علی لاریجانی؛ سیاستمداری که در وسط میدان ماند و به اوج عاقبت بخیری رسید

جوانی پرشور بود و گاهی همین شور، او را به خطاهایی می‌کشاند که بعدها خود به آنها اذعان داشت؛ مسیری پرفراز و نشیب و تجربه گران درس‌های زندگی. در آغاز دهه چهل و با روی کار آمدن دولت نهم که همه امیدوار بودیم کشورمان دوران باشکوهی را آغاز کند، مسوولیت شورای عالی امنیت ملی را بر عهده گرفت. دریغا که این امیدواری خیلی زود به خزان نشست و نگاه تیزبین او، انحراف تندروی‌ها را دریافت و با اشاره صریح به اینکه «با افراط آسیب می‌بینیم» خیلی زود راه خود را از احمدی‌نژاد جدا کرد و استعفا داد و صندلی را به جلیلی سپرد.

این تجربه تلخ اما آموزنده، او را به سوی پارلمان هدایت کرد. جایی که در رقابت با جریان سنتی‌تر، به ریاست مجلس رسید و کوشید تا راه میانه را برگزیند و از افراط دوری جوید. باری دهه پنجاه، باز هم آبدیده‌تر، آرام‌تر و باتجربه‌تر می‌نمود. هر چند مجلسی که او رییسش بود با مجلس آرمانی فرسنگ‌ها فاصله داشت و از منظر رئالیستی، امیدی به موفقیت آن نبود اما  در قلب هیاهوی سیاست، تلاشش برقراری تعادلی انسانی میان عقلانیت و عدالت، صراحت و مصلحت بود..

 کمک به دولت در مذاکرات بین‌المللی و تلاشی که نتیجه مستقیم درگیری او با تندروها بود؛ درگیری‌ای که به حمله فیزیکی به او در شهر قم انجامید، جایی که تندروها نماینده شهر خودشان را آماج حمله قرار دادند!

او که میوه وجودش به خوبی رسیده بود، ترجیح داد تا دیگر کاندیدای مجلس نشود و از تنش بیشتر بکاهد. دهه شصت اما، اوج پختگی او است. کاندیدای ریاست‌جمهوری شد تا با مرحوم رییسی رقابت کند. اما با ردصلاحیت شوکه‌کننده مواجه شد اما قهر نکرد و در سال جاری که کشورمان دو بار آماج حملات ناجوانمردانه شد با وجود نامهربانی‌های گذشته، احساس کرد مملکت به او نیاز دارد، پای کار آمد.

سرانجام، باشکوه‌ترین پرده این داستان، زمانی آشکار شد که حرامی‌ها برای بار دوم به ایران حمله کردند و او در وسط میدان ماند و همه کاری کرد و در اوج شور و اشتیاق در راهپیمایی قدس شرکت کرد و به‌رغم تهدیدها، شهادت را به عنوان زیباترین انتخاب و اوج عاقبت‌به‌خیری توصیف کرد.

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.