هوش مصنوعی؛ موتور رشد تجارت جهانی

این سازمان که پیش‌تر رشد تجارت کالا در سال ۲۰۲۵ را تنها ۲.۴ درصد پیش‌بینی کرده بود، در چرخشی معنادار در ماه مارس، این رقم را به ۴.۶ درصد رساند و دلیل این جهش ناگهانی را رونق هوش مصنوعی اعلام کرد؛ تغییری که از سرعت بالای این پیشرفت حکایت دارد. پیش‌بینی می‌شود نیمی از بار رشد تجارت جهانی کالا در سال آتی بر دوش سرمایه‌گذاری‌های هوش مصنوعی باشد و در این میدان، آمریکا پیشتاز است. این پیشتازی البته جای تعجب ندارد، چرا که براساس آمارهای موسسه مک‌کینزی، بیش از نیمی از مراکز داده جهان در خاک آمریکای شمالی قرار دارند.

براساس گزارشی از سازمان تجارت جهانی، هوش مصنوعی ظرفیت چشم‌گیری برای کاهش هزینه‌های تجارت و تسهیل مشارکت گسترده‌تر در بازارهای جهانی دارد. کاربردهای آن در بهینه‌سازی زنجیره‌های تامین، خودکارسازی فرآیندهای گمرکی، کاهش موانع زبانی، تحلیل داده‌های بازار و بهبود اجرای قراردادها، موجب شده است تا حتی بنگاه‌های کوچک و متوسط نیز بتوانند با سهولت بیشتری وارد عرصه‌ تجارت بین‌الملل شوند. یافته‌های میدانی نشان می‌دهد که اکثریت شرکت‌های استفاده‌کننده از این فناوری، بهبود ملموسی در کارآیی و مدیریت ریسک‌های تجاری خود تجربه کرده‌اند. مدل‌سازی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد که این فناوری می‌تواند تا سال ۲۰۴۰ حجم تجارت جهانی را بین ۳۴ تا ۳۷ درصد افزایش دهد، به‌ویژه در حوزه خدمات دیجیتال که به‌دلیل قابلیت انتقال‌پذیری بالا، بیشترین رشد را تجربه خواهد کرد. همزمان، تولید ناخالص جهانی نیز ممکن است رشدی دو رقمی را تجربه کند که بخش مهمی از آن ناشی از جایگزینی برخی وظایف انسانی با سیستم‌های هوشمند و ارتقای کارآیی است.

این گزارش همچنین به نقش تجارت به‌عنوان بستر حیاتی توسعه‌ هوش مصنوعی اشاره می‌کند. زنجیره‌ ارزش این فناوری ذاتا جهانی است و به جریان آزاد اطلاعات، تجهیزات، سرمایه و خدمات وابسته است. از مواد اولیه و نیمه‌رساناها گرفته تا خدمات ابری و داده‌های آموزشی، هیچ کشوری به‌تنهایی قادر به تامین همه‌ اجزای این اکوسیستم نیست. در نتیجه، محدودیت‌های تجاری می‌توانند به‌طور مستقیم بر سرعت و دامنه توسعه‌ این فناوری اثر بگذارند.

اقتصاد آمریکا در مدار هوش مصنوعی

همچنین بر اساس گزارشی از نشریه فایننشال‌تایمز، هوش مصنوعی اکنون به پیشران بی‌همتای رشد اقتصادی آمریکا تبدیل شده است. آمارهای سازمان تجارت جهانی نشان می‌دهد که این فناوری، سهمی حدود ۷۰درصد از کل رشد سرمایه‌گذاری در آمریکای شمالی را در سه فصل نخست سال ۲۰۲۵ به خود اختصاص داده است. برای درک ابعاد این جهش، کافی است آن را با دوران پررونق بازار مسکن در سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷ مقایسه کنیم؛ زمانی که سهم مسکن از رشد سرمایه‌گذاری حدود ۳۰درصد بود. فراتر از این، درخشش امروز هوش‌مصنوعی توانسته است آثار مخرب تعرفه‌های دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، بر تجارت جهانی و اقتصاد ایالات متحده را از دیدگان جهان پنهان سازد.

تفاوت بنیادین میان رونق کنونی و دوران پیش از بحران مسکن، در «میزان وابستگی به واردات» نهفته است. درحالی‌که صنعت ساخت‌وساز وابستگی ناچیزی (کمتر از ۲ درصد) به واردات داشت، تحقیقات نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی با وابستگی شدیدی بین ۷۰ تا ۹۰ درصد به بازارهای جهانی گره خورده است. به بیانی دیگر، آمریکا بر فناوری‌ شرط‌بندی کرده است که رگ حیات آن در گرو تجارت بین‌الملل است؛ آن هم درست زمانی که ترامپ تلاش می‌کند با سیاست‌های خود، در چرخ‌دنده‌های نظام تجارت جهانی، شن بریزد. همان‌گونه که جونگمین سونگ از موسسه جهانی مک‌کینزی می‌گوید: «زنجیره ارزش هوش مصنوعی، پدیده‌ای جهانی است و هیچ کشوری نمی‌تواند به تنهایی تمام حلقه‌های فناوری‌ را که برای بهره‌وری حیاتی است، در اختیار داشته باشد.» ثمره‌ این رونق تکنولوژیک در کنار سیاست‌های سخت‌گیرانه کاخ سفید علیه پکن، تغییر نقشه‌ تجارت است؛ به گونه‌ای که اکنون سهم تایوان در صادرات این حوزه به آمریکا از چین پیشی گرفته است. در مقابل، چین به دلیل تحریم‌های صادراتی در حوزه تراشه، مجبور شده است مسیر توسعه خود را با تکیه بر تجهیزات داخلی طی کند.

 از منظر این گزارش، در مجموع، موسسه مک‌کینزی برآورد می‌کند که تجارت ایالات متحده در حوزه «کالاهای مرتبط با هوش مصنوعی» در سال ۲۰۲۵ با جهشی ۶۶ درصدی، به رقم تقریبی ۲۲۰‌میلیارد دلار رسیده است. سونگ در تکمیل این آمار اشاره می‌کند که هفت غول فناوری جهان، بودجه‌ تحقیق، توسعه و سرمایه‌گذاری خود را به ۷۴۳‌میلیارد دلار افزایش داده‌اند؛ رقمی که در مقایسه با ۳۹۶‌میلیارد دلار سال ۲۰۲۳، رشدی خیره‌کننده را نشان می‌دهد. گواه ملموس این ادعا آن است که تمام ظرفیت تولید نیمه‌رساناهای کره‌جنوبی برای دو تا سه سال آینده از پیش، پیش‌فروش شده است. بنابراین، فارغ از تردیدها درباره پایداری بلندمدت این موج، این رونق اکنون واقعیتی انکارناپذیر است که می‌توان آن را در فهرست انباشته سفارش و کانتینرهای پرشماری که بنادر را پر کرده‌اند، مشاهده کرد.

بهتر است به این نکته اشاره کرد که عبارت «مرتبط با هوش مصنوعی» همچنان در‌هاله‌ای از ابهام قرار دارد؛ چرا که نظام‌های طبقه‌بندی تجارت جهانی هنوز با شتاب این انقلاب تکنولوژیک همگام نشده‌اند و معیار واحدی برای بازشناسی این کالاها وجود ندارد. برای مثال، سازمان تجارت جهانی تعریفی بسیار گسترده دارد و محصولاتی همچون پمپ‌های خنک‌کننده تا لباس‌های تخصصی کارکنان مراکز داده را نیز در فهرست خود می‌گنجاند. در مقابل، موسسه مک‌کینزی رویکردی سخت‌گیرانه‌تر را برگزیده است و تنها بر هشت مورد از «کدهای HS۶ » تمرکز کرده است؛ شناسه‌هایی استاندارد که در سراسر جهان به عنوان شناسنامه گمرکی کالاها شناخته می‌شوند. در این میان، سه ردیف اصلی مربوط به پردازشگرها و زیرساخت‌های شبکه، بیشترین سهم را در آمارهای مک‌کینزی دارند. هرچند تمامی سنجه‌ها از رشدی شتابان حکایت می‌کنند، اما تفاوت در این تعاریف، تصویر نهایی ابعاد بازار را به کلی دگرگون می‌سازد؛ به گونه‌ای که سهم این حوزه با نگاه محدود مک‌کینزی ۵.۶ درصد، اما با تعریف فراگیر سازمان تجارت جهانی، نزدیک به ۱۷ درصد از کل تجارت برآورد شده است.