امنیت اینترنت مانع از سودآوری در صنعت فناوری نیست
ضربه خاموشی به صادرات دیجیتال
حامد آذرگون : قطع اینترنت بینالملل در ایران، علاوه بر آسیب مستقیم به کسبوکارهای داخلی، سه آسیب مهم دیگر نیز در پی دارد: ضربه به «صادرات دیجیتال»، آسیب «فرابخشی» به تمامی بخشهای اقتصاد، و تعطیل شدن «مدرسه همگانی» یادگیری و آموزش در بستر اینترنت. این سه مورد، مجموعه آسیبهای اصلی قطع اینترنت را تشکیل میدهند. بررسی آمارها نشان میدهد قطعی اینترنت در سال ۱۴۰۴، علاوه بر آسیب به فعالیتهای داخلی، حدود ۴۰۰میلیون دلار از ظرفیت صادرات خدمات دیجیتال ایران را نیز از بین برده است. در اقتصاد امروز، اینترنت صرفا یک ابزار ارتباطی نیست، بلکه بخشی از زیرساخت حیاتی تولید، تجارت، خدمات مالی، آموزش و نوآوری محسوب میشود. به همین دلیل، هرگونه اختلال گسترده یا قطع طولانیمدت اینترنت میتواند آثار مستقیم و غیرمستقیم قابلتوجهی بر زندگیمیلیونها شهروند بر جای بگذارد. جایگاه اینترنت در قرن بیستویکم مانند جایگاه موتور بخار در قرن نوزدهم است و یکی از محورهای اصلی انقلاب صنعتی چهارم به شمار میرود. از اینرو، اختلالهای مکرر در اینترنت بینالملل، ایران را بیش از پیش از تحولات اقتصادی جدید عقب میاندازد.
خسارت 400میلیون دلاری به صادرات دیجیتال
منظور از صادرات دیجیتال، صادرات تجهیزات الکترونیکی، تلفن همراه، رایانه یا سایر کالاهای فیزیکی نیست. صادرات دیجیتال به فروش محصولات و خدماتی گفته میشود که از طریق اینترنت و بسترهای دیجیتال به مشتریان خارج از کشور ارائه میشوند و معمولا نیازی به ارسال فیزیکی کالا ندارند. برای مثال، فروش نرمافزار، طراحی وبسایت، خدمات برنامهنویسی، تولید محتوا یا سایر خدمات آنلاین به شرکتها و افراد خارجی در زمره صادرات دیجیتال قرار میگیرد. این نوع صادرات به کشورها کمک میکند بدون نیاز به حملونقل فیزیکی کالا، درآمد ارزی کسب کنند، اشتغال ایجاد کنند و حضور خود را در بازارهای جهانی گسترش دهند.
بررسی آمارها نشان میدهد اختلال اینترنت در سال ۱۴۰۴ با کاهش صادرات دیجیتال ایران همراه بوده است. روند صعودی این متغیر متوقف شده و ارزش آن از ۱۵۱۳میلیون دلار در سال ۱۴۰۳ به ۱۳۷۲میلیون دلار در سال ۱۴۰۴ کاهش یافته است. با توجه به روند افزایشی صادرات دیجیتال ایران در سالهای پیش از آن، میتوان تخمین زد که در صورت عدم وقوع اختلال اینترنت در سال ۱۴۰۴، ارزش این صادرات به حدود ۱۷۷۰میلیون دلار میرسید. از این منظر، میتوان گفت اختلال اینترنت در سال ۱۴۰۴ حدود ۴۰۰میلیون دلار به صادرات دیجیتال ایران آسیب وارد کرده است.
صادرات دیجیتال جهان در سال ۲۰۲۵ حدود ۵۲۰۰میلیارد دلار برآورد شده است. سهم ایران از این بازار کمتر از ۰٫۰۳ درصد است. مقایسه صادرات دیجیتال ایران با کشورهای منطقه نیز نشاندهنده عقبماندگی قابلتوجه کشور است. برای مثال، صادرات دیجیتال امارات و ترکیه بهترتیب ۲۳ و ۱۱ برابر بیشتر از ایران است. صادرات دیجیتال عربستان سعودی، کویت، مصر و قطر نیز از ایران بیشتر است. در سطح جهانی، آمریکا با ۸۱۵میلیارد دلار صادرات دیجیتال، ۱۵٫۵ درصد از کل صادرات دیجیتال جهان را به خود اختصاص داده است. پس از آن، انگلیس با ۵۵۲میلیارد دلار و ایرلند با ۴۶۳میلیارد دلار در رتبههای بعدی قرار دارند. همچنین سنگاپور، با وجود آنکه مساحتش کمتر از نیمی از جزیره قشم است، در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۳۴میلیارد دلار صادرات دیجیتال داشته است. مجموعه این آمارها نشاندهنده فاصله قابلتوجه ایران با کشورهای پیشرو و حتی بسیاری از کشورهای منطقه در حوزه اقتصاد دیجیتال است.

خسارت «فرابخشی» اختلال اینترنت
آمارهای غیررسمی از سهم حدود ۵ درصدی اقتصاد دیجیتال در ایران حکایت دارد. پس از قطع اینترنت بینالملل، معمولا توجه افکار عمومی به کسبوکارهای آنلاین، فروشگاههای اینترنتی و صفحات فعال در شبکههای اجتماعی معطوف میشود. هرچند آسیب به این فعالیتها واقعی و قابلتوجه است، اما تمرکز صرف بر آنها میتواند ابعاد اصلی مساله را پنهان کند. با توجه به اینکه بخش مهمی از اقتصاد دیجیتال ایران، از جمله خدمات بانکی و تاکسیهای اینترنتی، با اینترنت ملی نیز قابلارائه است، زیان اصلی ناشی از اختلال اینترنت بینالملل در جای دیگری نهفته است.
فناوریهایی مانند موتور بخار در انقلاب صنعتی قرن هجدهم، برق در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، موتور احتراق داخلی در عصر گسترش حملونقل مدرن و اینترنت در اواخر قرن بیستم، نمونههایی از «فناوریهای همهمنظوره» به شمار میروند. اهمیت تاریخی این فناوریها نه صرفا در سهم مستقیم آنها در تولید، بلکه در نقشی است که در افزایش بهرهوری، دگرگونی ساختارهای اقتصادی و ایجاد موجهای جدید نوآوری در سراسر اقتصاد ایفا کردهاند. برای مثال، برق تنها یک صنعت جدید ایجاد نکرد، بلکه با نفوذ به کارخانهها، شبکههای حملونقل، ارتباطات و زندگی روزمره، زیربنای بخش عمدهای از فعالیتهای اقتصادی مدرن را فراهم ساخت. به همین ترتیب، اینترنت نیز فراتر از یک فناوری ارتباطی، به بستری اساسی برای تحول تجارت، خدمات، آموزش و تولید دانش در اقتصاد معاصر تبدیل شده است.
امروزه هوش مصنوعی و فناوریهای مبتنی بر داده در حال تبدیل شدن به نسل جدید فناوریهای همهمنظوره هستند. این فناوریها میتوانند بهرهوری نیروی کار را افزایش دهند، هزینههای تولید را کاهش دهند، فرآیندهای تصمیمگیری را بهبود بخشند و سرعت نوآوری را در بخشهای مختلف اقتصاد بالا ببرند. برای مثال، یک مهندس در کارخانه، یک پزشک در بیمارستان، یک پژوهشگر دانشگاهی یا یک شرکت صنعتی ممکن است مستقیما جزو «اقتصاد دیجیتال» محسوب نشوند، اما برای دسترسی به ابزارهای هوشمصنوعی، خدمات ابری، مقالات علمی، نرمافزارهای تخصصی و همکاری با شبکههای جهانی به اینترنت بینالملل نیاز دارند. اگر این دسترسی محدود شود، فعالیت آنها لزوما متوقف نخواهد شد، اما کندتر، پرهزینهتر و کمبازدهتر خواهد شد.
بنابراین، زیان اصلی اختلال در اینترنت بینالملل را نباید صرفا در تعطیلی فروشگاههای اینستاگرامی یا کسبوکارهای آنلاین جستوجو کرد؛ بلکه باید آن را در کاهش بهرهوریمیلیونها نفر در بخشهای مختلف اقتصاد و کند شدن انتشار فناوریهای تحولآفرینی مانند هوش مصنوعی دید. این همان اثری است که اقتصاد را از یکی از مهمترین موتورهای رشد بلندمدت خود در عصر دیجیتال محروم میکند.

تعطیل شدن «مدرسه عمومی» با اختلال اینترنت
آمارهای مصرف اینترنت در ایران نشان میدهد که در سالهای گذشته استفاده از اینترنت بهطور گسترده افزایش یافته است. استفاده خانوارها از اینترنت از ابتدای دهه ۱۳۹۰ تاکنون بیش از ۳۰ برابر شده است. همچنین فاصله میان خانوارهای شهری و روستایی و نیز دهکهای درآمدی بالا و پایین در دسترسی و استفاده از اینترنت بهشدت کاهش یافته است. در سالهای اخیر، اینترنت بینالملل نقش پررنگی در تامین اوقات فراغت و سرگرمی شهروندان پیدا کرده است و اختلال در آن، بهویژه برای ساکنان مناطق روستایی و دهکهای پایین که دسترسی کمتری به گزینههای جایگزین دارند، هزینه رفاهی بیشتری به همراه دارد.
با این حال، اهمیت اینترنت بینالملل فراتر از حوزه سرگرمی است. در سالهای اخیر، همزمان با افزایش تقاضا برای آموزش و محدودیت دسترسی بخشی از جامعه به آموزش باکیفیت، پلتفرمهای اینترنتی به یکی از مهمترین ابزارهای آموزش غیررسمی تبدیل شدهاند. استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی برای یادگیری و پاسخ به پرسشها، دسترسی به دورههای آموزشی آنلاین و مشاهده محتوای آموزشی در پلتفرمهایی مانند یوتیوب، فرصتهای آموزشی گستردهای را در اختیار شهروندان قرار داده است. اختلال یا قطع اینترنت بینالملل دسترسی به بخش مهمی از این منابع را محدود میکند؛ رخدادی که از یک منظر میتوان آن را به تعطیل شدن یک «مدرسه عمومی» بزرگ و در دسترس برای همه شهروندان تشبیه کرد.

جایگزینهای قطع کردن اینترنت
هزینههای اقتصادی ناشی از قطع اینترنت در سالهای اخیر، ضرورت بازنگری جدی در این سیاست را آشکار کرده است. برآوردها نشان میدهد که در سال ۱۴۰۴، دسترسی به اینترنت بینالملل در مجموع حدود ۵۰ روز با اختلال یا محدودیت گسترده مواجه بوده است. چنین محدودیتهایی تنها به زیان مستقیم کسبوکارها، کاهش تولید و اختلال در مبادلات اقتصادی منجر نمیشود، بلکه از طریق افزایش نااطمینانی، بر تصمیمات سرمایهگذاری در بخشهای وابسته به فناوری اطلاعات و اقتصاد دیجیتال نیز اثر منفی میگذارد. سرمایهگذاران در محیطی که دسترسی به زیرساختهای ارتباطی آن قابل پیشبینی نیست، انگیزه کمتری برای تخصیص منابع به فعالیتهای نوآورانه و بلندمدت خواهند داشت.
در چنین شرایطی، سیاستگذار باید به جای اتکا به راهکار پرهزینه و فراگیر قطع دسترسی به کل اینترنت بینالملل، به سمت استفاده از ابزارهای هدفمند و گزینشی حرکت کند. پیشرفتهای فنی در مدیریت شبکه این امکان را فراهم کرده است که در شرایط بحرانی، تنها دسترسی به برخی سرویسها، دامنهها یا نشانیهای IP مشخص محدود شود. این رویکرد از منظر کارآیی اقتصادی و حکمرانی شبکه بهمراتب بهینهتر است؛ زیرا به جای مختل کردن تمامی ارتباطات بینالمللی، تنها آن دسته از مقاصد اینترنتی را هدف قرار میدهد که از منظر امنیتی مسالهساز تلقی میشوند. در نتیجه، بخش عمده فعالیتهای اقتصادی، تجاری، علمی و ارتباطی کشور میتواند بدون وقفه به کار خود ادامه دهد.
علاوه بر این، تداوم طولانیمدت سیاست فیلترینگ نیز در شکلگیری وضعیت کنونی بیتاثیر نبوده است. تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که استفاده مستمر و گسترده از فیلترینگ، به تدریج موجب توسعه و فراگیر شدن ابزارها و مهارتهای دور زدن محدودیتها در میان کاربران شده است. در واقع، ابزاری که میتوانست در صورت استفاده محدود، موقت و متناسب با شرایط خاص، اثربخشی امنیتی قابلتوجهی داشته باشد، در اثر کاربرد گسترده و دائمی بخش مهمی از کارآمدی خود را از دست داده است. نتیجه این روند آن بوده که در مواقع بحران، سیاستگذار برای دستیابی به اهداف امنیتی مورد نظر خود ناچار به استفاده از ابزار شدیدتر و پرهزینهتری همچون قطع یا محدودسازی گسترده اینترنت شده است؛ اقدامی که هزینههای اقتصادی و اجتماعی آن به مراتب فراتر از منافع احتمالی آن است.
در دنیای امروز، رسانهها نقش بسیار مهمی در نحوه نگرش انسانها و همچنین در هماهنگی و سازماندهی آنها دارند. این نقش مهم اما به معنای آن نیست که رسانه بتواند کاملا مستقل از «واقعیتها» عمل کند. رسانهها برای ارائه تفسیرها و نگرشهای خود به واقعیتهایی نیاز دارند که روایت آنها را تقویت کند. شاخصهای اقتصادی مانند فقر، بیکاری، تورم و فساد اقتصادی، از مهمترین واقعیتهایی هستند که خوراک رسانههای دروغپرداز و مروج خشونت را تامین میکنند. بنابراین، مهمترین راهبرد جایگزین برای قطع کردن اینترنت، اجرای تخصصی اصلاحات اقتصادی است.