتگذاری، امکان خروج پایدار از وضعیت فعلی را دشوار میکند.
بحران انرژی در صنعت سیمان
علیاکبر الوندیان، فعال صنعت سیمان، در گفتوگو با «دنیایاقتصاد» با تمرکز بر چالشهای ساختاری این صنعت، بهویژه در حوزه انرژی بیان کرد: اگرچه صنعت سیمان کشور از نظر ظرفیت اسمی تولید در وضعیت قابل قبولی قرار دارد، اما ناترازیهای عمیق در تامین برق، گاز و حتی در برخی مناطق آب، باعث شده این ظرفیت عملا بهطور کامل مورد بهرهبرداری قرار نگیرد و همین موضوع چشمانداز توسعه این صنعت را با ابهام جدی مواجه کرده است. وی در تشریح وضعیت موجود اظهار کرد: امروز در کشور ظرفیتی در حدود ۹۰میلیون تن برای تولید سیمان ایجاد شده که حاصل سالها سرمایهگذاری تدریجی در این صنعت است. در کنار این ظرفیت فعال، پروژههایی نیز وجود دارند که در مراحل مختلف پیشرفت فیزیکی قرار دارند؛ برخی از این پروژهها حتی به پیشرفتهای ۷۰ تا ۸۰درصدی رسیدهاند و برخی دیگر در سطوح پایینتر، حدود ۱۰ تا ۳۰درصد باقی ماندهاند. اینها عمدتا طرحهایی هستند که در سالهای گذشته و در دورههایی که نگاه توسعهای به صنعت سیمان وجود داشت، مجوز گرفتهاند و وارد فاز اجرا شدهاند.
این فعال صنعت سیمان ادامه داد: با این حال، نکته مهم اینجاست که بخش قابلتوجهی از این پروژهها عملا متوقف یا نیمه فعال شدهاند، نه به این دلیل که در بازار برای جذب این میزان تولید ظرفیت وجود ندارد، بلکه به این دلیل که شرایط اقتصادی و زیرساختی، بهویژه در حوزه انرژی، دیگر اجازه ادامه فعالیت را به سرمایهگذار نمیدهد. در واقع، توسعهای که امروز از آن صحبت میکنیم، توسعهای مازاد بر ظرفیت فعلی نیست، بلکه حفظ همین ظرفیت موجود نیز با چالشهای جدی مواجه شده است. وی با تاکید بر نقش کلیدی انرژی در این صنعت گفت: صنعت سیمان از جمله صنایعی است که بهشدت به انرژی وابسته است و هرگونه اختلال در تامین انرژی، مستقیما بر تولید آن اثر میگذارد. این بخش امروز با وضعیتی روبهرو شده که نهتنها انرژی بهصورت پایدار تامین نمیشود، بلکه هیچ برنامه مشخص و قابل پیشبینی برای آن وجود ندارد. یعنی تولیدکننده نمیداند ماه آینده چه میزان گاز یا برق در اختیار خواهد داشت و این عدم قطعیت، عملا امکان هرگونه برنامهریزی میانمدت و بلندمدت را از بین برده است.
الوندیان افزود: در حوزه گاز، بهویژه در فصل سرد، محدودیتها بهگونهای است که بسیاری از کارخانهها ناچار به کاهش تولید یا استفاده از سوختهای جایگزین میشوند. این سوختها، از جمله مازوت، علاوه بر اینکه از نظر زیستمحیطی نامناسب هستند، هزینههای بسیار بالایی نیز به واحدهای تولیدی تحمیل میکنند. نکتهای که شاید کمتر به آن توجه میشود، هزینه حمل این سوختهاست؛ در بسیاری از موارد، فاصله پالایشگاه یا انبارهای نفت تا کارخانههای سیمان بهگونهای است که هزینه حمل، تقریبا معادل قیمت خود سوخت تمام میشود. وی ادامه داد: این یعنی تولیدکننده برای تامین انرژی خود، دوبرابر هزینه پرداخت میکند، آن هم برای سوختی که کیفیت و کارآیی آن نسبت به گاز پایینتر است. از سوی دیگر، استفاده از این سوختها باعث افزایش مصرف انرژی و کاهش راندمان میشود، یعنی هم هزینه بیشتری پرداخت میشود و هم بهرهوری کمتری دارد. این شرایط در نهایت خود را در قیمت تمامشده نشان میدهد و حاشیه سود تولیدکننده را بهشدت کاهش میدهد.
نبود سیاستهای پایدار و کاهش ظرفیت تولید
الوندیان درخصوص دسترسی بنگاههای تولیدی به برق، گفت: در حوزه برق نیز شرایط تفاوت چندانی ندارد. محدودیتهای اعمالشده در تامین برق باعث میشود کارخانهها نتوانند با ظرفیت اسمی خود کار کنند. وقتی یک واحد تولیدی با ظرفیت پایینتر فعالیت میکند، هزینههای ثابت آن سرشکنشده بر تولید افزایش پیدا میکند و این به معنای بالا رفتن قیمت تمامشده هر تن سیمان است. علاوه بر این، کار کردن در شرایط ناپایدار برق، استهلاک تجهیزات را نیز افزایش میدهد و هزینههای تعمیر و نگهداری را بالا میبرد. وی با بیان اینکه این شرایط مستقیما بر توسعه صنعت اثر میگذارد، تصریح کرد: سرمایهگذار زمانی وارد یک صنعت میشود که بتواند حداقلی از ثبات و پیشبینیپذیری را در آن ببیند. وقتی واحدهای موجود نیز با مشکل تامین انرژی مواجه هستند و نمیتوانند با ظرفیت کامل کار کنند، طبیعی است که هیچ سرمایهگذار جدیدی تمایل به ورود به این حوزه نداشته باشد. در واقع، یکی از اصلیترین موانع توسعه در صنعت سیمان امروز، همین نبود اطمینان از تامین پایدار انرژی است.
این فعال صنعت سیمان همچنین به مساله آب اشاره کرد و گفت: اگرچه صنعت سیمان نسبت به برخی صنایع دیگر مصرف آب کمتری دارد، اما در شرایطی که بسیاری از مناطق کشور با تنش آبی مواجه هستند، همین میزان مصرف نیز به یک عامل محدودکننده تبدیل میشود. در برخی پروژهها، تامین آب پایدار به یکی از موانع اصلی تبدیل شده و حتی در تصمیمگیری برای مکانیابی طرحهای جدید نیز نقش تعیینکنندهای دارد. وی در ادامه با اشاره به همزمانی این چالشها با فشارهای اقتصادی بر صنایع، گفت: در کنار مشکلات انرژی، ما با افزایش مستمر هزینههای تولید نیز مواجه هستیم. بخش قابلتوجهی از تجهیزات، قطعات یدکی و حتی برخی مواد مصرفی در صنعت سیمان وارداتی هستند و به نرخ ارز وابستهاند. با افزایش نرخ ارز، هزینه تامین این اقلام بهطور مستقیم افزایش پیدا میکند و این در حالی است که قیمت فروش سیمان، به دلایل مختلف از جمله مداخلات قیمتی، رشد متناسبی نداشته است. الوندیان افزود: این شکاف بین هزینه و درآمد، عملا منابع مالی شرکتها را تحلیل برده و امکان سرمایهگذاری مجدد را از آنها گرفته است. در حال حاضر، بسیاری از شرکتهای سیمانی بخش عمدهای از سود خود را میان سهامداران توزیع میکنند و نقدینگی کافی برای نوسازی تجهیزات یا سرمایهگذاری در حوزه انرژیهای جایگزین در اختیار ندارند.
وی با اشاره به راهکارهای پیشنهادی برای خروج از این وضعیت گفت: یکی از اقداماتی که میتواند به بهبود شرایط کمک کند، ایجاد امکان نگهداشت بخشی از سود شرکتها برای سرمایهگذاری در زیرساختهای انرژی است. بهعنوان مثال، اگر شرکتها بتوانند طی یک دوره مشخص، بخشی از سود خود را صرف احداث نیروگاههای اختصاصی، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر یا اجرای پروژههای بازیافت حرارتی کنند، میتوانند تا حدی از وابستگی به شبکههای ناپایدار فعلی فاصله بگیرند. الوندیان در پایان بیان کرد: صنعت سیمان کشور از نظر فنی و ظرفیت تولید، توانایی پاسخگویی به نیاز داخلی و حتی حضور پررنگ در بازارهای صادراتی را دارد، اما استمرار مشکلات در حوزه انرژی و نبود سیاستهای پایدار، این ظرفیت را بلااستفاده نگه داشته است. اگر قرار است چشمانداز توسعه این صنعت محقق شود، باید در گام نخست، تکلیف تامین پایدار انرژی روشن شود؛ در غیر این صورت، نهتنها توسعهای اتفاق نخواهد افتاد، بلکه حفظ وضعیت موجود نیز بهتدریج با دشواری بیشتری همراه خواهد شد.