پیامدهای جنگ بر ۵ صنعت راهبردی
نفت خام؛ حساسترین بازار به تحولات منطقه
حدود یکپنجم مصرف روزانه نفت جهان و نزدیک به یکسوم تجارت دریایی نفت از تنگه هرمز عبور میکند. به همین دلیل هرگونه محدودیت در این مسیر، مستقیما بر عرضه فیزیکی نفت، هزینه حملونقل و نرخ بیمه دریایی اثرگذار است. وابستگی بالای کشورهای صادرکننده منطقه از جمله عربستان سعودی، عراق، کویت، امارات متحده عربی و قطر به این گذرگاه، حساسیت بازار نفت را نسبت به تحولات منطقه افزایش داده است. تداوم نااطمینانی میتواند فشار بیشتری بر ذخایر تجاری کشورهای مصرفکنند وارد کرده و تعادل عرضه و تقاضا را شکنندهتر کند.
LNG؛ بازاری با انعطافپذیری محدود
در میان بازارهای انرژی، LNG بیش از سایر بخشها در معرض ریسک اختلال در تنگه هرمز قرار دارد. قطر حدود ۲۰ درصد تجارت جهانی LNG را تامین میکند و تقریبا تمام صادرات آن از این مسیر عبور میکند. برخلاف نفت، ظرفیت جایگزین در بازار LNG محدود است و جابهجایی عرضه میان مناطق مختلف جهان به زیرساختهای تخصصی نیاز دارد. به همین دلیل، اختلالات طولانیمدت میتواند آثار قیمتی و عملیاتی قابلتوجهی برای مصرفکنندگان آسیایی و اروپایی ایجاد کند.
کودهای شیمیایی؛ حلقه کمتر دیدهشده بحران
بازار کودهای شیمیایی از جمله بخشهایی است که معمولا کمتر مورد توجه قرار میگیرد. کشورهای حوزه خلیج فارس سهم مهمی در تولید اوره، آمونیاک، گوگرد و کودهای فسفاته دارند و تولید این محصولات نیز وابستگی مستقیمی به گاز طبیعی دارد. افزایش هزینه انرژی و محدودیتهای صادراتی، هزینه تولید کود را افزایش داده و این روند در نهایت میتواند خود را در قیمت محصولات کشاورزی و هزینه تامین غذا نشان دهد.

پتروشیمی؛ انتقال شوک به صنایع پاییندستی
افزایش هزینه حملونقل و فشار بر تامین خوراکهای پتروشیمی، بازار نفتا و محصولات پلیمری را نیز تحتتاثیر قرار داده است. نفتا یکی از مهمترین خوراکهای صنعت پلاستیک به شمار میرود و تغییرات قیمت آن به سرعت به صنایع پاییندستی منتقل میشود. از بستهبندی مواد غذایی و تجهیزات پزشکی گرفته تا لاستیکهای صنعتی و طیف گستردهای از کالاهای مصرفی، همگی در معرض افزایش هزینه قرار گرفتهاند.
آلومینیوم؛ بازاری با آثار ماندگارتر
محدودیت در تامین مواد اولیه و اختلال در بخشی از ظرفیتهای تولید، نگرانیها درباره کسری عرضه آلومینیوم را افزایش داده است. ویژگی این صنعت آن است که بازگرداندن ظرفیتهای تولید به مدار، زمانبر و پرهزینه است. از این رو، آثار اختلالات فعلی میتواند برای چند فصل متوالی ادامه یابد و صنایع وابسته به آلومینیوم را تحت فشار قرار دهد.
برای شرکتهای فعال در حوزه انرژی، نفت، گاز، پتروشیمی و نیروگاهی، مساله اصلی در ماههای پیش رو احتمالا دسترسی به تجهیزات، قطعات و خدمات تخصصی خواهد بود، نه صرفا قیمت نفت. شرکتهایی که بتوانند وابستگیهای زنجیره تامین خود را شناسایی کنند، برای اقلام حیاتی ذخایر راهبردی تعریف کنند، تامینکنندگان جایگزین توسعه دهند و سناریوهای تنشمحور را در تصمیمگیریهای سرمایهگذاری لحاظ کنند، از انعطافپذیری عملیاتی و مالی بیشتری برخوردار خواهند شد. همچنین انتظار میرود توجه به خدمات بهرهبرداری و نگهداری (O&M)، تعمیرات اساسی و ارتقای عملکرد داراییهای موجود افزایش یابد. در دورههای نااطمینانی، بسیاری از کارفرمایان پروژههای توسعهای را به تعویق میاندازند، اما حفظ قابلیت اطمینان داراییهای موجود همچنان در اولویت باقی میماند.
تغییر اولویتها در صنعت انرژی
نشانههای این تغییر رویکرد را میتوان در بسیاری از شرکتهای بزرگ انرژی منطقه مشاهده کرد. تمرکز سنتی بر حداقلسازی هزینه، به تدریج جای خود را به افزایش تابآوری عملیاتی، تنوعبخشی به زنجیره تامین و مدیریت ریسک داده است؛ تغییری که احتمالا در سالهای آینده به یکی از محورهای اصلی رقابت در صنعت انرژی تبدیل خواهد شد. این همان تغییری است که اکنون در بسیاری از شرکتهای بزرگ انرژی نظیر QatarEnergy، ADNOC، Aramco و سایر بازیگران بزرگ منطقه مشاهده میشود، تمرکز از حداقلسازی هزینه به سمت افزایش تابآوری عملیاتی در حال حرکت است.
* کارشناس اقتصادی