عراقچی: اینکه فکر کنیم مذاکره باعث جنگ شد، درست نیست/ اگر آتشبس را ۱۰ روز زودتر پذیرفته بودیم الان لاریجانی، خطیب و فولاد مبارکه را داشتیم/ آمریکا به کشورهای منطقه گفته بود یک ماه طاقت بیاورید، جنگ ایران تمام خواهد شد
سید عباس عراقچی، وزیر خارجه کشورمان در نشستی صمیمانه در مستند «ماجرای جنگ ۲» به روایت جواد موگویی، حضور یافت و سوالات این مستندساز درباره تجاوزات آمریکا- اسرائیل علیه کشورمان به گفتگو نشست،
عراقچی در پاسخ جواد موگویی با انتقاد از رویکرد وزیر امور خارجه ایران و در پاسخ به این جمله که «دست فرمان شما ما را به جنگ کشانده است» تأکید کرد: دست فرمان من نبود. آغاز جنگ، تصمیمی از طرف مقابل بود و ما میخواستیم دست فرمان او را به سمتی غیر از جنگ ببریم. اینکه فکر کنیم مذاکره باعث جنگ شد، درست نیست؛ کما اینکه مذاکره اصلا تصمیم شخص من نبود و یک تصمیم جمعی بود. خاتمه جنگ، یک تصمیم جمعی است که توسط شورای عالی امنیت ملی اخذ میشود و همه میدانند که تصمیمات این شورا چه زمانی اجرایی میشود.
او همچنین در پاسخ به اظهارات میزبان که گفت «اگر جنگ را ادامه میدادیم بهتر بود» اظهار داشت: جسارتا تصمیمگیری در این موضوع با من یا شما نیست. خوب هم هست که تصمیمگیری با ما نیست. همه چیز از تصور ایران ضعیف شروع شد. طرف مقابل فکر میکرد ایران بازدارندگی منطقهای خود را از دست داده و برای جبران آن به سمت بازدارندگی هستهای پیش خواهد رفت و لذا باید تجهیزات هستهای آن را از بین برد. با این تصور، جنگ ۱۲ روزه آغاز شد، هرچند پیش از آن نیز دو، سه بار شرایط تا آغاز جنگ پیش رفته بود که به علت فعالیتهای دیپلماتیک و ایجاد نگرانی بابت جنگ در منطقه، جلوی آن را گرفتیم. طرف مقابل دیپلماسی را امتحان کرد و از اول هم بر غنیسازی صفر تاکید داشت. ما در این زمینه مقاومت کردیم و وقتی دیدند از طریق مذاکره نمیتوانند به این خواسته خود برسند، جنگ را شروع کردند. بنابراین ایستادگی ما بر مواضع خودمان در مذاکره، باعث شد طرف مقابل جنگ را امتحان کند که شکست خورد.
وزیر امور خارجه ایران همچنین در پاسخ به سوالی مربوط به عواقب پذیرفته شدن پیشنهاد اولیه آمریکا پیش از جنگ گفت: اگر ما آن را میپذیرفتیم و هر آنچه که دشمن به دنبال آن بود را به آن میدادیم، الگویی شکل میگرفت که دشمن به این باور میرسید که هرموقع چیزی میخواهد بیاید بزند و سپس جمهوری اسلامی به آن میگوید، باشد هرچه میخواهی بردار. این الگو نباید شکل میگرفت.
وزیر امور خارجه ایران همچنین با اشاره به دور اول مذاکرات تهران و واشنگتن پیش از شروع جنگ ۱۲ روزه و سفر «بدر البوسعیدی»، وزیر امور خارجه عمان به واشنگتن، گفت: آقای ابوسعیدی رفت به واشنگتن و از آنجا با من تماس گرفت.
عراقچی همچنین در بخش دیگری از اظهارات خود، با اشاره به سخنان «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی علیه ایران افزود: نتانیاهو گفته بود که یک کار تمام نشده باقی مانده است و با یک تحلیل غلط، ترامپ را به جنگ با ایران کشاند. دشمن از تسلیم بیقیدوشرط شروع کرد و نهایتا به امضای یادداشت تفاهم با ایران رسید؛ یعنی ایران به عنوان یک ابرقدرت در برابر آمریکا نشست و این کشور را وادار کرد به حاکمیت جمهوری اسلامی احترام بگذارد.
شورای عالی امنیت ملی تصمیم به خاتمه جنگ گرفت
وزیر خارجه در پاسخ به این سخنان که اگر مقاومت در جنگ ۱۲ روزه را ادامه میدادیم، جنگ ۴۰ روزه رخ نمیداد، گفت: این تصور در طرف مقابل هم وجود دارد که اگر جنگ ۱۲ روزه را ادامه می دادید به نتیجه می رسیدید. چون جنگ ۱۲ روزه و درسهای آن باعث شد ما قویتر و آمادهتر برای جنگ بعدی شویم. ما از جنگ ۱۲ روزه درسهای نظامی زیادی گرفتیم، درسهای سیاسی هم گرفتیم، اما درسهای نظامی بسیار مهمی به دست آوردیم. اولاً تصمیم برای خاتمه جنگ، یک تصمیم جمعی بود. شورای عالی امنیت ملی این تصمیم را گرفت و مصوبات شورای عالی امنیت ملی نیز مشخص است که در چه زمانی اجرایی شوند.
عراقچی افزود: : از روز چهارم جنگ ۴۰ روزه، یکی از اندیشکدههای آمریکایی تحلیلی منتشر کرد و گفت روزانه بین ۱۰ تا ۲۵ درصد از لانچرهای ایران از بین میرود و تا پایان اسفند، ایران حداکثر میتواند توان شلیک خود را حفظ کند. این ارزیابی بر چه اساسی بود؟ بر اساس تجربه آنها از جنگ ۱۲ روزه. اما غافل از اینکه در این ۸ ماه، سیستم لانچری ایران کاملاً تغییر کرده بود و به شکلی درآمده بود که هرچه آنها هدف قرار میدادند، جایگزین میشد. این فقط یکی از اقداماتی بود که در این مدت انجام شده بود. در جنگ ۱۲ر روزه هم ما با توجه به میزان تابآوریهای خودمان و تابآوری اجتماعی، چون خودمان نیز برای جنگی با این شکل و ابعاد آماده نبودیم، تصمیم گرفتیم که متوقف شویم.این تصمیم درست یا غلط، در جای خود باید در تاریخ قضاوت شود، اما به نظر من تصمیم درستی بود که نظام گرفت و آثار آن را نیز در جنگ بعدی دیدیم. یعنی جنگ دوازدهروزه مقدمهای شد برای پیروزی در جنگ ۴۰ روزه.
وزیر خارجه افزود: یکی از رهبران منطقه با خوشحالی به من گفت جنگ قطعی است و درخواست کرد ما پاسخ ندهیم، زیرا رهبری را هدف می گیرند. من گفتم هر نقطهای از ایران مورد حمله قرار گیرد، با پاسخ متقابل مواجه خواهد شد. این باعث عصبانیت آن رهبر منطقه شد و گفت هیچکس نمیتواند ما را تهدید کند. بعدا آمریکا به کشورهای منطقه گفته بود یک ماه طاقت بیاورید، جنگ تمام خواهد شد و بعد از آن، مسئله برای همیشه پایان میگیرد. تجربه ونزوئلا، این تحلیل غلط را به آمریکا داده بود که اگر رهبری از میان برداشته شود، نظام از هم فرومیپاشد. الآن کشورهای دوست ما، میگویند به آنان هشدار داده بودند که ایران فرق دارد. ما در جنگ ۴۰ روزه اگرچه در بعد نظامی غافل نشدیم، اما در محافظت از مقامات سیاسی غفلت کردیم.
بمباران بیت رهبری از طریق حفره امنیتی صورت گرفت و این حفره همچنان وجود دارد
عراقچی در پاسخ به سوالی درباره لحظه حملات رژیم صهیونیستی و آمریکا به بیت رهبری گفت: بمباران بیت از طریق حفره امنیتی صورت گرفته و این حفره امنیتی همچنان وجود دارد. این حفره امنیتی در جهتگیری در تصمیمسازیها هم اثرگذار است!
وزیر امور خارجه ایران در بخش دیگری از گفتوگوی خود با موگویی با اشاره به جلساتی که بهطور همزمان در اولین روز جنگ ۴۰ روزه آماج حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفتند، گفت: از جمعه ۸ اسفند فضا بهسمت جنگ رفته بود. من ۸ صبح شنبه با رئیسجمهور دیدار داشتم و به او گفتم که «فضا جنگی است». ما معمولاً گزارشها را به آقای حجازی میدادیم و ایشان به رهبری منتقل میکرد. من ساعت ۹ با آقای حجازی دیدار داشتم و گزارش مذاکرات را به ایشان منتقل کردم و وقتی داشتم به فضای سنگین جنگی اشاره میکردم، آنجا هدف حمله قرار گرفت. شورای راهبردی روابط خارجی همان ساعت جلسه ثابت هفتگی داشت. رهبر شهید انقلاب در دفترشان حاضر بودند. شهید شمخانی هم جلسه شورای دفاع را تشکیل داده بود. جلسه شهید شمخانی با فرماندهان در شورای دفاع، دفتر شهید شیرازی، دفتر آقای حجازی و دفتر رهبر شهید اهداف دشمن در محدودهٔ بیت رهبری بودند.
عراقچی در پاسخ به سوال موگویی درباره «غیرطبیعی بودن همزمانی این جلسات» تأکید کرد: آن روزها در هر ساختمانی میرفتی یک جلسه درحال برگزاری بود. به نظر من مسئله مهم اطلاع داشتن دشمن از این جلسات است و احتمالا علت آن حفره امنیتی است که ممکن است هنوز وجود داشته باشد و نیروهای امنیتی دنبال آن هستند. من معتقدم که این حفره امنیتی فقط در نفوذ و گرفتن اطلاعات فعال نیست بلکه در جهتگیری تصمیمها و جهت دهی به فضای روانی ما نیز فعالیت میکند. به باور من آنها (آمریکا و رژیم صهیونیستی) میدانستند که آقا هر روز صبح در دفترشان هستند و هدف در دسترسی هستند. آقا اخلاقی داشتند که نمیرفتند در پناهگاه و دشمنان متوجه شدند که جلسه فرماندهان در نزدیکی ایشان برگزار میشود و به همین دلیل آن لحظه را برای حمله انتخاب کردند.
او در ادامه اظهار داشت: جلسه وزارت اطلاعات نیز بهطور همزمان درحال برگزاری بود اما آن جلسه در محل بسیار دورتری برگزار شد و این فاجعه رخ داد.
وزیر خارجه درباره جزئیات گفتوگوهای خود با «استیو ویتکاف» فرستاده ویژه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا گفت: در یکی از صحبتهایمان در اسلامآباد فکر کنم به ویتکاف و آمریکاییها گفتم تاحالا شده در جلسهای شرکت کنید که هر لحظه ممکن باشد آن جلسه منفجر شود؟ هاج و واج ما را نگاه میکردند. به آنها همچنین گفتم تا حالا شده زمانی که با تلفن صحبت میکنید، احتمال بدهید که ممکن است هر لحظه تلفن منفجر شود؟ تاحالا شده هنگامی که با خانواده خود صحبت میکنید، احتمال بدهید که ممکن است این گفتوگو آخرین گفتوگویتان باشد؟ به آنها گفتم که ما همه این مسائل را تجربه کردهایم و میکنیم و همچنان ایستادهایم. با ما باید جور دیگری صحبت کنید؛ نمیتوانید ما را تهدید یا تطمیع بکنید. در طول مذاکرات پیش از جنگ ۱۲ روزه، آنها آمده بودهاند جمهوری اسلامی را تطمیع کنند.
او افزود: همان موقع به آمریکاییها گفتم که غنیسازی فروشی نیست. این چیزی که مردم ایران بخاطر آن ۲۰ سال تحریم را تجربه کردهاند. خون پای این مسئله ریخته شده است، مگر میتوان آن را فروخت؟ حالا بیایید بگویید که این نیروگاه را برای شما میسازم.
عراقچی همچنین با اشاره به تهدیدهای آمریکا علیه مقامات ایرانی اظهار داشت: باید کسانی را تهدید کنند که بترسند، ما هر لحظه منتظریم بلایی سرمان بیاید. در چنین شرایطی نمیتوانید ما را تهدید کنید. اینجا ونزوئلا نیست که با برداشته شدن یک نفر، بقیه بترسند.
وزیر خارجه در ادامه درباره آغاز تجاوزات آمریکایی-صهیونیستی به ایران گفت: پس از اینکه دشمن آرایش نظامی خود در منطقه را کامل کرد، مجددا درخواست مذاکره برای غنیسازی صفر را مطرح کرد و میگفتند اگر این را قبول نکنید، دوباره حمله خواهیم کرد. پس از بحثهای فراوان، مجددا جمعبندی این شد که مذاکرات را آغاز کنیم و عمده هدف ما هم اتمام حجت بود تا بعدا کسی نگوید اگر مذاکره کرده بودید، جنگ نمیشد. ما در دستگاه سیاست خارجی و نیروهای نظامی مطمئن بودیم که مجددا جنگ خواهد شد و به همین دلیل با مذاکره موافقت کردیم. ما اعلام کرده بودیم دولت و نیروهای مسلح، به امید ما مذاکرهکنندگان ننشینند. در نتیجه همین آمادگی، تنها دو ساعت پس از آغاز جنگ رمضان، پاسخدهی را شروع کردیم. از همان روز اول برنامهریزیها انجام شد که در صورت هدف قرار گرفتن رهبری، تنگه هرمز را ببندیم.
وی درباره سخنانش درباره سناریوهای پیشبینی شده از جمله به شهادت رسیدن رهبر معظم انقلاب گفت: حتی سناریوهایی نوشته شد بود که در صورت به شهادت رسیدن رهبر چه اقداماتی انجام شود. این سناریو نه تنها پیشبینی شده بود، بلکه کد داشت، کد ۱۱۰ . اما در طول جلسات کسی دلش نمیآمد که این سناریو را مطرح کند.
عراقچی در پاسخ به اینکه چندین در حین مذاکرات باعث کاهش اعتبار مذاکرهکنندگان میشود، گفت: ما برای حفظ اعتبار و آینده سیاسی خودمان کار نمیکنیم. اگرچه برخی هستند که یک سری تصمیمات را صرفا برای اعتبار خود میگیرند، اما من چنین رویکردی را خیانت میدانم. ما آن زمان (بین دو جنگ) کمیته هستهای را در داخل دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی تشکیل دادیم که اکنون به کمیته مذاکرات تبدیل شده و به کمیته ۶ نفره معروف است. ابتدا، شهید شمخانی مسئولیت این کمیته را بر عهده داشت و سپس که شهید لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی رسید، ریاست این کمیته را بر عهده گرفت. تمام بحثهای مربوط به مذاکرات، در این کمیته صورت میگرفت و مصوبات آن، عینا همان روال مصوبات شورای عالی امنیت ملی را طی میکرد. در آنجا، تعابیر جالبی در مورد مذاکرهکنندگان به کار گرفته میشد.
وزیرخارجه با تاکید بر اینکه ما نمیجنگیم مگر هزینه نجنگیدن از هزینه جنگیدن بیشتر باشد، افزود: منطقه هنگامی متوجه شد که جنگ جدی است که زیرساختهایش هدف قرار گرفت.
وزیر امور خارجه همچنین در پاسخ به دلیل پذیرفته شدن آتشبس و انتقادات برخی علیه آن، تأکید کرد: اگر آتشبس را ۱۰ روز زودتر پذیرفته بودیم، لاریجانی (شهید علی لاریجانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی ایران)، خطیب (شهید سید اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات)، عسلویه و فولاد مبارکه را همچنان داشتیم.
عراقچی در پاسخ به گمانهزنی موگویی درباره نتایج احتمالی عدم پذیرش آتشبس و اینکه «شاید باعث میشد دشمن تصمیم میگرفت دیگر حمله نکند» گفت: با شاید که نمیشود تصمیم گرفت. باید قطعی تصمیم گرفت. اگر و مگر ندارد و نمیشود با سرنوشت کشور و مردم قمار کرد.
وزیر امور خارجه همچنین در پاسخ به این سوال که پس «نظامیان (با آتشبس) موافق بودند» افزود: اصل کاری نظامیان هستند.
عراقچی درباره شرایط خودش در طول جنگ گفت: در مدت جنگ ۴۰ روزه، من و معاونین و همکارانم ساختمان وزارت امور خارجه را ترک نکردیم. جای امنی وجود نداشت و تونل هم مصائب خودش را داشت. شبها جاهای مختلف میرفتیم و به محافظینم میگفتم شما نیاید، دشمن موشک میزند و از شما کاری بر نمیاید، بیخودی شهید میشوید.
او افزود: همه مسئولین تلفن همراه خود را کنار گذاشتند، اما من نمیتوانستم تلفنم را کنار بگذارم. همه تماسهایم با وزرای خارجی، مصاحبهها، تماسها و حتی تماسها با سفارتخانههای خودمان را باید انجام میدادم. تنها چیزی که یک مقدار ضریب خطر را پایین می آورد این بود که در طول روز ساعتهایی را سوار ماشین میشدیم و در شهر میچرخیدیم.
عراقچی در پاسخ به این که تونل رفتید یا خیر، با مزاح گفت: یکی دو بار برای جلسات در تونل رفتم اما در تونل نماندم. تونل بسیار است. یک سری ساختمان مستحکم هم وجود دارد اما چون ممکن است بار دیگر جنگ شود اجازه دهید اینها را نگه داریم برای آن موقع. ممکن نبود همه مسئولین را به تونلها دعوت کرد. به هر طریقی توانستیم میزان شهادت مسئولان را پایین بیاوریم.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.