بازگشت «کیم» به محاسبات ترامپ/ ایران چگونه معادله هستهای آمریکا را تغییر داد؟
دونالد ترامپ که زمانی «کیم جونگ اون» را «مرد موشکیِ کوچک» خطاب کرد و کرۀ شمالی را تا آستانۀ جنگ پیش برد، دیری نپایید که در سنگاپور پای میز مذاکره با رهبر پیونگیانگ نشست، از رابطۀ عالی با کیم سخن گفت و وعده داد برنامۀ هستهایِ کرۀ شمالی بهسرعت برچیده خواهد شد
از آن زمان، هفت سال گذشته و نتیجه چیزی نیست جز تحققنیافتنِ این وعده. کرۀ شمالی اکنون قدرت هستهایِ تثبیتشده است و زرادخانهای در اختیار دارد که میگویند حدود 60 کلاهک هستهای را در خود جای داده است.
حالا درست در شرایطی که ترامپ در پروندۀ ایران با پرسشهای دشواری دربارۀ آیندۀ برنامۀ هستهای و جنگِ بلاتکلیفمانده روبهروست، نام کیم جونگ اون دوباره به سیاست خارجیِ واشنگتن بازگشته است.
این بازگشت، تصادفی به نظر نمیرسد. ترامپ ازسویی در برابر ایران، موضعِ سخت و حداکثری اتخاذ کرده و از سوی دیگر، در برابر کرۀ شمالیِ مجهز به بمبِ اتم، از مذاکره، رابطۀ دوستانه و حتی کاهشِ نقش نظامی آمریکا در رزمایشهای مشترک با کرۀ جنوبی سخن گفته است.
آیا ترامپ از تجربۀ شکستخورده با کیم چیزی آموخته یا باز همان مسیر را میپیماید؟ مردک موشکی هم ناظر ماجراست و معلوم نیست چه در سر دارد.
سیانان؛ دیوید سنگر و آنتون تروینوفسکی؛ 17 آگوست 2026
آخرین باری که «دونالد ترامپ» (رئیسجمهور ایالاتمتحده) وعدۀ خاتمهدادن به برنامۀ تسلیحاتِ هستهای کشوری را داد، 3 دیدارِ رودررو با «کیم جونگ اون» (رهبر کرۀ شمالی) داشت. پس از این دیدارها اعلام کرد رابطهای عالی بین او و کیم شکل گرفته، ولی در نهایت، بدون آنکه به هدفِ مشخصی دست یابد، از مذاکرات خارج شد.
این اتفاق در نخستین دورۀ ریاستجمهوریِ ترامپ رخ داد. تلاش دیپلماتیک او شکست خورد و کیم بلافاصله برنامۀ هستهای را تسریع کرد.
کرۀ شمالی بنا به برآورد کارشناسان، اکنون حدود 60 سلاح هستهای و موشکهایی در اختیار دارد که قادرند خاکِ ایالاتمتحده را به توبره بکشند؛ دقیقاً همان خطری که ترامپ وعده داده بود بساطش را برچیند.
کارشناسانِ تسلیحات هستهای با این پرسش دست به گریبان اند که «آیا تلاشِ ترامپ برای مهار برنامۀ هستهای ایران میتواند به سرنوشتِ مشابه دچار شود؟ بهویژه حالا که به نظر میرسد بیش از پرداختن به ذخایر اورانیومِ ایران، بر بازگشاییِ «تنگۀ هرمز» تمرکز کرده است.» ذخایر اورانیومِ ایران پس از بمبارانِ تأسیسات هستهایِ این کشور از سوی آمریکا در سال 2025، زیر آوار مدفون شد. ترامپ که در قبالِ مسئلۀ ایران با بنبست مواجه شده، بار دیگر توجهش را به کرۀ شمالی معطوف کرده و تحلیلگران امیدِ چندانی ندارند که بتوان زرادخانۀ هستهایِ رو به گسترشِ پیونگیانگ را در کوتاهمدت از بین برد.
ترامپ، شامگاه یکشنبه در شبکههای اجتماعی یادداشتی منتشر کرد حاویِ تمجید از کیم جونگ اون و دستور به «پیت هِگسِت» (وزیر دفاع آمریکا) که نقشِ ایالاتمتحده را در رزمایشِ نظامیِ سالانه با کرۀ جنوبی کاهش دهد. نوشتۀ او ظاهراً این پیام را منتقل میکرد که قصد دارد مذاکره با پیونگیانگ را از سر بگیرد.
با این حال، تا روز دوشنبه هنوز روشن نبود که پنتاگون چگونه میتواند حضورش را در این رزمایشِ یازده روزه کمرنگ کند؟ دفتر مطبوعاتیِ پنتاگون نیز عصر یکشنبه در بیانیۀ یکخطی به خبرنگاران، ابهام را برطرف نکرد. در این بیانیه آمده بود: «وزارتِ جنگ، مجدانه در حال اجرای دستور فرماندۀ کل قواست.» دولتِ ترامپ، وزارتِ دفاع را به وزارتِ جنگ تغییر داده است.
«رابرت لیتواک» (پژوهشگر دانشگاه جورج واشنگتن) که دربارۀ برنامۀ هستهایِ کرۀ شمالی و ایران تحقیق کرده، تفاوت رویکردِ ترامپ در قبال این دو کشور را چُنین توصیف میکند:
«شاهد داستانی باورنکردنی از مواجهۀ ترامپ با دو کشور یاغی هستیم... ما با ایران، کشوری که در آستانۀ هستهایشدن است در جنگیم و همزمان با دیکتاتوری در کرۀ شمالی ملاطفت میکنیم که میتواند آمریکا را هدفِ سلاح هستهای قرار دهد.»
اظهارات تندِ ترامپ، تلاش برای تنبیه کرۀ جنوبی بود، بهدلیل امتناع از پیوستن به ائتلافِ جنگ با ایران؛ موضعی که کاسۀ صبر ترامپ را لبریز کرد و خشمش را برانگیخت. او این موضوع را در یادداشتِ بکشنبه مطرح کرد و دوشنبه نیز در گفتوگو با خبرنگارانِ حاضر در دفتر بیضیِ کاخ سفید به آن پرداخت.
نارضایتی از سئول علت دیگری هم دارد. ترامپ میگوید کرۀ جنوبی در عمل به وعدۀ سرمایهگذاریِ 350 میلیارد دلاری در آمریکا از جمله در حوزۀ کشتیسازی تعلل کرده است.
او اکتبر سال گذشته به کرۀ جنوبی سفر کرد و از ایدۀ سرمایهگذاریهای آیندۀ سئول در آمریکا استقبال کرد. نمونهای از اهداف سرمایهگذاریِ کرۀ جنوبی، وعدۀ چند میلیارد دلاریِ سامسونگ برای توسعۀ کارخانۀ تولید تراشه در ایالت تگزاس بود.
«اسکات ای اسنایدر» (رئیس و مدیرعاملِ «مؤسسۀ اقتصادی کره در آمریکا) میگوید: «ترامپ دوباره به همان شکایتِ همیشگی مبنی بر «سواری مجانیِ کرۀ جنوبی» بهدلیل حضور نیروهای آمریکایی در شبهجزیرۀ کره روی آورده و از رابطۀ امنیتیِ دو کشور بهعنوان اهرمی برای افزایش فشار بر دولت کرۀ جنوبی استفاده میکند.» اما آنچه بر این تنشها سایه افکنده، «ناتوانی ترامپ در بیرونکشیدنِ آمریکا از جنگِ ایران» است.
او در ماههای اخیر، بارها اشاراتی به تمایل برای عبور از این جنگ و بازگشت به مذاکره با کیم جونگ اون داشت؛ همان رهبری که در دورۀ نخستِ ریاستجمهوریِ ترامپ، طی چند دیدار، خواستۀ او مبنی بر گفتوگوی مستقیم و رودررو را برآورده کرد.
«لی جائه میونگ» (رئیسجمهور کرۀ جنوبی) هم در ماه ژوئن اعلام کرد: «به نظر میرسد ترامپ مایل است گفتوگو با کیم را از سر بگیرد. او در ماههای اخیر، دستکم دو بار تصویری از خود در کنار رهبر کرۀ شمالی در شبکههای اجتماعی منتشر کرده است.» ترامپ، روز شنبه در کنار عکس دیدار با کیم (مربوط به سال 2019 در مرز کرۀ شمالی و جنوبی) نوشت: «کیم جونگ اون و من خیلی خوب با هم کنار میآییم.» روز دوشنبه نیز با انتشار پُستِ صمیمانهای به همین موضوع پرداخت. این بار تصویر طنزآمیزی منتشر کرد که کیم را در حال تماس تلفنی نشان میداد، درحالی که چند مقامِ نظامی پشت سرش ایستاده بودند. روی تصویر نوشته شده بود: «هی دونالد، ما با هم خوب هستیم... مگر نه؟»
برنامۀ هستهای کرۀ شمالی از اواخر دهۀ 1980 تاکنون، یعنی سالها پیش از آنکه برنامۀ هستهای ایران به موضوعی مهم در محافل بینالمللی تبدیل شود، یکی از نگرانیهای جدیِ جامعۀ بینالمللی بود. در سال 1994، پس از آنکه کرۀ شمالی در خلال رخدادی بحرانی، بازرسان بینالمللی هستهای را از کشور بیرون راند، دولتِ «بیل کلینتون»، احتمال حملۀ نظامی به تأسیسات هستهای این کشور در «یونگ بیون» را بررسی کرد و در نهایت از این اقدام عقب نشست. اواخر همان سال، «جیمی کارتر» (رئیسجمهور پیشین آمریکا) با «کیم ایل سونگ» (پدربزرگِ رهبر کنونی کرۀ شمالی) به توافقی دست یافت که بر اساس آن، مقرر شد پیونگیانگ برنامۀ هستهایاش را متوقف کند و در مقابل برای ساخت راکتورهای هستهای ِغیرنظامی کمک دریافت کند. این توافق نیز در نهایت فرو پاشید و تلاشهای بعدی برای مهار برنامۀ هستهایِ کرۀ شمالی هم یکی پس از دیگری با شکست مواجه شدند.
کرۀ شمالی در سال 2006، نخستین آزمایش هستهایاش را انجام داد. پس از آن هم، پنج آزمایش دیگر صورت گرفت که آخرین مورد مربوط به سال 2017 بود. یک سال بعد، در حالی که ترامپ، کیم جونگ اون را «مرد موشکیِ کوچک» خطاب کرده بود، با او در سنگاپور دیدار کرد و پس از آن به خبرنگار نیویورکتایمز گفت: «انتظار دارم کرۀ شمالی برنامۀ هستهایاش را بهسرعت برچیند.» ترامپ، پس از برگزاری نشستِ اول گفت: «خیلی سریع اتفاق خواهد افتاد. حتم دارم خیلی سریع پیش خواهد رفت... بدون تردید این کشور، زرادخانۀ قابلتوجهی دارد.»
ترامپ هنوز با علاقه و حظ وافر از دیدارهایش با کیم یاد میکند. حتی در دورۀ نخستِ ریاستجمهوری، گاهی نامههای کیم را بیرون میآورد و بخشهایی از آن را برای مهمانانش در دفتر بیضی میخواند. این دیدارها در تاریخ ِسیاست خارجیِ ایالاتمتحده بهعنوان «شکست دیپلماتیک» ثبت شدهاند. نشستِ دوم هم که در ویتنام برگزار شد، با فروپاشیِ مذاکرات به پایان رسید. «جان بولتون» (مشاور امنیت ملی وقت) بعدها گفت: «ترامپ با آمادگی کافی وارد مذاکرات شده بود و تلاشِ دیپلماتیکش زمانی از هم پاشید که کیم حاضر نشد تأسیسات هستهایِ خارج از مرکز اصلیِ غنیسازی در یونگبیون را برچیند.»
برخی نگراناند که این اتفاق دوباره تکرار شود.
«جوئل اس ویت» (دیپلمات پیشین وزارت خارجۀ آمریکا) که در مذاکرات اولیه با کرۀ شمالی مشارکت داشت و کتابی هم دربارۀ شکستِ تلاشهای آمریکا برای خلع سلاح هستهایِ پیونگیانگ منتشر کرده، میگوید: «یک نشستِ دیگر بین ترامپ و کیم میتواند فاجعهآمیز باشد و ظاهراً ترامپ تمایل زیادی به برگزاری آن دارد... به نظر نمیرسد ترامپ متوجه شده باشد که کیم جونگ اونِ امروز دیگر علاقهای به بهبودِ روابط با آمریکا ندارد. او مصمم است سلاحهای هستهایاش را حفظ کند، برای حمایت از متحدِ روس، نیرو به اوکراین اعزام کند و کرۀ جنوبی را تهدید کند.» منتقدانِ سیاست خارجیِ ترامپ هم رئیسجمهور را به تضعیفِ یکی از «ائتلافهای کلیدی آمریکا» متهم میکنند. «جک رید» (سناتور ایالت رودآیلند و ارشدترین عضو دموکراتِ کمیتۀ نیروهای مسلح سنا) در همین خصوص گفته: «ترامپ بار دیگر تصمیمی بیمعنا و نسنجیده گرفته و کرۀ جنوبی را بدون هیچ دلیلی جز خودخواهیِ محض، مجازات میکند.»
«ویکتور دی چا» (استاد دانشگاه جورج تاون) که در دولت ِ«جورج دبلیو بوش»، در حوزۀ سیاستگذاری آمریکا در قبال آسیا فعالیت کرده، اظهارات ترامپ در شبکههای اجتماعی را دستکم تاحدی ناشی از سرخوردگی و ناکامیِ رئیسجمهور در قبال ایران قلمداد میکند و میگوید: «تلاش ترامپ برای جلبنظر کیم جونگ اون دقیقاً زمانی انجام شده که رئیسجمهور آمریکا میکوشد موضع سختگیرانهاش را در برابر تهران حفظ کند و همین امر، تصویری متناقض از رویکرد ترامپ در برابر دشوارترین چالشهای هستهای جهان ایجاد کرده است... به نظر میرسد او در دو جهتِ کاملاً متضاد حرکت میکند. در مورد کرۀ شمالیِ هستهای به سمت مذاکرۀ عملگرایانه پیش میرود و در مورد ایران، موضعی مطلقگرایانه اتخاذ کرده است.»
ترامپ، روز دوشنبه در دفتر بیضیِ کاخ سفید از رویکردش در قبال کرۀ شمالی دفاع کرد و وقتی خبرنگاری از او پرسید: «آیا منافع ِدشمنان آمریکا را بر منافعِ متحدانِ این کشور ترجیح میدهید؟» پاسخ داد: «من دارم شرایط را ایمن میکنم... کیم جونگ اون همیشه رفتار محترمانهی با من داشته است... من او را میفهمم. او هم من را میفهمد.» اما به گفتۀ تحلیلگران، «کیم بهدقت، جنگ ترامپ با ایران را زیر نظر دارد.» چا میگوید: «این جنگ، حامل پیام مهمی برای کرۀ شمالی است... جنگِ ایران به پیونگیانگ نشان داد که آنها حق دارند برای جلوگیری از حملۀ نظامی بهدنبال سلاح هستهای باشند.. آنچه بر سر ایران آمده، میتواند دقیقاً دلیلی برای حفظِ زرادخانۀ هستهایِ کرۀ شمالی باشد، نه کنارگذاشتناش.»
یادداشت مترجم:
مقالۀ نیویورکتایمز بر این نکته تأکید دارد که رفتار دونالد ترامپ در قبال ایران و کرۀ شمالی، متناقض است. ترامپ در برابر کشوری که هنوز به سلاح هستهای دست نیافته یا در آستانۀ دستیابی است، بهدنبال تغییر رفتار و حتی تغییر ظرفیت هستهای است، اما در برابر کشوری که سالهاست بمب اتم در اختیار دارد، به مذاکره و سازش روی آورده است. همین تناقض، اهمیتِ بازگشتِ کیم جونگ اون به محاسباتِ کاخ سفید را بیشتر میکند.
هستهایبودنِ کرۀ شمالی خطر بالفعلتری است، اما هستهایشدنِ ایران میتواند پیامدهای منطقهای داشته باشد و خطر بالقوه بزرگتری ایجاد کند. کرۀ شمالیِ هستهای دیگر خطر فرضی نیست؛ واقعیتِ تثبیتشده است. این کشور علاوه بر آمریکا، کرۀ جنوبی و ژاپن را هم در تیررس دارد و جنگِ احتمالی در شبهجزیره میتواند خیلی سریع به بحرانِ هستهای تبدیل شود. ایرانِ هستهای هم میتواند معادلاتِ خاورمیانه را تغییر دهد. نگرانی اصلی، فقط ایران نیست؛ باید احتمال واکنشِ کشورهایی مثل عربستان، ترکیه و مصر را نیز در نظر گرفت.
تصور ایالاتمتحده باید این باشد که ایران میتواند آغازگر زنجیرۀ جدیدِ اشاعۀ هستهای باشد. ایران در قلبِ خاورمیانه قرار دارد؛ منطقهای با چند رقیبِ قدرتمند و موازنههای امنیتیِ شکننده. هستهایشدنِ ایران میتواند کشورهای منطقه را به دنبالکردنِ گزینۀ هستهای ترغیب کند و پارادوکسِ مهم همینجا شکل میگیرد؛ «آمریکا با ایران میجنگد تا مانع دستیابی به آن چیزی شود که کرۀ شمالی سالهاست در اختیار دارد و ترامپ برای مذاکره با همان کرۀ شمالیِ هستهای دوباره دست دراز کرده است.»
ضمن آنکه تجربۀ مذاکرۀ نخستِ ترامپ با کرۀ شمالی نشان داد دیپلماسیِ شخصی لزوماً به معنای توفیقِ دیپلماتیک نیست. دیدارهای تاریخیِ ترامپ و کیم، تصاویر دستدادن، نامههای دوستانه و ادبیات غیرمعمولِ رئیسجمهور آمریکا دربارۀ رهبر کرۀ شمالی، نتوانستند حتی یک گام پایدار در مسیر خلع سلاح هستهای بردارند. پیونگیانگ در خلال مذاکرات مجال یافت برنامۀ خود را ادامه دهد و موقعیتِ هستهایاش را تثبیت کند. مسئلۀ ایران، این تجربه را بهشکلی معنادار به سیاست خارجیِ آشفتۀ ترامپ بازگردانده است.
اگر هدف آمریکا جلوگیری از تبدیلِ ایران به قدرت هستهای باشد، جنگ بهتنهایی نمیتواند منجر به خلع سلاح شود. حتی اگر تأسیسات هستهای آسیب جدی دیده باشند، دانش فنی، نیروی انسانی، زیرساختهای پراکنده و انگیزۀ سیاسی برای بازسازی برنامه را نمیتوان با حملۀ هوایی و تهدید از بین برد. فشار نظامی میتواند تأسیسات را تخریب کند، اما تصمیمِ حکومت برای دستیابی به بازدارندگی هستهای را از بین نمیبرد.
حملاتِ مکرر آمریکا به ایران حتی در زمان برگزاری مذاکرات، کرۀ شمالی را به این نتیجه میرساند که ایران دقیقاً به دلیل نداشتنِ بازدارندگی هستهای معتبر، در برابر قدرتِ نظامی آمریکا آسیبپذیر شده است. بنابراین جنگِ آمریکا با ایران، دلیل روشنی برای حفظ و توسعۀ زرادخانههای هستهای کرۀ شمالی است.
ترامپ در چنین بلبشویی در پی احیای رابطۀ شخصی با کیم است؛ رابطهای که در دورۀ نخستِ ریاستجمهوریاش به نتیجه نرسید و به خلع سلاح منجر نشد. او حتی از این نکته غافل است که شرایط امروز کرۀ شمالی با سال 2019 تفاوت دارد؛کیم دیگر رهبر کشوری نیست که در مسیر دستیابی به بمب حرکت میکند. او اکنون از موقعیتِ هستهایِ تثبیتشده مذاکره خواهد کرد.
بنابراین اگر ترامپ این بار وارد گودِ مذاکره شود، مسئلۀ اصلی، خلع سلاح نخواهد بود. او باید قدرتِ هستهایِ بالفعلِ این کشور را مدیریت کند. اگر آمریکا ناجار شود با کرۀ شمالیِ هستهای کنار بیاید و همزمان برای جلوگیری از هستهایشدنِ ایران به جنگ متوسل شود، پیونگیانگ درمییابد که بمب اتم بقای رژیم را تضمین کرده و ایران هم پی میبرد که راه نجات از این مخمصه، شتافتن به همان نوع بازدارندگی است.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.