فرهاد نیلی: «پارادایم شیفت» در صنعت فولاد ضروری است/ باید به سمت یک نظام اکوسیستمی یکپارچه و هوشمند مهاجرت کنیم

فرهاد نیلی، اقتصاددان، در همایش «صنعت فولاد و سنگ‌آهن در دوران تحول» با موضوع مدیریت اعتبار در زنجیره صنعت فولاد سخنرانی کرد.

او با اشاره به ضرورت یک تغییر پارادایم در نظام تأمین مالی صنعت فولاد، گفت: بحثی که ارائه می‌کنم، در واقع درباره یک «پارادایم شیفت» و تحولی است که باید توضیح دهیم چرا ضرورت دارد، این تحول چگونه باید صورت بگیرد و اگر این تحول صورت نگیرد، چه اتفاقی خواهد افتاد.

نیلی افزود: از یک نظام تأمین مالی سنتی و بانک‌محور، چرا باید به سمت یک نظام اکوسیستمی یکپارچه و هوشمند مهاجرت کنیم؟ این کاری است که به صورت مشترک با دوست عزیزم، آقای مهندس سنایی، انجام داده‌ایم و بخشی از یک ارائه بزرگ‌تر است که می‌توان آن را برای مدیران ارشد مالی شرکت‌ها و CFOها در قالب یک کارگاه یک‌روزه ارائه کرد.

او ادامه داد: امروز فرصت مغتنمی بود و از این ابتکار عملی دنیای اقتصاد استقبال کردم تا سرفصل‌های این موضوع را با شما مطرح کنیم، چرا که به نظر ما در سطح مدیران و رؤسای هیئت‌مدیره باید این نگاه تغییر کند و با یک لنز دیگر به زنجیره، به‌خصوص زنجیره فولاد، نگاه شود.

این اقتصاددان با اشاره به ابعاد مختلف زنجیره فولاد گفت: وقتی از زنجیره فولاد صحبت می‌کنیم، ابعاد فیزیکی و مهندسی زنجیره بخش اعظم آن چیزی است که در ذهن ما شکل می‌گیرد. این همان بخشی از کوه یخ است که بالای اقیانوس می‌بینیم؛ بحث معدن، متالورژی و سایر بخش‌های فیزیکی زنجیره.

نیلی افزود: حتی وقتی درباره تاب‌آوری زنجیره صحبت می‌کنیم، بیشتر نگاه ما معطوف به بعد فیزیکی زنجیره است. آمارهایی هم که امروز ارائه شد کمک کرد ببینیم این زنجیره چقدر ابعاد دارد. اما می‌خواهم توجه شما را به دو رکن دیگر زنجیره جلب کنم. بخش بالایی را می‌بینیم و می‌شناسیم، اما اگر این لنز را نبینیم، ممکن است همان اتفاقی که آقای حسینی درباره انرژی فرمودند، در خصوص فایننس نیز رخ دهد.

او با اشاره به چالش انرژی در صنعت فولاد گفت: آقای حسینی به‌خوبی فرمودند که فولاد در واقع با یک شوک مواجه شده؛ از یک طرف مصرف و دسترسی به انرژی کاهش پیدا می‌کند و از طرف دیگر قیمت انرژی افزایش پیدا می‌کند. ایشان اشاره کردند که در آمریکا خانوارها ۱۱ برابر بیشتر از صنعت بابت انرژی پرداخت می‌کنند. به هر حال، حفظ رضایت شهروند در اولویت است. بنابراین مطمئن باشید این وضعیت به‌سادگی برنمی‌گردد، چون روش‌های دیگری برای راضی نگه داشتن شهروند وجود دارد که شاید خیلی خوب کار نکند. بنابراین نباید انتظار داشته باشیم قیمت نسبی انرژی به وضعیت قبل برگردد و شوک قیمت انرژی بیش از این نیز در پیش روی ما خواهد بود.

نیلی برای تشریح ابعاد این مسئله به مطالعه‌ای درباره چالش‌های صنعتی شدن ایران اشاره کرد و گفت: برای اینکه ابعاد مسئله را توضیح بدهم، به مطالعه بسیار ارزشمندی اشاره می‌کنم که در دانشگاه صنعتی شریف انجام شد و با همت دنیای اقتصاد در زمستان سال گذشته منتشر شد. مطالعه «چالش‌های صنعتی شدن ایران» به مدیریت دکتر مسعود نیلی انجام شد و کار بسیار ارزشمندی بود که توصیه می‌کنم همه دوستان آن را مطالعه کنند.

او افزود: این مطالعه، صنعت را از چهار لنز بررسی می‌کند؛ وابستگی به انرژی، آثار زیست‌محیطی، فناوری و حکمرانی. سپس صنعت را تفکیک می‌کند و جریان‌های اصلی، صنایعی که در حال کوچک شدن هستند، صنایعی که در حال بزرگ شدن هستند و صنایعی را که رفتار نوسانی دارند، مورد بررسی قرار می‌دهد.

نیلی گفت: توجه شما را به صنایعی که در حال بزرگ شدن هستند جلب می‌کنم. همه ما که در اینجا هستیم، به جز ما که از اقتصاد آمده‌ایم، درگیر همین صنایع هستیم. در اینجا کاملاً لنز روی وابستگی آنها به انرژی، محیط زیست و سایر عوامل معطوف می‌شود. مطالعه به‌خوبی توضیح می‌دهد که اگر برای این مسائل تدبیری اندیشیده نشود و همان بهره‌وری که امروز درباره آن صحبت شد اعمال نشود، با وضعیت نگران‌کننده‌ای روبه‌رو خواهیم بود.

او ادامه داد: نکته دیگر این است که رشد صنعت در سال‌های گذشته به مدد همین صنایع بوده است. رشد این صنایع مستمراً بالاتر از رشد میانگین بوده و صنعت را بالا نگه داشته‌اند. بنابراین هرگونه تعدیل قابل ملاحظه در قیمت انرژی، استانداردهای زیست‌محیطی یا دسترسی به ارز، این صنایع را دچار مشکل می‌کند.

این اقتصاددان با تأکید بر اهمیت نقدینگی گفت: اما ما می‌خواهیم از یک لنز دیگر نگاه کنیم. نقدینگی هم می‌تواند شوک بعدی باشد، اگر درمانش نکنیم. واقعیت این است که اگر فقط بخش بالایی زنجیره را نگاه کنیم و بخش پایین را نبینیم، حلقه‌های ضعیف‌تر زنجیره ممکن است تاب‌آوری کل زنجیره را دچار مشکل کنند، در حالی که این ضعف را در بخش بالایی نمی‌بینیم.

نیلی افزود: زنجیره در کنار همه مزیت‌هایی که دارد، یک ویژگی مهم دارد؛ اگر یک حلقه زنجیره بشکند، بقیه حلقه‌ها نیز دچار مشکل می‌شوند. این حلقه لزوماً در بعد مهندسی نمی‌شکند؛ ممکن است در بعد اطلاعاتی شکسته شود. اطلاعات چرا مهم است؟ اگر اطلاعات، فایننس را تغذیه نکند، با وضعیتی مواجه می‌شویم که آنهایی که دسترسی به بانک دارند تأمین مالی می‌شوند و آنهایی که دسترسی ندارند، تأمین مالی نمی‌شوند و می‌شکنند.

او گفت: بنابراین ما در این ارائه می‌خواهیم روی دو قسمت متمرکز شویم و نشان دهیم اگر نتوانیم یک استرس‌تست خوب انجام دهیم، در کنار مسئله انرژی، وضعیت تورم، نقدینگی و دسترسی به فاینانس نیز می‌تواند مشکل‌ساز شود. از سوی دیگر، تعدیل قیمت نیز باید صورت بگیرد. به قیمت‌های اسمی نگاه نکنید؛ وقتی تورم ۴۰ تا ۸۵ درصد است، باید آن را در نظر بگیرید. بنابراین نرخ سود واقعی منفی است و این وضعیتی است که با آن روبه‌رو هستیم.

نیلی تأکید کرد: بحث ما این است که مشکل با مذاکره با بانک حل نمی‌شود. اگر این پارادایم شیفت صورت نگیرد، زنجیره می‌شکند. بنابراین نکته اساسی این است که به آن توجه کنیم.

او ادامه داد: نکته دوم این است که برای اینکه زنجیره ما دچار مشکل نشود، باید زنجیره را به صورت یک اکوسیستم ببینیم، نه یک زنجیره خطی. در این سیستم، تأمین مواد اولیه، تأمین تجهیزات و خدمات و انرژی را داریم که باید به زبان داده و اطلاعات با یکدیگر صحبت کنند. زنجیره ممکن است از همین نقطه دچار شکست شود.

این اقتصاددان با تأکید بر ضرورت نهادسازی گفت: این کار حتماً به نهادسازی نیاز دارد. وقتی در زنجیره کار می‌کنیم، مواد اولیه وقتی از یک جای زنجیره به جای بعدی منتقل می‌شود، دیگر در نقطه قبلی نیست، اما داده می‌تواند در اختیار همه بخش‌های زنجیره قرار بگیرد.

نیلی افزود: امروز تکنولوژی‌ که در سطح کشور وجود دارد و پلتفرم‌هایی که دسترسی همه را به داده به صورت آنلاین فراهم می‌کنند، می‌توانند از طریق API اطلاعات را در اختیار همه بخش‌های زنجیره قرار دهند تا تصمیم‌ها مبتنی بر داده باشد.

او گفت: داده برای این مهم است که بتوانیم کمیاب‌ترین سرمایه در گردش را مدیریت کنیم. بنابراین مدیریت کمیاب‌ترین عنصر زنجیره به یک مسئله مهم تبدیل می‌شود که باید بتوانیم آن را حل کنیم.

نیلی تأکید کرد: ما در این ارائه تلاش می‌کنیم روی دو نکته تمرکز کنیم؛ اینکه چرا فناوری و داده مهم هستند و چرا به نهادسازی نیاز داریم. اما نهادسازی را نباید از بانک‌های سنتی خودمان انتظار داشته باشیم. مسئله این نیست که مدیر بانک یا مدیرعامل بانک با ما همراه نیست؛ بانک اساساً برای انجام چنین کاری طراحی نشده است. این سِنک‌ها و پلتفرم‌های مالی هستند که می‌توانند چنین کاری انجام دهند.

او افزود: اگر داده و گوش مصنوعی روی سیستم سوار نشود، خطای انسانی می‌تواند ابعاد ماجرا را بسیار بزرگ کند. بنابراین در این ارائه بر همین موضوع تمرکز می‌کنیم.

این اقتصاددان در ادامه گفت: توجه داشته باشید که جریان آهن اسفنجی و سنگ‌آهن را می‌بینیم؛ این بخش مشهود است و چشم ما آن را می‌بیند و ذهن ما نیز درگیر آن می‌شود. اما جریان نقد را CFO می‌بیند، در داشبورد مدیریتی است و مدیرعامل آن را می‌بیند؛ با این حال، این نگاه همواره گذشته‌نگر است.

نیلی افزود: نکته ما این است که حتماً باید جریان اعتبار را جدا کنیم. پول بانکی به تنهایی کفایت نمی‌کند. برای اینکه زنجیره بچرخد، باید حتماً اعتبار را جداگانه ببینیم و داشبوردها باید جریان اعتبار را رصد کنند.

او با اشاره به اهمیت جریان داده گفت: چهار جریان در هم‌تنیده وجود دارد و آن نخی که زودتر پاره می‌شود، دانه‌های این تصویر را از هم جدا می‌کند. بنابراین فکر نکنید فقط باید جریان فیزیکی را رصد و پایش کنیم؛ سه جریان دیگر را نیز باید رصد کنیم.

نیلی در پایان تأکید کرد: پیام مهم ما این است که با توجه به وضعیت ترازنامه‌های بانکی و هشدارها و نگرانی‌هایی که درباره تشدید تورم وجود دارد، تأمین مالی به کمک پول بانکی به تنهایی کفایت نمی‌کند و امکان‌پذیر نیست، اینجاست که مزیت اکوسیستم مهم می‌شود و اهمیت زنجیره خود را نشان می‌دهد.

او ادامه داد: در یک زنجیره ممکن است یک بخش با کمبود و بخش دیگری با مازاد مواجه باشد. لازم نیست هر بار مازاد به سپرده بانکی تبدیل شود و بخش دارای کسری وام دریافت کند. مفهوم این است که این منابع می‌تواند در داخل مجموعه و زنجیره به گردش درآید و تسویه آن صرفاً در حساب بانکی انجام شود.

نیلی در ادامه گفت: جریان ناخالص اعتبار می‌تواند داخل زنجیره بچرخد و در پایان روز یا پایان هفته، بسته به شرایط، تسویه شود.

باید نیاز صنعت فولاد به پول بانکی را به حداقل برسانیم 

فرهاد نیلی، اقتصاددان، در ادامه سخنان خود در همایش «صنعت فولاد و سنگ‌آهن در دوران تحول» با تأکید بر ضرورت تغییر نظام تأمین مالی صنعت فولاد گفت: بانک‌ها با موانعی مواجه هستند و نمی‌توانند به شکل مورد نیاز صنعت، تأمین مالی کنند. در واقع آن الاکلنگی که ۳۰ سال است در اقتصاد ایران کار می‌کند، اکنون با نوسان بیشتری کار می‌کند؛ چراکه ما می‌خواهیم تأمین مالی از طریق بانک و وام باشد.

او افزود: وقتی می‌خواهیم تأمین مالی از طریق وام باشد، تأمین مالی و تورم به هم چسبیده‌اند و در نتیجه رشد اقتصادی و تورم نیز به هم گره می‌خورند. در این شرایط و در این گردنه سخت اقتصادی کشور که از اسفند سال گذشته شروع شده و فعلاً با ما همراه خواهد بود، نباید بین این دو انتخاب کنیم.

نیلی تأکید کرد: نکته این است که باید نیاز صنعت به پول بانکی را به حداقل برسانیم. پول بانکی برای تسویه است و قرار نیست دائماً بچرخد؛ «کردیت» (اعتبار) که خون صنعت است باید بچرخد، نه سود بانکی.

او ادامه داد: بانک مرکزی نیز اکنون به این جمع‌بندی رسیده است و با خطوط مختلفی که برای بانک‌ها تعیین کرده، تلاش می‌کند این جریان مدیریت شود؛ خالص این جریان باید در حساب بانکی بنشیند، اما ناخالص آن باید بتواند به‌راحتی جریان پیدا کند.

این اقتصاددان با اشاره به ویژگی‌های صنعت فولاد گفت: صرف‌نظر از ابعاد بسیار مهم فیزیکی که سخنران قبلی به آن اشاره کردند، صنعت فولاد در همه جای دنیا به سرمایه‌گذاری ثابت بسیار بالایی نیاز دارد. بنابراین پول بزرگی در این صنعت قفل می‌شود.

نیلی افزود: مسئله دوم، سرمایه در گردش بسیار بزرگ است که باعث می‌شود دائماً کسری و مازاد اتفاق بیفتد. علاوه بر این، زنجیره تأمین لایه‌بندی دارد، چرخه‌های طولانی دارد و با نوسانات شدید قیمت و ریسک‌های کلان مواجه است. بنابراین نسبت سرمایه در گردش به فروش می‌تواند بالا باشد و این شرایط نیز تا اطلاع ثانوی با ما همراه خواهد بود.

او گفت: ریسک را می‌توان مدیریت کرد، اما نااطمینانی را نمی‌توان به همین شکل مدیریت کرد. البته می‌توان از طریق سناریوسازی، نااطمینانی را به ریسک تبدیل کرد، اما همه‌چیز در اختیار ما نیست. اقتصاد کشور در شرایط جنگی قرار دارد و باید با همین شرایط مدیریت کنیم.

نیلی با اشاره به شرایط اقتصادی کشور گفت: نمی‌توان شرایط را عوض کرد؛ سؤال این است که چگونه باید آن را مدیریت کنیم. فعلاً اولویت کشور از لحاظ اقتصادی نمی‌تواند رشد باشد. شرایط فعلی، شرایط بقاست. در پارادایم بقا، سرمایه در گردش بسیار مهم‌تر از سرمایه‌گذاری ثابت است.

[فرهاد نیلی]

دانلود

او افزود: باید همین سطح تولید را حفظ کنیم، همین سطح اشتغال را حفظ کنیم و تاب‌آوری زنجیره را حفظ کنیم. بنابراین بهینه‌یابی و بهینه‌سازی سرمایه در گردش به یکی از مهم‌ترین مسائل تبدیل می‌شود. ابعاد این مسئله بسیار بزرگ است و باید دغدغه هیئت‌مدیره و مدیرعامل باشد.

این اقتصاددان ادامه داد: داشبوردهای گذشته‌نگر کافی نیستند. فکر نکنیم صرفاً با قرار دادن یک سیستم Business Intelligence، مسئله حل می‌شود. داده با ریزدانگی بالا و داده آنلاین، به کمک هوش مصنوعی، می‌تواند کمک کند که آینده را ببینیم و متناسب با آینده تصمیم بگیریم.

نیلی با اشاره به سناریوهای پیش‌روی اقتصاد ایران گفت: همان‌طور که سخنران قبلی سناریوها را به‌خوبی توضیح داد، ما بین سه وضعیت در حال چرخش هستیم. نمی‌توان گفت ممکن است به رشد نرسیم یا به رشد برسیم؛ هر زمان که به رشد برسیم، از آن استقبال می‌کنیم، اما این موضوع در اختیار ما نیست. ممکن است در این وضعیت گرفتار شویم و هرچه به سمت آن نزدیک‌تر شویم، مسئله سرمایه در گردش مهم‌تر می‌شود.

او گفت: چگونه می‌توان تاب‌آوری زنجیره را افزایش داد؟ با افزایش سیالیت سرمایه در گردش و مدیریت «سیاه‌چاله‌ها»؛ سیاه‌چاله‌هایی که نقدینگی وارد آنها می‌شود و قفل می‌شود.

نیلی تأکید کرد: نقدینگی فقط بُعد ریالی ندارد؛ نقدینگی، ریال ضرب در زمان است. بنابراین حتماً باید عامل زمان را به آن اضافه کنیم. قفل شدن پنج‌روزه نقدینگی می‌تواند یک زنجیره را بشکند و باید به آن توجه داشت.

او افزود: این مسئله جهانی است. حتی جهان نیز که با شوک‌های ما مواجه نیست، مدیریت سرمایه در گردش را به عنوان یک اولویت بسیار بزرگ در نظر گرفته است. بنابراین باید ببینیم چگونه می‌توان بهره‌وری را افزایش داد؛ البته بهره‌وری فقط بهره‌وری فیزیکی نیست.

نیلی ادامه داد: ویژگی‌های ایران را نیز باید در نظر گرفت؛ اقلیم، آب، انرژی و شوک‌های ژئوپلیتیکی. ما هشت واقعیت را در اقتصاد ایران داریم که هرچه از اسفند سال گذشته به امروز نزدیک شده‌ایم، اهمیت آنها برای ما بیشتر شده است.

او نخستین مسئله را سیاست کنترل ترازنامه بانک‌ها دانست و گفت: فعلاً بانک مرکزی برای کنترل تورم، کنترل ترازنامه را گذاشته و اجازه نمی‌دهد ترازنامه بانک‌ها بیش از ۲.۵ درصد در ماه بزرگ شود. این میزان بسیار کمتر از نیاز شماست. بنابراین باید توجه داشت که در این زمینه کاری از بانک ساخته نیست.

نیلی دومین مسئله را تحریم‌ها عنوان کرد و افزود: تحریم وجود دارد. هر تلاشی هم که دیپلمات‌ها انجام می‌دهند و هر روزنه‌ای که ایجاد می‌شود، تا زمانی که بتوانید با بانک‌های کارگزار کار کنید،LC باز کنید و دسترسی‌های مالی ایجاد کنید، زمان می‌برد. بنابراین این محدودیت فعلاً وجود دارد.

او ادامه داد: هرچه زمان می‌گذرد، ماندگاری و دوام سرمایه کمتر می‌شود و این شاید مهم‌ترین مسئله کشور باشد. مسئله بعدی نیز نرخ بالای تأمین مالی است. هزینه تأمین مالی بسیار زیاد شده و اکنون نرخ‌های بالای ۵۵ و حتی ۶۰ درصد برای تأمین مالی وجود دارد.

نیلی با اشاره به محدودیت ابزارهای تأمین مالی گفت: ابزارهای تأمین مالی ما نیز به دلایل مختلف، از جمله شرایط بازار سرمایه، نمی‌توانند به اندازه کافی تأمین مالی کنند.

او درباره وضعیت بازار ارز نیز گفت: نوسانات ارزی ما قابل توجه است. برای نخستین بار در کشور، موضوعی در حوزه ارزی اتفاق افتاده که باعث شده تقاضا برای واردات کاهش پیدا کند و جهش نکند. بنابراین فکر نکنیم معجزه‌ای اتفاق افتاده است؛ تقاضا کاهش پیدا کرده و از این جهت با مسئله مواجه هستیم.

این اقتصاددان افزود: از طرف دیگر، شرکت‌ها با یکدیگر کار می‌کنند و حساب‌ها را بدهکار و بستانکار می‌کنند، اما مسئله این است که چگونه می‌توان این جریان را در کنار هم قرار داد. شفافیت نیز بسیار پایین است و اطلاعات پراکنده است.

نیلی با تشبیه وضعیت اقتصادی به یک بیمار گفت: فعلاً این وضعیت مانند فردی است که مشکلات متعددی دارد و دچار پوکی استخوان شده و دو مهره او نیز آسیب دیده است. اما فیزیک بدن را نمی‌توان عوض کرد.

او ادامه داد: از سوی دیگر، ما فکر کردیم از حدود چهار سال پیش«SCF» (تأمین مالی زنجیره تأمین) معجزه می‌کند. شرکت‌ها به سراغ بانک‌ها رفتند و بانک ایجاد کردند، اما مشکل حل نشد؛ چراکه هر حلقه به صورت جداگانه از بانک تأمین مالی می‌‌شود.

نیلی تأکید کرد: سرمایه در گردش باید بتواند بچرخد و اصل کار همین است. اگر خون در بدن لخته شود، مشکل ایجاد می‌شود. امروز ما مانند بدنی هستیم که خون آن به جای سیال بودن، در نقاط مختلف لخته شده است.

او افزود: نباید انتظار داشته باشیم که با ابزارهای سنتی تأمین مالی و ایجاد LC داخلی و با نگاه خطی شرکتی، هر شرکت را به صورت یک واحد جداگانه ببینیم، مسئله حل شود. در حالی که نکته اصلی، زنجیره است.

این اقتصاددان گفت: من اصلاً وارد بحث مهندسی زنجیره نمی‌شوم، چون تخصص آن را ندارم، اما زنجیره را از بعد فایننس (تأمین مالی) نگاه می‌کنم. یک زنجیره بزرگ باید بتواند همه تعهدات کوچک زنجیره را «آندِررایت» (پشت نویسی) کند تا ریسک پایین بیاید. اتفاق پایین باید توسط اتفاق بزرگ‌تر پشت‌نویسی شود، اما این اتفاق نمی‌افتد.

نیلی ادامه داد: نظام بانکی، هر شرکت یا هر حلقه زنجیره را به صورت جداگانه اعتبارسنجی می‌کند. بنابراین باید بتوانیم دریافتنی‌ها را دست‌به‌دست بچرخانیم، یک جریان نقدی ایجاد کنیم و سیالیت آن را در گردش افزایش دهیم.

او در تشریح پارادایم سنتی تأمین مالی گفت: بخش بسیار بزرگی از نظام مالی ما بر پایه بدهی است. ما دو مدل تأمین مالی داریم، بر پایه بدهی و مبتنی بر سرمایه. تامین مالی در اقتصاد ایران مبتنی بر بدهی است که بسیار محدود و گران است و در واقع گران‌ترین منبعی است که هر شرکت می‌تواند داشته باشد. تسهیلات یعنی چه؟ یعنی پول بانکی از حساب سپرده‌گذار می‌آید و وارد حساب شرکت می‌شود و بعد دیگر قابل ردیابی نیست. در حالی که اگر بانک تجاری باشد، باید منابع آن بتواند در اقتصاد بچرخد. اما بانک‌های ما عمدتاً به بانک‌های سرمایه‌گذاری تبدیل شده‌اند و با این ابزارها و نیازها و نهادها، دیر یا زود تأمین مالی صنعت فولاد و صنایع انجام می‌شود.

او گفت: وقتی این چرخه را به صورت سیستمی نگاه می‌کنیم، زنجیره تأمین، بانک، بازار سرمایه و صنعت فولاد وجود دارند، اما در وسط این مجموعه باید موتوری وجود داشته باشد که بتواند آن را بچرخاند. این موتور، سرمایه در گردش است، اما سرمایه در گردش به عنوان یک موتور کار نمی‌کند، چراکه داده‌ها اصلاً جمع نمی‌شوند.

نیلی ادامه داد: اینکه بدانیم شرکتی که داخل یک هلدینگ است، اولین پرداختش چه زمانی است، پرداختنی‌ها بر اساس تاریخ، مبلغ و ریسک طرف مقابل مرتب شوند و دریافتنی‌ها نیز بر همین اساس مرتب شوند، نیازمند این است که خزانه‌داری این موارد را با هم تطبیق دهد.

او افزود: این کار نیازمند داده است، اما داده وجود ندارد که یک کارمند با لیسانس آمار یا فوق‌لیسانس اقتصاد آن را مدیریت کند. حتماً باید ماشین هوش مصنوعی سوار شود و الگوها را استخراج کند.

نیلی گفت: هوش مصنوعی باید بتواند الگوها را استخراج کند و بر اساس آن مشخص شود هر دریافتنی با چه ریسکی مواجه است. ریسک پول باید برای هرکدام از این موارد جداگانه محاسبه شود و سپس این نهاد بتواند آنها را مدیریت کند.

او با اشاره به ضرورت ایجاد نهادهای جدید گفت: این نهاد باید ترکیبی از فناوری و فایننس باشد؛ ما در کشور باید «فین‌تک»هایی برای این کار ایجاد کنیم.

این اقتصاددان در ادامه با اشاره به نسل‌های مختلف انقلاب صنعتی گفت: همان‌طور که در کتاب‌های مربوط به نسل‌های انقلاب صنعتی، انقلاب صنعتی اول، دوم، سوم و سپس انقلاب صنعتی چهارم توضیح داده شده، واقعیت این است که بخشی از صنعت ما میراث نسل اول است؛ جایی که تولید مهم‌ترین ظرفیت و مهم‌ترین مسئله است و افتخار آن به تولید است، اما خیلی توجه نمی‌شود که تولید با چه هزینه‌ای صورت می‌گیرد.

نیلی افزود: اینکه تولید چقدر به محیط زیست لطمه می‌زند، توجه زیادی نمی‌شود. انرژی مورد استفاده برای تولید نیز به اندازه کافی مورد توجه نیست. از همه مهم‌تر، تکنولوژی ارزش افزوده ایجاد می‌کند. بنابراین نسل اول را در کشور داریم و نسل دوم را نیز داریم، اما بخشی از نسل سوم را نداریم.

او گفت: نسل سوم یعنی دانش فنی و فناوری را واقعاً در کشور داریم. اما بانک‌ها را نمی‌توان بیش از یک حد کشید؛ از یک جایی به بعد پاره می‌شوند و بانک مرکزی نیز اجازه نمی‌دهد این محدودیت‌ها بیش از حد کشیده شود. در برخی موارد حق با بانک مرکزی است و در برخی موارد قدرت و اختیار آن را دارد؛ ما وارد قضاوت نمی‌شویم.

نیلی تأکید کرد: باید نهادی داشته باشیم که «الاستیک» باشد و بتواند کش بیاید. این کار ترکیبی از نگاه اکوسیستمی، بهینه‌سازی سرمایه در گردش و هوشمندسازی فرآیند است، اما بدون داده باکیفیت و ریزدانه حاصل نمی‌شود.

او با طرح این پرسش که چرا باید این تغییر صورت گیرد، گفت: چرا باید این کار را انجام دهیم و چرا نباید اجازه دهیم وضعیت مانند انرژی شود؟ ناترازی انرژی به ما تحمیل شد و بعد گفتیم ناترازی آب، دغدغه اکولوژیک است و آن هم به ما تحمیل شد. اکنون فایننس نیز به ما تحمیل شده است.

نیلی افزود: چون تکنولوژی کنترل تورم ما قدیمی است و با کنترل ترازنامه تلاش می‌کنیم تورم را کنترل کنیم، باید توجه داشته باشیم که در اقلیمی هستیم که بی‌ثباتی در آن وجود دارد. جنگ نیز موضوعی نیست که بتوانیم از اقلیم کشور حذف کنیم. ممکن است جنگ را از سر کشور برداریم، اما متأسفانه سایه جنگ همچنان وجود دارد و باید آن را مدیریت کنیم.

او ادامه داد: تحریم‌ها نیز فعلاً وجود دارند، نرخ‌های بالا، محدودیت دسترسی و نوسان نیز وجود دارد. در چنین شرایطی، سرمایه در گردش در زنجیره‌ها قفل شده، هزینه سرمایه افزایش یافته و ریسک عملیاتی بالا رفته و انعطاف‌پذیری به شدت کاهش یافته است.

نیلی گفت: در گذشته مزیت رقابتی، ظرفیت تولید بود و باید ظرفیت تولید را حفظ می‌کردیم، اما گرامر آن باید عوض شود. اکنون شرایط فعلی، شرایط سرعت گردش سرمایه است.

او افزود: اگر از شرایط بقا خارج شدیم و وارد رشد شدیم، در آن صورت سرمایه بلندمدت باید اضافه شود، اما نباید بانک‌محور باشد. هر شرکتی باید به اتکای ریسک و ترازنامه خودش بتواند اوراق منتشر کند. اما فعلاً باید تغییرات لازم در پارادایم صورت بگیرد.

این اقتصاددان تأکید کرد: ما درباره یک تغییر کوتاه‌مدت در حد مدیران رده دو شرکت صحبت نمی‌کنیم؛ درباره یک «پارادایم شیفت» صحبت می‌کنیم. این پارادایم شیفت باید همه ابعاد ماجرا و کل سیستم را دربر بگیرد.

نیلی با اشاره به اهمیت صنعت فولاد گفت: کل صنعت در لبه ضرورت این تغییر قرار دارد. صنایع غذایی فاصله‌ای با این شرایط دارند، پتروشیمی کمی فاصله دارد، نساجی فاصله بیشتری دارد، اما فولاد در لبه این وضعیت قرار دارد. بنابراین در فولاد باید تصمیم عاجلی نسبت به این پارادایم گرفته شود.

او افزود: اینکه چقدر می‌توان با بانک همراه شد، به نظر من زیاد نیست و برای بخش دیگر باید نهادسازی کرد و متناسب با آن تدبیر اندیشید.

نیلی سه ضرورت را مورد تأکید قرار داد و گفت: اول اینکه باید بهره‌ورتر کار کنیم، اما دامنه بهره‌وری دیگر فقط مواد نیست و باید کل استخر را دربر بگیرد. دوم اینکه باید هوشمندتر عمل کنیم؛ کارمند و کارشناس به تنهایی کفایت نمی‌کند و بدون هوش مصنوعی، با این حجم پیچیدگی اطلاعات نمی‌توان کار را پیش برد. سوم اینکه باید سرعت را افزایش دهیم، چون هزینه فرصت دیر تصمیم گرفتن بسیار زیاد شده است.

او گفت: این سه موضوع باید با هم دیده شوند. چرا باید پارادایم تغییر کند؟ چون پارادایم سنتی دیگر کار نمی‌کند و مشخص است که کار نمی‌کند. نباید صرفاً از نظام سنتی شکایت کنیم؛ باید مدل را تغییر دهیم.

نیلی تأکید کرد: اکنون نمی‌توانیم بگوییم باید نقدینگی در اختیار صنعت را بیشتر کنیم. این امکان وجود ندارد. باید به سمت پول بانکی و پول غیربانکی حرکت کنیم؛ پول غیربانکی یعنی اعتبار زیرخط که بتوانیم از آن استفاده کنیم.

او در تشریح تفاوت مدل سنتی و مدل جدید گفت: در مدل سنتی می‌گفتیم حتماً تأمین سرمایه از طریق وام باشد. توجه کنید که اقتصاد ما اقتصاد بهینه‌یابی نیست، چون بخش قیمت وجود ندارد؛ بنابراین همه‌چیز به راه‌حل گوشه تبدیل می‌شود؛ تا جایی که می‌توانی وام بگیر، تا جایی که می‌توانی ارز پیش‌خرید کن. این مدل سنتی است.

نیلی افزود: در مدل جدید، تمرکز باید بر بهینه‌سازی سرمایه موجود و آزادسازی آن باشد. همچنین تمرکز مدیریتی باید تغییر کند. قبلاً فقط ترازنامه را نگاه می‌کردیم، در حالی که ترازنامه مهم است، صورت سود و زیان و جریان نقد نیز مهم است، اما نگاه باید از درون سازمان خارج شود و کل زنجیره را در نظر بگیرد تا سیستم‌محور شود.

او گفت: قبلاً بازیگران کلیدی فقط بانک‌ها بودند، اما اکنون بازیگر کلیدی باید کل اکوسیستم باشد. تأمین مالی نیز در گذشته عمدتاً مقطعی و پروژه‌محور بود، اما در شرایط فعلی کشور، رشد در اولویت نیست.

نیلی ادامه داد: کشور از کیان خود دفاع می‌کند و فعلاً نمی‌تواند بر رشد متمرکز شود. هر زمان که مطمئن شدیم به اندازه کافی از کیان کشور دفاع کرده‌ایم و شرایط برای رشد فراهم شد، وارد پارادایم رشد می‌شویم. اما در پارادایم بقا نیز باید مدیریت کنیم. نمی‌شود این چند صد میلیارد دلار سرمایه و این چند میلیون شاغل را درست مدیریت نکرد.

او تأکید کرد: تا زمانی که شرایط کشور تغییر کند، باید با همین نگاه عمل کنیم. نوع تصمیم‌گیری نیز باید تغییر کند. تصمیم‌گیری جزیره‌ای و منفصل، هزینه‌های زیادی ایجاد می‌کند.

نیلی با اشاره به نمونه‌ای از سرمایه در گردش شرکت‌ها گفت: هر شرکتی باید ذخیره‌ای داشته باشد. یک شرکت نگران است که در روز دوازدهم حقوق پرداخت شده و ۱۸ روز دیگر باید حقوق بدهد و نمی‌داند چگونه این پرداخت را انجام دهد. باید جایی باشد که این ۱۸ روز پول را بگیرد و در روز بیست‌ونهم حساب شرکت را بستانکار کند. ۱۸ روز زمان بزرگی است، اما ما آن را نادیده می‌گیریم، چون نگرانیم و ریسک طرف مقابل داریم.

او ادامه داد: اما داخل یک زنجیره که نظم مشخصی دارد، می‌توان این مسئله را مدیریت کرد. در زنجیره اعمال دیسیپلین بسیار راحت‌تر است. اگر شرکتی از مقررات و پروتکل‌های تعیین‌شده تخطی کرد، می‌توان آن را برای مدتی از نظام کنار گذاشت تا منضبط شود و سپس به زنجیره برگردد.

نیلی گفت: «بلک‌لیست» کردن و کنار گذاشتن یک عضو از زنجیره برای مدت محدود، می‌تواند موجب ایجاد انضباط شود. این یکی از مزیت‌های بزرگ زنجیره است.

او با اشاره به نقش شرکت‌های بزرگ در حکمرانی زنجیره گفت: نباید صرفاً از نظام حکمرانی شکایت کنیم. حکمران در بالا نشسته است، اما بزرگ زنجیره نیز بخشی از حکمرانی را بر عهده دارد. 

نیلی افزود: به نظر من، بزرگ‌ترین مسئولیت اجتماعی شرکت‌های بزرگ، اعمال بهداشت اعتباری داخل زنجیره است. ابزار آن را نیز دارند؛ می‌توانند برای یک عضو محدودیت ایجاد کنند و در صورت رعایت نکردن مقررات، آن را به صورت موقت کنار بگذارند.

او تأکید کرد: بنابراین نوع تصمیم‌گیری نیز باید «کانکت» باشد و شاخص‌های کلیدی باید تغییر کند. چه در OKR و چه در KPI، باید شاخص‌هایی را ببینیم که بُعد «ریال × زمان» را رصد می‌کنند. شاخص‌های نقدینگی که در نهایت در چرخه نقدینگی جمع می‌شوند، از مهم‌ترین شاخص‌هایی هستند که باید پایش شوند.

نیلی در پایان گفت: معماری این سیستم باید بر اساس مفهوم «X as a Service» شکل بگیرد. یعنی هر چیزی مثل یک سرویس در نظر گرفته شود. نظام فایننس نیز می‌تواند به عنوان یک سرویس، مجموعه‌ای از مایکروسرویس‌ها داشته باشد که مانند قطعات لگو کنار هم قرار می‌گیرند و اگر یکی از آنها نباشد، سیستم کار نمی‌کند.

او افزود: ما به مدیریت سرمایه، سیستم‌های شفاف و قابل رصد، خزانه‌داری هوشمند و بهینه‌سازی جریان نقد نیاز داریم. این مجموعه می‌تواند کمک کند صنعت فولاد از این گذرگاه عبور کند، با این فرض که مسائل انرژی، آب و محیط زیست نیز در مسیر دیگری مدیریت شوند.

نیلی در پایان تأکید کرد: بخشی از ظرفیت ذهنی مدیرعامل و هیئت‌مدیره باید صرف این شود که معماری درست را ایجاد کنند تا بتوانند از این شرایط عبور کنند. هدف این است که حکمران را در معرض انتخاب میان بقای صنعت و کنترل تورم قرار ندهیم و بتوانیم منابع خود را با کمترین نیاز به پول بانکی مدیریت کنیم و به فعالیت صنایع ادامه دهیم.

در حال تکمیل است....

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.