الزامات رقابت‌پذیری صادراتی طلای سرخ

تجربه فرش دستباف نشان می‌دهد افول جایگاه جهانی آن، حاصل یک عامل واحد نبود؛ بلکه مجموعه‌ای از تحولات تدریجی، از جمله کاهش صادرات، افزایش رقبا، ضعف برندسازی، انتقال بخشی از ارزش افزوده به خارج از کشور و از دست رفتن بازارهای سنتی، به مرور رقابت‌پذیری این صنعت را تضعیف کرد. اکنون پرسشی مشابه درباره زعفران مطرح است: آیا نشانه‌هایی که سال‌ها پیش در صنعت فرش دستباف مشاهده شد، امروز در صادرات زعفران نیز در حال شکل‌گیری است؟

این مقاله فرش دستباف و زعفران را از نظر ماهیت محصول با یکدیگر مقایسه نمی‌کند؛ زیرا یکی کالایی هنری و دیگری محصولی کشاورزی است. آنچه مقایسه می‌شود، الگوهای ساختاری رقابت‌پذیری صادرات در دو صنعت است؛ اینکه آیا شاخص‌های هشداردهنده‌ای که پیش‌تر در فرش دستباف مشاهده شد، امروز در صنعت زعفران نیز قابل مشاهده است یا خیر.

 چرا تجربه سایر کشورها اهمیت دارد؟

اقتصاد جهانی نشان می‌دهد کشورهایی که در یک محصول دارای مزیت نسبی هستند، تلاش می‌کنند این مزیت را از طریق فرآوری، برندسازی، نوآوری و توسعه زنجیره ارزش به مزیت رقابتی پایدار تبدیل کنند.

وجه مشترک این تجربه‌ها آن است که موفقیت پایدار، بیش از آنکه به حجم تولید وابسته باشد، به مدیریت زنجیره ارزش، نوآوری، فناوری، استانداردسازی و برندسازی وابسته است. از همین رو، پرسش اصلی امروز این نیست که ایران چه میزان زعفران تولید می‌کند، بلکه این است که چه میزان از ارزش اقتصادی این محصول در داخل کشور خلق و حفظ می‌شود.

آیا الگوی فرش دستباف در زعفران در حال تکرار است؟

در نگاه نخست، مقایسه فرش دستباف و زعفران شاید غیرمعمول به نظر برسد؛ یکی محصولی هنری و دیگری محصولی کشاورزی است. اما از منظر اقتصاد صادرات و رقابت‌پذیری بین‌المللی، شباهت‌های قابل‌توجهی میان مسیر تحول این دو صنعت وجود دارد. تجربه فرش دستباف نشان می‌دهد روند افول، ناگهانی نبوده است. کاهش صادرات، از دست رفتن بازارهای سنتی، ورود رقبای جدید، ضعف در برندسازی، انتقال بخشی از ارزش افزوده به خارج از کشور و کاهش تدریجی سهم ایران در تجارت جهانی، در کنار یکدیگر مزیت تاریخی این صنعت را تضعیف کردند. امروز، هرچند صنعت زعفران هنوز فاصله قابل‌توجهی با آن شرایط دارد، اما برخی از همین نشانه‌های هشداردهنده در آن نیز قابل مشاهده است.

 شباهت‌های ساختاری دو صنعت

جدول ۲ به معنای یکسان بودن وضعیت دو صنعت نیست؛ بلکه نشان می‌دهد بخشی از شاخص‌های هشدار اولیه که پیش‌تر در فرش دستباف مشاهده شد، امروز در صنعت زعفران نیز قابل بررسی است.  در کنار این شباهت‌ها، یک تفاوت اساسی نیز وجود دارد.

فرش دستباف عمدتا کالایی وابسته به سلیقه و قدرت خرید مصرف‌کننده است، درحالی‌که زعفران علاوه بر مصرف غذایی، در صنایع دارویی، آرایشی، مکمل‌های سلامت و محصولات طبیعی نیز کاربرد دارد. همین موضوع موجب شده است که بازار جهانی زعفران همچنان ظرفیت رشد داشته باشد و فرصت‌های جدیدی برای خلق ارزش افزوده فراهم شود.

بنابراین، هدف این مقاله تاکید بر این واقعیت است که زعفران هنوز فرصت دارد مسیر متفاوتی را انتخاب کند.

 انتقال مزیت رقابتی؛ فراتر از خروج کالا

 یکی از مهم‌ترین درس‌های تجربه فرش دستباف آن است که تضعیف مزیت رقابتی، تنها نتیجه کاهش صادرات نبود. به‌تدریج بخشی از دانش، مهارت، شبکه‌های تجاری و ارزش افزوده نیز در خارج از کشور شکل گرفت و جایگاه تاریخی فرش ایران را تضعیف کرد.

در مورد زعفران نیز مساله فقط صادرات محصول نیست. چنانچه صادرات فله‌ای ادامه یابد، فرآوری و برندسازی در خارج از کشور انجام شود و قاچاق زعفران و پیاز زعفران استمرار پیدا کند، بخشی از مزیت رقابتی ایران نیز ممکن است به تدریج به خارج از مرزها منتقل شود.

به بیان دیگر، مزیت‌های ملی تنها با خروج کالا تضعیف نمی‌شوند؛ گاهی دانش، ژنتیک، فناوری، ظرفیت تولید و ارزش افزوده نیز آرام‌آرام مهاجرت می‌کنند.

Untitled-1 copy

سه تفاوت مهم میان فرش دستباف و زعفران

۱. ماهیت بازار

·  فرش دستباف عمدتا تابع سلیقه و درآمد خانوار است.

·  زعفران علاوه بر بازار غذایی، در صنایع دارویی، آرایشی و سلامت نیز کاربرد دارد.

۲. ظرفیت رشد بازار

·  بازار جهانی فرش طی سال‌های اخیر رشد محدودی داشته است.

·  بازار جهانی زعفران و فرآورده‌های آن همچنان ظرفیت توسعه دارد.

۳. فرصت اصلاح

·  کاهش سهم جهانی فرش زمانی آشکار شد که بخش مهمی از بازار از دست رفته بود.

·  زعفران هنوز در مرحله‌ای قرار دارد که با توسعه زنجیره ارزش، فرآوری، برندسازی و اصلاح سیاست‌های صادراتی می‌توان از تکرار آن تجربه جلوگیری کرد.

آنچه اهمیت دارد، شناسایی نشانه‌های هشدار پیش از تبدیل شدن آنها به بحران است؛ زیرا در تجارت بین‌الملل، پیشگیری از کاهش رقابت‌پذیری، به‌مراتب کم‌هزینه‌تر از بازگرداندن جایگاه از دست‌رفته خواهد بود.

 داده‌ها چه می‌گویند؟ از آمار رسمی تا تجربه رقبا

بررسی داده‌های ITC نشان می‌دهد که ایران بزرگ‌ترین تولیدکننده زعفران جهان و یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان آن است؛ اما این جایگاه به‌تنهایی تضمین‌کننده حفظ سهم بازار در آینده نیست. یکی از مهم‌ترین یافته‌های این داده‌ها، وجود شکاف صادراتی (Export Gap) در بسیاری از بازارهای هدف است؛ یعنی بازارهایی که ظرفیت واردات آنها بیش از صادرات فعلی ایران است و هنوز به‌طور کامل مورد بهره‌برداری قرار نگرفته‌اند.

همزمان، کشورهایی مانند افغانستان، اسپانیا، مراکش و ایتالیا طی سال‌های اخیر حضور فعال‌تری در بازار جهانی یافته‌اند. اگرچه حجم تولید آنها با ایران فاصله زیادی دارد، اما با تکیه بر فرآوری، استانداردسازی، بسته‌بندی و برندسازی توانسته‌اند سهم بیشتری از ارزش افزوده تجارت جهانی را به دست آورند.

اختلاف آماری؛ هشداری برای زنجیره ارزش

یکی از نکات قابل تأمل، اختلاف میان آمار صادرات رسمی ایران به افغانستان و صادرات ثبت‌شده افغانستان به بازارهای جهانی است.

بر اساس آمار گمرک ایران صادرات زعفران به افغانستان در سال ۱۴۰۳ حدود ۱۴٫۵ تن بوده است. همچنین در ۱۰ ماهه سال ۱۴۰۴ نیز این رقم حدود ۱۳٫۷ تن گزارش شده است. در مقابل، داده‌های ITC صادرات زعفران افغانستان به بازارهای جهانی را حدود ۸۴ تن نشان می‌دهد.

این اختلاف الزاما به معنای قاچاق نیست و می‌تواند ناشی از تولید داخلی افغانستان، صادرات مجدد یا تفاوت سال‌های آماری باشد؛ اما یک پیام روشن دارد: افغانستان دیگر تنها تولیدکننده‌ای نوظهور نیست، بلکه به یکی از بازیگران فعال تجارت جهانی زعفران تبدیل شده است.

موضوع خروج غیررسمی زعفران طی سال‌های اخیر بارها از سوی فعالان این صنعت مطرح شده است. اگرچه آمار رسمی از سوی دولت در این خصوص منتشر نشده است، اما تکرار ارقام مشابه از سوی تشکل‌های تخصصی نشان می‌دهد که قاچاق، به یکی از دغدغه‌های جدی این صنعت تبدیل شده است. وزارت جهاد کشاورزی نیز تاکید کرده است که مقابله با قاچاق در حوزه مسوولیت دستگاه‌های نظارتی و امنیتی قرار دارد و این وزارتخانه موضوع صیانت از برند ملی زعفران را از مسیرهای قانونی دنبال می‌کند.

نکته قابل‌توجه این است که قاچاق پیاز زعفران، انتقال مزیت تولید است و تنها به خروج محصول محدود نمی‌شود.

از اواخر دهه ۱۳۸۰، فعالان صنعت زعفران نسبت به انتقال غیرقانونی پیاز زعفران به افغانستان هشدار داده‌اند. هشداری که نگرانی نسبت به انتقال ظرفیت تولید آینده را نشان می‌دهد. کارشناسان کشاورزی معتقدند پیاز زعفران بخشی از ذخایر ژنتیکی کشور است و خروج آن، صرفا انتقال یک نهاده کشاورزی نیست؛ بلکه می‌تواند به انتقال توان تولید در سال‌های آینده منجر شود. به بیان دیگر، اگر قاچاق زعفران خروج محصول باشد، قاچاق پیاز زعفران، انتقال ظرفیت تولید آینده است.

بر اساس گزارش وزارت جهاد کشاورزی،‌ تولید زعفران کشور در سال ۱۴۰۴ حدود ۲۶۰ تن بوده است. این رقم نسبت به سال 1403 حدود ۴۰۵ تن(نزدیک به ۳۶ درصد) کاهش نشان می‌دهد؛ کاهشی که عمدتا ناشی از خشکسالی و سرمازدگی عنوان شده است.

در مقابل، سطح زیرکشت از حدود ۱۲۲ هزار هکتار در سال ۱۴۰۰ به بیش از ۱۳۳ هزار هکتار در سال ۱۴۰۴ افزایش یافته است؛ موضوعی که نشان می‌دهد ظرفیت تولید کشور همچنان حفظ شده است.

وزارت جهاد کشاورزی همچنین اعلام کرده است که در مزارعی که استاندارد عملیات خوب کشاورزی (Good Agricultural Practices - GAP) به‌طور کامل اجرا می‌شود، عملکرد ۶ تا ۱۰ کیلوگرم در هکتار نیز قابل دستیابی است.

 تجربه رقبا؛ رقابت بر سر ارزش افزوده

تجربه کشورهای فعال در بازار زعفران نشان می‌دهد رقابت امروز بیش از آنکه بر حجم تولید استوار باشد، بر خلق ارزش افزوده متمرکز شده است.

وجه مشترک این تجربه‌ها آن است که بخش عمده سود تجارت زعفران در حلقه‌های فرآوری، فناوری، برند و بازاریابی ایجاد می‌شود، نه صرفا در تولید ماده اولیه. همان‌گونه که در صنعت فرش دستباف، انتقال تدریجی مهارت، شبکه‌های تجاری و ارزش افزوده به خارج از کشور، جایگاه جهانی ایران را تضعیف کرد، در صنعت زعفران نیز بی‌توجهی به صادرات فله‌ای، قاچاق محصول و انتقال پیاز زعفران می‌تواند بخشی از مزیت تاریخی ایران را به خارج از مرزها منتقل کند. مزیت‌های ملی تنها با خروج کالا از بین نمی‌روند؛ گاهی با خروج دانش، ژنتیک، فناوری، برند و ارزش افزوده، آرام‌آرام مهاجرت می‌کنند.

 زعفران در دوراهی انتخاب

تجربه فرش دستباف نشان می‌دهد افت رقابت‌پذیری، نتیجه یک رخداد ناگهانی نیست؛ بلکه فرآیندی تدریجی است که با نشانه‌هایی مانند کاهش ارزش افزوده داخلی، ضعف برندسازی و تقویت رقبا آغاز می‌شود. بررسی‌های این گزارش نشان می‌دهد زعفران ایران هنوز در نقطه بحران قرار ندارد، اما تداوم صادرات فله‌ای، سهم محدود محصولات فرآوری‌شده، بهره‌برداری ناکامل از بازارهای بالقوه و نگرانی درباره خروج غیررسمی زعفران و پیاز زعفران، از جمله نشانه‌هایی هستند که نباید نادیده گرفته شوند.

در مقابل، بازار جهانی همچنان فرصت‌های قابل‌توجهی پیش روی این صنعت قرار داده است. رشد تقاضا برای محصولات طبیعی و توسعه کاربردهای زعفران در صنایع غذایی، دارویی و آرایشی، نشان می‌دهد رقابت آینده بیش از آنکه بر حجم تولید استوار باشد، بر فرآوری، نوآوری، فناوری، برندسازی و مدیریت زنجیره ارزش متکی خواهد بود.

از این رو، توسعه صادرات محصولات فرآوری‌شده، تقویت برند ملی، تنوع‌بخشی به بازارهای هدف، ارتقای بهره‌وری مزارع، جلوگیری از خروج غیرقانونی زعفران و پیاز زعفران و تکمیل زنجیره ارزش، مهم‌ترین اولویت‌های پیش روی این صنعت به شمار می‌رود.

 جمع‌بندی

ایران همچنان بزرگ‌ترین تولیدکننده زعفران جهان است، اما تولید بالا به‌تنهایی تضمین‌کننده حفظ جایگاه جهانی نیست. تجربه فرش دستباف نشان می‌دهد مزیت‌های تاریخی، اگر با نوآوری، سرمایه‌گذاری و خلق ارزش افزوده همراه نباشند، به‌تدریج تضعیف می‌شوند. از این منظر، زعفران هنوز فرصت دارد مسیر متفاوتی را انتخاب کند.

پیام اصلی این گزارش را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: «بزرگ‌ترین تولیدکننده بودن، الزاما به معنای بزرگ‌ترین بازیگر بازار جهانی نیست.» آینده زعفران ایران نه فقط در مزارع، بلکه در تصمیم‌هایی رقم می‌خورد که امروز درباره فرآوری، برندسازی، توسعه فناوری، صیانت از ذخایر ژنتیکی و تکمیل زنجیره ارزش اتخاذ می‌شود.

* پژوهشگر حوزه اقتصاد صنعتی