چگونه همهگیری کووید باعث افزایش ازدواج در ایران شد؟
اثر کرونا بر فرزندآوری و ازدواج
علیرضا کتانی: به تازگی مقالهای با عنوان «تشکیل خانواده و فرزندآوری در دوران همهگیری کووید-۱۹: شواهد پیمایشی از ایران» به بررسی این موضوع پرداخته است که همهگیری کرونا چگونه با تصمیم افراد برای ازدواج و فرزندآوری در ایران ارتباط داشته است. این مقاله که توسط محمدرضا فرزانگان اقتصاددان ایرانی و اسون فیشر پژوهشگر اقتصاد دانشگاه فیلیپس ماربورگ، نوشته شده در مجله معتبر Nature به چاپ رسیده است. بررسیها نشان میدهد بحران کرونا اثر یکسانی بر تشکیل خانواده نداشته، بلکه بسته به نوع شوک، جنسیت، محل سکونت و طبقه اجتماعی متفاوت بوده است؛ در حوزه ازدواج، از دست دادن یکی از نزدیکان بر اثر کرونا احتمال ازدواج را حدود 2.5 واحد درصد کاهش داده، درحالیکه از دست دادن شغل مرتبط با کرونا با افزایش حدود 4.4 واحد درصدی احتمال ازدواج همراه بوده است؛ این الگو در میان زنان و ساکنان شهری برجستهتر بوده و در مناطق روستایی، ابتلای فردی به کرونا احتمال ازدواج را بهطور قابلتوجهی کاهش داده است.
در حوزه فرزندآوری نیز نگرانی از طولانیشدن همهگیری و واکسیناسیون بهویژه در میان زنان، با کاهش احتمال فرزندآوری همراه بوده است. اثر نگرانی از ادامه بحران حدود 2.9 واحد درصد و اثر واکسیناسیون حدود 4.3 واحد درصد بر احتمال فرزندآوری منفی بوده است. همچنین کاهش درآمد خانوار در مناطق شهری با کاهش فرزندآوری همراه بوده، اما در مناطق روستایی اثر معکوس داشته که میتواند با تفاوت نقش اقتصادی فرزندان و هزینههای فرزندآوری در این دو محیط مرتبط باشد. در برخی گروههای اجتماعی نیز افزایش زمان سپریشده با خانواده احتمال فرزندآوری را افزایش داده است. نویسندگان تاکید کردهاند که نتایج بیانگر رابطه آماری هستند و به دلیل ماهیت مقطعی و خوداظهاری دادهها نمیتوان از آنها اثر علی قطعی استنباط کرد. نویسندگان پژوهش توصیه کردهاند برای بهبود وضعیت فرزندآوری و ازدواج باید بر کاهش نااطمینانی اقتصادی و سلامت، حمایت درآمدی و اشتغال و ارائه اطلاعات دقیق درباره کرونا و واکسیناسیون، بهخصوص برای زنان، تمرکز کرد.
کرونا از چه کانالهایی بر فرزندآوری و ازدواج اثر میگذارد؟
یک بحران میتواند از مسیرهای متفاوت و حتی متضاد بر تشکیل خانواده و باروری اثر بگذارد. نظریه گذار جمعیتی، باروری را در چارچوب تحول جوامع از الگوی مرگومیر و باروری بالا به الگوی مرگومیر و باروری پایین توضیح میدهد و عواملی مانند شهرنشینی، صنعتیشدن، آموزش، خدمات سلامت و تغییر ارزشهای اجتماعی را موثر میداند. اما به نظر میرسد نظریاتی که رابطه میان نااطمینانی و رفتار باروری را توضیح میدهند برای درک اثر کرونا مناسبتر باشند. بر اساس «نظریه تاثیر جامعه»، افراد زمانی تمایل بیشتری به تشکیل خانواده و فرزندآوری دارند که آینده جامعه را امن و حمایتکننده ببینند؛ بنابراین افزایش نااطمینانی میتواند تصمیم به فرزندآوری را به تعویق بیندازد.
در مقابل، «نظریه جایگزینی یا بیمه» استدلال میکند که مشاهده مرگومیر میتواند احساس شکنندگی زندگی را افزایش داده و افراد را به داشتن فرزند بیشتر برای جایگزینی افراد ازدسترفته یا بهعنوان نوعی بیمه در برابر آینده ترغیب کند. «نظریه مدیریت وحشت» نیز معتقد است افزایش آگاهی از مرگ میتواند افراد را به ارزشهای سنتی مانند ازدواج، تشکیل خانواده و فرزندآوری سوق دهد. در نتیجه با توجه به مبانی نظری، هیچ جهت قطعی و یکسانی برای اثر یک بحران مانند کرونا وجود ندارد و نتیجه نهایی به برآیند چند سازوکار متفاوت بستگی دارد.
مرور مطالعات پیشین نیز همین ناهمگونی را نشان میدهد. در بسیاری از کشورها در ماههای ابتدایی کرونا، ازدواج و تولد کاهش یافت؛ بخشی از این کاهش به تعطیلی ادارات، محدودیت برگزاری مراسم، قرنطینه و فاصلهگذاری اجتماعی مربوط بود، اما برخی پژوهشها نشان دادند که موانع اداری بهتنهایی نمیتوانند افت ازدواج را توضیح دهند. در برخی کشورها نیز پس از کاهش محدودیتها، تولدها تثبیت یا افزایش پیدا کردند. مطالعاتی از ایتالیا، چین و سایر کشورها نشان دادهاند که نااطمینانی اقتصادی، کاهش درآمد، نگرانی درباره آینده و وضعیت سلامت از عوامل مهم تعویق فرزندآوری بودهاند.
در عین حال، تجربه کشورهایی مانند فنلاند نشان میدهد که اثر همهگیری الزاما منفی و یکسان نبوده است. در مورد ایران نیز مطالعات قبلی عمدتا بر زنان، مشکلات روانی و خانوادگی یا یک استان خاص متمرکز بودند. برای نمونه، مطالعهای درباره زنان ایرانی نشان داده بود که حدود نیمی از زنان بارداری را تا پس از پایان همهگیری به تعویق انداخته بودند. پژوهش حاضر تلاش میکند این خلأ را با یک نمونه ملی و بررسی همزمان مردان و زنان و گروههای اجتماعی مختلف پر کند.
روش و نمونه پژوهش
دادههای پژوهش از یک پیمایش تلفنی با استفاده از روش مصاحبه رایانهای یا CATI به دست آمده است. مصاحبهها بین ۱۷ ژانویه تا ۴ فوریه ۲۰۲۲ انجام شد و از میان ۱۳۰۶ فرد مورد تماس، ۱۲۱۴ مصاحبه کامل شد. نمونه با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای طراحی شد و هدف آن ایجاد نمونهای نماینده از جمعیت ایران بود. نمونه شامل افراد ۱۸ تا ۶۵ ساله از مناطق شهری و روستایی و مناطق مختلف کشور بود و نرخ پاسخ نهایی حدود ۶۷ درصد گزارش شد. حدود ۷۵ درصد پاسخدهندگان شهری و ۲۵ درصد روستایی بودند و توزیع جنسیت نیز تقریبا برابر بود.
در متغیرهای اصلی، 34.7 درصد پاسخدهندگان گفتهاند که خودشان به کرونا مبتلا شدهاند، ۴۰ درصد یکی از نزدیکان یا اعضای خانواده خود را بر اثر کرونا از دست دادهاند، 17.3 درصد کاهش درآمد خانوار را تجربه کردهاند و 9.4 درصد گفتهاند به دلیل کرونا شغل خود را از دست دادهاند. همچنین 39.9 درصد افزایش زمان سپریشده با خانواده و 7.8 درصد افزایش زمان کار از خانه را گزارش کردهاند. متغیرهای اصلی ازدواج و فرزندآوری نیز بر اساس ازدواج یا تولد فرزند در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ یا قصد انجام آن در 6 ماه آینده تعریف شدهاند.
برای تحلیل دادهها، نویسندگان از رگرسیون لاجیت و اثرات حاشیهای استفاده کردهاند. متغیرهای توضیحی اصلی شامل نگرانی درباره ادامهدار شدن همهگیری، تجربه ابتلا به کرونا، وضعیت واکسیناسیون، از دست دادن نزدیکان، از دست دادن شغل، افزایش زمان با خانواده، افزایش کار از خانه و کاهش درآمد خانوار هستند. در کنار این متغیرها، سن، جنسیت، تحصیلات، طبقه اجتماعی، نوع اشتغال، رضایت از زندگی، احساس امنیت، اعتماد، دینداری و شهری یا روستایی بودن نیز بهعنوان متغیرهای کنترلی وارد مدل شدهاند. نتایج آزمون چندهمخطی نیز نشان دادهاند که مشکل جدی از این نظر وجود ندارد. نکته مهم این است که مقاله روابط آماری را بررسی میکند و ادعایی در خصوص اثرات علی قطعی ندارد، بنابراین ضرایب باید بهعنوان ارتباط مشروط میان متغیرها تفسیر شوند.
نتایج پژوهش
این مقاله نشان میدهد که همهگیری کرونا در ایران اثر یکسانی بر رفتارهای جمعیتی نداشته، بلکه پیامدهای آن بر ازدواج و فرزندآوری به جنسیت، وضعیت اقتصادی، محل زندگی و طبقه اجتماعی وابسته بوده است. در حوزه ازدواج، از دست دادن یکی از نزدیکان بر اثر کرونا با کاهش حدود 2.5 واحد درصدی احتمال ازدواج همراه بود. این یافته با فرضیههایی مانند «جایگزینی» یا «مدیریت وحشت» سازگار نیست و بیشتر نشان میدهد سوگ و آسیب روانی میتواند برنامههای ازدواج را مختل کند.
در مقابل، از دست دادن شغل در اثر کرونا با افزایش 4.4 واحد درصدی احتمال ازدواج همراه بود. این اثر عمدتا در میان زنان و ساکنان شهری مشاهده شد و در میان مردان معنادار نبود. نویسندگان احتمال میدهند که برای برخی زنان، ازدواج در شرایط بحران اقتصادی بتواند بهعنوان راهی برای کاهش فشار اقتصادی یا افزایش امنیت آینده تلقی شود. در مناطق روستایی نیز ابتلا به کرونا با کاهش 15.5 واحد درصدی احتمال ازدواج همراه بود. تحلیل طبقاتی نشان داد که بحران بسته به جایگاه اقتصادی افراد پیامدهای متفاوتی دارد؛ برای نمونه، نگرانی از تداوم همهگیری در طبقه پایین احتمال ازدواج را 12.8 واحد درصد کاهش داد، درحالیکه در طبقه کارگر از دست دادن شغل با افزایش 7.5 واحد درصدی احتمال ازدواج همراه بود.
در زمینه فرزندآوری، دو عامل نگرانی از ادامه همهگیری و واکسیناسیون بیش از همه اهمیت داشتند. نگرانی درباره تداوم کرونا احتمال فرزندآوری را حدود 2.9 واحد درصد و واکسیناسیون این احتمال را 4.3 واحد درصد کاهش میداد. این نتیجه درباره واکسیناسیون برخلاف انتظار اولیه پژوهش بود، زیرا تصور میشد واکسیناسیون با کاهش ترس از بیماری، افراد را به زندگی عادی و فرزندآوری بازگرداند. یکی از توضیحات احتمالی، نگرانی یا اطلاعات نادرست درباره عوارض واکسن و تاثیر آن بر بارداری و جنین است. این روابط عمدتا در میان زنان معنادار بود؛ بهطوری که در میان زنان، نگرانی از تداوم کرونا احتمال فرزندآوری را ۷ واحد درصد و واکسیناسیون آن را 7.4 واحد درصد کاهش میداد. حساسیت بیشتر زنان را میتوان با تحمل مستقیم ریسکهای جسمی بارداری و زایمان توضیح داد.
شرایط اقتصادی و جغرافیایی نیز نقش مهمی داشت. در مناطق شهری، کاهش درآمد خانوار احتمال فرزندآوری را 6.8 واحد درصد کاهش میداد، اما در مناطق روستایی همین متغیر با افزایش 9.1 واحد درصدی احتمال فرزندآوری همراه بود. این تفاوت میتواند ناشی از ساختار اقتصادی متفاوت باشد؛ در خانوارهای روستایی و کشاورزی، کودکان ممکن است بخشی از نیروی تولید خانوار باشند، درحالیکه در شهرها فرزندآوری هزینههای بالاتری برای آموزش، مراقبت و پرورش ایجاد میکند.
از نظر سیاستگذاری، نتایج از سیاستهای هدفمند به جای نسخه واحد برای کل جمعیت حمایت میکنند. افزایش اعتماد به نظام سلامت، اطلاعرسانی علمی درباره واکسن و بارداری و حمایت اقتصادی از خانوارهایی که کاهش درآمد آنها فرزندآوری را به تعویق میاندازد، اهمیت دارد. همچنین افزایش ازدواج پس از بیکاری لزوما پیامد مطلوبی نیست و ممکن است ناشی از فشار اقتصادی باشد. نویسندگان مقاله همچنین به محدودیتهایی مانند سوگیری نمونه تلفنی، مقطعی بودن دادهها، خوداظهاری و نبود اطلاعات دقیق زمانی اشاره میکنند و یادآور میشوند که ضرایب مشاهدهشده نباید بهعنوان روابط علی قطعی تفسیر شوند.