ماهیت شغل، شرح وظایف و مسوولیتهای مدیران مالی شرکتها
دکتر فرزاد بزرگی / مدرس دانشگاه
وقتی سخن از شغل مدیریت مالی به میان میآید، اولین تصویری که از شخصیت و تواناییهای مدیر مالی در ذهن تداعی میشود، این است که، وی فردی حسابگر، قانونمند، دقیق و حرفهای است و با پول، بانک، چک و اسناد مالی سر و کار دارد. در واقع، مدیریت مالی، شغلی است که بر وصول به موقع درآمدها و پرداخت هزینهها و مخارج شرکت، نظارت دقیق و مستمر دارد و صورتحسابها و اسناد مالی را کنترل میکند و در جهت کسب درآمد بیشتر و منابع مالی ارزانتر و کاهش هزینهها، اولویتبندی و تخصیص بهینه مصارف و شرایط سرمایهگذاری، با مدیران شرکت، همفکری و تشریک مساعی میکند و در این جایگاه (پُست) سازمانی، صورت دخل و خرج (حساب سود و زیان) و وضعیت داراییها، بدهیها و سرمایه (ترازنامه) شرکت را به صورت شفاف، تلخیص و طبقهبندی کرده و به مدیران ارشد شرکت، اعضای هیاتمدیره، مجمع عمومی و بازرسان شرکت گزارش میدهد. بنابراین، مدیرمالی، از نظر ماهیت شغل، پست مهم و کلیدی محسوب میشود و موفقیت او به سطح دانش، تخصص، تجربه، مهارت و قدرت تحلیل و دقت نظر وی بستگی دارد. بدیهی است، برای اشخاصی که مرتکب سرقت، اختلاس و تدلیس (فریبکاری یا پنهانکاری) شدهاند یا حکم قضایی تصرف غیرقانونی در اموال عمومی متضمن نفع شخصی داشته باشند یا حکم ورشکستگی دارند، در مدت محکومیت حکم قطعی، قرار داشتن در جایگاه مدیر مالی جایز نیست.
چنانچه، به سیر تحول شرح وظایف و مسوولیتهای مدیریت مالی نگاهی اجمالی داشته باشیم، میبینیم که تا پایان قرن هجدهم، وظایف و مسوولیتهای مدیر مالی، همان وظایفی بود که مباشر یا پیشکار مالی برعهده داشت. در قرن نوزدهم میلادی، مدیر مالی، همان میرزا یا مستوفی بود که نقش دفتردار (حسابدار) و خزانهدار را برعهده داشت. از اوایل قرن بیستم میلادی، وظایف مدیر مالی توسعه یافت و توسط حسابدار، سررشته دار و تحصیلدار انجام میشد. حسابدار، کلیه درآمدها و هزینهها یا همان دخل و خرج را ثبت میکند، سررشتهدار، مسوولیت خرید و نظارت بر موجودی انبار تدارکات و اموال را بر عهده داشته و تحصیلدار نیز، مسوول وصول مطالبات بوده و در صورت، ممانعت بدهکار از پرداخت بدهی خود، تحصیلدار، برای وصول مطالبات، پیگیری اداری و قضایی را به عمل میآورد. از اواسط قرن بیستم میلادی، با گسترش فعالیتهای اقتصادی و تجاری، وظایف مدیر مالی به صورت بنیادی و ساختاری تغییر کرد و علاوه بر نظارت بر وصول به موقع درآمدها و پرداخت درست هزینهها و کنترل بر جریان نقدی پول، وظیفه تصمیمگیری در نحوه تامین منابع مالی شرکت، تخصیص اعتبار به طرحها و پروژهها، ارزیابی مالی ریسک و بازده سرمایهگذاری، شناسایی راههای به حداکثر رساندن سود شرکت و حداکثر ساختن ارزش سهام یا ثروت سهامداران را بر عهده دارد.
از اوایل قرن بیست و یکم میلادی، وظایف مدیران مالی، شامل: استانداردسازی (انضباط مالی)، پایدارسازی (ضربهگیر) و روانسازی (تسهیلکننده) است. وظیفه استانداردسازی، مدیر مالی را الزام به رعایت اصول و مفروضات و استانداردهای حسابداری میکند. در واقع، این استانداردهاست که موجب نظم و انضباط مالی، شفافسازی اطلاعات، یکپارچهسازی فعالیتها، سازماندهی منطقی و هدفمندی برنامهها میشود. وظیفه پایدارسازی، مدیر مالی را مجاب میسازد تا از پرداختهای غیرضروری و غیرقانونی جلوگیری به عمل آورد و خارج از اساسنامه، اهداف و برنامهها عمل نکند و از پرداختهای بدون هدف و برنامه، ممانعت به عمل آورد. وظیفه روانسازی، مدیر مالی را متعهد میسازد تا فرآیندها را ساده و تسهیل کند، سطح همکاری بین افراد و واحدها را بیشتر سازد، مسوولیت خود را به زیردستان تفویض کند، وصول مطالبات را سرعت ببخشد، بدهیها و تعهدات شرکت را به موقع پرداخت کند و بدهی خوب (بدهی خوشایند) مانند وام با نرخ بهره پایین و سررسید بلندمدت را جایگزین بدهی بد (بدهی ناخوشایند) مانند وام با نرخ بهره بالا و سررسید کوتاهمدت کند. تلفیق وظایف استانداردسازی و پایدارسازی، مسوولیت قانونی مدیر مالی را شکل میدهد و این مسوولیتهای قانونی، اعم از اینکه، مدیر مالی در شرکتهای خصوصی کار کند یا در شرکتهای دولتی، وی را ملزم میکند تا صورتهای مالی مانند ترازنامه، صورت سود و زیان (جامع)، صورت دریافت و پرداخت و صورت جریان وجوه نقد را تهیه کند و گزارشهای دورهای را به هیاتمدیره و حسابرس و بازرس قانونی ارائه دهد. مسوولیت قانونی مدیر مالی در شرکتهای خصوصی، رعایت مفاد اساسنامه، مصوبات هیاتمدیره، اصول و استانداردهای حسابداری و توجه به قوانینی مانند قانون کار، تجارت، مالیات و تامین اجتماعی است و مسوولیت قانونی مدیر مالی در شرکتهای دولتی، علاوه بر رعایت الزامات قانونی بخشخصوصی، مستلزم رعایت قوانینی مانند قانون مالی و محاسباتی، استخدامی، مناقصات، برنامه پنجساله توسعه، قانون بودجه و ضوابط اجرایی آن، بخشنامهها و آییننامههای اجرایی دولت است. تلفیق وظایف استانداردسازی و روانسازی، مسوولیت حرفهای مدیر مالی را شکل میدهد. مسوولیت حرفهای مدیر مالی را هدایت میکند تا با بهرهگیری از سیستم هزینهیابی و استفاده از تکنیکها و روشهای مهندسی مالی، نسبت به تامین منابع مالی و کاهش هزینهها و حداقل نمودن ریسک سرمایهگذاری، بهترین تصمیم را اتخاذ کند تا سود با کیفیت داشته باشد. تلفیق وظایف پایدارسازی و روانسازی موجب میشود تا مسوولیت اجتماعی مدیر مالی شکل بگیرد. مسوولیت اجتماعی مدیر مالی، تعهد اخلاقی را بهوجود میآورد تا در تخصیص اعتبار بین ذینفعان، توزیع سود بین سهامداران و انتخاب معاملات و مبادلات تجاری، رفتاری عادلانه و منصفانه داشته باشد. بنابراین، مدیر مالی موفق کسی است که با دانش، تخصص و مهارت خود به وظایف سه گانه، استانداردسازی (انضباطی)، پایدارسازی (ضربهگیر) و روانسازی (تسهیلکنندگی) پایبند باشد و این سه وظیفه را به درستی انجام دهد و در برابر مسوولیتهای قانونی، حرفه ای و اجتماعی، همواره خود را مسوول و متعهد بداند.